عیسای مسیح یگانه راه نجات انسان از گناه

  ۱ ساعت

  ۲۷ نُوامبر ۲۰۲۰

عیسای مسیح در انجیل در یوحنا فصل ۱۴ آیه ۶ می‌گوید که او راه و راستی و زنده گی است. این ادعا که او یگانه راه به سوی خداست به معنای اینست که راهی دیگری به سوی خدا به جز عیسای مسیح وجود ندارد. گناه انسان را از خدا دور ساخت، ما به عیسای مسیح ضرورت داریم تا ما را دوباره به خدا آشتی دهد. عیسای مسیح جان خود را در صلیب داد تا ما را با خدا آشتی دهد. ما به مرگ و دوباره زنده شدن عیسای مسیح ایمان داریم که یگانه راه نجات انسان از گناه است.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند سلو و آرامش به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشید. از این که با ما تماس گرفتین در هفته گذاشته از طریق واتس اپ یا فیس بوک یا از طریق ایمیل یک جهان سپاس گذار استیم. ما همیشه خوش می شیم از شما بشنویم و کارکناءی ما به اصره وقت با شما تماس می گیرند. ما خواهیش می کنیم که شما در جریان برنامه هم می تانید زنگ بزنید. تلفونای ما باز است و با ما تماس بگیرین از آل و اول تان ما را با خبر بسازید. خب ما همه در این روزها شنیدیم در مورد مرگ دیگو مردونا. در مورد مرگ مردونا که به عمر 60 سالگی فوت کرد. مردونا یکی از مستعدترین فوتبالیست های تاریخ بود. این ستاره ارژنتینی ترکیب نادر از بازخانی، اشتیاق، سرعت و تکنیک بود که تماشاگاران را مزهور می کرد. و 60 سال پیش مردونا در حومه فقرنشین بونس آیریس پایتخت برازیل به دنیا آمد. دیگو ارمندو مردونا توانست در جوانی خودش را از فقر نجات دهد. و با فوتبالیست تبدیل شود که بسیاری او را بالاتر از پلی برازیلی بزرگترین بازیکون تاریخ می شناسند. مردونا در 491 بازی فوتبال، 259 گل زد و استوری برازیلی فوتبال را کنار زد و به انوان برترین بازیکون قرن 20 انتخاب شد. و مردونا وقت نوجوان بود، او با کمک در 136 مسابقه شکست نپذیر ماند. و در حال که 16 سال و 163 ساله و 3 ماهه بود، به تیم ملی برازیل دعوت شد. او با هیکل کتاه بود و با قد 165 سانتیمتر چندان با شمایل معمول ورزشکران همخانی نداشت. بعد ازی که مردونا از فوتبال خداحفظی کرد، چند بار مجازات هم شد به خاطر استفاده از مواد برای فوتبال. ولی وقتی فوتبال خداحفظی کرد، اعتیادش به کوکاین و الکل بارها سلامتیش را به خطر انداخت. همچنین وزن اضافه پیدا کرد و وزنش تا 128 کلوگرام شد. او سال 2004 برای اولین بار به حمله قلبی دوچار شد و در بخش مراقبت های ویژه بستری شد. ما میخوایم با شما یک نوشته یکی از کسایی را اینستاگرام پوست کرده بود برتون بخوانم. نوشته میکنه میگه مردونا بخاطر افسردگی پس از ترگ اعتیاد در بیمارستان بستری بود. وقت مرخص شد حرف قشنگ زد. مردونا چی گفت وقت از بیمارستان بر آمد؟ او گفت در بیمارستان دیوانه های زیاده بودند. یکی میگفت من چگوارا هستم و همه باور میکردند. یکی دیگر میگفت من گاندی هستم و همه باور میکردند. من گفتم من مردونا هستم. همه خندیدند و گفتند هیچ کس مردونا شده نمیتواند. آنجا بود که من خجالت کشیدم که چه بر سد خود آوردم. بعضی وقتا دوست های عزیز سرنوشت زندگی در دست های خودمان است. پول و شهرت ما را خوشبخت ساخته نمیتوند. اما آرامش قلبی و فروتنی میتوند ما را خوشبخت بسازه. میخوایم بریم از کلام خدا با شما بخوانیم. اینجا از فلیپیان فصل دوم آیه 3 تا 11 هشت آیت هست. یکمه طولانی میشه ولی به هر صورت آیت های بسیار مهمه هست. اینجا نوشته شده کلام خدا میگه هیچ عمل را از روی همچشمی و خدخوایی انجام ندهید. بلکه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید. بنافع دیگران فکر کنید و تنها در فکر خود نباشید. مردون ها تا زمانی در مورد دیگران فکر میکنند. ولی وقت که غرور پیدا کرد به شهرت رسید. ستاره فوتبال دنیا شد. خدخواه شد. به خود فکر میکنند. به خوشی خود. به شهرت خود. اونجا است که سقوط شروع شد. دیگران را از خود بهتر بدانید. بنافع دیگران فکر کنید و تنها در فکر خود نباشید. طرز تفکر شما در باره زندگی باید مانند طرز تفکر مسیح ایسا باشد. چه طرز تفکر ایسای مسیح داشت؟ میگه اگرچه او از ازل دارای الوحیت بود. این را غنیمت نشمرد که برابری با خدا را به هر قیمت حفظ کند. در حال که خود را از تمام برطریح های آن خالی نموده به صورت یک غلام در آمد و شبیه انسان شد. چون او به شکل انسان در میان ما ظاهر گشت خود را پستر ساخت یعنی پاین ساخت و از روی اطاعت حاضر شد مرک حتی مرک به روی سلیب را ببذیرد. از اینجا خدا او را بسیار سرف راست ساخت و نام را که مافق جمعی نام هاست به او اطاعت نمودت. در اینجا همه موجودات در آسمان و زمین و زیر زمین با شنیدن نام ایسا زانو بزنند و همه برای جلال خدای پدر با زمان خود اعتراف کنند که ایسای مسیح خداوند است. در اینجا کلام خدا بر ما چی را تشریح میکنه؟ ای را تشریح میکنه که ببینین ایسای مسیح با وجود ازی که با خدا بود در آسمان بود ولی آمد و چهره انسان را پوشید. در انسان ظاهر شد یعنی فروتن شد خود را پاین ساخت تا چی کنه؟ تا ما را نجات بده، تا ما را کمک کنه، تا ما را کمک کنه و جان خدا داد و در روز صبح هم زنده شد در آسمان و در اینجا میگه در آسمان و روی زمین و زیر زمین با شنیدن نام ایسا زانو بزنند. این با چی معنی است؟ با این معنی است که قدرت، جلال و شهرت همه چیز تنها با ایسای مسیح است. ایسای مسیح ما را کمک میکنه تا یک اندازه شهرت پیدا کنیم، تا اندازه شاید پول پیدا کنیم ولی ما هیچ وقت نمیتونیم مغرور شویم با پول و شهرت خود. ماننده که مردون ها شد، بسیار با استعدادترین فوتبالیست جهان بود، اما مغرور شد و او وقت شد که سقوط شروع شد. او وقت که سقوط کرد و ما دیدیم که در زندان وقت خود را گفت که من مردون هستم کسی اعتبار نکردند. یعنی به چی معنی است؟ به این معنی است که دیگه او سقوط کرده بود و مردم حتی تصور نمیکردند که مردون ها به این حالت دچار شده باشد. و این کاری بود که خودش در اون لحظه فهمید که خجالت کشید. بعض اوقات ما در زندگی هم سرنوشت ما به دست خود ما هست. ما اگر پشت اقب پول بگردیم، اقب شهرت بگردیم، اقب قدرت بگردیم، اقب بلند پروازی بگردیم، ما سقوط میکنیم. مردون ها یکی از مثال ها بود ولی در دنیا مثال های زیاده هستند. از رهبر های سیاسی، پادشاه ها، رئیس جمهور، این ها سقوط میکنند وقتی که این ها به اندازه مغرور میشند. و کلام خدا بر ما چی میگه؟ بسیار سریح میگه. هیچ عمل را از روی همچشمی و خودخواهی انجام ندهید بلکه با فروتانی دیگران را از خود بهتر بدانید. بر نفع دیگران فکر کنید و تنها در فکر خود نباشید. و این مشکل بزرگ در کشور ما هم امروز وجود دارد که ما میبینیم حتی جنگ های چند روز را بین مآوین نخست رئیس جمهور و پارلمان و این جنگ ها را که میبینید یا این که هر روز کشتن و بستن را میبینید در افغانستان در نقطه های مختلف مثلا در بامیان چند روز گذشته ای کنیم شد. این بخاطر چی است؟ بخاطر از این که اکثرین رهبرهای ما تنها به فکر خود استند. مغرور استند. تنها به فکر خود استند. وقتی که ما مغرور میشیم ما از کار کردن خسته میشیم بخاطر دیگران. ولی ما اگر فروتان باشیم ما بخاطر دیگران خدمت دیگران کار میکنیم. بطلاش خود دوام میتیم. صداقت میداشته باشیم و کوشش میکنیم. یعنی کلام خدا بر ما میگه که در هر حالتی که استیم ما چی باشیم؟ فروتان باشیم. مغرور نشیم در زندگی خود و پول و شهرت ما را آرام ساختن نمیتوند. ما را آرامی داده نمیتوند. قلب ما را آرامی داده نمیتوند. ما را خوشبخت ساختن نمیتوند. خب بر یک مدت معقد شاید ما احساس خوشی کنیم. اما خوشبختی قلبی در چی است؟ در فروتانی است. در خدمت به دیگر است. و در ایست که ما عیساییم است.
را در قلب خود دعوت کنیم و در این مورد مهمان هم داریم که مهمان بسار عزیزه که او را بر شما چند تا چند لحظه دیگر معرفی میکنیم خب دوستا بیاین بریم این کلپ را ببینیم دوباره برمی گردیم کسی که سبر و حوصله دارد شخص بسیار آقله است اما از آدم تنخو هماقد سر می زند بینندگان گرامی آیا می خواید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیان بفرستید ما منتظر تماس شما استیم ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه استیم لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید بیننده های عزیز امروز در برنامه خود دوست و برادر عزیز خود لطیف جان هم با خود داریم سلام لطیف جان دروت به سلامتی خدوان همراه شما برادر عزیزیم خدا را شکر میکنم امروز در برنامه شما است خدا را شکر برادر عزیزیم تشکر لطیف جان شما باره اول است که در برنامه ما آمدید خوش آمدید و بسیار افتخار میکنید به شما و خدمتان اگر شبه بخاطر از اینکه بیننده های ما یک زد آشنایی شان بیشتر شد و با شما یک کم در مورد ایمان تان و گواهی تان اگر شهادت بتین خوب خواد شد چشم صد درصد خدا را شکر میکنم که امروز اینجا استم اموده که شما گفتین مرادونا عرضیش خود را نفهمید و غرق شد و منم همچون یک وقتی بود که انسان بیعرضیش بودم و خود از دین خداوان ندیده بودم اسم من لطیف است ابدول لطیف است و من از ولایت غزنی استم خدا را شکر میکنم که خداوان من از اینجا اتخاف کرد و من چند سال در ایران بودم و من هاجیر بودم و بعد از او تقریبا سال دو هزار برگرشتم پاکستان و بعد از او رفتم عربستان هفت سال عربستان بودم و بعد از او سال دو هزار هفت دوباره افغانستان برگشتم و دوباره به هندستان اصای مسی شدیم من میخواهم که چیزهایی رو که گفتم در باره از اینا برای شما معلومات کنیم که چطور اصای مسی را یاد کنم اصای مسی در حقیقت من را یاد من وقتی کوچیک بودم شاید 11 سال بودم که کشور خود را بخاطر تالبان آمد ما باید ترک میکردم بخاطر که ناعم شده بود در باره هزاره را زیاد زردفشار گرفته بود و میخواست بکشه و خیلی چیزهایی همه شما این چیزهایی اطلاع داریم نمیدونم وقتی ما در پاکستان رفتم یک روز امرای دوست خود میخواهم خلاصه از شادت زندگی خود را بگویم این بود که یک روز امرای دوست خود در جایی که محاجره زندگی میکرد جاییش میگه