۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی سلام دوستای مهربان به شنیدن برنامه امروز خوش آمدین ما خوش هستیم که باز بر تقدیم کدنی برنامه نو در خدمت شما قرار داریم ما هم اعترامات سنمانه خود را به شما عزا تقدیم میکنم و از خداوند برای شما صحت و سلامتی آرزو مند هستم دوستای مهربان این برنامه بسوی سلح هست که به شما تقدیم میکنیم ما تواسط این برنامه ها کوشش میکنیم که روی لطف های مراقشات و جنجال ها در خانواده ها و در جامعه انگوشت بانیم و راه های حل اونا را به شما پیشنهاد کنیم این بسیار خوب هست که ما به نواقص خود پای ببریم و در راه علاج اونا تلاش کنیم در غیر اون صورت ناراضیه ها از یک نسل به نسل دگر رسیده و ادامه پیدا میکنن خوب دوستای مهربان قان توجه شما را به یک درامهی کوتا جلب میکنم بیاین این درامه را با هم بشنویم موسیقی کجا رفته بودی آزند؟ خانه امسایه نو در این روضا یک زن بیبا آمده نامش قدسیه هست دیدن از او رفته بودم قدسیه کیست؟ تو را میشنسی و هم شما را میشنسه میگه از خیشواندهای دورتان هست میگه سابق همسایه تان بود در پالوی خانه تان زندگی میکدن تو چون او را میشنسی؟ من هم میشنسمش اوروز در نانوی زنانه دیدمش قصه خود را کرد که سابق در خانه پالوی تان زندگی میکد میگه این خانه از بابیش هست بیچاره هال بیوه هست کراداده نمیتونه از ناچاری در اینجا آمده یک وتاقه همراه اولادهای خود گرفته و شیشته دل آدم بسیار برش میسوده دلت برش نسازه دیگه دیدن او زن هم نریه که حبرت کدیم چرا؟ چگیاب هست؟ هیچگب نیست گفتمه دیگه دیدنش نریه و دیگه کتش گپ و گوی هم نداشته باشی خب همکه بگو چرا؟ چرا نداره همکه که برد گفتم بفهم تو هیچ چیز نگفتی؟ بگو که بفهمم او زن کیست؟ چرا تو قبرت میبری از او؟ جگرم اخون نکن تو حبر نداری گفت چندین سال پیش هست بیادرمی قدسیه قاتل بیادرم هست قاتل قاسم چی میگی؟ وچیتان میشه؟ چیز ما نمیشن یک هشاوندی دارم بابی زن نواسه کاکای بابیم بود خب باش که برد قصه کنم دیگه گفت از او زمان شروع شد که ما و قاسم وقت فاکلته را حلاس کردیم کار را حدا سایی صادقانت میکردیم و ماش را حدا میگرفتیم زندگی ما بد نبود مگرم بابی کریم کار کردن دولت گناه ها حیال میکرد چرا؟ کریم کیست؟ کریم بیادر قدسیه هست بچه نواسه کاکای بابیم کریم و قدسیه را بابیشان نموند که فاکلته بخونند قدسیه در خانه ششد مگرم کریم رفت سلا گرفت ما گفتیم برو کتم ها و چی عرض دارند باز عرض هم هیچوقت ضرر ما و کدام نواسه ما برشان نرسیده بود حیط چطور باز کریم قاسمه؟ بان که برد بگویم یک روز صبح یک روز صبح وقت که سر کار میرفتیم در دان دروازی حانی ما یک خط انداخته بودند خط اواز کدم دیدم که در اونجا نوشته شده که لگه در دولت کار نکنین ما و قاسم من امو خط ها گرفتم بر قاسم نشان دادم اردوی ما او روز هنده کدیم چند دفعه دگام از او رقم خط ها در دان حانی ما انداختند میخواستند که ما را بترسانند خوب خیلی از امو وقت پلان داشتند ما خوب میفهمیدیم که کار کار کریم هست یک روز در هنده بر کریم گفتم همونطور که ما در کار تو کار نداریم تو هم در کار ما کار نداشته باش راست میگی کریم همون روز گفت که اگه ما منشان نشم افته و سبه را