اعمال رسولان فصل شانزدهم از آیت ۱- ۱۵

  ۲۸ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موجده نجاح برنامه از راژیو صدای زندگی دوستان عزیز و شناندگان گرامی سلام خوشحالیم که با برنامه دیگه زندگی سرشار در خدمت شما عزیزا قرار داریم آرزوی ماست که همه تان، همراهی فامیلای تان در حفظ پناه خدابند باشین بس خودم میخوایم که عفته خوش را در پیش داشته باشین خوب شنانده گرامی در حفته گذاشته برادارای ما آقای پیان و حجابه جان فصل پانزه همه کتاب امال رسولانه بر ما شما تقدیم کدن در این حفته دوستان ما فصل شانزه همه کتاب امال رسولانه از آیت اول تا با پانزه را بر ما میخوانند و سرش گب میزنند خوب دوستانه گرامی در جریان برنامه اگر براتان سآله پیدا میشه لطفا سآلتان بر ما نوشته کنین و ما کوشش میکنیم که به زودترین فرصت جواب نامیتان را براتان ارسال کنیم خوب پس بین که با هم یک جای به برنامه این حوبت گوشت بدیم موسیقی سلام دوست های عزیز خوش هستیم که بری تقدیم کدن قسمت دیگی درس های از کتاب امال رسولان در خدمت شما قرار گرفتیم ما هم سلام های خود را به شما اجزا تقدیم میکنم از خدا من برای شما سعت و سلامتی آرزو میکنم دوست های مهربان بعد از مجلس شورای اورشلیم پولس و برنابا همرای سیلاس و یهودا به انتاکیه آمدن و به کلیسای انتاکیه نامه شورا را قرار کدن سیلاس و برنابا در صحبتهای خود ایماندارا را تشویق و تقویه کدن و بعد از مدت پس به اورشلیم رفتن اما پولس و برنابا بعد از مدت ایره که در انتاکیه تیر کدن تصمیم گرفتن که بر ملاقات به تقویه کلیساهای که در سفر اول بشارتی خود تاسیز کده بودن سفر کنن اما در بردن مرقص که در شروع سفر اول بشارتی امرایشان بود بین پولس و برنابا اختلاف بیدار شد این اختلاف حل نشد و پولس امرای سیلاس به سفر رفت و برنابا مرقص گرفته به قبرس رفت به این ترتیب پولس سفر دوم بشارتی خود امرای سیلاس شروع کد آله آیات اول و دوی فصل 16 را میخانم پولس به امرای سیلاس به دربا و لستره رسید در شهر لستره یکی از شاگردان به نام تیموتاووز زندگی میکرد که مادرش مسیحی یهودی نجات و پدرش یونانی بود برادران ساکن لستره و قنیه از او تعریف میکردن پولس به ایالت غلاطیه رومی رفت و کلیساهای که او و برنابا در شهرهای دربا و لستره در سفر اول بشارتی خود تاسیز کده بودن دیدن کرد در شهر لستره پولس یک شاگرد نوجوانه به نام تیموتاووز پیدا کرد بخاطره که ایمانداران در لستره از او صفت میکردن پولس میخواست که او را در تیم خود شامل کنه و امرای خود ببره مادر تیموتاووز یک زن مسیحی یهودی نجات و زن بسیار مومن بود که افنیکی نام داشت اما پدر او یونانی بود که امکان داره در او وقت فوت شده بود وطن اصلی تیموتاووز لستره بود وقتی که پولس دفعه اول به ای شهر آمد و بشارت داد امکان داره که در او وقت او ایمان آورده باشه پولس وقتی که اطلاع یافت که تیموتاووز جوان در ایمان خود خوب رشت میکنه با دیدن سمر خدمت خود چقدر خوش شده باشه آله آیت سیوما میخانم پولس میخواست او را امرای خود ببرد پس بخاطر یهودیان آن دیار تیموتاووز را سنعت نمود زیرا همه میدانستن که پدرش یونانی بود تیموتاووز که پدرش یونانی بود از مادر یهودی خود در باری شریعت موسا تعلیم گرفته بود پولس خواست بخاطر که تیموتاووز یک یهودی کامل شوه او را خط نکد پولس به هر شهر که میرفت اول به کنیسه یهودیان میرفت و تیموتاووز که دعاینده امرای پولس سفر میکد بسیار خوب بود که یه یهودی کامل میشد وقتی که اونا به کنیسه میرفتند و یهودیان اطلاع