هزاره کام وقتی برگشتن با بایسکیل رفتیم در شارع کویته کویته پاکستان و وقتی برگشتن با بایسکیل ما پنچر شد یا تایرش خراب شد ما رفتیم که پنچر گری بکنیم و وقتی نمازم شد ما رفتیم در مسجد سنیا نماز خونده بخاطره که هزاره ها اکثر از مذهب شعه هستند و در مسجد سنیا وقتی نماز خوندم وقتی برگشتیم اون شب وقتی برگشتیم که نماز خونده خب معمولا در فامیل مسلمان اگر بزرگ شد معمولا بزرگ ها سوال دیگرها که موید نماز بخواندیم بلاخرم من گفتم بله نماز خوندم پس کجا خوندیم گفتم در مزجد نزدیک خنداری بازار یعنی در مسجد سنیا این کاکای ما بسیار غذبناک شد و نراهد شد به خطیده گفتشمان نمیدونی به خطیده که اونا مسلمان نیست و اونا درست اسلام نیست اسلام درست درد نکرده شما نه و هیچوقت مزجد سنیا نرم ما با اونا فرق میکنیم برای ما بسیار سوال بزرگ خلق شد که چطور مای که به یک کتاب به یک پیانبر یا نبی و به یک خدا که الله است باورداریم خب اونا ما رو میکشن میگه اونا مسلمان نیست اونا رو میگیم مسلمان نیست امراه از ما نباید مشارکت داشته باشیم یه بود که درباره خداون برای ما سوال بسیار بزرگ در ذهن ما خلق شد از اینجا که ما باید در جستجای خداون باشیم در جستجای را باشیم که کدومش حقیقت است شیعه یا سنی ما بیرون از اسلام دیگر فکر نمی کردیم بیرون از اسلام هم کسی دیگر دین هم هست دیگری که برای ما دست داده شده بود که تنها دین آخرین دین اسلام هست دیگر دین حق نداره که شما درباره شد تا صحبت کنید خب به هر حال من بعد شش ماه ایران دفتم در ایران خیلی تقیقاتا را انجام دادیم و پنج سال در ایران ما هاجید بودم و وقتی در ایران بودم بسیار مشکلات های زیاده دیدم در کوچکی ما از هفت صبح کار میکردیم تا چهارده شب هست بسیار سوال های خلقش دارد در معنی خداون اگر خداون موجود دارد خب چرا این همه درب رنج برای زندگی ما روات می شد و در این حال وقتی در ایران بودم شاید در سیند 16 سالگی بودم که پدر خود را از دست دادم پدر ما پاد شد و تمام باری فنواده در دوشی ما اختاد بسیار بسیار سوال های زیاده دارد که چرا خداون این چیزها را من همهش تقصیر گردن خداون می دادم چرا خداون این همه درد و رنج ها برای ما روا می دارد خب به هر حال داستان بسیار درداراز رو کچیک می کنم از سال دوزن وقتی پرگشتم در پاکستان از پاکستان ما در سعودی عرب رفتیم عربستان سعودی وقتی بار اول اموی ما گفت که باید عربستان بریم بسیار خوشحال شده بودم خیلی خوشحال داشتم که در اونجه بارم به خاطری که پیکر می کردم که در عربستان میتونم جواب سالهای خود بگیرم به خاطری که اونجا مکه هست مدینه هست مسلمانی برقرد هنگی زندگی بکند خب اون سال هفت نفر وقتی ما رفتیم از دسته هم از مکه از حج آمده بود سه نفر بود وقتی در اون اتاق که ما زندگی می گویده از یک از اینا سوال کردم خب مکه چطوری هست چی لطفا هست خب برای ما جانب بود که این چیزها رو بفهمم و یکیش که آه وقتی ما در شهر مکه رفتیم مثلی بهشتی احساس کردم فکر کردم که ما در خیلی دنیا نیستی ما بهشتی هستیم خب به هر حال ما میخواستیم این تجربه رو داشته باشم ما هر سال شش بار ما در مکه رفتیم نه هر سال ما در مکه رفتیم نه به خاطر این که مردم مرا حاجی بگوید یا مردم مرا احترام کنند نه ما صرف به خاطر این رفتیم که اون آرامیشی رو که کسی برای ما توضیح داده بود و صحبت کرده بود اون رو بگیرم و اون رو تجربه کنم در زندگی خود اما بار ششون وقتی شد ما واقعاً این چیزها رو دریافت نکردم از سمیم قلب میگم که من در بالکنی بودم مکه یا کهبه در وسطی کوها قرار داره من در ایک هوتل بلان منجل خانه گرفته بودیم در بالکنی هوتل ما نشسته بودم وقتی طرف پایین نگاه میکردم میدیدم که هزاران هزاران نفر با احرامی داخل کهبه میشه و خواست خدا من واقعاً سؤال کردم خدایا آیا واقعاً این آرامیش داره؟ آیا واقعاً آیا واقعاً چرا این همه قهر و غزب تو سری ماست؟ من قربانی کردم من هج آمدم چی تایی که اسلام میخواست من باید انجام دادم کجاست؟ چرا و آرامیش با ما نمیدیم؟ من بسیار با صدای بلان با قلب شکسته واقعاً امروز گریه کردم و زانو زده من با خدا من به نوعی جنگ کردم گره بوجود داری باید با ما صحبت کنی و بسیار با صدای غرغر گریان و دوست من از اتاق آمد چرا گریه میکنی؟ چی شده؟ وقتی نماز چهار بجه بعد از زور بود باید باید نماز بخوانی من هجاق نماز نخواهیم خدا اون چیزی که من ازش میخواسته برای ما ندارد و رختم در اتاق خود با قلب شکسته رختم خوابیدم و دوست من وقتی شام شد آمد و دوباره توبه کردم و بخستم در حوضور و اللهی که من پرستش میکردم گفتم ببخشید بخاطر که من با تو بسیار جنجال دارد چون از نظر یک اسلام تو حق ندار از خدا چیزی سوال کنید یا حتی در مورد سوال کنید سوال کردن باید باید باور داشته باشید بدون سوال خب به هر حال روز بعدش باید باید خصوص برای مصحب شعر
