۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
چه چیزی لازم است تا چرخهٔ خشونت را بشکنیم و صلح پایدار بسازیم؟ ما دربارۀ این میاندیشیم که چگونه منازعه زندگی روزمره را در افغانستان شکل داده و نشان میدهیم که حتی اختلافات کوچک وقتی صبر و گفتوگو از میان برود، میتواند به آسیب تبدیل شود. ما بر پیامدهای عمیق فردی و اجتماعی خشونت تأکید میکنیم، از تخریب رابطهها گرفته تا رنجهای درازمدت روانی و جسمی. همچنان بررسی میکنیم که چگونه میتوانیم راه دیگری را انتخاب کنیم—حل اختلافها از راه درک متقابل، مسئولیتپذیری و روشهای بدون خشونت—تا جامعهها بتوانند دوباره ساخته شوند و باهم به پیش بروند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی سلام دوستایی مهربان خوش هستیم که باز در خدمت شما قرار داریم که برنامه دیگی بسوی سلح بشما تقدیم کنیم. من هم به شما عزیزا سلام تقدیم میکنم. از خداوند برای شما و خانواده شما صحت و سلامتی آرزو میکنم. دوستایی مهربان تا وقتی که در یک جامعه آرامش و سلح برقرار نباشه او جامعه نمیتانه که کارهای بر ترقی و پیششفت و یا اعمار مجدده انجام بده. افغانستان وطن عزیز ما هم در طول جنگهای گذشته بسیار صدمدیم. بری که ما بتانیم ای خرابیها را دوبارا آباد کنیم اولتر هزمه ضرورت است که ما بین خود مشکلاتی که در گذشته و در جریان نارامیها پیدا شده بود او را بین خود از رای مشوره حل و فصل کنیم. اما متاسفانه ما به جنگ به خشونت عادت کدیم و موضوعات باید وزی ای که از راه مذاکره و مفاهمه حل کنیم دست به خشونت میزنیم و میخواهیم که از راه زور اونا را فیصله کنیم. خشونت رویه درست برای حل کدن مناظهات و مناقشهها نیست. دوستهای محرمون آره ما و شما با هم یک درامره میشنویم. دوستهای محرمون آره ما و شما با هم یک درامره میشنویم. دوستهای محرمون آره ما و شما با هم یک درامره میشنویم. خیلی خوش آمدید. خیلی خوش آمدید. خیلی خوش آمدید. خیلی خوش آمدید. این نموناها جریان زندگی روزمره ماست. ما با کمترین چیز خشمگین میشیم و امرای یک دیگه هم مشت و یخن میشیم. ما حتی کلمه محذرت خواستن و ببخشین مردمه یک کسم دیگه میبینیم و در مقابل اونا جواب سخت میتیم. خانم و شاور که باید یکی در مقابل دیگه چقدر مهربان و سمیمی و باگزشت باشن اما با چیزهای بمانا و یکی دیگه خدا گفتهای سخت میزنن و یکی دیگه خدا آزرده میسازن. خشونت پر علاویی که در مون لحظه مراسبات خراب میسازه، عواقب خراب هم در آینده دارن. سازمان صحیح جهان معلوم کده که خشونت علت امدهی مرگ و میره انسانهای بین 15 تا 44 ساله هست. وطن ما که از جنگ نو سر بالا کده خشونت یک مشکل بسیار جدید بر ما هست. اما با تعصف باید بگویم که بعض انسانها از خشونت برای حل جنجالها استفاده میکنند. در پشتو یک ذره اون مثل هست که میگند چه دب نوی، ادب نوی. یعنی بدون لط و کوب ادب به وجود آمده نمی تانه. با داشتن ایطور فکر، خشونتها وسیلهی حل مشکلات فکر میکنیم. ما میتانیم که خشونتها ایطور تعریف کنیم. خشونت استفاده ای امدهی زور و قدرت هست که به شکل تعدید لفظی و یا تعدید عملی و فیزیکی علیه خود و یا دیگرها استعمال میشد. که در نتیجه مردم زخمی میشن، کشته میشن، صدمههای روانی میبینن و به احساس محرومیت دوچار میشن. باید یاد آوری کنیم که در بعضی حالات خاص، مثل در وقت دفاع از خود، از خشونت استفاده کدن اخلاقی و قانونن جایز به نظر برسه. مثلا یک شخص در خانه خود ششته، یک دزد داخل خانه میشه و میخواهی که پیسی او را دزدی کنه و در مقابل صاحب خانه هم از خشونت کار میگیره. در این صورت صاحب خانه حق تاره که به خاطر محافظت خودش از خشونت بل مقابل کار بگیره. به این ترتیب، وقتی که یک مملکت و یا گروه مردم مورد عمله خشونتبار قرار میگیرن، بسیاری مردم دفاع از خودا جایز میدانن و اتا امکان داره