۲۸ دقیقه
۴ اوت ۲۰۲۶
"من بدبختی زنان و بسیاری مردان در جامعهٔ افغانی از ناآگاهی دینی و بیارزششمردن انسان سرچشمه میگیرد، در حالیکه مطابق به کتاب مقدس زن و مرد در اصل برابر و برای همراهی هم آفریده شدهاند.
"
رونویسی توسط هوش مصنوعی
پنجره نور برنامه برای روشنی خانههای تان و من یک دختر افغانم. دختر که در یک جامعه سنتی نشونمای افته است. من با قویدات متولد شدم و با قویدات مدفون خواهم شد. من همیشه زیر زرابین این آنم. من هیچگاه خود حقیقی نبودم. من همیشه نقش بازی کردم. من یک ممثل ماهرم. سخنانم همیشه سانسور شدن. من محکوم به تحقیق و تفتیشم. من درس آزادی بیان و آزادی حیات و دگه چیزها را زیاد خواندم. اما هیچگاه این آزادیها را نداشتم. گاه باتبر دین، گاه باتبر محیط و گاه باتبر شرایط همیشه کوبیده شدم. من یک مسنون بیستردنشدم. قضاوتها همیشه از روی ظاهرم بوده است و تعریفها از روی جمالم. اینجا قد بلند من بیشتر از مفکورههای بلندم ارزش دارد. و زیبایی من در اخلاقم نه بلکه در چشمان درستم خلاصم میشود. من یک سنم سنگیم. من در یوم طبیعی در برژ اسارت و در سنه تاریکیها به این کرای خاکی آمدم. بله، من دختر افغان هم. دختر افغان. دوسته عزیز، سلام ارزو میکنیم. خدا را شکر میکنیم که باس هم اصطیه طریق در خدمت شما قرار داریم. دوسته عزیز، من به نوی خود سلام میکنم و به امید جانجوری و سعتمندی تنستم. سلام میکنم. من خدمت خاهر برادر عزیزم. خوشحالم که امروز با شما هستم. دوسته عزیز، واقعا این پوست بود که من از فیسبوک گرفتم. وقتی که من ایره خاندم، تشکر از او کسی که ایره پوست کرد. در این طریق هم بازم تشکری میکنیم. برشان پیام هم گذاشتیم و ایره تکثیر هم کردیم. گفتن تکثیر کنین. حقیقتن که یک داستان غمانگیزی یک دختر افغان، یک خانم افغان است. و به نظر من دلیل تمام بدبختیها و فلاکت که سر خانمها، سر زنها است در افغانستان و در بعض نقاط دیگه دنیا مثل شاید ایران هم. ولی به اندازه که سر خانمهای افغان هست، این همیشه بخاطر به صلاح عزیز که ما در جهالت دینی و در ناگاهی در مورد اصلیت خود ما قرار داریم. این خود را نشناختیم. قویت زن را نشناختیم. قویت خود را نشناختیم. داستان را که خاندین، این داستان فقط از یک زن نیست. از یک دختر نیست. بلکه اکثر زنها و دخترها در افغانستان به این چالش روبروستند. و بسیاری کسا وقتی که در تیلوزیونها گفت میزنند، میگن نه همه چیز خوب است و قویت زن و مرد مساوی است. انکار میکنند همه چیزا. ولی این که از قلب و از دل یک زن افغان قصه اصلی خودش است به قلم خود نشته کده این را انکار میکنند. ولی ما این را انکار کنند نمی تانیم. چون که ما نظر به تجربهی که داریم، نظر به جشم دیده هایی که داریم. این تمام داستانها را ما هر روز میشنویم. میشنویم، میبینیم، تجربه میکنیم در زندگی خود و ما نمی تانیم این را انکار کنیم. ما خودم شخصا، خوهرمه از تفولیت برما گفته شده بود. و بین قوم خیه شما، چون ما از جمله کسایی استیم که قبلا در دین و مصحب خود بسیار قوی بودیم. و برما گفته شده بود که زن ناقص و لعقل است. و از این خاطر، خدا زن خلق کرده که یکی در خدمت مرد باشه و دوست دیگه نسل در ما پیدا کنه. خب، دنباله صحفتش شما باید مراجعه کنیم به کلام خدا که در اول پیدایش خداوند چیزی دیگه گفته که خدا زن و مرد را یکسان آفریده. نه زن را از سر مرد گرفته نه از پاین. از بدن مرد زن را ساخته که زن شریک باشه با مرد. اینا مصاوی هستن. اصلا زن پاین