خب برای هر کسی که در مکه میره باید در مدینه می رفتیم و روزی بعدش وقتی طرف مدینه می رفتیم در بین رای مدینه و مکه در راستوران وقتی برای غذا پایین شدیم ما با مرد سوریایی برخوردیم این مرد سوریایی آمد وقتی ما از موتر پایین شدیم آمد طرفی ما از کجا آمده من بسیار نراحت شدم و گفتم مگر کاری نمی بینین که ما روی موتری ما نویشته شده یعنی من از حرابستان آمد و هاجی هستم خب این ببخشی در زبان عربی معالش معالش ببخشی بعد راحت مبارک برگشت این گفت من میخوایم امرای چیز رو شاری کنم بخاطر من به تو اعتماد دارم تو آدمی خوب هستی هاجی هستی خب تحریبوهای خودش رو کرد بعد ایک دو تا چایی آورد چایی بسیار تلق و اسلاب امو ستایل سوریایی خودش آورد بعد در مورد عیسائی مسیح در امرای ما صحبت کرد گفت این چیز رو که من میخوای امرای صحبت کنم پید منو تو باشد خب در یک کشور اسلامی بسیار مشکل هست خطر بسیار زیاد هست که در مورد عیسائی مسیح باست صحبت کنه هستیم و این وقت شهادت خودها داد که یک مسلمان بود و مسلمان سننی بود و راننده یک موتر بزرگ بود لاری بود و شب ارفادی عیسائی مسیح رو ملافقت کرد و برنامه بسیار مسکرا کننده بود و این من رو مسکرا کردم گفتم شما با پدر پسر خدا باور داشته باشد امان داشته باشد ما با خود خدا باور داریم چی دین مزخرف رو شما صحبت نکنیم بلکه را در صحبت کردیم از کدام دین و مزحب مسلمان بودی گفت من از سننی من کوشش میکردم که به مزحب شیعه برگردنم خب به هر حال در آخیر نقطه وقتی که امروای مرد صحبت میکردم ای از ما درخواست کرد گفت ما میتونم برای تان دعا کنم بعد از بحث و جدال گفت من میخوایم برای تان دعا کنم من بسیار با غرور با بسیار اما غروره که داشتم غرور قدسیاتی خود رو داشتم که من آجی هستم و آدم خوب هستم و گفتم تو برای من دعا کن من برای تو دعا میکنم خب وقتی دعا کردن رو شروع کرد خب من معمولا چشمای ما باز بود طرفی نگاه میکردم گفتم میشه خواهشان چشمای خود رو پی دندید وقتی ما چشمای خود رو بستم عربی ما بود و خوب نبود که همه کلامی رو درد کنم تمام کلمه ای اما وقتی دعا کرد بسیار با کلمه ساده که قابل درد بود و اون رو من فهمیدم و فهمیدم که واقعا دعای قدرت دارد و اینگار که ای از قلب ما خبر دارد اینگار که میفهمید که ما در روز چی گذشته و ما دنبال چی هستم ای واقعا از زندگی ما خبر دارد خب به هر حال یک انجیل عربی برای ما داد عهدی جدید برای ما داد خب من این رو گرفتم روزی بعدش شبیش امرای دوست خود که در مدینه ما تا خودم شاری کردید بسیار را راحت شد غذابناک شد با من گفتو بخاطر که امروز خدای مرمز دخانده اینا با کسای برخود بکنه که مرموی شیطانی هست مرتد هست تو باید دوباره تعبه کنی دوباره مکرد وارگردی دوباره قربانی کنی برای اینکار کنی فقط یک کلیف ویدیو رو میبینیم دوباره با شما برمی گردیم بسیار وقت خوبی داریم دوست های عزیز بیان برویم یک کلیف بیبینیم موسیقی آیا شما بایدی که در بین بسیار مردم باشین و در جای بیروبار باز هم احساس تنهایی کدهین یک چیز که در باره تنهایی میفهمیم ایسته که وقت ما احساس تنهایی میکنیم امو وقت استه که راستی تنها استیم بخاطر که تنهایی فقط نبودن با دیگران نیست تنهایی یک احساس استه که اتا وقت با دیگران هم میباشیم میتونه مارا رنج بده مارا رنج بده و ای را ما در کتاب مقدس هم میخانیم خداوان تمام چیزا وقت خلق میکنه تمام چیزا خوب و عالی خلق میکنه لیکن تنها چیزا که خوب نیست خداوان میبینه که عزرت آدم تنها است و خداوان میفرمایه که ای خوب نیست که آدم تنها باشه پس خداوان بی بی اوا را بر عزرت آدم خلق میکنه و خداوان دسته که خالق و تشکیل دهنده فامیل است لیکن بعض وقت اتا فامیل نمیتانه تنهایی مارا دور کنه شاید شما در بین فامیل زندگی میکنین و خانواده خوب شکر دارین لیکن باز هم امکان داره که شما بسیار تنها باشین چی فایده که حتی در قصر زندگی کنیم باید صاحب تمام دارایی باشیم لیکن باز هم تنهایی مارا درد و رنج بده و اینجا است که ما خبر خوشحد در انجیل شریف میخانیم در انجیل شریف میخانیم که خداوان میفرماید که من شما را دوست دارم و ایچ وقت تنها نمیگذارم هدف از این گب چی است و چطور من میتانم حضور خداوان در در زندگی خود احساس کنم اگر این سوال شما است و شما میخوایید از تنهایی آزادی آفکنین لطفاً با فشاردادن دقمه های پایین از طریق فیسبوک واتساب و شماره تلفون ما با ما در تماس شوید و جواب این سوال مهم زندگی را دریافت کنین موسیقی موسیقی موسیقی دوست های عزیزی کلپ را دیدین که بعض اوقات ما فکر که شاید در خانواده زندگی کنیم ولی تنها باشیم احساس تنهایی کنیم ولی تنها باشیم و لطفاً هم زندگی خود را با ما گفت باوجود که همه چیز ها را انجام می داد شاید ولی انوز هم تنها بود انوز هم تنها بود واقعاً دوست های عزیز با ما تماس بگیرین با دگه ایماندارا تماس بگیرین چی از طریق فیسبوک واتساب خب لطفاً اگر شما بسیار مختصر بیش از این که با کلام خدا بریم شما چگونه با ایسای مسیح ما رسیدیم تا جایی که شما گفتین ایماندار سوریعی بر شما دعا کرد با زبان عربی و شما واقعاً درک کردین در اونجا فهمیدین دعای از ایران خب چگونه با ایسای مسیح ایمان آوردین بله