که دست بهصله بزنن. اما با وجود این چیزا، تحقیقات و تجربه نشان داده که خشونت یک راه محقول و مفید بر حل مناظعات نیست و لتیجی خوب در آهنده به دست نمی تن. اثرات ظلم در یک جامعه زیاد است و به اشکال مختلف به مظلوم صدمه میرسانه. این صدمه شاید کشتن باشه، و یا به شکل رنجهای زیاد ممکنه از دست دادن اعزای بدن، بریدن بینی و گشت، و یا بریدن دست، به عزت ساختن، آهاند کردن، تحقیر، در اینطور آلات که محرومیت تبارز کده، ترز و افسردگی را در بین اشخاص به وجود میره. کسی که صدمه دیده، و یا مظلوم واقع شده، او پر از قهر، انتقام گیری و تنافر میشه، و صحت جسمی و روانیشه صدمه میبینه. ظالم هم نمی تانه وجدانا آرامش داشته باشه، او هم از انتقام گرفتن میترسه، و هم ظلم بی مورد سر مظلوم در ذهنش زنده شده، و او را میرنجانه، و افسرده میسازه. از خشونت هایی که صورت گرفته، امکان داره که نه تنها خود شخص، بلکه فامیلها و دوستهای او هم صدمه بی بینن، و متأثر شوند. وقتی که خشونت به شکل دوامدار بالای یک شخص، و یا قوم، و یا ملت صورت بگیره، بلاخره به نظر مردم یک چیز عادی و نرمال مالم میشه. هر قدر که خشونت آم و دوامدار باشه، مردمه در مقابل رنج هایی یک دیگه بی احساس میسازه. حتی امکان داره که مردم به غلط فکر کنن که خشونت و ظلم چیزهای معمول زندگی هستن، فرق نمی کنه که ای دامه داشته باشه. در این صورت مردم خشونتهای بزرگه مثل آدم کشتن و یا قتل آمها ظلم میدانن، و خشونتهای روزمره را چیز معمول زندگی فکر کنن. وقتی که یک گروه یا قوم، قوم دگر را مورد خشونت قرار میده، او خشونت خود را به نامهای و دلائل مختلف یک نام نیک میده و خشونت دگرها را خشونت واقعی میدانه. اما بدرین شکل خشونت جنگهای مسلحانه هستن. قرن گذشته یعنی قرن بیست یکی از با خشونتترین قرنها حساب شده. تنها در قرن بیست یکصد و ده ملیون انسان از اثر جنگها کشته شدن. اتداد زیاد مردم یا با مرمی توپ و بم کشته شدن، و یا هم از گرسنگی و مرس و یا توسط شکنجه کشته شدن. خشونت نظمه در جامعه از بین برده او را برهم و درهم میسازه. خدمات صیهی و معرف هم مختلف میکنه و مردم را برعنجهای زیاد و ایتیاد به چیزهای خطرناک مواجه میسازه. خشونت دوامدار با عادت مردم تبدیل شده، باعث خشونتهای زیادتر شده و دامنه ای وسیه تر میشه. علتهای اصاسی خشونت فقر به شمور بیکاری و نبود آیت فراوانی اسلحه استعمار کدن مواد مخدر میباشن. خشونت و جنگهای مسلحانه دوامدار باعث زیب شدن ارزشهای معنوی در انسانها میشه. اصول اخلاقی جامعه را برهم و درهم میسازه و سیستوم اجتماعی را از بین میبره. وقتی که خشونت آم و داومدار شد، با عادت یکداد مردم تبدیل میشه و قتل و ظالم سر دیگرها برشان عادی معلوم میشه. ارزشهای معنوی و اخلاقی که پیش از حالت جنگ میتانستن مانع ای تر خشونت شوند، اهمیت خود را از دست میتن. از یک درفت دولت به خشونت دست میزنه و از طرف دیگر خشونت ای قدر آم میشه که هر کس به او دست میزنه. نظرهای افراتی برای از بین بردن و محو دشمن به وجود میآیه و به عمال خشونت آمیز زیادتر دامن میزنه و به عمال خشونت آمیزشان رنگ مشرویت میبخشن. وقتی که جریان خشونت در جامعه ایدام پیدا میکنه، یکداد مردم ای قدر در جنگ و استعمال اسلحه مصروف میشن که در اون ماهر شده خشونت به مستق هزاران انسان تبدیل میشه. وقتی که جنگ پایان یافت و سلح به وجود آمد، کسایی که جنگیدن و کشتن از خاطرهای دردناک زمان جنگ رنگ میبرن و به مریضیهای روانی مبتلا میشن یا به عمل استعمال مواد مخدر روی میآورن یا ای که خودکشی میکنن. در تجربه دیده شده که جنگجویان سابق اکثرا در مقابل خانم و خانواده خود هم از خشونت کار میگیرن. تعداد زیاده از قاتلین عرفعی و کسایی که به قتلهای دست جمعی اقدام کردن، مثلا در بازار هر کس که پیش رویشان آمد سرشان فیر کردن، اکثرا سابق