میافتند که تیموتاووز خط ناشده است اونا به گپای تیموتاووز توجه نمیکدند پولس در اقصد نوشته های خود که در انجیل هست به ای تحکید کده که بر نجات یافتن بخط نکدن ضرورت نیست پولس به تیموتاووز نگفت که به خاطر نجات یافتن او را خط نمیکنه چون او پیش با ایمان آوردن به ایسای مسیه نجات یافته بود پولس میخواست که خط نکدن تیموتاووز وسیله ایمان آوردن تدار زیادتر مردم چی یهودی و چی غیریهودی شده پولس در خدمت خود یک عدف تحقیب میکد ایمان آوردن یهودیان و غیریهودیان به مسیه بود در فصل دوم غلاطیان پولس در مقابل خط نکدن تیتس با سختی مخالفت میکنه اما در اینجا تیموتاووز سنت میکنه فکر میکنم موضوع خط نکدن تیتس در اون وقت سوار اساسی ایمان مسیهی مطرح بود ایمانداران یهودی نجات تنگ نظر میگفتن که به نجات تیتس ضروریست که او خط نشوه اما در موضوع تیموتاووز این موضوع مطرح نبود بلکه هدف ای بود که تیموتاووز بتانن به خوبی و بدون کدام ممانعت به نجات دهنده خود ایسای مسیهی خدمت کنن آله آیات چار و پنجم میخانم آنان امچنان که شهر به شهر میگشتن تصمیمات را که رسولان و رهبران در اولوشلیم گرفته بودن به ایمانداران میسپردن تا متابق به آن عمل کنند از این رو کلیسه ها در ایمان تقویت میافتند و روز بروز به تدادشان افضوده میشد وقتی که پولس سیلاس و تیموتاووز به هر شهر میرفتند فیصله های شورای اولوشلیم با اونا میرسندند خلاصه فیصله های شورای اولوشلیم ای بود تا جایی که به نجات مربوط است صرف ایمان ضرورت است برای نجات یافتن پابندی بشریت و خطن را نباید دخیل ساخته جلوگیری از فساد اخلاقی بر ایمانداران او وقت و ایمانداران همه زمانه ها بسیار مهم است مخصوصا بر غیر یهودیان که فساد اخلاقی در دین گذشتهشان اوقدر مهم نبود با ایمان آوردن به ایسای مسیح باز هم ای گناه اکثران اونا را وسوسه می کرد دیگه موضوع منکدن خوردن گوشت های قربانی شده با بطا و یا ایوانات خفشده و خون است منه خوردن ای چیز ها از ای خاطر مهم نیست که بر نجات ضرورت است بلکه خوردن گوشت قربانی با بطا و ایوانات خفشده یک منه بین رفاقت و برادری بین ایماندارای یهودی نجات و غیری یهودی می شد اما وقتی که به قرانتیان اول فصل 8 و تیموتاوس اول فصل 4 می بینیم متوجیه می شیم که بعدها در این اوامر و هدایات اصلاحاتی به عمل آمده مثلا در قرانتیان اول فصل 8 آیت 10 نوشته شده البته خوراک ما را با خدا نزدیکتر نخواهد ساخت نه از خوردن آن غذاها نفع آید ما می شود نه از نخوردن آنها ذره ری اما متوجیه باشید ما بعدها این آزادی عمل شما به نوح باعث لغزش اشخاص زیف کرده و در تیموتاوس اول فصل 4 آیت 4 و 5 می خونیم در صورت که همه چیزهایی که خدا آفریدست نیکوست و نباید چیزی را که با شکرگزاری پذیرفته می شود نجست شمرد زیرا با وسیله کلام خدا و دعا پاک می گرده در حقیقت ادایت نخوردن گوشت های ایوانات تقدیم شده با بطا و یا خفه شده به نجاتیافتن ایچ ارتباط ندارد بلکه عدف صرف با وجود آمدن نزدیکی و رفاقت سمین مانه بین ایماندارای یعودی نجات و غیر یعودی بوده است اگر خوردن ای گوشت ها وسیله بر لغزش از ایمان ایماندارا به ایسای مسیم می شه باید از خوردن آن سرف نذر کرد خوب آل آیات 6 تا 8 هم می خوانم وقتی آنها از ولایت فریجیا و ولایت غلاطیه می گذشتن روح القدس مانه شد که پیام خدا را با ولایت آسیا ابلاخ نمایند و وقتی به سرد میسیه رسیدن کوشش می کردن با ولایت بطینیه برود اما روح ایسا به ایشان اجازه نداد بنابراین از میسیه گذشته به شر طراوس آمدند وقتی که ای آیات می