نمیبینین همونطور هم شد سبه او روز شامکی قاسم ها از کوچه بردن دیگه روز مرده ش در یک حرابه یافتیم در اون حرابه چند کوچه پایانتر بعد از اون در وطن هم دیگه جنگ شروع شده جنگ ها زیاد شده رفت ما مجبور شدیم که وطن ها ایلا کنیم در خارج حبر شدیم که کریم و شوور کوچه هم در جنگ ها کشته شدند وقتی که آرامی شد پس آمدیم کلش از نافامی و جهالت بود هالا دیگه نو زمان هست نه قاسم پس زنده میشه نه کریم زنده هست که تو از انتقام بگیری فائدهش چیست که که تا زن و بشاره دشمنی بگیری من میفهمم مگرم این دلم نمیشه که کتم آشتی کنم در اول آشتی کنن بسیار مشکل به نظر میرسه مگرم میخوایم که آشتی کنیم مگرم نمیفهمیم که چطور آشتی کنیم بخاطر که رای آشتی را بلد نیستیم درامه جالب بود در بین ما و شما مثل این جانجال ها که در درامه شنیدیم بسیار جانجال ها وجود داره جنگ ها و گدبدی ها هم نظم اجتماعی جامعی ما را از بین برد و هم ما را در مخابل یک دیگه بد گمان و بی اعتماد ساخت بسیار مشکل هست که به گفت یک دیگه باور کنیم بسیار مشکل هست که طرف دیگه را عقب و جانب بدانیم ما فقط مشکل خودا کلانترین مشکل می دانیم و مشکلات دیگرها را در نظر نمی گیریم اگر به این قسم مسائلی که در بین ما بوجود آمده و این جانجال هایی که هست درست برخورد نکنیم هر وقت امکان داره که این جانجال ها گفتش کلان شوه و به مناقشات کلانتر تبدیل شوه معمولا وقتی که یک مملکت و یک منطقه جنگ دوامدار را تیر کده بعد از جنگ حتی در وقت سلح هم جانجال های زیاد می باشه و این میراس جنگ هایی که باقی می مانه اگر ما می خواهیم که خرابی های جنگ هایی از بین ببریم باید کوشش کنیم که این زخم های جنگ تداوی شوند بدون تداوی کدن این زخم ها ما مشکل هست که با آرامی بین خود زندگی کنیم جنگ ما را از ده و منطقه ما پراگنده ساخت کسی با یک منطقه دیگر رفت کسی با یک ملک دیگری رفت معاملاتی که پیش در بین مردم به وجود آمده بود اونا همطور علنا شده باقی مانده و مردم از یک دیگر جدا شدن در این تو شرایط یک چیز بسیار زیاد ضرورت است او آشتی است آشتی بعد از جنگ اگر ما بین خود آشتی نکنیم و راه های حل درست و مقبوله که بنافع همه باشه بر مشکلات و جانجارهایی که بین خود داریم پیدا نکنیم ما نمیتونیم شکست و رفت جنگ را دوباره ترمیم کنیم ما نمیتونیم مکتب و سرکت و شفخانه نهر و بند خود را جور کنیم به خاطر که دوباره آباد کنن منطقه و دیگر ما به کارهای مشترک همه ما ضرورت داره اگر ما بین خود جور نباشیم اگر ما بین خود دشمنی داشته باشیم و به فکر ای باشیم که چطور انتقام خود بگیریم ما نمیتونیم جوی او زمین و باقی خود را دوباره جور کنیم بری که همه زندگی آرام داشته باشند بره همه ضروریست که احاله که جنگ تیر شده آشتی کنن و برا آشتی کدن ای چیزها ضروری است مسایل اصاسی که باعث نارضایتی و جنجان ها در بین مردم شده او را پیدا کده اونا را از ریشه حل کنیم کوشش کنیم که جلوه انتقام و انتقامگیری ها را بگیریم روابطی که در بین ما سکلیده اونا را دوباره ترمیم و برقرار کنیم کوشش کنیم که فضای بی اعتمادی در بین ما از بین بره وقتی که ما آشتی بعد ها جنگ می گیم منظور ایست با وجودی که در سر دشمنی ها و جنگ های گذاشته