بره ای خداوند

  ۳۰ دقیقه

  ۱ مه ۲۰۱۱

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تکتیب می کند شنودگان عزیز برنامه راه راستی سلام امیدوارم که زندگی خوب و خداپسندانه داشته و از آرامش روحانی برخوردار باشید جای نهایت خوشی است که با تقدیم و ارائه برنامه دیگر از سلسله درسهای راه راستی در خدمت شما قرار داریم درس اینعابت خود را مثل همیشه بنامه خداونده مهربان آغاز می کنیم خدایی که می خواهد تمام انسانها راه راستی را که او برای آنها برگوزیده است بدانند تا باوی زندگی عبدی داشته باشند و دعا می کنیم که این سلسله درسهای ما باعث شناخت خداونده اقلقی برای شما گردد دعا می کنیم که ای خدایی مهربان تو را شکر و سپاس باد که مارا کمک می کنی و نان روزانی مارا برما آماده می کنی خدای پاک از تو می خواهیم که همیشه مارا از زشدی ها و پلیدی ها به دور داشته باش و به نیکی هدایت فرما خدای درس این افتره برای تمام شنانده های ما پر بار بساز تا از هدف و مقصد اصلی این درس ها آگاه شوند و به حقیقت تو پی ببرند که تو خدای واقعی هستی آمین موسیقی خب دوست من تایه دو درس قبلی ما دیدیم که ایسای مسی در ولادت و اخلاق خود بمانند بود در مورد ولادت او ما کشف نمودیم که تا هنوز هیچ کسی مثل ایسای مسی تولد نشده هست به خاطر که او در روی زمین هیچ پدر نداشت او از یک دختر باکره به قدرت روح القدس خداوند به دنیا آمد در مورد اخلاق ایسای مسی بمانند بود هیچ کسی تا هنوز با طبیعت مقدس مثل ایسای مسی به دنیا نیامده هست ایسای مسی از بدن مسلمان انسانها برخوردار بود اما طبیعت گنالود ما را در خود نداشت ایسای مسی آلوده به گناه نبود زیرا او نجادهندهی بود که خداوند به این جهان فرستاد تا بار گناهان ما را بردوش کشد در این درس ما تصمیم داریم مطالع خود را در کتاب انجیل مقدس ادامه داده ببینیم که حضرت یحیا پیامبر در مورد ایسای مسی چه شهادت داد یحیا پیامبر بود که خداوند او را قبل از مسی فرستاد تا راه را برای آمدنه نجادهنده آماده سازد در فصل اول انجیلی یوهنا کلام خداوند می فرماید شما مروری جان از فصل اول انجیلی یوهنا از آیت 19 تا 23 و از 26 تا 30 را برما بخوانید اینست شهادت یحیا وقت یهودیان ارشیلیم سیدان کلان و خادمین آنها لاویان را پیش او فرستادند تا بپرسند او کیست او از جواب دادن خودداری نکرد بلکه به طور واضع اعتراف نموده گفت من مسی نیستم آنها از او پرسیدند پس آیا تو ایلیاس استی؟ جواب داد نخیر پرسیدند پس که استی؟ ما باید به کسانه که ما را فرستادند جواب بذیهم در باره خود چی میگویی؟ او از زبان اشیای پیامبر جواب داد گفت من صدای ندا کننده هستم که از بیابان فریاد میزند راه خداوند را راست گردانید من در آب غطمی کنم اما کسی در میان شما استاده هست که شما او را نمی شناسید او بعد از من می آید ولی من حتی شایسته یا نیستم که بند بوتهایش را باز کنم این ماجرا در بیت انیا یعنی آن طرف به دریا اردن جایی که یهیا مردم را غطمی کرد واقع شد روز بعد وقتی یهیا ایسا را دید که طرف او می آید گفت ببینید اینست آن برای خدا که گناه جهان را بر می دارد اینست آن کسی که درباره اش گفتم که بعد از من مرد می آید که بر من تقدم و برطری دارد زیرا پیش است ولد من او وجود داشته