ذكریا

  ۳۰ دقیقه

  ۲۰ مارس ۲۰۱۱

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تقدیم می کند سلام شنانده های گرامی برنامه راح راستی خوشحال استم که از طریق سلسله برنامه های راح راستی در خدمت شما دوستان قرار داریم آرزو می بریم که مطالب و موضوعات برنامه این عوض ما طرف توجه و استفاده شما عزیزان قرار گیرد بیاید که باس هم درس این عوض خیش را برنامه خداوند محبت که نهایت بخشاینده و مهربان استعاقاض کنیم خدایی که می خواهد راح راستی را که او برای آنها برگوزیده است بدانند تا بابای زندگی عوضی داشته باشند دوست من دو درس قبل ما مطالعن امودیم که حضرت عرمیای نبی برای قوم خود اختار داد که اگر از گناهان خود توبه نکرده با کلام مقدس خداوند گوش ندهند خداوند به لشکر بابولی ها این اجازه را خواهد داد که آمده شهر ارشلم را خراب نموده و ساکنین آن را با خود به اصارت ببرند اما متاسفانه بسیاری از یهودی ها به اختارهای عرمیا گوش نکردند درنتجه همان طور که عرمیای نبی پیشگوی کرده بود لشکر بابولی ها از شرق به ارشلم داخل شده شهر و معبد آن را بخاکی اکسان کردند و مردم رانیز با خود به اصارت بردند بنان مردم یهود متحصر شدند چون اطاعت از گفتی پیانبران خدا را رد کرده بودند اما آیا این ممکن بود که بیوفایی یهودیان باعث بیوفایی خداوند گردد؟ نه، هرگز نه بیایید بشنویم که عرمیای نبی برای یهودیان که حالا دیگر بخاطر گناه ایشان در بند اصارت بابولی ها بودند چه گفت؟ خداوند قادر متعال خدای اسرائیل به همه شما که بخاسته و از ارشلم به بابول تعبید شده اید میفرماید وقتی هفتات سال اصارت در بابول تمام شود، همان طوری که قول دادم به شما نظر لطف خواهم انداخت و شما را به وطن تان باز خواهم گردند خواست و اراده من سعدتمندی شماست نبد بختی تان و کسی بجز من از آن آگاه نیست من میخواهم به شما امید و آینده خوبه ببخشم با این اعلامیه ارمیای نبی میخواست برای یهودیان بفهماند با وجود که ایشان خداوند را فرموش کردند اما خداوند ایشان را ازیاد نبوده است بعد از هفتات سال خداوند در نظر داشت تا ایشان را دوباره به سرزمین آبا و اجدادشان بیاورد این چیزی بود که ارمیای نبی برای یهودیان اسیر در بابول گفت واقعا که خداوند در وعده خود وفادار و امین میباشد خداوند وعده خود مبنی به برکت دادن همه اقوام جهان به وسیله نسل ابراهیم، اصحاق و یکوب را ازیاد نبود خداوند این را ازیاد نبود که کلام خود را برای یهودیان بسپارد تا به این وسیله کلام مقدس او برای تمام فرزندان آدم در جهان رسانیده شود در درس کزشته ما دیدیم که چیگونه خداوند از میان قوم یهود پیامبران را برگوزید تا کلام مقدس او را برای مردم برسانند و همچنان این کلام را در کتاب بینویسند تا نسل های بعدینیز بتوانند از رهنموی های این کلام استفاده نمایند ما میدانیم که چیگونه خداوند نوشته های کتاب تورات را در ذهن موسیٰ پیامبر و صورت های کتاب زبور را در قلب داؤد پیامبر الهام نمود همچنین ما مشاهده نمودیم که چیگونه خداوند ایده دیگر از یهودیان را معنند یوشه، سمایل، سلیمان، اشعیه، ارمیه و دانیال را الهام نمود تا کلام مقدس او را در کتاب بینویسند. این دانیز مشاهده نمودیم که چیگونه تمامی پیامبران خداوند از پلان عالی خداوند مبنی بر فرسادن نجات هنده و جهان از طریق قوم