قلبی شکستۀ ناصر

  ۲۹ دقیقه

  ۱۵ اُکتُبر ۲۰۱۶

در زنده گی نباید که در اثر تصمیم‌های نادرست و غلط به بی راهه رفت. در مقابل سختی‌ها باید که از خود پایداری نشان داد. برای زنده ماندن و زنده گی نمودن با مشکلات باید دست و پنجه نرم کرد، و در غم‌ها و اندوه‌ها خوشی‌ها وامید‌ها را باید جستجو کرد.
برای درک بیشتر مطلب ازشما دعوت به عمل می‌‌آوریم که به این برنامه گوش دهید. تشکر!

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرانقدر برنامه رنگ زندگی درودای پرست صفا و سمیمیت ما را که از قلبای ما برمخیزه پذیرا شوید امیدوارم سلام های پر از مهر ما که انکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه بر لحظه های شما سلامه مرام بپسیدین شما را به برنامه دیگی رنگ زندگی خوش آمدید می گیم خدا کنه که گرداورده های برنامه طرف تباجو و علاقه تان قرار بگیره لحظه هایی را که با ما هستین از فیض و برکات خداوند که ما را با این همه کوچکی ما دوست داره انباشته شوید بله خب دوست های هرجومند تاوره که شما می دانید ما در این برنامه در مورد مسائل خانوادگی مسائل اجتماعی صحبت می کنیم و در این برنامه باز هم شما را دعوت می کنیم به شنیدن داستان و سرگزشت یکی از براداره عزیز ما و ببینیم که زندگی رنگ و چهره خود در زندگی از این برادر به چی شکل به نمایش گذاشته بین که با هم یک جای به این داستان گوش بتیم موسیقی جوان هستم که از اثر تصامیم اجولانه تیشه بریشه خود زده ایام جوش و خروش آم اختن و فضای گرم و پر از محبت و صفای خانواده را به خاطر از دست دادن آرزوی از امیدهای جوانی که تازه در تار و پودم جوانه کرده بود فدا نموده و روح و روانم را منزلگه غم و غصه درد و اندو و قلبم را ما تمسرای عشق بفرجام نرسیده خود مبدل نموده بودم پس از پروپاشی قصر خیالاتم و شکست و ناومیدیها برای کاستن درد و آلام و فرار از غمها و اندوها راهی یکی از کشورهای امسایه شدم اندیشه از دست دادن آن که همه چیزم بود و دوری از فامیل و دوستان مرا سخت رنجور کرد من برای رهائی از اندیشه ها و خیالات گذشته و یافتن آرامش ابتدا دست به دود کردن سگرت که بعدها به چرس و حتی زرق هیروین انجامید زدم زیرا می توشیدم به هر شیوه ممکن آن آتش عشق را که روح و روانم را در شوله هایش می صفت در سینم خاموش نمایم ولی به خبر از این که پایی در مرداب بویناک گذاشتم که بیرون شدن از آن بسیار مشکل بود زیرا تا گلو در آن غرق شده بودم و امیده هم برای بیرون شدن از آن نداشتم زیرا همه زندگی را وابسته به کسی که می دانستم از دست داده بودم و فکر می کردم دیگر زندبودنم عرضش ندارد در یکی از روزها که سخت بیمار بودم و ممکن آخرین لحظات عمرم را شمار می کردم در اتاقی که در گوشه آن خزیده بودم درش باس شد و صدای آشنای پس از چندین ماه در گوشهایم تنین انداخت که مرا صدا می کرد ناصر ناصر برادرم و به حالم چنان زار گریست که از چشمانش خونه بفراره او هیچگاه مرا چونین ناتوان ندیده بود او یگانه دوست و همرازم بود که فقط چند روز پیش از دیارم برای کار کردن به ایران آمده بود و پیام مادرم را با خود آورده بود مادر که همیشه در غمها و خوشیهایم خود را شریک می دانست ولی این بار اگر مرا در چونین حالت می دید از غصه جان به حق می سکود دوستم فتا به بسیار مشکل مرا قناعت داد و کمک نمود تا از جایم بلند شده نزد داکتر برای تدابی بروم او بود که یک باری دیگر امید زندماندن را در قلبم بارور کرد و چراق عمرم