همونطور که شما گفتید برادر عزیز من میخوایم کتاب کنم همین که من نفقاً تنها بودم بلکه من نامید بودم در حقیقت به خدا بودم و من در سال دو هزار و هفت وقتی این سوالها در ذهن ما خلق شد که چطور یک شخصی مرتب میتونه یک دعای پرخدرت را انجام بده و در جسد جایی مسیحیت شدم در جسد جایی در حقیقت ما میخواستم دین مسیح را به فهم فکر میکردم که مسیح دین هست و در جسد جایی از افتادم در سال دو هزار و هفت وقتی در کابول برگشتم و این مسئله را با یک دست نزدیک خود که از من بزرگتر بود و اونم قبلاً در عربستان بود امراهی شریک ساختم و ایشان برمایه کلام مقدس داد و گفت از اول پیدایش بخوان و ببین که خداها چی گفته در اینجا بخاطر که گفت خیلی با قرآن تفاوت نداره بخاطر که من برمایه شک شده بودم این کلام مقدس از کجا کردن؟ کتاب مسیان از شکردی مسیح است بخاطر که من مسیحی نیستم بخاطر که این کتاب را می خوانم بخاطر که خیلی از داستانهای خوب در اونجا است ترقه دو مسیحی بود و تنسیده بود و با من نتونست بگوید که من مسیحی است خب به هر حال وقتی من کلام مقدس است
پیداییش خاندم، نای خداوند زهن ما را، قلب ما را باز کرد که بروجود خود پکر نکردم که واقعا کلام مقدس کتاب واقعی هست. اما در زهن خود از اسلام به شدت دفع میکردم. تا این که کلام مقدس خاندن ما در افغانستان باعیش شد که من باید کشیر را ترک کنم و در خانه هم بروم یک خانومی که از کنادا بود در افغانستان، اسمش نمی گیرم و فوت شد اونجا و او من را کمک در هندوستان پرست داد و در هندوستان وقتی من رفتم اونجا با ایمانداران افغان برخوردم و دیدم که ایماندارای افغان وجود دارد و بسیار بسیار غذابناک شدم وقتی را شنیدم و دیدم. وقتی دیدم که در اتاقی سه نفر ایماندار هستم و اینا قبل از غذاب دعا کرد و این برای ما ثابت شد که اینا مسیحی هست و برای ما بسیار غذابناک شدم اون شب وقتی دوست ما آمد و کلام مقدس انجیل شریف را برای ما داد من با تمام ناراحتی را پرد کردم و دیوار گفتم. من بخاطر این را خاندم، امروز زندگی ما ای است ما از افغانستان، مجبور افغانستان را ترک کنیم. من در حال که من در افغانستان نفر بودم که اونجا کاربار کنم، اونجا زندگی کنم کشور خودم است بعد از چندین سال محاجره. خب به هر حال، من هر روز کوشش میکردم که برم با مسیحی ها بحث کنم، جدال کنم و توف منداختم و دستای خود، کسایی که صدای من را میشنه و کسایی که در هندوستان بوده در وقت من را میبینه و میشنه و واقعا من اینجوری انسانی بودم. من در روز کرسماس در کلیسای ال سکستین دفتم، کشیش کلیسا را زن و فرزن پوش دادم، نسازا گفتم و بسیار به خاطری که گفتم تو پشتون استی، هزاره ها را دین محصیت وادار میکنیم. خب به هر حال، و فروتنی این کشیش برای ما باعیش شد که چقدر فروتن استی و بالبخند برای ما مایی پوش میدیم و یه تعدید میکنم که بیرون بیاد، که من را بکشم، بلاخن کنم و این من را با انرمی جواب میده. اما این باعیش شد که دوباره من در کلیسا بروم روزی دست ما که فیلند در جرمانی است و این خب چرا کلیسا نمیره؟ چرا از کلیسا میترست؟ خب به هر حال، روزی اول در کلیسا که رفتم، امروز کشیش، با افتخار میخوایم اسمش بگم کشیش ایزیکر جاشوه امروز از کلام مقدس مطاب قسط 11-28 صحبت کرد. و اون باعیش شد که من در باره خداونت میکنم. که گفت ای تمام زحمت کشان و گران باران نزدی من آید تا من برای شما آرامی اطاع کنم. و این باعیش شد که من در باره مسیحت دوباره فکر کنم یک بار دیگر کلام مقدس رو بکنم. و من کوتا میگویم خداونت مجزه بزرگ در زندگی ما انجام داد و خدا را شکر میکنم من در سال 2008 به عیسای مسیحی من آوردم. عیسای مسیح به انوان خداونت قلب ما را باس کند و اون در قلب ما و چشم قلب من باشد، قلب روحانی ما باشد و چشم روحانی ما باشد. به این درد رسیدم که تنها نجات دهنده عیسای مسیح است. و آرامیش را که من دنبالش میگردم به هشوکان در مکه و جاهای دردید میگردم. من در اندوستان توسط عیسای مسیح دریاب کردم و خدا را شکر میکنم که من در اون آرامیش زندگی میکنم. آمید. تشکر لطیف جان عزیز. واقعا ایزیکل جاشوارا ما هم با اش چندین بار دیدیم و در امو کلیسا هم کلیسا ال سکسین چند بار در وقت سفر داشتیم در اندوستان. ما کلام خدا را شریف ساختیم. خوب خدا را شکر میکنیم. دوستای عزیز امروز ما دوام میتیم درس خود از کتاب مقدس در مورد نجات. بخش دوام است در مورد نجات و موضوع امروز ما است ایسای مسی تنها راه نجات است. ایسای مسی تنها راه نجات است. ما میخوایم چند آیت را از کلام خدا بخانم. یوهنا فصل چارده آیه شش که بسیار آیه کلیدی در کتاب مقدس است. مانند یوهنا فصل سی آیه شانزده همچند آیوهنا فصل چارده آیه شش. ایسا به او گفت من راه راستی و زندگی هستم. هیچ کس جز با وسیل من نزده پدر نمی آید. بفرماین لطیف جان. بله امتوک شما آیتی از کلام مقدس خواندین که تنها راه نجات ایسای مسی است. سوال اینجاست که نجات از چی؟ و نجات چی هست؟ و نجات از چی باید ما بگریم؟ از چی نجات بگریم؟ چرا ما میگویم که ایسای مسی تنها راه نجات است؟ چرا ما این را میگوییم و اضوی Lanute mem و یعنی輕ان کنیم Key تنها ایسای مسی راه نجات است؟ نه کدم دین و نه کدم مثبتجان. تنها ایسای مسی راه نجات است؟ ایريم ما نمیگیم که jusquن مادר کلام مقدس خواندیم kissed که تنها روی مسی راه نجات است. این کفته هی یک مثبت잖아های دین نشست. بلکه خود خداوند این را به ما میگوید که تنها راه نجات ایسای مسی است. و خاطر که کلام مقدس را وقتی ما میخوانیم میگن یک خدا وجود داره و یک را وجود داره. بله خیلی از مذهبی ها خیلی از دیندار ها بحث میکنند. خیلی کسایی که خود راوشن فکر میکنند میگنند. میگن همه را متصیل میشه به خداوند. آخریش در خداوند وصل میشه. اما کلام مقدس ایگانه نمیگوید. کلام مقدس میگوید که تنها راه نجات ایسای مسی است. چرا؟ به خاطر که رای خود خداوند است. یک خدا و یک را وجود داره. یک خدا چند این را وجود نداره. به خاطر که او محایک کننده این را خود خداوند است. اما در اشیای نبی پستی پنجاوسه آیه شش میخوانید میگه که ما همه مثل گوزپندان و بچوپان در رای خود رفته بودیم. اما خداوند ایسای مسی را پرسته تا برای ما که در رای خود رفته بودیم قربانی شده. و این تقریبا 750 سال قبل ندیگ ملاد ایسای مسی است. و بعد ما می آییم در یوهانا وقتی میخوانیم ما در یوهانا پستی چارده آیه شش اموده که شما قرار کردین اینجا ایسای مسی نمیگه که ما برای شما را را نشان خواهم داد یا ما و شما خواهم که کدوم را هست. ایسای مسی به طاموس میگه که راهی نجات تنها من هستم. میگه ایسا به اون گفت من را و راستی و حیات هستم. هیچ کس به جز واسطه ای من نزد پدر نمی آید. ایسای مسی نتنها میگه من راهی نجات هستم. و اون میگه من حیات هستم. حیات هی از خداون گرفته شده. زندگی هستم. ما نتنها شما را نجات میدیم بلکه زندگی عبدی میدیم. به اون خاطر من از عبد سوال کردم که نجات از چید و چید؟ نجات یعنی چی؟ و امروز مردم افغانستان در خواهر میانه ما میبینیم که مردمان آشوخته در راه دنبال نجات میگردن. که یک نوع خود را نجات میده. خیلی ها مثلا در کشور های اروپایی خود را میرسند. خیلی ها بارا محکوم میکنند که ما در کشور دیگر مسی شدیم. به خاطر که کشور دیگر از افغانستان نجات پیدا کنیم. به خاطر که مردم در این فکر هست که چطور از درد و غم دنیا نجات پیدا کنه و نجات را یک نوع دیگر برای خود ترجمه میکنند. خیلی ها خود را به آبهای اوکیانوس ها میدازد. در یونان و در آسترالیا. به خاطر چی؟ به خاطر که میخوای خود را نجات میده به اینکه زندگی بگرد. اما عیسای مسی میگرد. راه و راستی و حیات و نجات من هستم. تمام چیز من هستم که شما را میتونم به شما بدیم. او نه بلکه شما را نجات از درد و رنج و غم شما را نجات بدیم بلکه زندگی عبدی حیات برای شما عطا میکنم. لطیف جان خند یک کلپ ویدیوی داریم. ای را میبینیم دوباره بر میگردیم. در دنیا هی تا ری تو رفشان هستی هل بیمان بطن هستی تو جفشان هم هستی تو از درد و رنج و غم شما را نجات بلکه همون از درد و رنج و غم شما درد و رنج و غم شما یادوست درد و رنج بیدونی تو زیبا
خوشی ندارم همون پتوکاریا پورا شدیم دوست دارم امتاع بر دیشتر تفرم بر حالم باشد خوب یا بر بری بازم دوستت می دارم دوستت می دارم امتاع بر دوستت می دارم بعده دوستت می دارم بعده دوستت می دارم دوستت می دارم دوستت می دارم دوستت می دارم در این دنیایی تاریخ خانم باشه خوب یا بر ولی بازم دوستت می دارم دوستت می دارم دوستت می دارم دوستت می دارم دوستت می دارم اعمال رسولان فصل 4 آیه های ده تا دوازده می گه همه شما و همه قوم اسرائیل بدانند که بنامی ایسا مسی ناصریک شما او را روی سلیب کشتید و خدا او را زندگردانید بله بنامی او امروز در حضور همه شما این مرد قوی و تندرست استاده است این همان سنگی هست که شما به نایان آن را خور شمردید و رد کردید ولی اکنون سنگ اصلی بنا شده است در هیچ کسی دیگر رستگاری نیست و در زیر آسمان هیچ نام جز نام ایسا به مردم اطانه شده است تا به وسیل این نجات یابی خداوند کلامش برکت بده بفرماین لطیف جان آمین نگر آیه سیزده هم اگر بخوانید بسیار پشایدید آیه سیزده هم میگه وقت آنها جسارت پتروس و یوهنا را مشاهده کردند و فهمیدند که مردان درس نخانده و معمولی هستند متعجب شدند و دانستند که از یاران ایسا بودند آمین بله ما اینجا میبینیم که پتروس و یوهنا را سران مذهبی قوم یهود اونا را در محاکمه کشنده که چرا شما این کارا را به اسم سای مسیح میکنید پتروس روز قبلش امور روز کسی را به اسم سای مسیح کسی گشت بودند و من چیزی ندارم که به شما عطا کنم اما به اسم سای مسیح برخست دستانتو جنگ کن و این مرد برمخسته و شفا پیدا میکنه و برای مردم متعجب کننده است که چرای کارا را بگیرند اما پتروس اینجا استاده میشه و برای قوم یهود برای سران قوم یهود، آخوندهای قوم یهود که کلام مقدس را یا تورات و زبر را از بر داشتند و در زندگی خود عملی نمیکند فقط بر کرده بودند، میگفت فلانو چیزی در جای گفته اما او را درد نکرده