خوانیم متوجه می شیم که پلان سفر بشارتی رسولان مسیه به هدایت روح القدس به پیش می رفت روح القدس خدا کار و خدمت اونا را ره نمایی می کرد وقتی که پولوس و امروهانش در ولایت فریجیا و غلاطیه از کلیس ها دیدن کردن خواستن که به طرف آسیای صغیر یعنی به قسمت غریبی ترکی امروزی به سفر خود ادامه بتن اما روح خدا مانه رفتن اونا به این منطقه شد اما هیک دلیل ممانهت بر رفتن به این منطقه بیان نشده اما بعض ولمای مسیه بایی یقینه هستن که خدا این منطقه را بر بشارت دادن پتروس رسول در نظر گرفته بود در نام اول پتروس فصل اول آیت اول می خوانیم از طرف پتروس رسول ایسای مسیه به قوم برگوزیده خدا که در سر تا سر ولایات پینتوس و غلاطیه و کپدیکیه و آسیه و بطانیه پراغنده شدن از این آیت مالوم بشه که این مناطق قلم روی خدمت پتروس رسول بوده خوب به هر صورت پولوس به همراهان به طرف شمال غرب به مسیه رسیدن مسیه در عیالت آسیه شامل بود اما طور مالومشه که رسولان در مسیه بشارت ندادن از مسیه رسولان تلاش رفتن به طرف شمال شرق به بطانیه را داشتن بطانیه در شمال بهیره ایسیا واقعی بود اما باز هم روح القدس خدا منعی رفتن اونا به این منطقه شد از اینجا اونا مستقیمن به طرف غرب حرکت کردن و به شهر بندری ترهاوس آمدن شهر بندری ترهاوس در کنار بهیره ایجن واقعی بود بهیره ایجن ترکیه و یونان امروزی را از هم جدا میکنه پولوز و امروهان او را خداون به ادایت روح خود به طرف شهر بندری ترهاوس ادایت کرد اونا به جای رسیدن که از اونجا میتونستن که یونان اکی در اروپا واقعی هست ببینن یعنی رسولان به دروازه ای اروپا رسیدن خوب جاوید جان آله آیات نو تاده را بخوانید در امان شب پولوز در خواب دید که شخص مقدونی استاده بود و با التماس به او میگفت با مقدونی بیا و ما را یاری کن همین که پولوز این خواب را دید ما آزم مقدونی شده ایم زیرا شک نداشتیم که خدا ما را خواسته بود که به ایشان نیست بشارت دهیم دوستهای مهربان پولوز وقتی که به ترهاوس رسید شهر در رویاه دید که یک شخص از مقدونی او را دعوت میکنه که به مقدونی بره و اونا را کمک کنه مقدونی یک ولایت شمالی کشور یونان بود شهرهای مهم مقدونی ها عبارت از فلیپی و تسالونیکی بودن کشور یونان که در جنوب غرب اروپا واقع است هم در او وقت و هم آل موقعیت جغرافیهی بسیار مهم داره یونان در شرق از ترکیه توسط بیره ای جن جدا میشه و در غرب توسط بیره ای ادراتیک از اطالیه جدا میشه در زمان ایسای مسیه یونان زیر سلطه امپراطوری روم بود در آیت ده لقا نویسنده کتاب احمان رسولان نوشته می کنه که ما آزم مقدونیه شدیم زیرا شک نداشتیم که خدا ما را خواسته بود از این معلوم می شه که در تراوس لقا هم بجم پولوس و تیموتاوس و سیلاس پیوسته است دیدن رویای پولوس و عبور از دریای جن به طرف مقدونیه باعث یکی از مهمترین واقعی در تاریخ جهان است بخاطره که با این سفر پولوس به مقدونیه ایمان مسیهی به قاره اروپا قدم ماند و در اونجا انتشار پیدا کرد اگر پولوس رسول به همراهانش بایوز رفتن به طرف غرب به طرف شرق به کشورهای آسیهی سفر می کدن آیا امروز ما چی تغییری را در دنیا می دیدیم اما واضح معلوم می شه که نقشه خدایی بود که اول انجیل در امپراطوری روم بشارت داده شد اگرچه کشورهای آسیهی هم به انجیل ضرورت داشتن اما شاید زمان معین بر بشارت دادن به این کشورها نرسیده بود یکان وقت ضرورت و یا منطق بر دعوت خدا بر رفتن به یک جای و یا انجام دادن خدمت کافی نمی باشد چون خدا از همه ای امور چی گذاشته حال و آینده اطلاع داره