۲۹ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ شننده های گرامی بررامه زندگی سرشار امیدوارم که سلام های آمخته با محبت و سمیمانه ما را علیق بگوین آرزو می بریم تا لحظه هایتان پرستفاب و سمیمیت باشه نهایت خوشی ماست که با برنامه دیگی از این سلسله برنامه در حضور شما حق جوان گرامی قرار داریم نهایت آرزوی ماست که کتر فامیل هایتان خوش و سرحال بوده و آماده شونیدن برنامه این حوبت ما باشین خوب شننده های نهایت محرمان در برنامه این حوبت زندگی سرشار برادارای ما پیام و جاوید فصل دوازده هام کتاب احمال رسولان آیا با آیا می خوانند و سرش گپ می زنند خوب اگر در جریان شونیدن برنامه برتان کدام سؤال پیدا می شه لطفا برما سؤالتان نشته کنین و ما برتان به زودترین فرصت جواب برتان ارسال می کنیم خوب شننده های محرمان پس بین که با هم یک جای به برنامه این حوبت زندگی سرشار با هم گوش بدیم دوست های عزیز سلام خوش هستیم که برای تقدیم کردن قسمت دیگی از درس های احمال رسولان باز در خدمت شما قرار گرفتیم ما هم به شما عزیزان سلام تقدیم می کنم از خداوند برای هر یک شما سحت و سلامتی آرزو می کنم شنوندی عزیز ما در صحبت گذشته فصل 11 احمال رسولان را به آخر رسالیم در این فصل ما دیدیم بعد از به شهادت رسیدن استیفان در اورشلیم آذار و ازید به ایمانداران اضافه شد از خاطر این آذار رسولی ایمانداران به ایسای مسیح از اورشلیم به هر طرف پراغنده شدن اونا به هر جایی که رسیدن دباره ایمان خود به مردم بشارت دادن شیطان می خواست که با بوجود آوردن فضای شکنجه و آذار ایمانداران به ایسای مسیح جلمه پیشرفت ایمان مسیحی را بگیره اما این کار او نتیجی برعکس داد ایمانداران به هر جایی که رسیدن دباره ایمان خود به ایسای مسیح به مردم بشارت دادن و به این ترتیب ایمان مسیح زیادتر رشد کرد در نتیجه این آذار رسالی ایمانداران به انتاکیه هم رسیدن و به یهودیان و غیریهودیان دباره ایسای مسیح بشارت دادن و کلیسای ایسای مسیح در انتاکیه به وجود آمد با اطلاعی آفتن از این پیشرفت رهبران مسیحی دورشلیم برنابا سر برمعلوم کدن حقیقت به انتاکیه روان کدن وقتی که برنابا به انتاکیه رسید و رشد ایمان مسیحی را در بین یهودیان و غیریهودیان به چشم خود دید بسیار خوش شد برنابا در انتاکیه بود که چند نفر نبی به انتاکیه آمدن و با احلام گرفتن از روح خدا پیشگویی کدن که قطی صخت رخ میده به ای خاطر ایمانداران انتاکیه تصمیم گرفتن که برای کمک به کلیسای ورشلیم آنه جمع کنن و به اونا روان کنن اونا آنه را جمع کدن و به دست برنابا و شاول به ورشلیم روان کدن دوستهای محرمان تا این قسمته ما در صحبت گذشته خاندیم امروز از فصل دوازده هم شروع می کنیم خوب جاوید جان شما آیت اول تا ثیوم فصل دوازده هم بخانید در امان موقعی هیرودیس پادشاه به شکنجه و آزار ادعی از ازای کلیسا پرداخت و یعقوب برادر یوهانه را با شمشیر کاشت و چون دید یعودیان از این کار خوششان آمد قدم فراتر گذاشت و پترس را هم دزگیر نمود این کار در ایام اید فطیر واقع شد هیرودیس که نامش دیگه ذکر شده هیرودیس اغریباس اول نواسه هیرودیس کبی بود که در زمان تولد شدن ایسای