اسرائیل پشگوی کردند. شنانده گران قدر در درس این آبتخش ما مشاهده خواهم کرد که چیگونه خداوند یودی ها را دوباره به سرزمین یهودیه که مسیح قرار بود از آنجا به ظهور برستد باز آورد. به این ترتیب خداوند برای تطبیق پلان خود مبنی بر فرسادن نجات هنده و جهان به پیش میرفت. ما یاد خواهم گرفت که چیگونه یهودیان بعد از هفتات سال اصارت دوباره به ارشلیم بازگشت کردند. درست همانطور که ارمیه نبی پشگوی کرده بود. در زمین این که به مطالعه خود در کتاب مقدس شروع می کنیم بیایید ایرانیست به یاد داشته باشیم که سرزمین بابول دیگر به نام بابول نه بلکه به نام پارس یاد می شود. چون پارس ها آن را تصغیر کرده بودند. در فصل اول کتاب ازرا کلام مقدس چونین می فرماید؟ در سال اول سلطنت کروش پادشای پارس خداوند آنچی که توسط ارمیه نبی فرموده بود به انجام رساند. خداوند کروش را بر آن داشت تا فرمان سادر کند و آن را نوشته به سراسر سرزمین پهناور بفرستد. این است متن آن فرمان. من کروش پادشای پارس اعلام می دارم که خداوند خدای آسمان ها تمام ممالک جهان را به من بخشیده است و به من عمر فرموده است که برای و در شهر ارشیلیم که در یهودا است خانه بسازم. بنابراین از تمام یهودیان که در سرزمین من هستند کسانه که بخواهند می توانند به آنجا بازگردند و خانه خداوند خدای اسرائیل را در ارشیلیم بنا کند. خدا امرایشان باشد. از طرف دیگر خدا اشتیاق فراوان در دل رهبران طایفه های یهودا و بنیامین و کاهنان و لاویان ایجاد کرد تا به ارشیلیم بازگردند و خانه خداوند را دوباره بنا کند. تمام همسایگان علاوه بر حدایه که برای خانه خداوند تقدیم نمودند حدایه نیز استلا و نقره توشه راه و چارپایان به مسافران دادند. کروش نیز اشیای قیمتی خانه خداوند را که نبوکت نصر آنها را از ارشیلیم آورده و در معبد خدایان خود گذاشته بود به یهودیان پس داد. شنونده گرامی آیا خداوند به وعده که سالها قبل از طریق ارمیای نبی برای قوم یهود کرده بود وفا کرد؟ البته که خداوند به وعده خود وفا نمود. ما قبلا دیدیم همان طور که ارمیای نبی پشگوی کرده بود خداوند برای پادشاه بابولیها اجازه داد تا به ارشیلیم آمده آن شهر را با معبد خانه خداوند که در آنجا قرار داشت ویران نمایند و امروز میبینیم که چگونه کروش پادشاه فارس یعنی آخامنچیان برای یهودیها دستور میدهد که اگر خواست باشند میتوانند به سرزمین یهودیا برگشته شهر ارشیلیم و معبد خانه خداوند را از نو امر نمایند. یقین انکه خداوند پادشاه پادشهان است. او یکانه خدایست که فصل و زمان را اداره می نماید. هرچیز را که خداوند ایلام نماید واقعی خواهد شد. حضرت سلیمان پیانبر نوشت دل پادشاه در دست خداوند است. او آن را مانند آب جوی به هر سو که بخواهد هدایت می کند. بعد از آن کلام مقدس می فرماید که چیگونه تعداد از یهودیان ملک پارس را به قصد سرزمین یهودیا و شهر ارشیلیم ترک کردند. شخص یهودی به نام زروبابول آند از یهودیان را که راهی یهودیا بودند رهبری می کرد. وقت که اشان به ارشیلیم رسیدند بسیار به مشکل دچار شدند. چون از شهر ارشیلیم و معبد خانه خداوند چیز جز خاک سر و پارچه های سنگ به جا نمانده بود. کلام مقدس می فرماید که چیگونه در اول همه آنان در جای که سابق معبد خانه خداوند قرار داشت جمع شده جلسه نمودند. درانجا