بیتر است مثل پولوس بر ادایت واضح خدا انتظار کشید و مطابق به ادایت و رهنمایی و عمل کد جامد جان آل آیات 11 و 12 را بخوانید در تراوس سوار کشتی شدیم و مستقیمن به جزیره سامو تراکی رفتیم و روز بعد رحصپار نیا پولوس شدیم از آنجا به فلیپی که یک مستمره رومی و شهر در بخش اول ولایت مقدونیه است رفتیم در این شهر چند روز اقامت کردیم پولوس و همراهان از تراوس توسط کشتی به جزیره به نام سامو تراکی که در بههری ایجین موقعیت داشت رفتند از اونجا به شهر نیا پولوس رفتد و از شهر نیا پولوس به فلیپی رسیدند وقتی که به نام های محلات و شهرها دقت میکنیم متوجه میشیم که پولوس باز از عادت عمیشگی خود کار میگیره او مثل یک قومندان بر جسته نظامی کوشش میکنه که شهرهای مهمتر را بر اعمالیات خود انتخاب کنه از این خاطر او خود را به فلیپی که یک مستمره مهم رومی بود میرسانه روز شنبه از دروازه شهر خارج شدیم و به کنار دریای که گمان میکردیم محل دعای یهودیان باشد رفتیم درهانجا نشستیم و با زنان که جمع شده بودند صحبت کردیم وقتی که پولاس به فلیپی رسید متوجه شد که دی ای شهر عبادت خانه یهودی وجود نداره متابق به شریعت یهود بر تاثیز کنیسه لازم بود که حد ارقل ده نفر در اون منطقه زندگی میکدن از این مالم میشه که در اون وقت در شهر فلیپی تعداد یهودیان از ده نفر هم کمتر بود اما یک تعداد اندک مردم خدا پرست در این شهر بودند که از هو میترسیدند اونا معمولا بیرون شهر در لب دریا به دور هم جمع میشدند پولاس و همراهانش بعد از رسیدن به فلیپی در اولین روز شنبی به محل جمع شدن ای خدا ترسان رفتند و با مردم که بر عبادت آمده بودند گفتدند خوب، آله آیت 14 را میخانم یکی از شنوندگان ما زن بود به نام لیدیا که پارچه های ارغوانی مفروخت او از آلی شهر تیاتیرا و زن یکتا پرست بود خداوند قلب او را باز کرد تا تعلیم پولاس را بپذیرد در جمعه کسایی که بر عبادت آمده بودند زن به نام لیدیا بود که به گفت های پولاس بدققت گوشت داد و به ایسای مسیح ایمان آورد لیدیا ای افتخار نصیب شد که اولین زن مسیحی اروپا باشد لیدیا بر رنگ کردن افتقه ها ارغوان مفروخت لیدیا خودش از شهر تیاتیرا بود که در ایالات آسیا یا ترکیه امروزی واقعی بود در اون وقت شهر تیاتیرا در تولید کدن رنگ های کالا بسیار مشهور بود لیدیا هم که از شهر تیاتیرا بود بر این تجارت به فلیپی آمده بود توری معلوم بشه که لیدیا زن غیر یهودی بود که پیرم دین یهود شده بود نه تنها گوش های لیدیا بر شنیدن کلام خدا باز بود بلکه دل او هم بر قبول کدن کلام خدا آماده بود خدا دل او را باز کد که گفت های پولوس ها خوب بشنوه از این قسمت معلومشه که ایمان واقعی همیشه کار فیض خداست نه تلاش انسانی ما در اول این کار خداست که دل ما را بر شنیدن کلام خدا باز بسازه بعد از او این بدوش ماست که دروازه های قلب خود را باز کده خدای حقیقی را بر درون دل خود دعوت کنیم واقعا این وزیفه ماست که خدای حقیقی را بر درون دل خود دعوت کنیم ایسای مسیمه فرمایه من پشت در استاده در را می کوبم اگر کسی صدای ما را بشنود و در را باز کند داخل می شوم و با اون نان خواهم خورد و اون نیز با من آله آیت پانزره که آیت آخری صحبت امروز ماست می خانم و انگام که او و خانوادهش تحمید گرفتن با خواهش و تمنا با ما گفت اگر مرا نسبت به خداوند یک مومن حقیقی می دانید بیایید و در منزل من بمانید و آنقدر اصرار کرد که ما رفتیم دوستهای عزیز مثل کرنیلوس لیدیه هم با تمام اهل خانوادهش ایمان آورده تحمید گرفتن در زمان کلیسای