مسیح حکمران یهودیه بود امپراتور روم به هیرودیس لقب پادشاه را هم داده بود این هیرودیس خود را پابند به شریعت موسا هم می دانست وقتی که ایمان مسیح در بین غیر یعودیان مورد استقبال قرار گرفت پترس و رسولان دیگه اونا را پایس برادر و خوهر در ایسای مسیح قبول کردن این موضوع باعث رنجش زیاد رهبران مذهبی یهود شد آزردگی و مخالفت رهبران مذهبی با ایمانداران به مسیح باعث جنجال و مناقشه شد امپراتور روم اختشاش و نارامی را در هیچ نقطه قلم روی خود تحمل نمیکن هیرودیس چون مسئول یهودیه و بعض قسمت های دیگه فلسطین بود کوشش کرد که با گرفتار کدن و اعدام کدن رسولان مسیح رهبران مذهبی یهود را از خود خوش بسازه و به این ترتیب جلو نارامی را بگیره او بخاطر عملی کدن این پالیسی خود یهقوب رسول که برادر یهانای رسول بود با شمشیر کشد یهقوب رسول اولین رسولی بود که به شادت رسید او اینن با نقش قدم استاد خود ایسای مسیح را رفت در فصل ده همه انجیل مرقص در این بار مطلب جالب وجود داره این قسمت ها من براتان می خوانم بشنوین یهقوب و یهانا پسران زبدی پیش آمده گفتند ای استاد ما می خواهم که آن چی از تو درخواست می کنیم برای ما انجام دهی به ایشان گفت چی می خواهید برای تان بکنم آنها جواب دادند بما اجازه بدی تا در جلال تو یکی در دست راست و دیگری در دست چفت تو بینشینیم ایسا به ایشان فرمود شما نمی فهمد آیا میتوانید از پیالهی که من می نوشم به نوشید ویا دران ژه من تحمید می شومم تحمید شود؟ آنها جواب دادند میتوانیم ایسا فرمود از پیالهی که من می نوشم خواهید نوشید و دران ژه من תحمید می شوم شما هم تحمید خواهید شد از این کارو بسیار خوش شدند ایرودیس برخوش ساختن زیادتر اونا پترس رسول هم گرفتار کده به زندان انداخت وقتی که ایرودیس پترس رسول هم زندانی کد روزهای اید فتیر یعنی اید فسه بود اگرچه این اید صرف یک روز شمبی بود اما عام مردم بر یک هفته ایده تجلیل میکدن مطابق به شریعت موسا ایرودیس نمیتونست که پترس رسوله در روزهای اید ماکمه کنه او مجبور بود برای تیرشدن اید انتظار بکشه پس پترس را گرفته به زندان انداخت و چار دسته چار نفری را به نگهبانی او گماشد زیرا ایرودیس قصد داشت بعد از اید پیسه او را تحویل قوم یعود بدهد به این ترتیب پترس در زندان پیوسته تحت نظر بود و کلیسا شب روز از سمیم قلب برای او به درگاه خدا دعا میکرد وقتی که پترس رسول در زندان زیر مراقبت شدید قرار داشت کلیسا اورشلیم شه و روز به محافظت او دعا میکد اونا از عمق دل به حضور خدا به محافظت او دعا میکدن انوز درت و رنج کشتشدن یعقوب در دل های ایمانداران تازه بود که پترس رسول زندانی شد ازی خاطر ایمانداران از صوز دل به حضور خدا برای محافظت پترس مصروف دعا بودن در دعای راستین و احسطه دل ایمانداران قوت فوقلاده وجود داره قوت دعای اونا نسبت به قوت دنیای هیرودیس بسیار قوی تر بود خدا به طرف دل جویندگان خود میبینه وقتی که ایمانداران از زیر دل و پر از صوز به حضور او دعا میکنن خدا با انجام دادن کارهای فوقلاده خود به دعای اونا جواب بیده آله آیات 6 تا 11 را میخانم یک شب قبل از آن روزی که هیرودیس میخواست پترس را