نیست و بالا هم نیست. اینا مصاوی هستن. اصلا میگن کلام خدا میگه زن معاون مرده. در کشورهای غربی وقتی زن شوار یک جای نباشه. مثلا یا شوارش نباشه. خانمش نباشه. یا خانمش نباشه. شوارش نباشه. میگه که کجاست نصف دگیت. نیمه گم شده. و از این ما میفهم که مرد و زن کاملا مصاوی یکی دیگه هستن. وقتی ما فکر میکنیم که در یک دولت وقتی تنها مردها در اونجا هستند. وقتی زنها هستند. اون دولت شکست میخوره. چرا که صدای زن در اونجا شونیده نمیشه. خواستهایشون در اونجا براونده نمیشه. نصف جامعه هست. اتا دولت هایی که مثلا ما در افغانستان چشم دید خدا بگیم. دولت که ترفدار آزادی بوده. ترفدار استقلال زنها بوده. ترفدار خوبی مردم بوده. حتی آموم شکست خورده. چرا؟ بخشتر که زن در اونجا رول نداشته. آواز نداشته زن در اونجا. آموم قسمت رو که شما خانید خواهر. ما میخواییم که ایره در موبایل خود اینجا آوردیم. امیدوار هستم که بتانیم ایره در سکرینها بیاریم. که از فصل اول کتاب پیدایش هست. ببخشین باشه که وصل نشده میگن. من ایره باید وصل کنم. بسیار خوب. امیدوار هستم که هالا وصل شده باشه. میگه در اینجا نشده هست که در کتاب پیدایش فصل اول آیت 26-28 میگه که پس از آن خدا فرمود حالا انسان را میسازیم. ببینید حالا انسان را میسازیم. آنها یعنی انسان در اونجا کلمه جمع آنها به صورت ما و به شکل ما باشن و بر ماهیان بحری و پرندگان آسمان و همه هیوانات احلی وشی بزرگ و کچک و تمام زمین حکومت کنند. بله. حکومت کنند. برای جمع میکنه دیگه. خدا زن و مرد و با هم آفرید. آفرید. به صورت خدا آفرید و برشان یک وظیف داد که حکومت کنند. بعدش میگه پس خدا انسان را به صورت خدا آفرید. انسان را به صورت خدا آفرید. آنها را زن و مرد آفرید. آنها را برکت داد. آنها را برکت داد. یک سان و فرمود. بارور و زیاد شوید. یعنی جمع هست. زمین را پر سازید. و در آن تسلط و نمائید. پس دوسته این امتحان را که شما گفتید. یعنی ما امتحان را که اول گفتید هوایت خدا را فراموش کنید. ما اگر کلام خدا را نخانیم. این نظری که شما پیشتر دادید. خدا را شکر میکنیم. شما میفهمین موضوع را. ولی اون بیچارها در قصد نمیفهمین. بله خیلی هستن برادر جان. میگن که چرا خدایی مصیبتها را سر ما آورده. چرا من اینقدر باید بدبختی کشم. چرا من اینجوریم. در صورتی که داریم تو کلام میخونیم که خداوند برکتشون داده. این انتخاب خود آدم و هوا بود. خود انسانها بود که بدبختی را برای خودشون انتخاب کردن. خدا قانونی نداد که زن زیر دست مرد باشه. یا به هیچ ظلم بشه. این قانونی این که خود انسانها برای خودشون گذاشتن. اگر نه خدا همچی چیزی را نمیخواد. خدا از اول ابتدا قبل این که آدم و هوا بیافرینه. خود آدم و هوا را همه چیز را روی زمین فراهم کرد. برای راهتی ما برای آسایش ما. این انتخاب غلط خود انسانهاست که هر بلای سرشون میاد. در صورت که خدا این را برای ما نخواسته. همینطور که پیشتر گفتیم که زنها مخصوصا در افغانستان بسیار بسیار زیر شرایط سخت قرار دارن. گرچی که بسیار سرسخت استن. زنهای افغان بسیار سرسخت استن. که مثلا سرسختیشان که ظلم را میتونن قبول کنن. مشکلات روزگاه را، غریبی را، فقر را، کار زیاده، کار شاقه را میتونن قبول کنن، از اودهش براین. ولی در قسمت دفاع از خود که میرسد. در قسمت آزادیشان که میرسد. این را کاملا این جرات خود استفاده نمی کند. این را تواننده خود را انکار میکند. ولی اگر این را به پا استاد شد. یکچن رقم پیش که دیدیم