هست خب شنم دگه گرامی بیایید اندکه در مورد شهادت یعنی گواهی یهیا پیامبر بیندشیم آیا شنیدید که یهیا پیامبر چگونه به مسیح اشاره نموده بیایید بار دیگر به کلام مقدس گوش فراده هم که می فرماید وقتی یهیا ایسا را دید که طرف او می آید گفت ببینید اینست آن برای خدا که گناه جهان را بر می دارد قبلن خاندیم که چگونه پیامبران خدا مسیح را با نامهای گناگون خطاب نموده اند مانند رهائی دهنده نجاد دهنده پادشا، آقا کلام خدا و پسر خدا اما حالا می شنیدیم که یهیا پیامبر به ایسا مسیح بنامه برای خدا اشاره می کند این یک لقب بسیار مهم بوده و قابل برسی می باشد چرا یهیا پیامبر ایسا را برای خدا نامید؟ آیا ایسا یک بره بود؟ نه، ایسا یک بره نبود همانطور که ما افغان ها شیر نمی باشیم اما اگر غیرت بچه افغان را تعریف می کنیم می گویم که شیر بچه افغان همه ما می دانیم که این فقط یک جنبه تعریفی دارد چون ما می خواهم از قدرت و جرعت چون شیر برخوردار باشیم اما چرا یهیا پیامبر ایسای مسیر را بنامه برای خدا نامید؟ چرا کسی بخواهد که مثل بره باشد؟ چرا یهیا پیامبر به طرف ایسا اشاره نموده برای شاگردانش گفت؟ ببینید این است آن برای خدا که گناه جهان را بر می دارد برای فهمیدن لقب برای خدا باید اول روز را باید بیاوریم که آدم و هوا مرتکب گناه شدند خداوند چی فرمود؟ در آن روز خداوند فرمود که مزد گناه مرک و آتش جهنم است و بیدون ریختن خون حیوان به عیب بخشایش گناهان وجود ندارد بنان ما دیدیم که چگونه حابیل دومین پسر آدم بفرمان خداوند ایمان آورده و برای ایرا قربانی نمود تا گناهان او را بپشاند وقت خداوند خون برا را دید از گناهان آبیل چشم پوشیده و او را آدل شمرد بخاطر که یک برای معصوم بیوز او قربانی شده بود در زم خداوند اندانیز گفت که خون حیوان نمیتوند برای همیشه برای کفاره گناهان انسان کفایت کند چون ارزش حیوان در از ارزش انسان می باشد برای قربانی فقط یک تصویر و علامتی بود از نجات هنده که قرار بود به جهان آمده خون خود را برای نجات فرزندان آدم بریزد تا ایشان در برابر خدا آدل شمرد شوند هفتصد سال قبل از میلاد مسیح یکی از پیامبران خدا بنامه اشیه در کتاب خود نوشد که به خاطر کفاره گناهان ما به کشترگاه برده خواهد شد او را مانند برای به کشترگاه بردند بنان از زمان ها بیل گرفته تا آمدن مسیح تمام کسان که به خدابند ایمان داشتند و او را احترام میکردند همه برای قربانی میکردند تمام پیامبران خدا مانند نوح ابراهیم موسا داود سلیمان و همه کسان که به کلام خدابند ایمان داشتند حیوانات به عیبرا قربانی نموده به خدابند پیشکش می نمودند به این وسیله ایشان با آینده نگاه میکردند بر روز که خدابند آخرین قربانی را از آسمان بفرستد یعنی نجادهنده مقدس را که قرار بود خون خود را مانند قربانیه که گناهان را برای همیشه پاک می سازد بریزد بله شرمدگانه ازیز به همین منصور بود که وقتی یهیا پیامبر ایسا را دید به طرف او اشاره نموده به شاگردانش گفت ببینید اینست آن برای خدا که گناه جهان را بر می دارد پس یهیا برای شاگردانش فهماند که ایسا یعنی شخص که مقابل آنها استاده بود برای که خداوند از بهشت فرستاده بود قربانی کامله که همه پیامبران خدا در باره او پیشگوی نموده بودند ایسا قربانی