به محکمه بیاورد پترس در زندان بین دو اسکر با زنجیر بسته شده و به خواب رفته بود و نگابانان پیش در زندان پیره میکردن ناگا فرشته خداوند در کنار پترس استاد و نوری در آن اتاق درخشید فرشته با پالوی پترس زد و او را بیدار کرد و گافت زود برخیست فورا زنجیرها از دستایش به زمین افتاد فرشته با او فرمود کمر خود را ببند و چپلیهایت را بپوش و او چنان کرد سپس فرشته با او گافت چپن خود را دورت بگیر و به دنبال من بیا پس به دنبال او رفت و ایچ فکر نمیکد آنچه فرشته انجام میداد حق قد داشته باشد او گمان میکرد این وقایه را درخواب میبیند وقتی از پاسگاه هول و دوهم گذشتن و به در آهانی که به طرف شهر بازمشد رسیدن دروازه خود بخود بروی آنان بازشد آنها بیرون رفتن از کوچه می گذشتن که ناغان فرشته ناپدید شد پترس به خود آمد و گافت آلا دیگر یقین دارم که خداون فرشته خود را فرستاده است که مرا از دست یرودیس و از آنچه انتظار آن را داشتن برهانند فقط یک شهر پیشتر که صبای شیرودیس میخواست که پترس رسول را محاکمه کده برای اعدام کدن برای رهبرای مذهبی یهود تسلیم کنه پترس با ذهن کامرن آرام قرار خو بود با وجود که پترس میفامید که این شهر شهر آخر زندگیش است اما او باز هم بدون تشویش خو بود این برای هر یکی من و شما معلوم است وقتی که مشکل در انتظار ما باشه شهر ما را خوا نمیبره اما مشکل پترس رسول یک مشکل معمولی نبود بلکه او را برای کشتشدن زندانی کده بودند اما باز هم او اینقدر آرامش داشت که اتا در زنجیر هم او را خوا برده بود آیا آیلت آرامش او چی بود؟ آیا او این قوت و ایتمینان از کجا حاصل کده بود که اتا از مرک هم نمیترسید پترس رسول در ایمان خود به ایسای مسیح نشیب و فرازهای زیاده دیده بود او در اول بر ایسای مسیح لاف زد اما پسان سه دفعه او را انکار کده که او را نمشناسه پسان وقتی که ایسای مسیح قیام کده را از مرک ملاقات کده ایمان او به پختگی رسید نزول روح قدس در روز پنتیکاست او را به سخره تبدیل کده و ایمان او به ایسای مسیح به کمال رسید پترس در تجربه زندگی خود دید و یاد گرفت که ارچیزای که ایسای مسیح برش گفته بود او عملی شد ایسای مسیح بر پترس دار و ندار زندگیش بود عدف زندگی او جلال دادن ایسای مسیح بود و مرک هم بر او زندگی جاویدانه در حضور خداوند خود ایسای مسیح از ای خاطر او هیچ تشویش نمیکد و ذهنان آرام بود ایمانداران هم بر محافظت او مسروف دعا بودن خداوند کار فوقلادهی کد و نشان داد که هیچیز نه هیرودیس پاتشا و نه رحبران مسهوی یهود نمیتانند که مانی عملی شدن اراده او شوند او فرشته ای را به زندان روان کد و پترس رسوله از زندان آزاد ساخت خداوند کار کد که اطراف پترس نمیتانست که باور کنه وقتی که فرشته از پیش روی او ناپدید شد او فامید که بیدار است و خواه نیست خدا در انجام دادن کاری یکان وقت ایقدر سبر میکنه که همه امیدها به چیزهای دیگر قطع شوه بخاطر که انسانها بخاطر حل مشکلاتشان اکثرن با ایوز خدا به چیزهای دیگر رجوع میکنن انسانها در مسائل زندگیشان به عقل و فکر خود و وسائل خود نسبت به خدا زیادتر اتقام میکنن از ای خاطر خدا انتظار میکشه و در وقت مناسب به انجام