ما از یک دیگر خود صدمه دیدیم و روابط بین ما خراب شده اما ما تصمیم داریم که دوباره ای روابط را برقرار کنیم و فضای دوستی و اعتماد را دوباره در جامعه خود رهاده کنیم این مسئولیت همه ما و بخصوص از کلانای قوم، بزرگان، ادارچی ها مدیران ناهیه، وکیلان گزر، ملک ها و دیگر کسهایی که کارهای اجتماعی می کنن از که راهای درست آشتی دادن بعد از جنگ بفهمیم و قدمهای درست این راهورداریم پیش از هر چیز باید حرس کنیم که آشتی بعد از جنگ در هر جای فرق می کنه هر جامعه و مردم از خود رسم و رواج و خصوصیات مختلف داره مشکلات هر جامعه و مردم هم فرق می کنه به ای خاطر راهای حل اونا هم از هم فرق دارن آشتی بعد از جنگ کدام قانونی به خصوص نداره که در هر جای دنیا و یا تمام افغانستان قابل تدبیت باشه به دخشان ما خصوصیات از خود و پکتیا و نیمروز ما خصوصیات خود داره مهم از که ما به اساس خصوصیات هر جای بر سل و آشتی راهای حل را در نظر داشته باشیم سل چیزی از که همه یعنی هر انسان به او ضرورت داره در سل تمام ضروریات انسانی به خوبی براورده شدن میتونن ما و شما از سل بسیار شنیدیم و هم بسیار سل گفتیم شاید پیش شما سوال پیدا شده باشه که سل چی تعریف داره یا سل ها چطور میتونیم که تعریف کنیم سل در مجموع رابط اجتماعی عبارت است از رابط متقابل مفید بین اشخاص و گروه هاست که میتونن اختلافات و منازعه های خود بدون خشونت از راه مفاهمه بر ازایت همه حل میکنن سل وقتی از بین میره که گروه ها بدون ایک اختلاف خود از راه مفاهمه حل کند تصمیم به صدمه رساندن به یکدیگه میگیرند و به یکدیگه صدمه میرسندند عاده دوباره سل و آرامش آشتی نام داره آشتی وقت اهمیت عملی پیدا میکنه که دوام پیدا کنه بر ادامه آشتی اعتماد سازی بین گروه ها و اشخاص که پیش بین خود دشمند بودن بسیار مهم است در جوریان آشتی گروه هایی که پیش یکی رقیب دیگر بودن و یا دشمن یک دیگر بودن یاد پیدا که با وجود داشتن اختلاف نظر و یا فکر باز هم میتونن بین خود در صلح زندگی کنن و به یکدیگه احترام و عزت قاهل شوند اگر در وطن ما و شما که وطن جنگ زده است برای براوردن آشتی کوشش نشد دشمنی های مخفی مثل آتش زیر خاکستر قدرت و به اعتمادی را در بین مردم زیادتر می سازد قدرت طلبی و انتقام جویی ادامه پیدا می کند نتیجه ای کاریی می شد به ایوز ای که انرژی و قوت مردم برای ترمیم و نوسازی و شکست ریخت جامعه و مسائل الاناشده جامعه به مصرف برسد در راه بی جا و زراراور به مصرف رسیده زایه می شد اولین قدم برای ورداشتن به طرف آشتی یافتن حقیقت است یا حق کتیابی است قدم دیگه مذرت خواستن و بخشش خواستن است برای آشتی دوامدار موضوع اصابه کتاب و عدالت هم بسیار مهم است آخرین قدم اعاده اعتماد است ما گفتیم که اولین قدم برای ورداشتن به طرف آشتی اقتیابی و یا یافتن حقیقت است طرفهایی که می خواهین بین خود آشتی کنن ضروریست که اقتیابی باید دیگه بگوین و این حقائق با گوشهای باز بشنوان در بعض حالات صرف وقت که معلوم میشه صدمه و تخریبات قصدی نبودن راه را برای آشتی کردن باز می کنه اما در حالات که صدمه راساندن و تخریبات قصدی بودن باید کسایی که و یا طرفهایی که این کار کردن دلائل خود و مجبوریتهای دیگه که داشتن