بودند و در وجودش نبود که چرای سای مسیح آمده اما پتروس اینجا با شجاعت، با تمام جرعت استاده میشه میگه کسی را که شما روی صلیب بردین کسی را که روی شما روی صلیب بردین فکر میکردین کفرو نگاه، فکر میکردین که او از خدا درخ است اما خود خدا بود، او خود خدا بود او جسم بوشید آمد روی زمین برای منوتو برای گناه منوتو روی صلیب را به اون خاطر پتروس اینجا میگه تنها با اسم سای مسیح نجاد است میگه هیچ نامی داده نشده بجوز نام اصای مسیح که در اون نجاد است بخاطر که در اصا یعنی نجاد دهنده یعنی اسمش ازش بس پیدا است که او نجاد دهنده است چون در عهد قدیم کسایی که نام نهاده میشد یا نام سرش گذاشته میشد پشت سرش بسیار اک معنای بزرگ داشت اصای مسیح برای نجاد محص شده بود و قوم اسرائیل برد نمیکرد اصای مسیح برای نجاد بشر آمد جسم پوشید برای نجاد که اصا است و مسیح محص شد تا برای منوتو در روی سلیم قربانی شد به اون خاطر است که پتروس با شجاعت تمام میگه که هیچ نام بجوز نام اصای مسیح در زیر آسمان و روی زمین داده نشده یا نهاده نشده که در اون نجاد باشد فقط اصای مسیح است که نجاد میده اما آیه 13 دوباره ما برای شما میخونم میگه چون شحمتی پتروس و یوهانا را دیدند و دانستند که افرادی آموزش ندیده و آمی هستند و در شکوک شدند و در یادند که از یاران ایسا بودند چرای چیزه بود؟ بفتید که پتروس و یوهانا هردویشان ماهیگیر بودند آدمهای بسیار ساده بودند مثل لطیف بسیار آدمهای ساده و ماهیگیر و آمده بود خدا منو درد کرده بود با شجاعت تمام بخاطر که در قوم یهود کسی نمیتونست از کلام خدا من تا که امروز در اسلام است که باید اگه حکوم صحبت کنه اما باید اگه حکوم صحبت کنه دین این است اما در خدا من که نجات است پتروس میبینیم که پر از رای خدا من می آیا و اعلان می کند که تنها رای نجات است و مردم چرا متحجیب می شود بفتید که او آدم ساده و آموزش ندیده بود و از خدا من با شکوفتی صحبت میکرد و در یادند که از یاران ایسا بودند بله باید سازندگی میکرد بله واقعا خب دوست های عزیز ما به شخص ایمان داریم وقتی میگیم ایسای مسی یگانه رای نجات است یعنی شخص ایسای مسی ما به شخص ایمان داریم و او نامش ایسای مسی است نجات دهنده که مسح شده خب بینده های ما همه شنیدن که ایسای مسی یگانه رای است شاید سوال کنند خیلی آل ما چی کنیم آل ما چی کنیم از رومیان بخوانم و از لطیف جان میخوایم در این مورد هم صحبت کنند میگه در رومیان فصل 10 آیت های نو را میخوانم آیت نو میگه زیرا اگر با زبان خود اقرار کنی که ایسا خداوند است و در دل خود ایمان آوری که خدا او را پس از مرک زنده ساخت نجات میابی زیرا انسان با دل ایمان میاورد و آدل شمارده میشود و با زبان خود اقرار میکند و نجات میابند نوشته شده است هر که به او ایمان آورد هرگز خجل نخواهد شد پس هیچ تفاوت میان یهودیان و غیری یهودیان نیست زیرا خدای واحد خداوند همه است و نسبت به همه کسانی که به او روی میاورد بیندازه بخشنده است زیرا هر کس که نام خداوند نام ایسای مسیح را ببینین اینجا مهم است که وقتی در کلام خدا ما میخوانیم خداوند در احد جدید یعنانیش کوریست نام ایسای مسیح را یعنانیش کوریست نام ایسای مسیح را هر کس که نام خداوند نام ایسای مسیح را به خاند نجات میابی
بفرمایید. بله، همونطوی که اینجا من او آیه در از نخواست رو بخوانید، تشکر بسیار بسیار جان. خدا را شکر که شما باز رویان پستیده. آیه نو خواندید که اینجا در مورد ایمان صحبت می کنم. نگه اگر با قلب خود ایمان داشته باشید و با زبان خود افتخار کنید نجات خواهید یا اما اینجا همونطوی که خود شما در سوال اینجا است. در مظهب، در دین، خیلی کساس بر ایمان کسی دیگر افتخار می کند. اگر فامیلی شما بسیار ایماندار باشد، مسیحی خوب باشد، خودتان نمی توانید نجات پیدا کنید. باید خودتان با قلبتان ایمان بیارید و با زبان خود شخصاً اقلار کنید. شخصاً با خداوان ملاقات کنید تا نجات پیدا کنید. در مظهبی های دیگر است که به نبی ها باوردارم می گویم. پرانه نبی بسیار ایمانش خوب بود و ما با اون باوردارم و به اون فکر نجات پیدا می کنم. نبی ما بسیار ایمان داشته و به اون فکر کنید و به اون فکر کنام خدا می گویم ایمان شخصی دیگر کارای خوب شخصی دیگر، حتی کارای خوبی خودی نمی توانن باید نجات شما شد. خودت با قلبت باقرار کن و با زبانت اقرار کن که ایسای مسیح از مردگان برخواستن و نجات خواهید. خدمت و همه چیز زیاد رفت و مشکلات زیاد پیدا کردم ولی این امی آیت که من بر شما خاندم در آخر می میگه که در اینجا آیت 11 هم نوشته شده است. هر که به اون ایمان آورد هرگیز خجل نخواهد شد. این واقعا این آیتی بود که من را لمس کرد با روح خدا و دوباره به خدمت و دیگر ها را خدمت کنم آغاز کردم. و این مهم از دوست های عزیز که وقت ما به ایسای مسیح ایمان میاریم. این ایمان تنها ایمان یک روزه نیست. این ایمان ایمان یک ساله نیست. بله ما اشتباه میکنیم بله ما حتی گناه کنه خواسته یا نا خواسته مسیحی هم ولی ما دوباره چون از روح خدا پرستیم ما را چی میکنه؟ ما دوباره توبه میکنیم از گناهای خود دوباره به راه میفتیم و خجل نخواهد شد. این بسیار مهم از که ایسای مسیح هچوقت ما را نمیخواهد که خجل شویم. خجل شویم یا در حقیقت کلام خدا میگه اون خجالت ما را در صلیب گرفت به خود. اون شرم گناه ما را در صلیب به خود گرفت. لطیف جان اگر شما چیز دو دقیقه دیگر هم وقت دارید بفرمایید. همونتو که خود شما گفتید وقتی ما با ایسای مسیح ایمان میارید. دیگر ما هیچ مشکل ندارید. همه ایش زندگی به صلاح بسیار سرمایداری دارید. خیلی چیزای دیگر مردم ایتولیف بکنند. اما ایسای مسیح ایک چیز دارد. وقتی که به من ایمان میارید فکر نکنید که به مشکلات برنامه خورید. یا به صلاح شما دوباره به طرف گناه نمرید. اما میگه در مشکلات من با شما خواهم بود. تا آخرین نقطه دنیا. امتحانی که من خود را تجربه کردم. برادار ما شوای خدامان را تجربه کردند. و اگر میخواید از خیلی مندار های دیگر بیشتر میتونید بیرین در سایت های مثلا راز سندگی برین و حق فرقان برین. ببینید که شهادت های کسایی که به عیسای مسیح ایمان آوردند چطور خدامان را تجربه کرده و آرامیش را تجربه کرده و در اون زندگی میکنند. بله خیلی وقت هم امتحانی که برادار ما شوای خود میریم خیلی وقت ها. اما خدا است که میگه ما شما را رها در خانم کرد و به من ایمان برید. من را دوباره برمگرداند در راهی که عیسای مسیح بود. من را برمگرداند تا ما در شادی در آرامیش اون زندگی کنیم. نه آرامیش بشر، نه آرامیش پول، نه آرامیش دنیا، در آرامیش خداوند. لطیف جان یک کلپ و ویدیوی داریم. میریم میبینیم دوباره برمگردیم. سلام من ایک دختر افغان هستم. در هراد تولد شدم. و من در افغانستان هستم. در کشور افغانستان و دنیا آمدیم. من در افغانستان، در ایک خانواده مسلمان و دنیا آمدیم. از کشور افغانستان. از کشور افغانستان. آیا میخوایید برنامه های قبری راز زندگی را تماشا کنید؟ بس لطفاً با آدرس راززندگی.کام مراجعه نموده، از میان انوامین و متنوی برنامه، موضوع مورد درخوای تان را انتخاب نموده، تماشان نماید. بینندگان گرامی، آیا میخوایید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید آیا از طریق ایمیل با آدرس انفو اد راززندگی.کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک.کام سلاش راززندگی تیوی برای ما پیان بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم دوستای عزیز ما بلحظات اخیر برنامه خود نزدیک میشیم و خدا را شکر میکنیم که ما امروز لطیف جان بر بار اول داشتیم در برنامه خود کلام خدا را با ما شریک ساختند لطیف جان در خلاصه فقط یک و یک و نیم دقیقه وقت داریم شما نسل جوانتر استیم و نسل جوان استیم که خدا را شکر میکنیم امتداد مسیحی ها در این نسل به هر روز زیاد شده میره ست ها و به هزار ها است شما پیام شما به نسل جوان دگرها که در افغانستان امروز زندگی میکنند و امتر تشنه استند امتر خسته استند امتر میپالند پیام شما به این نسل جوان سرف نظر ازی که از کدام ملیت و زبان استند چی است؟ تشکر برادر عزیزم شویف جان پیام ما ای است برای وطن دارای عزیزم برای تمام کسایی که صدای ما را میشنند پیام ما ای است که اگر واقعا دنبال زندگی هستید که یک بار کلام مقدس خداون را بخوانید من ناومیدی که در تاریکی بودم خداون من را نجات داد و امروز در نور خداون او زندگی میکنوم و از شما دعوت میکنم که شما یک بار کلام مقدس خداون را بخوانید اگر شما فکر میکنید که ما به چند دین خدا باور داریم نه کلام خداون در افسسیان پسل 4 آیه پنجیری میگه یک خداون، یک ایمان، یک تحمیل وجود دارد که ما به او باور داریم از شما درخواست میکنیم که کلام مقدس خداون را بخوانید و خدایی که شما را خلق کرده آفریده برای یک منظور عالی و گرانبه ها شما را دوست دارد شما ارزیش دارین برای خداون و شما ارزیش خود را در کلام مقدس خداون پیدا کنید عیز برامش خداون امرای شما باشد آمید دوست های عزیز شما را به دست های مبارک خداون می سپاریم هفته خوش داشته باشید فقط ما میخوایم یک دعا کنیم خداون دا سپاس کذار استیم ازی که عیسای مسیح نجات دهنده است و او یکانه راه به سوی خدا است خداون دا ما را کمک کنید که در ایمان به عیسای مسیح بمانیم خداون دا که کتاب مقدس را انجیل را بخانند و مانند ما در قلب خود ایمان بیارند و در زبان خود اقرار کنند که عیسای مسیح خداوند است خداون دا ما زندگی خود را به دست های تو می سپاریم زندگی لطیف جان را خانواده شان را برکت بده لطیف جان را به خانوادهش و همچنان خدماتش را برکت بده و همچنان مانند ازی به صدها و ازارها جوان دیگه مسیحی افغان را که در افغانستان و در رقاط مختلف دنیا استند اونا را هم برکت بده و از روحت پر بساز و خداون دا ایمان ما را هر روز بیشتر بساز به عیسای مسیح تشکر میکنیم ما زندگی خود و لطیف جان را و خانواده های خود را و همه ایماندارا را و مردم افغانستان را فارسی زبان ها را به دست های مبارک تو می سپاریم بنام عیسای مسیح آمید آمید آمید
PYM JBZ