دادن کار خود اقدام میکنه از ای طریق خدا به ما تعلیم میده که ایچیز به او ناممکن نیست اگر از دل به او مراجعه کنیم او کارهای فوقلاده را به ما انجام میده امین که به موضوع پی برد به خانه مریم مادر یوهنا ملقب به مرقص که ده زیاد درانجا برای دعا گرد آمده بودن رفت وقت دروازه خانه را کبید کنیز به نام رودا آمد تا دروازه را باز کند از خوشحالی فراوان برگشت تا مجددهد که پترس بیرون دروازه استاده است آنها به او گفتن مگر دیوانه شده ای؟ اما او به گفتهای خود بسیار محکم بود سپس گفتن پس اطمن فرشته محفظ اوست اما پترس پشت سر هم دروازه را میزد وقت در را باز کردن او را دیدن غرق عیرت تحجب شدن پترس به آنان اشاره کرد تا خاموش شوند و برای اشان شرع داد که چگونه خداوان او را از زندان نجات داده است و در آخر گفت یحقوب و برادران را از این عمر باخبر کند آنگاه اشان را تر کرد و به جایی دیگر رفت دوستهای محرمان خدا پترس رسول را بشکل موجزه از مرک نجات داد شاید سوال پیدا شده که خدا چرا ایجاد داد که یحقوب رسول کشته شد و پترس رسول را با موجزه نجات داد دوستهای محرمان برای ما انسان ها بسیار مشکل است اراده خدا را در انجام کارها به صورت کامل در کنیم یک موضوع دیگه هی هم قابل یادواری است اموطور که کلیسا برای پترس رسول شاو و روز و از سوز دل دعا میکد آیا برای یحقوب رسول هم دعا میکد؟ شاید ایماندارا بر یحقوب رسول دعا نکده بودند و یا ممکن است که خدا با کشته شدن یحقوب رسول کار بسیار کلانه انجام میداد وقتی که کنیزی بنامی رودا صدای او را شونید شناخت که پترس است از خوشی زیاد باید وزی ای که دروازه را واز کنه پس بدرون خانه ای که ایمانداران مسروف دعا بودن رفت وقتی که او برشان گفت که پترس در کوچه پشت دروازه است اونا فکر کدن که مغز رودا خراب شده و او دیوانه است باور نکدن ایماندارایی که برای آزادی و محفظت پترس رسول دعا میکدن قابل دقت است به خاطر که اونا باوجود که از زیر دل دعا میکدن اما باور نداشتن که خدا به دعای اونا جواب میده اما خدا را شکر میکنیم که خدا ناتوانی و ضعف های ما را خوب درک میکنه او میفهمه که ما در ارچیز ناتوان استیم و اتا در ایمان خود به او ما بدون داشتن ایمان کامل دعا میکنیم اما وقتی که خواست ما براورده میشه غرق تعجب میشیم در حال که ایماندارا امرای رودای کنیز که معنی نامش گلاب است در گفتگو بودن پترست پشت دا پشت دروازه را تک تک میکد وقتی کنیز رفت و دروازه را واز کد پترست به خانه داخل شد و قدم مند اما پترست با اونا گفت که آرام باشین شاید سر صدای خوشی اونا بسیار بلند بود که پترست با اونا گفت که آرام باشین پترست با اونا گفت که یحکوب و برادران دیگر را از این موضوع خبر کنین مادر ایسای مسیح یکی از رهبران برجسته کلیسای ارشلین بود بعد از او پترست به کدام جای دیگر رفت این معلوم نیست که او از خانه مریم مادر مرقص به کجا رفت آله آیات 18 و 19 را میخانم وقت روز شد پیرداران بسیار پریشان شدن زیرا نمیدانستن که به سر پترست چی شده است ایرودس امر کرد که همجا دنبال پترست بگردن اما وقت او را پیدان نکردن از نگاهبانان تحقیقات نمود و عکم ادام آنان را سادر