اعمال رسولان ۲۳

  ۶ دقیقه ۱۲ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

اعمال رسولان اعمال فصل 23 پولوس با دقت به ازای شورا نگاه کرد و گفت ای برادران من تا به امروز در حضور خدا بابش دان پاک زندگی کردم در این هنگام هنانیاک آین ازم به کسانی که در کنار پولوس استاده بودند همر کرد که به دخانش مشت بزنند پولوس به او گفت ای دیوار سفید شده خدا تو را خواهد زد تو آنجا نشسته ای که متابق شریعت در مورد من قضاوت نمائی و حالا برخلاف آن امر می کنی که مرا بزنند حاضران گفتند با کاهن ازم خدا رهانت می کنی؟ پولوس گفت ای برادران من نمی دانستم که او کاهن ازم است می دانم که تورات می فرماید به پیشوای قوم خود ناسزا نگو پولوس فهمید که بعضی از آنها صدوکی و بعضی فریسی استند با صدای بلند گفت ای برادران من فریسی و فریسی زادم و برا بخاطر ایمان و امید بر استاخیزی مردگان در این جامعه محاکمه می کند با این سخن میان فریسیان و صدوکیان اختلاف افتاد و مردان بدو دست تقسیم شده صدوکیان منکره روز قیامت به وجود فریشته یا روح استند ولی فریسیان با وجود اینها عقیده دارند سر و صدای زیاده در مجلس بلند شد و چند نفر از ملایان فلقه فریسی برخواسته گفتند ما در این مرد هیچ تقصیری نمی بینیم از کجا معلوم است که روح یا فرشته با اون سخن نگفته باشد اختلاف زیادتر شد و قوماندان از ترسید که موادها پولوس را تکه تکه کنند فرمان داد اساکر به مجلس داخل شوند و پولوس را از میان جمعیت خارج ساخته به قشنگ ببرند در شب همان روز خداوند به پولوس ظاهر شد و فرمود وقتی روز شد بعضی از یهودیان دوره هم جمع شدند و ثوگان یاد کردند که تا پولوس را نکشند به هیچ خوردنی و یا نوشیدنی لب نزند در این دسیسه بیش از چل نفر شرکت داشتند آنان پیش سران کاهنان و کلانها رفتند و گفتند ما ثوگان خورده ایم تا پولوس را نکشیم لب به غذا نزند بنابراین شما و اعضای شورا به بحانه این که میخواهد در سابق پولوس تحقیقات بیشتر نمائد از قومندان تقاضا کنید او را فردا پیش شما بیاورد ما ترتیب داده ایم که او را پیش از این که به این جا برستد بکشیم اما خوهرزاده پولوس از این دسیسه با خبر شد و به قشنگ رفت و پولوس را خبر داد پولوس یکی از صاحب منصبان را صدا زده گفت این جوان را پیش قومندان ببرد میخواهد موضوع را به عرض او برساند صاحب منصب او را پیش قومندان برد و به او گفت پولوس زندانی به دنبال من فرستاد و تقاضا کرد که این جوان را پیش شما بیاارم او میخواهد موضوع را به عرض برساند قومندان دست او را گرفته بکناره کشید و مهرمانه از او پرسید چی میخواهی بگویی؟ او گفت یهودیان نقشه کشیده ان که از شما تقاضا نمایند پولوس را فردا به شورا ببرد بحانه یانان این از که میخواهند در مورد او اطلاعات دقیق تره به دست آورند به حرف های یانان توجه نکنید زیرا بیش از چل نفر از اشان در کمین او نشسته ان و قسم خورده ان که تا او را نکشن چیز نخورند و ننوشند آنان اکنون آزر و آماده هستند و فقط در انتظار موافقت شما میباشند به این ترتیب کماندان آن جوان را رخصد کرد و به او اختار نمود که نباید از اطلاعات که در اختیار او گذاشته هست احد بخبر شود سپس کماندان دو نفر صاحب منصب را صدا زد و به آنها گفت دوست ازکر پیدا و افتاد سوار نظام و دوست نیزدار آماده کنید تا امشب ساعت نو به قیسریا بروند و چند دست برای پولو سازر کنید تا به این وسیله او را سالم به فیلکس والی تویل دید او نامه هم به این مضمونت نوشد کلودیوس لیسیاز به جناب والی فیلکس سلام میرساند این مرد را یهودیان گرفتند و قصد داشتند او را بکشند اما وقت فهمیدم که او یک نفر رومی هست من به آساکر خود به آن جاند و او را از چنگ شاند بیرون آوردم و از آن جاند که میخواستم حلت تومت او را بفهمم او را به شورای شاند بردم اما متوجه شدم که موضوع مربوط به اختلاف عقیده آنها در خصوص شریعت خودشان هست و او کاره که مستوجه به ادام یا عبص باشد نکرده هست پس وقت فهمیدم که آنها میخواهند نسبت به جان او سویقست کنند فوراً او را پیش دید و به منتدیان اونیز امر کردم که دوای خود را در پیشگاه شما به عرض برسانند هساکر متابقه اوامره که گرفته بودند پولوس را تحریل گرفته و او را شبانه به انتیپاتریس رسانیدند فردای آن روز همه بجز سوارانه که پولوس را تابا مقصد همراهی میکردند به قشنه ورگشتند سواران به وقت رسیدن به قیسریا نامه مسکور را بولی تقدیم نموده و پولوس را به او تحریل دادند بولی وقت نامه را خوان از پولوس پرسید که اهل کدام ولایت هست و چون فهمید که اهل قلیقیه هست به او گفت وقتی مدیان تو برسند به دفاع تو گوش خواهم داد و فرمان داد او را در قصر هیرودیس تحت نظر نگاه دارند موسیقی کنید