اشان قربانگاه بنان نمودد. چند ایوان را درانجا قربانی کردند. همه با هم یک جا جمع شده خداوند را برای این که اشان را در مدت هفتات سال در بابول و پارس هفت نمودد و دوباره به سرزمینشان برگردانده بود شکر گفتند. خداوند با تمام یهودیان بود که برای ایمار مجدد معبد خانه خداوند و شهر ارشیلیم کار می کردند. به این ترتیب بعد از گزشت چند سال و با ظهمات زیاد شهر ارشیلیم و معبد خانه خداوند با دیواره که شهر را احاتمه کرد همه از نها ایمار گردید. شاید بعض از شما دوستان سوال نماید که بازگشت یهودیان به ارشیلیم چی ربطه برای ما دارد؟ دوستان ازیز بازگشت یهودیان به جنوب یهودیه یعنی فلسطین از اهمیت زیاده برخوردار بود. چون در همین شهر قرار بود که مسی یعنی نجادهنده جهان چشم به جهان بگشاید. این ضروری بود تا یهودیان به سرزمین یهودیه باز گردند تا درانجا نجادهنده جهان نجادهنده شما متولد گردد. در زمان بازگشت یهودیان به ارشیلیم خداوند برای رهنمایگ یهودیان پیامبر را به نام زکریا برگوزید. اما این زکریا آن زکریای نیست که پدر حضرت یهیا بود. خداوند زکریا را فرستاد تا مردم را در ایمانشان نسبت به وعده های خداوند تقویه نماید. زکریا پیام مهم داشت که باید برای مردم می رساند. زمان فرستادن نجادهنده یعنی مسیح از طرف خداوند رو به فرا رسیدن بود. فقط پینست سال تا آمدن نجادهنده به جهان باقی مانده بود. دوست محرمان، بیاید گوش فرادهیم با چند آیت که خداوند آن را برای زکریای پیامبر الهام نموده است. در فصل اول کتاب زکریا کلام مقدس چونین می فرماید؟ پیام از جانب خداوند بر زکریا پسر برکیا و نوای عدو نبی نازل شد. خداوند قادر متعال به زکریا فرمود که از قول و با مردم چونین بگوید؟ من از اجداد شما بسیار خشمگین بودم. مانند اجداد خود نباشید که انبیه های گذشته هرچی سعی کردند، آنها را از راه های زشتشان بازگردانند، توجه به ایشان نکردند. من توسط انبیه ها به ایشان گفتم که بسوئی من بازگشت کنند ولی آنها گوش ندادند. اجداد شما و انبیه های گذشته همگی مردند ولی کلام من جاویدانه است. کلام من گریبانگیر اجداد شما شد و آنها را مجازات نمود. ایشان سرانجام بازگشت نموده گفتند، خداوند ما را به سزای اعمال من رسانیده و آنچی را که بما اختار نموده بود دقیقاً انجام داده است. آیا هجدار را که زکریا پیامبر برای یهودیان داد شنیدید؟ زکریا از جانب خداوند برایشان گفت، من از اجداد شما بسیار خشمگین بودم، مانند اجداد خود نباشید. چرا خداوند بالای پدرکلان های یهودیان قهر بود؟ خداوند با انها قهر بود چون ایشان به کلام که خداوند توسط پیامبران خود فرستاده بود گوش نداده بودند. به همین دلیل بود که سرانجام همگیشان به بابول به اصالت برده شدند. پدرکلان های ایشان اشخاص مسحبی بودند اما خداوند متعال از آنها رازی نبود بخاطر که آنها کلام پیامبران خداوند را رت نبوده بودند. یهودیان آن زمان مثل مردمان امروزی بودند که میگویند البته که ما به تمام پیامبران ایمان داریم اما این معلومدار است که ایشان به پیامبران ایمان ندارند به خاطر اگر آنها ایمان می داشتند پس چرا به چیزهایی که پیامبران در کلام مقدس نوشتند توجه نمی نمایند و گوش نمی دهند. آنها دارای مثبت استند اما نه دارای یک رابطه شخصی با خود خداوند و بسیاری از پدرکلان های یهودنیز به