نمود بعد از آن پترست یهودیه را ترک نموده به قیسریه آمد و مدت درانجا ماند وقتی که صبح شد محافظین دیدن که پترست نیست خدا میدانه که سر اونا چی گذاشته باشه بره ایرودس هم که امر کرده بود که پترست خوب محافظت کنن که فرار نکنه نبودن او بسیار سخت تمام شد اطمان پیرادارا بره بگناییشان بره ایرودس چیزهای گفته باشن اما هر دلیل اونا مثل پاشیدن تیل روی آتش قهر و غذب او تاثیر کرد و او را زیادتر خشمگین ساخد از این خاطر ایرودس وقتی که امر ادام محافظین را سادر کرد برفرار کردن از این درد یهودیه را ترک کرده به قیسریه رفت متابق به قانون روم وقتی که زندانی از دست محافظین فرار میکد به هر جزایی که زندانی محکوم شده بود محافظین او را به او جزا مجازات میکدن در نزدی هیرودیس پترس رسول به جزا اعدام محکوم بود به این خاطر امر کرد که همه محافظین او را اعدام کنند ایرودس به این باور نداشت که پترس را خدا از زندان آزاد ساخته او فکر میکد که حتما یک یا دو نفر محافظین دفرار بر او کمک کرده از غزب زیاد او اوصله نکد که مجرم اصلی را بر خود معلوم کند بلکه او امر کرد که همه محافظین را اعدام کند و مجرم حتما در بین اونا به جزای خود میرسه ایرودس بغض و کینه شدیدی نظبت به مردمان سور و سیدون در دل داشت به این جهت آهالی آن دو شر به اتفاق پیش او آمدن و پلاستوسلا که فراش خوابگاه شاب بود با خود امراه کردن و تقاظای سلو نمودن زیرا کشور آنها در عمر تغذیع و خوراک محتاج کشور ایرودس بود سور و سیدون دو شر کلان فنیقی او وقت که حال کشور لبنان است بودن هر دوی این شر در ساحل مدیترانا واقعی بودن و بنادر مهم تجارتی هم بودن این دو شر از لحاظ مواد غزایی به ولایت جلیل وابست بودن اونا خوراکی خود از این ولایت وارد میکدن ایرودس پاتشا با کدام علت نامالمه از مردم این دو شر خفه بود اونا میترسیدن که اگر ایرودس سر اونا مواد غزایی را قطع کنه اونا با مشکلات زیاد روبرو خواد شدن مردم این دو شر یعنی سور و سیدون مجبور بودن که به هر ترتیبی که میشه امراه هیرودی سله کنن به این خواهد اونا ناظر شخصی پاتشا را رازی ساختن که زمینه ملاقات اونا را امراه هیرودیس بساعد بسازه تا به این ترتیب بتونن امراه هیرودیس سله کنن آله آیات 21 تا 23 را میخانم ایرودس در یک روز معین لباس ستنتی پوشید و بر تخت نشست و نطقه ایراد کرد در پایان مردم فریاد میزدن این سخنان سخنان یکی از خدایان است نه یک انسان چون ایرودس جلال را که از خان خداست به خود نظبت داده بود در رحمان لذه فرشته خداون او را نقش زمین کرد و کرماه او را خوردن و او مرد میاندیگری ناظر هیرودیس نتیجه داد هیرودیس دربار مجلل ترتیب داد و مردم سور و سیدون پیش خود خواست و برشان نطقه کرد مردم بر ای که پاتشا از اونا خوش شود فریاد زده گفتند این صدای یک پاتشا نه بلکه صدای خداست که ما مشنویم اما او به عوضی که چاپولیسی اونا را رد کنه او را قبول کد و جلال خدا را به خود نظبت داد از این خاطر فرشته خدا او رازد و به خاک برابرش کد هیرودیس چه پلان هایی را بر خود ترکده بود یعقوب رسول با شمشیر کشد پترس رسول را بر کشتن به زندان انداخت بر اینکه او نقشه خود عملی کنه امر کد که او را خوب محافظت کنند خطرناک تر از همه جلال که صرف خداونت سزاوارش است او را به خود نظبت داد و خطرناک ترین گناه را مرتکب شد بلاخره همه این نقشه ها و پلان های او نقش برابر شد و خودش نقش زمین شده خوراک کرمه ها شد کسایی که در مقابل خدای حقیقی دشمنی میکنند ای برشان بزرگترین درست هست که نباید در مقابل خدا دشمنی کنند و بر ما که خدای حقیقی را در ایسای مسیم اشناسیم ای هم یک درست بسیار مهم هست که خدا واقعا عظیم و مقدر هست ما که ایتر خدا را داریم نباید از قدرت های دنیایی بترسیم پیام خدا اروز با تاثیر پیشتر امتشار میافت برنابا و شاول وقت وظیفه خود را در اروز شیرین به پایان رسانیدن به انتاکیه برگشتن و یوهنا ملقب به مرقص را امرای خود بردن هیرودیش که در تلاش نابود کدن ایماندارا بود خودش نابود شده خوراک کرمها شد نه هیرودیش پادشاه و نه رهبران مذهبی یهود تانستن که جلم رشد ایمان مسیحی را بگیرن کلام خدا هر روز زیادتر و معصرتر انتشار میافت مردم نجات یافته کلیشاهای خود را تشکیل میدادن در خداوند اتمنان دارم که روزی میرسد که همه زنوها در وطن ما به حضور او خم میشن و با زبان خود اقرار کنن که ایسا خداوند نجات دهنده است آمین شنونده های محرمان این بود برنامه این نوبت ما که تقدیم تان شد تا برنامه آینده که باز در خدمت شما عزیزان قرار میگیریم همه ایتان را به خداوند محرمان میسپاریم وقتی با دست شهار سو به سویه ایلام بزیر وقتی کمان قوهر در دست ایلام شکر وقتی زمین ها فشگر رود ها آب ندارن بارم نمیبارم وقتی ایلام قسیر هر کارگر کار بینن هر برزگر بکنن هر بایستی بزنن باران میبادن خداوند نگیزها به زودی بر میگردن خداوند نگیزها به زودی بر میگردن در بازه ها را بهشگنن دیوار ها را فرو ریزن قوت ها و قوت ها سردار ها و سپاها زانوها تون خمشدن سرهای تان فرو دهن خداوند نگیزها بارد ایلام شکر هر کارگر کار بینن هر برزگر بکنن هر بایستی بزنن باران میبادن خداوند نگیزها به زودی بر میگردن با لشگر عظیمی بارد ایلام شکر تو کجا گم شدی؟ پشت کدوم دیواری؟ پشت کدوم پنجر منتظری؟ اگه گم شدی بیا با خداوند ایستا بارد ایلام بشا بارد این آرامی شد از هر نقطه ی جهان پراکندگانش را گم شدگان او را از سیران ایلام را کرد و ترد و بلوچ را فرصول و عرق را خداوند نگیزها همراه خود آبرد هر کارگرد کار کند هر برسگرد بکند هر بایستی بزنند باران میبادن خداوند نگیزها به سودی بر میگردند با لشگره حسینه بارد ایلام شدند هر کارگرد کار کند هر برسگرد بکند هر بایستی بزنند باران میبادن خداوند نگیزها به سودی بر میگردند با لشگره حسینه بارد ایلام شدند با وقت افغانستان روی موج کوتای 31 متر بند مطابق به 9725 کلو هیتز و هر شب ساحت 7 تا 30 دقیقه روی موج کوتای 31 متر بند مطابق به 9830 کلو هیتز میشنوید همچنان شما میتوانید نشرات صدای زندگی را ساحت هشت شب به وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط 1251 کلو هیتز بشنوید حائش مندیم تا نظریات پیشنادها و سوالهایتان را با آدرس زیل برای ما گسیل دارید صدای زندگی بندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