را نگذاشت برای همیشه خاموش شد شیش ماه مرا با پولی که از انجام دادن کارهای شاقه به دست می آورد به مداوای من پرداخت تا من یک باری دیگر بالای پاهای خود استاده شده و از باطلاقی که در آن در حال غرق شدن بودم بیرون شدم او برای هم یاد داد که برای زندماندن و زندگی نمودن با مشکلات باید دستا پنجا نرم کرد و در غمها و اندوها خوشیها و امیدها را باید جستجو کرد سال پیش با یک امید نو، جسم نو، تفکر نو برای شادزیستن و کار کردن دوباره به کشور برگشتم و به کمک پدر و برادرانم و دعاهای مادرم کارخانه بوددوزی را ایجاد کرده بیدون این که به گذشته بنگرم مصروف کار می باشم خوب فریبا جان، ما شما داستان این برادر را شنیده ایم واقعا شروع داستان یا سرگذشت زندگی شان چقدر دردوار بوده واقعا امتحانا شاید جان و امتحانا که همیشه در برنامه میکنیم این تنها جوانه نیست که ما این داستانش را مشنویم بسیاری از جوانهای ما بخاطر این مشکلات خانوادگی یا مثل این جوانه که عاشق بود و نتانست به عشق خود برسه یا ازدواج کنم، زندگی خودها خودش با دست خود خراب میکنه و میبینم که نتیجی تصمیم جولانه به چی شکل میباشه زمان که آدم در آدسه میباشه یا در مشکل برخورد میکنه باید ثبر بکنه، باید حوصله بکنه از انتهای حکمت باید کار بگیره واقعا امتحانا شاید جان بسیاری از جوانهای ما وقتی که در مشکلات گرفتار میشه ایواز از اینکه یکم ثبر کنن بسیار امتحانا شما گفتین اجولانه تصمیم میگیرن و هر تصمیم میره که وقتی اجولانه بگیری یا آجل بگیری همیشه باعث میشه که مشکلات دیگه در زندگی تان بیاره بمون خاطر بسیار مهم است که از ثبر، از حوصله کار بگیرین تا بتانین واقعا تصمیم درست بگیرین امتحانا شما یک متل داریم که میگن حجله کار شیطان است و میبینیم که کسی که واقعا در حجله بدون از اینکه فکر بکنه چهار طرف شاید فکر بکنه و تصمیم بگیره طبیع است که نتیجهش بسیار برعکس و مکوس میباشه واقعا امتحانا است شاید جان این جوان که اسم خودها ناصر میگه و در ایران به حساب بخاطر کار رفته امتحانا شما میبینیم که نتانا ای که خودها در مشکل گرفتار میکنه اتا فامیل خوده که برشان موانه پیسه روان میکد و کمک میکد و مادرش منتظرش چشم برایش است ای خودها در مشکلات بدتر گرفتار میکنه با امی نامیدیای که داره میتونست امرای کسایی که حکمت دارن کسای دوست های خوب خود امی مشکل خودها در میان بگذاره یا بتانه کته کسای امنیشین باشه که بتانن کمکش کنن امدردی کنن ولی متاسفانه امرای دوست های بد سردوچار میشه و شروع میکنه به سگرت کشیدن و چرس و اتا به ایروین روی میره طبیع است که زمان که آدم به مواد مخدر معتاد میشه رای بیرون رفت از او بسیار مشکل است و بسیاری کسای رو میبینیم وقته که در مشکلات موجه میشه بیدون از اینکه بیشینه دعا بکنه از خداون حکمت بخواهه که رای حل از این رو پیدا بکنه در موردش فکر بکنه از سبر از عوصله کار بگیره ولی میرن به طرف مواد مخدر میرن سگرت میکشن چرس میکشن بلاخره ایروین و گفت های دیگه سردش میکشه در حال که این رای حل نیست بله واقعا همه تر از بدتر خودشانه غرق چیزهای میکنند که دیگه نمیتانند باز از او براین های ما شما در جهان یا حتی در کشور خود یا در کشور های امسایه کسای را سراغ داریم که وقته که به مواد مخدر پناه بوردن مشکلشان حل شده باشه طبیع از که نیست نه خیلی نیست در حقیقت ما صرف خود را بازی میتیم مثل از دیگه زاغ با دشمن رو برو میشه و کلی خود را در برف گرمی کند فکر می کند خیلی من را دشمن نمی بینند در حال که صرف کلی خود خود از او در برف داخل کند و کسایی که به مواد مخدر پناه می برند به این شکل هست بله امتحان هست شاید و این جوان هم که ناصر هسته این میگه که وقته ایران رفت کار میکند از کار که میکرد شروع میکند به کشیدن مواد مخدر و امو پول را که میتانست و از تصادف دوستش به سر وقتش میرسد شاید جان میفهمی که بسیاری از این جوان ها شیطان از امی استفاده میکند و امی جوان ها را به خاطر مواد مخدر مجبور میکنند که دوستی کنند مجبور میکنند که قتل کنند یا از دار کار دگه سرشان میکند و خدا را شکر که در این داستان میبینیم ناصر دوست بسیار خوبش از افغانستان می آیا اصلا دوست شخصی میبینند بوجود که خودش قرش حقه میکند بوجود که خودش بسیار سخت کارهای طاقت فرصه را میکند ولی به اینمون پول که دست میارد امی دوست خودم مالجم میکند وقتی امی شما متواجه به سرگزشتین برادر میشه در هن گدید دو چهره را میبینیم یک چهره که به حساب شکست خورد تسلیم روزگار شده و چهره دیگه که دوستش میبینیم که چقدر از خود پای مردی نشان میده دوست که داالت مرگ از دستشا میگیره نه تنها خود را به حساب زندگی خود را پیش میبره بلکه ای را از آلت مرگ و بدبختی نجاتش میده واقعا و میبرهش به شفخانه و چقدر برازی کار میکند خودش کار شاقر انجام میده و پولش را میارد برازی مصرف میکند بله ناصر خوشبخت بود که همه تو یک دوست ده شای جان ولی بسیاری از هموطنهای ما بسیاری از جوانهای ما که امروز معتاد استن همه تو یک دوست نداره که نجاتشان بده بله پس چقدر مهم است که از شروع وقتی که تصمیم میگیرن چقدر باید به فکر ازی باشن که آیندهشان چی خواد شد و آینده خود همه تو باپا نزنن بله باید متوجه آینده خود باشن و نه تنها به فکر خود به فکر فامیل خود و اقارب خود باید باشن بله واقعا خوب فیربا جان ازی که ما شما در مورد معتاد و مواد مخدر صحبت میکنیم یک صورت است من شما را دعوت میکنم که به ای صورت همراه با اشنانده های ازی ما گوشت بدیم که در مورد هیروین و مواد مخدر است بسیار خوب میشنیم موسیقی ای رفیه ساده تومه خاک زیاه شبه بیرونی تو حاصل امرتباه شبه بیرونی تو حاصل امرتباه ای رفیه ساده که دلت منسومه آشده درد شدیم عشق تو مصمومه آشده درد شدیم عشق تو مصمومه ای جگر گوشت خوابه ما برگردیم من و ما چشم به راه خوریم من در گرده سفید من در شانه سیاد من در گرده سفید من در شانه سیاد ای جگر گوشت دله ما رو نشکن بدر از دردتو سود ریشت و تیشت نزن بدر از دردتو سود ریشت و تیشت نزن بدر از دردتو سود ریشت و تیشت نزن رشمند بود و تو را بنده شیطون کرد لحظه های تو رو کشت مرگ تو آسان کرد لحظه های تو رو کشت مرگ تو آسان کرد ای جگر گوشت یه عشق تا به ما برگردی من و ما جشن به راه مربر گرد سفید مربر سن سیرا مربر گرد سفید مربر سن سیرا مربر گرد سفید مربر سن سیرا مربر گرد سفید مربر سن سیرا مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید من در استفاده کنم از روح Of Mirabar من در استفاده کنم از روح Of Mirabar من در استفاده کنم مرipper گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید مربر گرد سفید ممربر گرد سفید مرربر گرد سفید اک Martinez مرربر گرد سفید عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض عرض صدق صدق صدق صدق صدق هوایت هوایت هوایت هوایت هوایت هواین هواین هواین هوایت هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین هواین