مقدس است که به جهان آمد تا بعوض فرزندان آدم جان دهد تا خداوند بتواند برای همیشه گناهان ما را عفن آماید بعد از این کلام مقدس می فرماید مروری جان شما از کتاب انجلتان فصل اول یهانه را از آیت 35 تا با 46 بخونین روز بعد هم یهیا با دو نفر از شاگردان خود استاده بود وقت ایسا را دید که ازانجام می گذرد گفت این است برای خدا آن دو شاگرد این سخن را شنیدند و بدنبال ایسا برا افتادند ایسا برگشت و آن دو نفر را دید که بدنبال و می آیند از آنها پرسید بدنبال چی می گردید؟ آنها گفتند ربی یعنی ای استاد منزل تو کجاست؟ و به ایشان گفت بیاید و ببینید پس آن دو نفر رفتند و دیدند کجا منزل دارد و بقیه روز را پیش و ماندند زیرا تقریبا ساعت چار بعد از زهر بود یکی از آن دو نفر که بعد از شنیدن سخنان یهیا بدنبال ایسا رفت اندریاس برادر شمعون پترس بود او اول برادر خود شمعون را پیدا کرد و به او گفت ما مسی یعنی تدهین شده را یافته ایم پس وقت اندریاس شمعون را نزد ایسا برد ایسا به شمعون نگاه کرد و گفت تو شمعون پسر یونه هستی ولی بعد از این کیفا یا پترس به معنی سنگین نامیده می شود روز بعد وقت ایسا می خواست به جلیل برود فیلیپس را یافته به او گفت بدنبال من بیا فیلیپس مانند اندریاس و پترس اهل بیت سعیده بود فیلیپس هم رفت و نتناهیل را پیدا کرد و به او گفت ما آن کسی را که موسا در تورات ذکر کرده و پیامبران در باره او سخن گفتند پیدا کرده ایم او ایسا پسر یوسف و از احالی ناصره هست نتناهیل به او گفت آیا می شود که از ناصره چیز خوبه بیرون بیاید؟ فیلیپس جواب داد بیا و بیبین پس ما می بینیم که پیروان یهیا به پیروی ایسای مسیح پر داختند سؤال که پیدا می شود این است چرا پیروان یهیا به پیروی از ایسای مسیح پر داختند؟ سبب آن این بود که آنها به کلام یهیا اعتماد داشتند که گفته بود ایسا یعنی مسیح برای خداوند است که انبیاء در باره او پیشگوی نموده بودند از این سبب وقتی یکی از پیروان یهیا که اندریاس نام داشت به ایسا ایمان آورد خانه رفته برادر خود را که پترس شمعون نام داشت با او گفت که ما ایسا را یافتیم و او را نزدی ایسا آورد یکی از پیروان دیگر یهیا که فلیپس نام داشت وقتی با ایسا آشنا شد با خوشی زیاد نزد نتنائل رفته و او را هم به نزدی ایسای مسیح دعوت نموده گفت کسی که موسا در باره آن پیشگوی نموده بود و انبیاء دیگر نیز تعیید کرده اند او ایسای ناصری است بله دستان عزیز وقتی که اندریاس پدرس فلیپس و نتنائل ایسا را دیدن بسیار خوشحالی کردن چون ایشان میدانستن که پیامبران خدا هزاران سال پشت آمدن مسیح را پیشگوی کرده بودن و حال آمان مسیح در میان ایشان قرار داشت حال آنها میتونستن مسیح خداوند را با چشمان خود ببینند هم دو سپاس بر خداوند باد حالا نجا دهنده بزرگی که پیامبران خدا در مورد او پیشگوی کرده بودن در میان ایشان قرار داشت شکر خدا که بلاخره مسیح به این جهان آمد پس همین چهار شاگرده یحیا پیامبر که بپیروی از مسیح پرداختند عبارت بودن از اولین چهار شاگرده ایسا بعد از آن کلام مقدس میفرماید ایسا از آنجا قدر پیشتر رفت و دو برادر دیگر یعنی یعقوب سر زبدی و برادرش یوهنا را دید که با پدر خود زبدی در کشتی نشسته مشغول آماده کردن طورهای خود بودند ایسا آنها