همین گونه بودند. آنها از کلام مقدس خداوند که توسط پیامبران با آنها ابلاخ می شود قدردانی نمی کردند. آنها بالپ های خود جلال به نام خداوند می گفتند اما دروازه های دل خود را بروی کلام مقدس خداوند بسته بودند. به همین منظور خداوند خدمتگذار خود یعنی ذکری ها را فرست داد تا برای آنها اختار بدهد که مثل پدرکلان های خود رفتار نکنند و راه ایشان را ادامه ندهند. پدرکلان های یهودیان آن زمان بالپ های خود خدایا خدایا خداوند ها می گفتند اما کلام را که خداوند برای رهنمایی آنها توسط پیامبران خود می فرستاد رت می نمودند. بعد ازان که ذکری ها یهودیان را حشدار داد او شروع نمود به تبلیغ و تشریح در مورد نجاده هندهی که قرار بود به جهان بیاید. متاسفانه ما وقت کافی در اختیار نداریم تا هرانچرا که ذکری ها در مورد نجاده هنده نوشته است بخانیم. بس تا جایی که وقت برنامه یاری می کند قسمت های از نوشته های ذکری های پیامبر را از نظر خواهیم گذارند. در کتاب ذکری ها فصل نهوم ذکری های پیامبر پیشگوی کرده است که مسی سوار بر اولاغ وارد شهر ارشلیم خواهد شد. او گفت شادی کنید و از خوشحالی فریاد براورید چون پادشاه تان نزد شما می آید. او نجاده هنده پیروزمند است و با فروتنی سوار بر کراؤلاغ می آید. در فصل یازده هوم ذکری های پیامبر پیشگوی قابل ملاحظه کرد که ما وقت کافی نداریم تا آن را برای شما مفصل تشریه نمائیم. یکی از واقعات که ذکری ها آن را پیشگوی کرد این بود که مسی در بدل سی سکه نقره فروخته می شد. من به آنها گفتم اگر ماهلت مزد مرا بدهید پس با سی تک نقره مزد مرا دادند. خداوند به من فرمود این مبلغ هنگفتی را که در مقابل عرض شد به تو دادند به خزانه خانه خداوند بیانداز. پس من آن سی تک نقره را گرفته به خزانه خانه خداوند انداختم. در فصل دوازده هم ذکری های پیامبر پیشگوی می کند که یهودیان نه تنها مسی را می فروشند بلکه حتی او را به قتل نیست می رسانند. او گفت من روح ترهم و تزره را بر تمام ساکنان ارشیلیم خواهم ریخت و آنها بر من که نیزه زدند خواهم نگریست و ازاداری خواهم نمود. چنان که گویی برای تنها فرزند خود عذا گرفتند و آنچنان ماتم خواهم گرفت که گویی پسر ارشدشان مرده است و اگر کسی بپرسد پس این زخمهای روی بدن تو چیست جواب می دهد در نزا با دوستان زخمی شدم. با این کلمات زکریا پیشگوی کرد که دستان مسیح زخمی خواهم شد. از کجا و چیکون قرار بود دستهای مسیح زخمی گردند؟ همنجاتهای که یهودی و رومیان را مجبور ساختند تا او را بر روی سلیب میخ نمایند. رومیان قرار بود دستها و پاهای او را در روی سلیب میخکوب کرده و پهروی او را نیست با انعیزه سراخ نمایند. تمام آنچه را که زکریا پیشگوی کرده بود انجام یافت. چیز را که زکریای پیامبر نوشد با آنچه که داود پیامبر صدها سال قبل در مورد مسیح پیشبینی نموده بود در توازن و اماهنگی کامل با همدیگر قرار داشت. مخصوصا وقت که داود پیامبر در کتاب مزامیر نوشد. دستها و پاهای مرا سراخ کرده اند. دوستانه گرامی، خداوند از همه اما میخواهد تا بدانیم که مرگ مسیح بروگ سلیب قسمت خیلی مهم نقشه او را در رابطه با نجات فرزندان آدم از قید گناه تشکیل میدهد. مسیح عادل راستکار قرار بود برای خاطر گناهکاران رنج و عذابیده جان بدهد. این پیام تمام پیامبران خداوند میواشد. آیا این برای شما راشن است؟ آیا میدونید که ذکریای پیامبر تقریبا 500 سال قبل از میلاد مسیح در مورد مسیح پیشگوی کرده بود؟ آیا واقعا با پیام پیامبران ایماندارد که گفتند مسیح باید به خاطر گناهکاران متحمل رنج و عذاب گردید؟ آیا با پیامبران ایماندارید؟ آیا مثل یهودیان است که پیامبران را با گفتهای خود ستایش می نمودند اما با پیام آنها هرگز گوش نمی دادند؟ رابطه با پیام پیامبران کلام مقدس می فرماید پیشگوی و اعلام کلام را ناچیز نشمارید. این همه کلام پیامبران را برای ما بیشتر تصدیق و تعیید می کند. پس شما باید به دقیقه بیشتر به آن توجه نماید. زیرا کلام انبیاء مانند چراغ است که در جای تاریک می درخشد تا سپیده بدهد و ستاره صبح طلو کرده دلهای شما را روشن گرداند. آیا شما با پیامبران عقیده دارید؟ دوست من در درس بعدی با امید خداوند ما کلام پیامبر را خواهم شنید که آخرین بخش کتاب مقدس را قبل از آمدن مسیح به جهان نوشته است. زمن این که در جستجوی یک جواب صادقانه به سوال زهل می باشد شما عزیزان را به خداوند متعال سپرده خواهان برکات آسمانی برای شما از جانب خداوند می باشیم. آیا شما به پیامبران عقیده دارید؟ نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی پوزه خواد نرفته بیرون به خدا رسیده باشی نبری گمان که یعنی سراتر بچرخو ساید نخوری فره بزن به خدا رسیده باشی نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی نبری گمان که یعنی دوستانی عزیز آلا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دوت می کنیم نام ما عبدالجمیل است ما در عربستان سعودی در خانواده مسلمان به دنیا آمدیم خانواده ما بر علاوه یکی بسیار کلان بود یک خانواده آرام و سربتمند هم بود ما احساس خوشی میکدم که تمام فرایض خدا را به جا آوردیم تقریبا ششم حصه کتاب دینی خدا حفظ کده بودم و احادیث زیاده را هم حفظ کده بودم بعض اوقات پیش امامی نماز را هم میکدم ما کوشش میکدم که با جدیت و دقت تمام فرایض و احکام دینی را به جای بیارم نماز پندگانه را با جماعت ادا میکدم روزه میگرفتم و به حج هم میرفتم دو وقت ما بسیار آروزو داشتم که در آخرت خدا را ملاقات کنم با وجودی که ما هیچ تزمینی بر ملاقات کدن او نداشتم اما همیشه ای آروزو را در دل خود میپرورندم ای آروزوی ما وقتی به آج خود رسید که در باری جهاد در افغانستان اطلاع یافتم در او وقت ما 17 ساله بودم و والدینم بما اجازه نمی دادن که بری جهاد به افغانستان برام به ای خاطر ما انتظار میکشیدم که چی وقت بتانم بری جهاد به افغانستان برام ما به مردم ما که در دین ما بودن محبت زیاد داشتم اما به مسیان و یهودیان نتنها هیچ محبت نداشتم بلکه یهودیان را دشمنهای درجه اول خود میدانستم اما حالت در فامیل ما واقعی شد که خوشی و آرامی خود را از دست دادیم زندگی برما بسیار مشکل شد ای مشکلات من را از خدا بسیار دور ساخت حتی به حالت رسیدم که به ای یقینه داشتم که هیچ خدای وجود نداره بعد از مدت یک کار خوب پیدا کردم و پول زیاد آیت میکدم اما با وجود او هم احساس خوشی نمیکدم چون یک ترس عجیب در دل خود داشتم ترس ما ای بود وقتی که بمورم سرم چی خواهد آمد آیا خدا را در جنت ملاقات خواهد کدم یا نی؟ سرنوشت ما چی هست؟ یک روز که مشکلات زیاد داشتم در اتاق خود ششته بودم و از ارسی بطرف آسمان میدیدم در ای وقت خدا با یادم آمد در دل خود گفتم بیا بخاطر ای مشکل خود بر خدا دعا کنم اما بر کدام خدا خدایی که او را می شناختم او از ما خفه بود چون چقدر وقت می شد که احکام دینی او را رعایت نکده بودم در دل خود گفتم پس بر کدام خدا دعا کنم گفتم بیا بر ایسای مسی دعا می کنم ما می فهمیدم که او موجود های زیادی کده بعد از او ما گفتم ایسای مسی به ما کمک کو ما نفهمیدم که چطور ای قسم دعا کدم از خودم خفه شدم و پس در جای خود ششتم و به خود گفتم که چی کار احمقانی کدم به هر صورت من به ای هیچ فکر نکدم که نتیجی ای دعا چی خواد شد آیا مشکلات من حل خواد شد یا نی دو روز تیر نشده بود که او مشکل من بشکل عجیب حل شد و من احساس آرامش کدم من تصمیم گرفتم که در باری ایسای مسی زیاد معلومات پیدا کنم که او کی هست ما میگیم او پیغمبر هست و مسیحان میگن که او خدا هست در اصل او چی هست؟ ای سوالا را در دل خود داشتم که از عربستان سعودی به یک کشور دیگر رفتم در اونجا شرایط زندگی برم بسیار سخت شد در بین مشکلات بودم که یک شه و خواه عجیبی ایدم برما بسیار مشکل بود که معنی او خواه بفهمم اما وقتی که صبح از خو خیستم در دل خود خوشی عجیبی داشتم که پیش از او هرگز ای قسم خوشی را و آرامش را تجربه نکده بودم ما خوب فهمیدم که ما در خواه خود ایسای مسی را ملاقات کده بودم ما در دل خود محبت غیر قابل بیان به ایسای مسی پیدا کده بودم ما میخواستم که هر کسی را که میبینم از او سوال کنم که آیا او ایسای مسی را میشناسه؟ تا که ما هم قصی ملاقات خود را با ایسای مسی به او بگویم چیزی که در دل ما بوجود آمده بود باراتر از احساس بود ما پیش از او هرگز ایطور خوشی و آرامش را در زندگی خود تجربه نکده بودم کوشش کدم که کتاب مقدس را پیدا کنم و بخوانم تا در باری ایسای مسی زیادتر بفهمم ما یک سال با صداقت و از زیر دل کتاب مقدس را متعلق کدم فهمیدم که ایسای مسی کیست و وه چی کارهای فوقلادهی را به کسایی که به او ایمان میره انجام میته من راه خود را بررسیدن به خدای حقیقی پیدا کدم بله به خدای حقیقی یعنی خداوند ایسای مسی من آنی آرزو میکنم که تمام اعضای خانواده ما دوست های ما و مردم وطن ما کتاب مقدس با صداقت بخوانن و خدای حقیقی را بشناسن من به این ایمان دارم که خدا حتمان به اونا کمک کده رهنمایی میکنه که راه حقیقت را پیدا کنن من بسیار خوش هستم که ایسای مسی را شناختم و به او ایمان آوردم وقتی که من به ایسای مسی ایمان نداشتم من فکر میکدم که مسییت امکان نداره که ایمان واقعی به خدای حقیقی باشه بعد از ایمان آوردن به ایسای مسی من فهمیدم که خدا من را چقدر دوست داشت و دوست داره که مسیحی شدم بله او من را دوست داره او شما را هم دوست داره او تمام دنیا را دوست داره ایسای مسی ما را دوست داشت و هنوز هم دوست داره بیاد داشته باشین که در روز آخر هیچ کسی شما را نجات داده نمیتونه بغیر از ایسای مسی جلال برنامه ایسا آمین دوستهای گرامی لطفا نشانی پوستی ما را یاداشت بفرمایید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان نشانی ما در قبرس ساوند آف لایف پوست باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایبرس دوستهای عزیز تا درسی دیگه از این سلک پاس در خدمت شما قرار رو خواهیم گرفت شما را به خداونده متحال می سپاریم