او را واضحی بیان کنن برای اقتگویی ضروریست طرفهایی که در رساندن خسارت دست داشتن با صداقت زره رایی که رساندن او را قبول کنن اعتراف و قبول کدن رساندن زره برزخمای کسایی که خسارت دیدن مرحم می مانن و برای ابرد گرفتن از گزشتا و باز کدن را برای آشتی ضروری است و پشیمانی از مظلوم معذرت بخواییم در جوریان حقیقت جویی ظلم های بزرگ مثل قتل آمها باید روشن شوه و برای جلوگیری از تکرار ایتر واقعات به تفصیل به اطلاع مردم و جهانیان رسانده شوه کسایی که در ایتر حوادث مظلوم واقع شدن لازم است که برشان موقعی داده شوه از طرف دیگه از تجربه ممالک دیگه معلوم شده وقتی کسایی که ظلم کردن اونا به ظلم خود اعتراف کردن ای کار اونا برعاده حیثیت مظلوم ها بسیار خوب است ما پیشتر گفتیم که قدم اولی برای آشتی یافتن حقیقت است ما در این بار سوبت کدیم قدم دو هم عفو یا مذرت خواستن است عفو ها یک حالت است که یک شخص از لحاظ ذینی برقر و بدبینی و انتقام جویی خود غلبه پیدا میکنه ما وقتی که به امیت عفو ها متوجه میشیم میتانیم که ذره رای انتقام گرفتن را شمار کنیم در نتیجه انتقام گرفتن اعمال انتقام جویانه شدیده شده و صدمه های زیاده را به وجود میره انتقام هرگز باعث آشتی همکاری متقابل و اعتماد سازی شده نمیتانه از طای دل طرف مقابل را ببخشه یا نه ولی در دو صورت ما باید جلاب انتقام گیری را بگیریم قدم سی هم به راشتی عدالت است یعنی اساب گرفتن که کی چی کرد وقتی که ظلم و بیادالتی واقع میشه ترازو ای عدالت موازنه خود از دست میته بر برقرار کدن دوباره ای موازنه به اساب و کتاب و یا عدالت ضرورت است که از این طریق عدالت دوباره برقرار شوه و حق به حقدا رسانیده شوه بر برقراری عدالت ای راه ها وجود دارن مظلوم انتقام خود از حاله میگیره مثل دندان در مقابل دندان و یا چشم در مقابل چشم یک طریقی دیگه عدالت کومک به مظلوم است بره مرهمگزایی روی زخمای مظلوم کومک های باوه میشه اگه ای کومک ها از طریق زالم صورت بگیره بسیار مفید است از این طریق زالم نتانا به مظلوم ظلم نمی کنه بلکه به او هم کومک می کنه که بره آشتی بسیار مفید تمام می شه قدم آخری بره آشتی آده اعتماد متقابل است هدف از طلاش های آشتی جویانه ایست که اعتماد متقابل و دوامدار بین اشخاص و یا گروه های متخاصم به وجود بیره بره دوام اعتماد ای بسیار ضروری است که به تکرار هم گفته شوه و هم عملن نشان داده شوه که اشتباهات گذشته هرگز دوباره تکرار نمی شه در نتیجه فعالیت آشتی جویانه روابط سمیمانه بین طرفین دوباره برقرار می شه و بسطه که برای اردو طرف مفید باشه ارتقا داده می شه رازگویی قبول کدن اشتباهات و قبول کدن ای که دیگرها هم عقد دارن که زندهی کنن باعث به وجود آمدن اعتماد می شه شنوندی عزیز آره شما را به شنیدن یک آهنگ دوت می کنیم نو را به جانس آسیلن جنگه سران نوچه جانده بسنده ننگه سران نوچه جانده بسنده ننگه سران نوچه جانده بسنده دلحاثیه گشته خونه هسته چیزی دلحاثیه گشته خونه هسته چیزی دلحاث در زمان نمی مانده رنگه سران دلحاث در زمان نمی مانده رنگه سران دلحاث در زمان نمی ماده رنگه سران دلحاث در زمان نمی ماده رنگه سران در چطورت جویه آلگیله امره مرد زشت در چطورت جویه آلگیله