که وقت طالبان آمده بود. زیاد خانما بر آمده بودن، سرسرکت مظاهره میکدن. از آزادی خود را میخواستن پس دوباره بگیرن. من بسیار گریه کردم در اونجا. گفتم که چقدر عالی است که اینها آواز خود را بلند کردن. و گفتم کاشد که اینا کسایی باشد که دیگر از اینا بتاند که اینا را کمک کند. بتاند که امرایشان یک جای باشد. بتاند اینا را دیگر دیگر در جرات بدند. متاسفان هم نیست. از این خاطر دوست داریم منحصت پایروای سایمسی. مردم را به سطح جویی یا جنگ و دوا و اینو. خوب اونو که گفتید، مثلا آواز خود را بلند کنند. به سلاح آمه است. به سلاح آنها کدام اسلحه نداشتند که برای جنگ کنند. فقط آواز خود را بلند کنند. ولی بهترین رایشی است که اینها به خدای اتقا کنند. که از حق و حقوقشان دفع میکنند. اینو شما باور دارید. من میخوام از کلمه خدا بخونم که خدا وعده داده. وعدههای خدا باید بستیم و کلمه خدا را باور کنیم. که از عهد عتیق که از هزاران سال پیش خدا وعده شده داده به انسانها. از کجا میخوانی؟ بله کتاب زکریا باب نو آیه دوازده. بله. پیدا کردید؟ بله بفرماییم. ای اسیران که در آرزوی آزادی هستید. به استحکامات خود برگردید. امروز به شما وعده میدهم که رنج هایی را که دیدید دوچندان جبران میکنم. یعنی خداوند وعده دهنده امینه. کسایی که واقعا رنج میکشند تحت ظلم قرار میگیرند خداوند حمایت میکنه. به شرط این که ما کلمه خدا را بخونیم و خدای حقیقی را بشناسیم و به اون خدایی که قادره ما را از اون وضعیت بیرون بکشه از وضعیت خراب اعتماد کنیم. من خودم شخصی بودم که واقعا دو شرایط خیلی سختی زندگی کردم. یه پروسه خیلی سخت داشتم. ولی واقعا به خداوند خودم اتقا کردم. ایمان را بردم. باورش کردم. و پشت پناه من فقط خدا بود. و خداوند واقعا چقدر عالی من را از خیلی سختیها عبور داد. چون من باورش کردم. طبقه وعده اش استادم. باستم خداوند من تو را باورت میکنم. تو وعده دهنده هست. من میدانم که تو من را از این شرایط بیرون میکشید. و واقعا خدا چند برابر کارهای عظیم در زندگی من انجام داد. فقط کافی که باورش کنیم. شما را داریم. بله باور کنیم این خدا را. یه دو نفر خانوم هایی که تجربه کردن سختیها را. بله چشیدیم. و خداوند بدادشان رسیده. خب دوستهای عزیز صحبتهای خود را ادامه میکنیم. فیلن یک وقت پر میگیریم. از دوستهای عزیز صحبتهای خود را ادامه میکنیم. از دوستهای عزیز صحبتهای خود را ادامه میکنیم. از هیچ چیز در تمام این آفرینیش نمی دواند. بارو از محبت دی خدا در خداوند ما. حالا از دوست weiterenی دوباره در رقص دارد که آفرینیش tendon کار کنند. خانمهای افغان لبخند نمیشه داشته باشند. این آرزای ماست و از این خاطر میخوایم در مورد این موضوعات با شما صحبت کنیم. گفتیم که خداوند مرد و زن با انوان انسان خلق کنند. یک اندازه که میگیم حق و قوب، انسانیت، ارادت، تصمیم، آزادی همه چیز یک اندازه است. این کارهایی که زن میتونه و تفل به دنیا میره و مرد نمیتونه با این منانی است که این فرقش است. بلکه هرکت از خود، حتی مردها یکی استعداد یک کار داره و یکی استعداد دیگه کار داره. خانمها همچنان. بس ما نمیتونیم که که خدا زن پایین خلق کنند و مرد بالا نیست. پیشتر از کتاب پیدایش که خاندیم که یک قسمتش این است که آدم و هوا یک جا با خداون را میرفتند. منتو نبود که هوا در خانه بیشید نه، تنها آدم که خداون را میرفتید. به قبول دارید که خانوما خیلی میشتر کار میکنند دیگه تا آقاییون. بله. خیلی