تعلیم نظامی دیده بودن و اضوه گروههای مسلح بودن و در جنگها شرکت کردن. در جایی که جنگهای دوامدار بوده، در ایتر جایی توفنگ است که تصمیم میگیره و مشکلات رو حل میکنه. وقتی که جنگها به پایان هم میرسن، باز هم ای کار به انعنا تبدیل میشه و ادامه پیدا میکنه. به ای خاطر هر وقتی که کدام اختلاف باوجود میه، فورا دست به توفنگ میبرن. غافل ازی که خشونت وسیلی حل اختلاف نیست، بلکه هنوز هم او را زیادتر امیر میسازه. باید متوجه باشیم که خشونت جز از فطرت انسان نیست و هم نمیتونه وسیلی حل مشکلات و تعمین کنده حدالت شوه، بلکه برحکم خرابیهای زیاد و انتقام گریههای زیاد را به وجود میآوره. هر کس که خشونت میکنه، خشونت خود مشروع و بجایی میدانه و خشونت طرف مقابل نمشروع و نادرست میدانه. انسانها در طول تاریخ کوشش کردن که به حوز خشونت از رای مسالمه تامیز برای حل اختلافات خود استفاده کنند. در ای را علمای دین، فیلسوفان و حتی مردم عادی نقش مهم خود را بازی کردن. برای جلو گیری کدن از خشونت چی لفظی و چی فیزیکی، تعهد شخصی نقش اولی و اساسی داره. مثلا، ما پیش خود تعهد میکنم که بعد اصی در کمکدن خشونت و از واقعی شدن او جلو گیری میکنم. یه قسمت تصمیم گرفتن و عملی کدن او برای صلحام ساختن زندگی جامعه رول مهم داره. اما سوال پیدامشد که ما چطور میکنم ایطور تعهد در جامعه جنگزده ما عملی کنیم؟ جامعه که جنگزده باشد، میتونه ایک جنبش عدم خشونت و مقاومت علی خشونت و کشتن انسانها را شروع کنه. ایطور یک فعالیت با صادر کدن یک اعلامیه از طرف رحبری دولت به نشه برسه. کسایی که ایطور یک فعالیت شروع میکنن، باید اول خودشان برای ای کار نمونه مثال باشن. در ای جنبش بیتر از که جوانان شریک ساخته شوه، و یا با اونا زمینه مساحت شوه که در او نقش مهم را بزیر کنن. چون جوانان هستن که در جنگها هست هم گرفتن و در آینده هم امکان داره که دست به خشونت بزنن. در مکتبها و جاهای دیگر به اطفال و نو جوانا تعلیم داده شوه که اونا بتانن با اصول عدم خشونت آشنایی پیدا کنن. با اطفال باید آموخ که احترام به بزرگان و آمیدین لازم هست. اما اگر عمر خشونت و قتل اشخاص از طرف اونا سادر شوه، باید اونو قبول نکنن. به اونا تعلیم داده شوه که دولت و مراجع قانونی باید در ای باره تصمیم بگیرن و فیصله کنن، نه اشخاص خودسر. نسل آینده لازم هست که با رویه تعمل پذیری اشخاص با مسئولیت و با اخلاق بار بین. ضروریست که ذهن اونا از نفرت و بدبینی در مقابل اقوام دیگر، مذاهب دیگر و یا زبانهای دیگر و یا منطقی دیگر پاک باشه. اگر پروگرامهای عدم خشونت و همزیستی مسالمت آمیز شامل نساب تعلیمی مکاتب شوه، بسیار خوب است. اگر نسل آینده با روهی عدم خشونت و داشتن زندگی مسالمت آمیز تربیه شوه، در آینده اونا میتونن که هم خودشان دست به خشونت نزنن و هم در راه جلبگیری خشونت نقش فعال داشته باشن. انسانها میتونن که خواستها و عارضهای خودا و یا اعتراضها و مخالفتهای خودا بیدون خشونت و یا از طریق مبارزه عدم خشونت هم نشان بتن. راههای اعتراض عدم خشونت مثل از اجزای وظیفه خود داری کدن، از خوردن قضا خود داری کدن، تظاهرات مسالمت آمیز براه انداختن، مزدوش ساختن راهها و جادهها و عدم امکاری هم میباشه. مثلا یکی از قوام وطن ما بر اعتراض به ای که به زبان مادریشان مکتب وجود نداره دست به اعتراض زده مظاهره میکنن یا اونا به زبان خود شعارهای را روی تکهها و تختها نوشته کده در چاراییها و جاهای مخصوص آویزان میکنن. یا کارگران یک فابریکه برای زیادشدن ماشان دست به مظاهره میزنن و کار خود را متوقف میسازن. همه ای کارها روش هاییست که مردم میتونن اعتراض یا خواستهای خود را از طریق عدم خشونت ابراز کنن. خوب دوستهای مهربان آل شما را به شنیدن یک آهنگ دلشین دوت میکنم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی