عیسی برای چه کسانی بخشش طلبید!

  ۲۹ دقیقه

  ۲۵ سِپتامبر ۲۰۲۵

وقتی عیسی فریاد زد پدر اینها را ببخش منظور او چه کسانی بودند؟ آنانی که بودند که نمی دانستند چه کرده اند؟ بلی کسانی بودند که او را مسخره کردند؛ آنان که او را سیلی زدند او را زخمی کردند ترک کردند. صدای فریاد بخشش عیسی مسیح از صلیب جلجت به گوش رسید؛ از آنجا شروع تا آخرین نقاط جهان رسید و سر انجام این بخشش به روزهای ما هم رسید و شامل حال من شما افغان‌ها هم می‌شود. اگر تو به عیسی مسیح ایمان بیاورید. فکر کن که ما هم او را مصلوب کردیم و ما نیز در بین افرادی بودیک که عیسی مسیح درباره آنها گفت: اینها را ببخش زیرا نمیدانند چه می‌کنند. پس امروز روز نجات و شفا و آزادی کامل من و شما است از طریق ایمان به عیسی مسیح بطور رایگان فراهم است. ورنه زیر حکم خدا قرار خواهی گرفت.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راژی و صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای سی وی یک میتر بند پهش می گردد فریاد های شفابخش موسیقی شنونده های عزیز برنامه فریاد های شفابخش سلام چی حال دارین؟ امیدوار هستم که روزها و شبها را به سلامتی سپری کنین و خوشحال هستیم شنونده های عزیز که بازم این وقت خداوند با ما عطا کرده تا با شما باشیم امیدوار هستم که در هرکجای هستین سلامتی خدا شامل حالتان باشه خوشحال هستیم که این وقت با شما داریم شنونده های عزیز من هم سلام تقدیم تان میکنم امیدوار هستم در هر جایی که هستین سلامتی ما را پذیره باشن خدا را شکر میکنم که در کشور ما هر مردم یعنی از هر اقلیت برنامه های ما را میشنوند و شنونده برنامه های ما هستند واقعا شکرا جان همه قسمی که در برنامه قبلی این موضوع آیا خدا من را میبخشه آیا خدا میتونه ببخشه که موضوع برنامه قبلی ما بود امیدوار هستم برکت بوده باشه بر شما شنونده های عزیز و شما همچنان میتونین به سایت امید بر افغانها مراجعه کنین در اونجا هم دوباره دوباره چندین بار میتونین برنامه های ما را بیبنین و بشنوین بله خب شکرا جان من مطلب بسیار جالب و بسیار آموزنده را امروز در صفحه فیسبوکم خاندم که بسیار شیرین بود و کاملا یک بیداری بر پدر ها بر مادر ها بر خانواد های ما و در قدم اول از خداوند میخواییم که شرایط کنونی که فیلن در کشور ما حاکم از تغییر کنه و دوباره مکاتب پنتونا کار وزیفه همه چیز مشکلاتی که از چالشهایی که از برطرف شده شکرا جان میفهمی داستان از این قرار از که میگن در سال 1965 در یک قریه آرام افریقای شرقی مرد به نام دانیال سی تا دخترها داشت و خانم از اون چند سال قبل در جریان زایمان فوت کده بود و هیچگاه دوباره این مرد ازدواج نکد و یک دقان یک سازنده یک پدر یک رویا پرداز بود همه در یک بدن و خانه اونا حتی برق نداشت بعض شبها میگه نان شب اونا فقط زردک جوجداده با آب بود مگر چیزی که دانیال داشت وقارش بود خشرویش بود دل پر قوتش بود و هر صبح پیش از طول آفتاب میگه دخترکایش از سه دخترش بیدار میکد و اونا را سه کلومتر دورتر از خانه به مکتب میبود و خودش هم یک مرد بیسواد بود او هر روز بیرون از سنف میگه میشیش در یک سایه منتظر دختراش میبود تا که اونا تنها به خانه بر نگردن و بعض اوقات گرست نمیرفت دانیال بر دختراش تا قلم و کتاب چه بخرا و حتی چله آروسی خود را میگه فروغ تا پول مسرف مخارج دخترکایش شود در جان فصل برداشت حاصلات او در سه جای کار میکرد یعنی میرد در زمین ها با مردم کار میکرد تا بتانه کتاب های درسی دست دومه برای اولادهای خود بخرا نه دست اوله خلاصا و مردم سرش خنده میکدن و رشخندی میکدن میگه او این دختر هست اونا چی آینده داره و دانیال جواب نمیداد خاموش بود اما او فقط به حمایت دخترهایش ادامه میداد و سالها گذشت یکی یکی پشت دگه آساستا از مرکب فارغ شدن آنها بورسیه های تحصیلی پیدا کردن و یکی یکی از دگه از یک قیانوز ها گذشته به تحصیلات عالی دست پیدا کردن و میفهمی شکره جان و شنوینده ازیز در سال دوزار و بیست و پین یعنی چهر سال بعد از گرفتن امو سحنه اکس فقیرانه و کلبه فقیرانه که داشتن هیچ کس که میگه انتظارش نداشت یک اکس جدید این مرد در روی فیسبوک داشتن که با افتخار استاده بود و این بار در مقابل کلبه فقیرانه نه بلکه در مقابل یک شفاخانه با سه دخترش که همه چپان های سفید بوشیده بودن هر سه از اونا دکتر شده بودن و وقتی از دانیال پرسان کردن که چی احساس داری من عیس پدر میگه او آهسته گریه کرد و گفت من هیچگاه اجازه ندادم که دنیا امید من را از بین ببرم واقعا بسیار جالب بود شنودهای عزیز اینجا میبینیم یک امید در پیش روی داشت که اگر هر قدر مردم برای از اون میگفت در باری دختراش که میفیانی از یا چی جور میشه یا سلوشت از یا چی میشه اما میبینیم که پدر که باش جاعت در پشت اولادهای خود استاد بود او آیندنگر بود آینده را میدید و چیزهایی که شنیده بود تحمل میکرد چیزهایی که میدید و از مردم میشونید و حتی فقر و غریبی را من در نظر نمیدونم فقط آینده را آینده نگر بود به امیدوار استم شنوده های عزیز پدرهای میربان که امروز شما در خانه ها دخترانتان در خانه هستن توجه کنین اگر تعلیم دارین لطفا تعلیمشان بدین خودتان معلم خانهشان شدین خودتان جستجو کنین تا یک روز آینده درخشان دخترانتان از آن خود داشته باشه همچنان ویژان میبینیم خدا را شکر میکنیم که در این وقت زمان یعنی دسترسی به انترنت هست میتونن از اون طریق بخونن جستجو کنن پدرجان جدید شنوده های عزیز یک چیز به یاد مامد که امو قسمه که پدر در انتظار آرزوهای دختران خود بود اما خداون هم در انتظار ما و شما هم هست که ما و شما هم به طرف از اون قدم برداریم حرکت کنیم بیاین که یک سروت بشنیم شوکره جان و دلهای ما شاد شده بعدن به درس امروز که موضوعش هست ایسا بر چی کسای بخشش داره؟ موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید موسیقی بزنید