را پیش خود خواسته گفت دنبال من بیایید تا شما را یاد بدهم چطور مردم را جزب کنید آنها فوراً کشتی و پدر خود را ترک کرده به دنبال او رفتند ایسا در تمام جلیل میگشت در کنیسه آنها تعلیم میداد و مجده برقراری دولت خدا را اعلام میکرد و بیماری ها و ناخوشی های مردم را شفا میبخشید او در تمام سوژه شهرت یافت و تمام کسان را که به انواع امراض و درد ها مبتلا بودند و نیز دیوانگان و میرگیداران در شلان را نضد و میابردند و او آنها را شفا میبخشید جمعیت زیاد نیز از جلیل و دکاپولس از ارشلیم به یهودیه و از آنسو اردن بدنبال او روانه شدند دوست من بکمک خدابند در درس آهنده بیشتر به متعالی کلام مقدس پرداخته و خواهیم دید که چگونه ایسای مسیح جمعیت مردم را تعلیم داده شگفت انگیزه انجام داد ما خواهیم دید که ایسا به وسیله کلام و اعمال خود ثابت ساخت که او کسیست که ادعام میکرد یعنی مسیح که تمام پیانبران در بارهاش پیشگوی کرده بودند دوست عزیز به ادامه متعالی خود میبینیم که بر یه یا پیانبر چی اتفاق افتاد طور که ما دیدیم وقت که یه یا پیانبر اعلام نمود که ایسا مسیح ماعود میباشد شاگردان یه یا یکا یکا او را رحان نموده به پیروی از مسیح پرداختند آیا یه یا پیانبر با دیدن این موضوع خوش بود که شاگردانش او را رحان نموده به پیروی از ایسا بپردازند؟ شما چی فکر میکنید؟ بیاید بشنویم که در فصل سوام انجیل یوهنا کلام مقدس چی میفرماید؟ مروری جان شما از انجیل یوهنا فصل سوام از آیت 26 بسیر بخوانید؟ بسیار خوب شما خود چاهد هستید که من گفتم مسی نیستم بلکه پیشا پیش او فرستاده شده هم عروس به داماد تعلق دارد دوست داماد که در کنار ایستاده و صدای داماد را میشنود لذت میبرد خوشی من هم همین طور کامل شده هست او باید ترقی کند و من باید از نظر بیفتم خوب دوست من شما در این مورد چی فکر میکنید؟ او باید ترقی کند خوب دوست من شما در این مورد چی فکر میکنید؟ یهیا احساس خوشی میکرد وقتی میدید که شاگردانش او را رحا کرده به پیروی عزیزها پردختن خوشی یهیا کامل شده بود چون او معمولیت خود را بپاین رسانیده و راه را برای آمدن مسی آماده ساخته بود مثل یک پیمبر واقعی خدا یگانه آرزوی یهیا رحنمائی کردن مردم به طرف مسی بود چقدر یهیا پیمبر به تناساب رحبران مذهبی امروز متفاوت بود یک رحبر روحانی حقیقی همیشه شما را به طرف ایسای مسی رحنمائی میکند بخاطره که ایسای مسی یگانه کس است که میتواند شما را به حضور خداوند و بهشت ببرد یهیا میدانست که پیمبران زیاد وجود دارد اما نجادهنده فقط یکی است به همین منظور یهانه فرمود در رابطه به پایان زندگی یهیا پیمبر کلام مقدس میفرماید در مورد ایسای مسی بشارت میداد اما هیرودیس که بر سر موضوع زن برادر خود هیرودیا و از اشتکاری های دیگرش از طرف یهیا ملامت شده بود با انداختن یهیا به زندان مرتقب کار بدتر از همه شد بله به همین منظور هیرودیس یهیا را دستگیر نموده به زندان انداخت و بالاخره بخاطر خوش ساختن زن خود هیرودیس سر یهیا پیمبر را از تنست جدا کرد و یهیا پیمبر به حضور خداوند رفت اگر داستان کامل آن را میخواهید بخانید به انجیل مرقص مراجع نموده فصل ششم از آیت چارده تا به بیستینو را متعلاک کنید خوب دوستان عزیز کلام مقدس برای ما میگوید که یهیا یک پیمبر بزرگ بود مقام یهیا پیش خداوند بلندتر از تمام پیمبرانی بود که قبل از او به جهان آمده بودند چی چیز یهیا پیمبر را بزرگ تر از سایر پیمبران ساخت؟ جواب داری اینجاست تمام پیمبران ایلان کرده بودند که مسیح خواهد آمد او خواهد آمد اما یهیا پیمبر ایلان نمود که مسیح اینجاست نام او ایساست ببینید برای خدا را که بخاطر گناهان بشر کشته خواهد شد آمده است بنان یهیا پیمبر مموریت خود را منحی سه کسی که راه را برای آمدن مسیح آمده ساخت با پایان رسانی شناندگه عزیز از این که ما را در این درس همرایی نمودید یک جهان تشکر و سپاس باموید خداوند در درس بعدی به مطالعه خود در انجیل مقدس ادامه داده یاد خواهم گرفت که چرا ایسای مسیح بنامه طبیب بزرگ نامیده می شد از خداوند می خواهم تا در مورد چیز که در درس این عوض خش مطالع نمودیم برای شما عزیزان بینش باطنی اتا نماید هیچ چیز مهمتر از گفته یهیا پیمبر در مورد ایسای مسیح نیست که ببینید این است آن برای خدا که گناه جهان را برمی دارد دستانی عزیز الان شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دوت میکنیم دستان عزیز وارس که نام اصلی و وارسلی بود به یکی از خانواده های معزز ناروال اندوستانی آن زمان و پاکستانی امروز تعلق داشت زمانی که او در مکتب مسیحان شاگرد بود به این اطمینا ناصل کرد که ایسای مسیح را باعث خداوند خود قبول کند وقتی که او دید یکی از دوستانش علنان به ایمان خود به مسیح اقرار کرد وارس نیز جرات یافت که به ایمان خود اقرار کند از این علنی شدن ایمان او به ایسای مسیح او مجبور به ترک حانه شده و در منزل یکی از مباشرین مسیح سکونت احتیار کرد از این تصمیم او خانواده و اقارب او بسیار آزرده شده در فکر چاره شدند اقاربش دستیسه برای او ترتیب داده او را احتطاف کردند اگرچه مباشر که وارس در حانه او زندگی میکرد بر علای احتطاف کنندگان در محکمه دعوی دائر کرد اما وارس چون 17 ساله بود محکمه به نفع والدین او فیصله کرد وقتی که وارس به سن 18 سالگی رسید به حانه مباشر آمد مباشر به دفتر پولیس اطلاع داد که اکنون وارس به سن رسیده است که میتواند در مورد حد قانونن تصمیم بگیرد به این خاطر باید موضوع او از سر رسیدگی شود قومندان پولیس و چند نفرم عزیزین محل در حانه مباشر جمع شدند که در وضوع اما از وارس تقیق کرده در مورد و تصمیم بگیرند قومندان پولیس از وارس سوال کرد وارس اینجا به چی خاطر آمدی؟ وارس جواب داد به خاطر ایمان آوردن به ایسای مسیح قومندان سوال کرد آیا در حانه خودچیز مشکلات داشتی؟ وارس جواب داد نه قومندان به او گفت پس چرا میخوایی دینت را تبدیل کنی؟ و به مسیح ایمان بیاری؟ و مسیح شدی؟ وارس جواب داد به خاطر نجات یافتند ما فهمیدم که در گناه عرق استم صرف در مسیح نجات است قومندان سوال کرد میخوایی که در حانه کشیز زندگی کنی؟ ویا میخوایی به حانه پدر و مادرت باشی؟ وارس جواب داد میخوایم که در حانه مباشر زندگی کنم بعد ازان قومندان روی خود را به آنها گفت آیا شما از وارس سوال دارید؟ حاضرین گفتند دیگه چی سوال باقی مانده است؟ ما خبر نداشتیم که تا انوز ایسا در دل و نشسته است بعد ازان وارس به نام ایسای مسیح خداونت حمید گرفت و اسم خود را به وارس دین تبدیل کرد در سال 1881 در یک خانواده مسیحی عروسی کرد اون مدت چنده مسروف تدریس زبان اردو به مباشرین مسیحی شد بعد به نزد مباشر که او را تحمید داده بود رفت و با اون مشترکن به کار بشارت شروع کرد آنها هر روز به شطرها سوار شده به دیات دوردست می رفتند و مشترکن به بشارت به ایسای مسیح خداونت می پرداشتند وارس دین عادت داشت که در هر سال به اجتماع مسیحان به سیالکوت می رفت او تعداد زیاد ایمانداران را نیز با حانت می برد یک بار در این اجتماع واقعه عجیبه به اتفاق افتاد اجتماع مسیحان به شور و الهله جریان داشت وایزین برجسه مصروف مویزه بودند در حال که محفل عبادت جریان داشت وارس دفتن شروع به گریه کرده عشقای او شروع بریعتن کرد دوستانی که به نزیک و نشسته بودند از او علت را پرسیدند وارس دین در جواب گفت فوجوهای از فرشته ها در حال آمدن استند وای به حال من من چی کار کنم دوستانش ها را فورا به اتاق دعا بردند در اتاق دعا به او دعا کردند او آرامش خود را بازیافت بعدها او قصه کرد وقته که من فوجوهای از فرشته ها را دیدم شانه هایم سنگین شدند که تا نمی تونستم استاده شوم ویا عرقت کنم در دلم احساس نپاکی و نلائقی کردم دلم می تپید بعد از آن ایچ نفهمیدم که چی بر سرم آمد این رویا تبدیلی عجیبه در زندگی وارست دین به وجود آورد و از او یک انسان کاملا جدید صاحب در این دوران یکی از ایمانداران به او نامه نوشته حاطر نشان کرد برکته که خداون در اجتماع مسیان به تو بخشیده است اگر میخوای آن را وسیعت بدی برای چند روز به جنگل برو وقت خود را به دعا و روزه مصرف کن او به این نسیعت عمل کرد و قوت عجیبه یاسل کرد یکی از دوستان او می نویسد در این وقت وارست دین آواز شنید که برایش گفت وارست ما به تو نیامت شفا دادن مخشیدیم بعد از این دوران او شروع به خدمت شفای مردم توسط دعا کرد مردم از راه های دور و دراز پیش اومی آمدند و او برشان به نام مصیح دعا می کرد و شفا می افتند او با اشتراک یکی از دوستانش به کلیسای اندوستان هدمات بزرگ انجام دادند آنها مشترکن حدمت کرده چندین کلیسا را اصاز گذاشتند چندین مکتب بنا کردند برای مصیحان قبرستان سرشتا کردند چاهای آب افر کردند حلاصه ارکار نیکه که می تمنست برای جلال مسیح انجام داد در این ایام بود که او را با عیسی کشیش دستگذاری کردند ورسدین در آخر عمر خود مدت چندی را با پسر خود در لاهر سپری کرد اما صحتش حراب شده و در خانه پسرش وفاد دیافت او در دقائق آخرین زندگی خود گفت من خوب کشتی گرفتم من مسابقه دویدن را بپایان رسانیدم من ایمان خود را محفوظ نگاه کردم در آینده تاج عدالت در انتظارم است که حداوند عادل در آن روز بمن حواهت بخشید آمین در صومتی درست شما شما صدای زندگی را هر صبح صاعت شش و چلو پند به وقت آفغانستان روی موج کوتائی سی و یک میتر بند میشه نوید امچنان شما میتوانید هر شب نشرات صدای زندگی را صاعت اشت و سی به وقت آفغانستان روی موج کوتائی سی و یک میتر بند میشه نوید خواهش مندیم لطفاً نظرات و پیشنیاداتان را در باره برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما ارسال کنید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان نشانی ما در قبرس ساوند آف لایف نشانی ما در پاکستان ساوند آف لایف نشانی ما در قبرس ساوند آف لایف