امره مرد زشت شانده رو داره گوهرین رو داره گوهرین رو داره گوهرین رو داره دوست های مهربان ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی رادیو خود شماست ما بسیار خوش می شیم که از نظرات شما در باری برنامه های رادیو صدای زندگی معلومات پیدا کنیم شما می تانیم که نظرات و پیشنادات تانه به این آدرست بر ما روان کنین صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهر پاکستان اگر به انترنت دسترسی دارین می تانین به این آدرست به ما ایمیل نشته کنین انفو اد افغان ریدیو نقطه او آرژی بر علاوه شما می تانیم برنامه های ما رو از طریق انترنت در صفحه صدای زندگی نقطه کام هم بشنوید دوست های مهربان ما در باری آشتی بعد جنگ گفت می زدیم عیسای مسی در باری آشتی کردن می فرماید اگر برادرت به تو بدی کند برو به او در تنهایی در باری آن موضوع صحبت کن اگر به سخن تو گوشته هد برادر خود را بازی آفته ای عیسای مسی به ما تعلیم می تا که اگر برادر ما به ما زرر می رسنه و یا در مقابل ما مرتکب گناه می شه ما باید چی بکنیم بیتر از که امراه او رو برو گپ بزنیم اما گپ زدن ما باید با فروتنی و محبت باشه در این صورت احتمال زیاد وجود داره که امراه او آشتی کنیم عیسای مسی به ما تعلیم می تا وقتی که یک برادر ما در مقابل ما بدی می کنه ما در مقابل او نباید ای سه کارا بکنیم اول نباید به او خشمگین شاییم اگر ما در مقابل او خشمگین شاییم ما نمی تانیم او رو به اشتباهش متوجه بسازیم چیزی مهم دیگه ایست که ما نباید در مقابل او در دل خود کینه بگیریم بهتر از ما واضح امراه کسی که ما رو رنجانده سحبت کنیم و به او بگوییم که ما از او چقدر آزرده شدیم اگر ما به ای ترتیب با کسی که از او رنجدیم برخورد کنیم اتمنان داشته باشین که ما می تانیم خفگی را برطرف کده و صلح آشتی را دوباره بین خود به کسی که از او رنجدیم برقرار کنیم اکثران ایتو رو هم شده وقتی که ما از کسی آزرده شدیم پسانتر که با او مستقیم گب زدیم متوجه شدیم که او دقیقا در مقابل ما کدام گناه نکده بلکه ما ایتو فکر کردیم اگر غرور خدا یک طرفا مانده و از تعلیم ایسای مسیح پیروی کنیم و کدام اول بر آشتی خود ما ورداریم می تانیم که بسیار مناقشات اتا شروع جلوگیری کنیم و آشتی و محبت بین خود دوباره برقرار بسازیم دوستهای مهربان آن شما را به شنیدن یک سرود روحانی دوت می کنیم اصابه قلب مندیان باشد را جاسران کن گه بری مرا موسیقی گاو کاو شورینجا نامات کن آداز در نیا فکر کن تو این کشبا ساید کنی خدا خود خواهی و کبر و غروب از من و ما یک بار دوب گردان تو قلبم پر سرو خواهم از دل تو را از جان و دل خواهم تو را اصابه قلب مندیان باشد را جاسران کن گه بری مرا موسیقی این روه سرگردان ما و این قلب نافرمان ما در آیو کن درمان ما فرمان برام جانا گرین دل عزیزا شواد هر چیز رو عبدا شواد سشتی رواد بباشواد آزش و دنیا از جان و دل خواهم تو را اصابه قلب مندیان باشد را جاسران کن گه بری مرا سندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپریس اگر به انترنت تسرسی دارین میتونین به این آدرست به ما ایمیل نوشته کنین تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد شما باید کنید