اولیه بارها متوجه می شیم که یک خانواده همه دستجمی ایمان میرن و تحمید می گیرن وقت که یک خانواده به صورت دستجمی ایمان میرن ار از خانواده میتونه در تقویه ایمانی یک دیگه کمک کنه در این صورت خانواده به صورت دستجمی میتونه در مقابل آزارسانی و مشکلات هم مقامت کنه وقت که یک از خانواده بدون اطلاع اعضای دیگه خانواده ایسای مسیر را به حیث خداوند خود قبول می کنه امکان داره که او با خانوادهش به مشکلات روبرو شوه اما وقت که ما ایسای مسیر را از دل به حیث خداوند خود قبول می کنیم او زندگی ما را تغییر میتونه وقت که اعضای دیگه خانواده یک تغییر بزرگ در اخلاق و زندگی ما می بینن ای تغییر میتونه به حیث بشانت ایمان ما به ایسای مسیر مورد استفاده قرار بگیره و اونا هم به ایسای مسیر ایمان بیرن ما ایماندار های افخان از این لحاظ هر کدام ما تجربه خاص خود را داریم بعض ما به صورت دست جمعی به ایس یک خانواده ایسای مسیر را به حیث خداوند خود پذیرفتیم بعض ما به صورت انفرادی اگر به صورت یک خانواده به ایسای مسیر ایمان آوردیم ویا به صورت انفرادی لازم است یک عدف تقییب بنیم که او جلال دادن نام ایسای مسیر در زندگی ماست ما می تانیم با فروتنی محبت کدن به اعضای خانواده اقارب و دوستان خود ایسای مسیر را به اونا معرفی کنیم ما نجات را که در ایسای مسیر نصیب شدیم خوب است که با سخاوت با اعضای خانواده و اقارب همکاران و دوستان خود شریک بسازیم و از این طریق وسیله نجات اونا شدیم ما شما در باره ایمان آوردن لیدیا صحبت میکدیم ای علامه ایمان صادقانه ای لیدیا است که بعد از ایمان آوردن دروازه های خانه خود بر روی ایمانداران باز می مانه و از پولس و امروحانش داوت می کنه که در خانه او باشن از خداوند می خواهیم که ما هم بتانیم مثل لیدیا میمان نواز باشیم ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم هر دو محبت به هدو داد بر سلیم خود راز جان قلب چسم من داشتم قیرانه دیوانه کرد و رها خانه خود تابت کند این گل ستان ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم اشقه مسیحارا نگر کشیده تاجه کار را کونشت سر و هم زبا ریزد چودریا بر جهان ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بر جهان نالیده گفت های پدر اکشاک نادانند همه بخشید مرا بخشید تو را بخشید همه ی مومنان ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم پرده های کلان روز شد چاک زباناتها زمین باز آسمان بر روی ما شد ناصرا دوستی از دان ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم پرد و محبت به هدو داد بر صدیر خود راز جان ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم ای آسمان و ای زمین هم به خداوند را بخواهیم شنونده های محرابان این بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم تان شد تا برنامه آینده که باز در خدمت شما عزیزان قرار مگیریم همه ای تان را به خداونده محرابان می سپاریم موسیقی به زنو من در آیم به درگاهت خدایام من انسان گناهکارم و تو دوست الهام به زنو من در آیم به درگاهت خدایام من انسان گناهکارم و تو دوست الهام تو بخشیدی مرا با خون ایسا نشان دادی ندارد مهرتم تو به قدوسیت منجی مسیحا تو بشنو حرف ما این دعا را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکر ما را شفاده روح ما را موسیقی دوستان گرامی خواهش مندیم تا نظریات و پیشنهاتهای تان را جهت بهبودی نشارات ما با آدرس زهل بفرستید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهر پاکستان