استقامتشون بالا. من میکنم. این همه کار و بچه و بچه داری و مجبور شدن و خیلی... من نزیره جان میکنم که در خانه اینقدر استقامت میکنند. بله. که در بسیاری از اخترام میکنم و کارهایی که من احسیل مندیش ندارم نزیره جان میکنم. منتو ببینم که خانوما خیلی بیشتر از آقاییون کار میکنند. بعضی کسا دلیل میرند که شاهر میره پول میره و زن باید در خانه باشه کار کنه و مسرف درست است. ولی این شده نمیتونه که مرد میره پول میره زن کاملا امیشه در خانه باشه و کار کنه. خداوند بره مرد و زن ارزش قایل است. در کتاب مقدس در بسیاری جایای انجیل نشته است. نام بسیاری زن هایی هست که ایسای مسیح اونا را شفا داده. مثلا گله هایشان بخشیده. مثلا کار هایی که اجازه برشان داده که انجیلشا برن بشارت بتن. من این قسمت را میخواستم بگویم که دلیل تمام این کمبودیها و مشکلات و پرابلمها و بدبختی هایی که سر زن آمده است. به خاطر از این که در اول هم گفتیم که هوایت گناه باید شده که مردم هوایت خود را نشناسند و درد نکنند. و در مورد گناه دلیل اصلی است. و در افرانستان میبینیم که هر کس میگه که من بیگناه است خصوصا وقتی یک زن را میخواند که مجازات کنند مردم میگه که ما هیچ گناهی نکردیم. مثل کلام خدا مثال زنی که آوردن در حضور عیسای محسی که گفتند زنها کرده سنگ سارش کنید. عیسای محسی گفت کسی که گناه نکرده سنگ اول را بزنه. و این زنها آوردن مردم که کنار این زن بوده اون را چرا نه آوردن؟ چرا اون مردم نه آوردن مجازات کنند؟ چرا فقط زنها آوردن؟ و باز اینقدر خوب بود که مردم در اونجای اینقدر بخاطر عیسای محسی یک حراس داشتند که نتانستند که سنگ اول را بگیرند و بردارند و بزنند. چون که کلشان گناه کار بودند و این را پیش عیسای محسی اینها انکار کنند نمیتانستند. ولی جالب اینکه عیسای محسی هم مجازاتش نکرد. بخشیدش. گفت برو دیگه گناه نکن. و اون زن دیگه ای که از مورده عیسای محسی شد ایمان آورد و تا آخر تا تا پای سلیم تا همینجور با عیسای محسی بود. چون عیسای محسی هم مجازاتش نکرد. بخشیدش. یعنی کسی که میتانست. چون عیسای محسی کاملا بی گناه بود. او میتانست که سنگ به صلاح پرده. ولی او این کار را نکرد. پس هیچ کسی حق نداره که سر یک زند ظلم کنه. و کلام خدا میگه که بترسین که دعای شما قبول نمیشه. مردهای عزیز. در افغانستان اینقدر بدبختی کجو داره بخاطر از اینکه قلبهای ما با خدا راست نیست. ما به صلاح هنوز این را درک نکدیم که خدا ما را دوست داره و زن و مرد را دوست داره. همه این را دوست داره. میخواهی که در حضور از اون باشیم. و برای خانمها شما چی پیام دارین مثلا اگر بخواییم که اصلگی دریفت ایک پیام بدین برشان. این مشخص به صلاح. بله. پیام ما این است که به خداوند اعتماد کنید. انقلابی نباشد؟ نه. خداوند اعتماد کنید و این را همیشه باید داشته باشین که خداوند شما را دوست داره و بر شما بسیار عرضش قایل است. همونطور که پیشتر خوهرم از انجیل مقدس قصه شد که زن را آوردن که سنگسار شد ولی ایسای مسیح برش گفت که من ترم ببخشم برو دیگر گناه نکن. خداوند ایسای مسیح محبت نشان داد. و امی محبت اگر باشه دیگر ما نیاز نداریم که مردم ما دست خدا بخاطر دوزی است. یا پای خودا یا زندگی خودا از دست بتن بخاطر از اینکه در اونجا محبت نیست در اونجا ظلم است. ظلم حکم فرماز در جایی که محبت نباشه. و مردم خانمها پیشتر شما گفتید که ما به خدا تقامی کنیم. این حال خانمهای افغان اگر واقعا خدای حقیقی را اینا بشناسند که کی هست. و خداوند میخواهد که خانمها بلند شدند. نه اینکه قیام کنند و بخیدند و مظاهره کنند بلند شدند به این معنی که باید داشتند که خدا بایشان است و اونا را دوست دارد. و بسیاری خانمها منتظر هستند که کسی به دادشان برسه. گیریه میکنند. و این خداوند است که به دادشان میرسند. همیشه باید که سر خداوند اعتقاد داشته باشند. چون سر انسان ما نمیتونیم که اعتقاد کنیم. فقط امید ما، اتمینان ما به خداوند است که او واده میده. اگر اجازه تون باشه من یک قسمت از انجیله میخوانم که گرچه داستان از ای از در دراز است. ما شاید قدر وقت نداشتا باشیم که کل داستان را بگویم. ولی یک قسمت شما میگم. وقتی که ایسای مسی در پیش یک چا شیشته بود و یک زن سامری آمد که از چا برخود آو بکشه. ایسای مسی اونجا شیشته بود گفت که یک قدر آب برما بده. زن سامری گفته که تو چطور که یهودی استی از ما که سامری استم آب میخوایی. یعنی که یهودیها و سامریها با هم رفت آمد نداشتند. با هم گفتگو نداشتند. و ایسای مسی از زن سامری اول خود زن بود. دومی که سامری بود ولی باز هم ایسای مسی از او آب خواست. و زن گفت که تو چطور از ما آب میخوایی. ایسای مسی گفت که اگر تو میفهمیدی که کی از تو آب میخوایی از او میخواستی که بر تو آب حیات بده. و در اونجا ایست که ای خانم پرسانش میکنه میگه تو کی استی. و بعد از او اینا گفتگو میکنند. تا زمان که ایسای مسی همه کارهایی که زن کده برش میگه که تو اینی کس استی. تو پنج شوور داشتی. و کسی که آلی هم زندگی میکنی شوورت نیست. و این زن بسیار تحجب کد. و گفت که او میفهمید که ایسای مسی میآیا یک روز. یعنی مثل که فیلن هم مردم منتظر آمدن مسی هستند. درست است. این زن هم گرش که سامری بود درست. ولی منتظر آمدن کسی بود که تمام چیز درست میکند. امیدوار بود که ایسای مسی بیاید. و زن گفت من میدانم مسی خواهد آمد. هر وقت بیاید همه چیز را به ما خواهد گفت. ایسا گفت من که با تو صحبت میکنم همان استم. بله بله. چقدر عالی است. ما میخواهیم کمی اطمینان بر خانمهای افغان بر برادرهای افغان ما بتیم. که ایسای مسی یک روز میآیا. و او روز است که تمام آرزوهای ما براورده میشد. تمام محبت او را ما میجشیم و میبینیم. البته کسای که ایمان داره. آمدن دوم ایسای مسی برای قضاحت است. آمدن اولش وقتی که اول آمد برای زیر که ما را نجات بتا. به داد ما برسه. ما را شفا بته. درتهای ما را. مرسهای ما را. درست است. ما را بلند کنه. ببخشه. مثل که زن را بخشه. و این زن هم شما خواهید گفتی که مثلا یکی سامری بود. یکی زن بود. یکی هم گناهکار بود. در هر چیز که به اندازش بازه محکوم به مرد بود. درست است. آمدن. ولی ایسای مسی او را برش بشارت میته. مرسی هستم. و من که با تو صحبت میکنم آمان کسی هستم که منتظرش هستیم. بله. پس ما بله این وعده را میخواهیم بدیم به خوهرهای عزیز. برادره عزیز. که ایسای مسی بر میگرده. ایسای مسی زنده هست. و هر لحظه در کنار ما هست. میتونیم با ایمان آوردن به ایسای مسی بهشتکی کنیم. و ایسای مسی که ما را از هر شرارت سختی عبور میده. خیلی از خانمای افغان هستن که چند تا بچه دارن. بچههای کچیک دارن. نوه دارن. نتیجه دارن. نمی تونن که بچه هاشون را ول کنن. زندگیشون را ترک کنن. برن. بگن چون شاهر من سر من ظلمی کنه. من همه چی را رها کنم برم. زمانی میتونی این کار با کنی که واقعا جونش در خطر باشه. یعنی تحدید به مرگ بشه. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن. برن.