۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
احترامات سمیمانه خدا به شما تقدیم می کنیم شنوندگان عزیز سلام احترامات سمیمانه خدا به شما تقدیم می کنیم از خداوند بره هر یک شما صحت و سلامتی آرزو داریم دوستای مهربان به شنیدن برنامه امروز خوش آمدین در این برنامه ما مطالب بسیار آموزنده و جالبه به شما تقدیم می کنیم شما را داوت می کنیم که تا اخری این برنامه ما را امروی کنید این برنامه به سوی سلح هست که به شما تقدیم می کنیم این آرزوی قلبی ماست که در وطن ما از هر جهت سلح و آرامش برقرار شوه و همه ما دست به دست هم داده در راه آبادی وطن کار کنیم شنوندگان مهربان بیدون سلح و آرامش امار مجددت وطن امکان نداره به این خاطر برقراری سلح و آرامش به همه ما بسیار مهم است دوستای عزیز قاله بشنوین یک درامی کوتاره اوه ها، اونجا چی گفتست؟ میبینی؟ کنگ نه کجا؟ وانه دان نانوی رو میگم با کمان اون دو نفر جنگ میکنند در این بیرو بارا که مظلوم میشه کدام دو نفر رو میگی؟ اونو لونگی داره کدام اون سلح جنگ داره، دیدی؟ نه، برمه صحیح مظلوم نمیشه تو بیا که پیش بریم؟ کدام بایسیکلا هم نمیشه که پیش بریم آله تو چی میکنی نان میخری یا میگی که از کدام نانوی دیگه بریم بگیریم نان؟ بیادر نانوی دیگه خب بسیار دورست خیلی تو یک دقیقه کدام بایسیکلا هم اینجا باش من میرم نانم میگیرم معلومم میکنم که چی گبه هست سریست چی گبه بود؟ تو باش که من این نان اول در این خلطه پردمش بریم خب، نگفتی چی گبه بود؟ هی، خب بیادر اون امو گفت های سابقه هست اون مرد لونگی دار، اون زنه گفته که اون زنه گفته که از دان نانویی از بین مرده پشو خب بان که اول مرده نانه خوده بگیره باید زو بیان نانه تا بگی یا بره اک مرده تا روان کن عجب مردمه اول خب اون زن خوب که تیلونگی دار غالبغال کده خب بعد از اون مرده سلوچ برش گفته او بیادر امی زن و مرد چی معنا داره؟ خودت از دان نانویی پشو کن آهان آهان؟ اوی اوی چی بگویم این جنجاله در بین ما مردمه اچھی حلاس نمیشه من چون که این گفت ها چی و حل ها چی تا در بین ما مردم خود تنهایی اک جنجال نیست، او بدر دعا و صدا، جنجال دیگه وجود داره که هنوز عل نشده بسیاری از ما مردم دعا کده رویستیم مگرم ریشه دعای خوده نمیفامیم تو راست مگی بسیاری از جنجاله ما ریشه در مناسبات قومی و قبیلوی داره راست مگی این جنجاله وقت حال خواد شد که ریشهش پیدا شوه یادت میده چهار پنج سال پشت سرمی چی عادسی آمده بود؟ آهان، اوروز مدد رسیدم یادمیده؟ آهان اگر من اوروز عکس تو نفه جانه نمیاردم روزگاهرت خراب بود راست مگی آهان، نگفتی که بلاخره باز اوروز به دیدن مریض رفتین یا نی؟ نه بابا، کشت شد خیلی باش که من از همه اول قصر را برات بگویم خواه قدیر بچه کاکای نفه جان از حاطرم و زخم میدهش در شفاحانه بستر شده بود بچاره در دم مرگ بود اوه همون رو صبح پیش ازی که سرکار برم نفه جان گفت بیا که امروز یک دفعه دیدن قدیر شفاحانه بریم خواه من گفتم امی هم راست میگه باش گفتم امی ساعت چار بجه بیا دم چارایی نزدیک شفاحانه آهان من معتلت همونجه استاد میباشم خواه وقته که از کارم حلا شدم یک حلتگه اکسی بام خریدم امتحان آمدم دم چارایی استاده شدم در اون طرف چارایی دیدم که اکسی نفر صلادار استاده بودن خواه گفتم برو کده ما چی کار دارن نفه جان نوحه کده بود بلاخره ساعت چار نیم آمد چادری نوحه خودم پوشیده بود وقته که یکی دیگه خوده دیدم من استاد شدم پرسان کدم که چرا نوحه کدی دیدم که از همون سه نفره که برد گفتم آهان کده صلا یکیش آمد در پولی من استاد شد گفتی زن چیت میشه اوه من برای ترس و لحظ برش گفتم که ای زنم هست پاور نکد گفت بریم باز نفه جان بیچاره چی گفت چی میگفت بیچاره یک رنگ از روزاری کده میرفت که ما ریلا بدیم ما زن و شوی هستیم چار تو اولاد داریم مگرم کی گفتش رو گوش کند مردم وزاده رو ببین تو من را در یک دکان بردن او بیچاره را در یک دکان دیگه بردن تا قیقه ازش شروع کدن خواه وقتی دیدن که گپای ما یکیست گفتن خیلی قطعه اکس آروسیتو نبیارین که علایتان بدیم اونم او بود که ده از آر جنجال خوری یک شناس ها را از روی سرک پیدا کدم که بر تو حوال بدن که قطعه اکس آروسی ما را از خانه بیاری باز نگفتی وقتی که من اکس آوردم باز واسه هل کدن یا نی؟ خیلی چی؟ همون را دیدن که ما را ریلا دادن اوه ای یه بیخی برمتاج باورست واقعا که اکس و چیزو خب بیخی اساسیت داشتن چطور که اکس شما رسیل کرد؟ راست میگه بفهم که بسیاری از جنجالهای ما هل شده نیست راست میگی آه آه راست میگی یکی از باورهای دیگه ما مردمیست که خود ما بیترین استیم خود را فکر میکنیم که از کلگی کده خوب استیم دوگاه بد استن میفهمی؟ اگر هر کدام ما صادقا نه هم خوبی و هم بدی خود را قبول کنیم حالا دنیا گلو گلزار است راست میگی دوستهای مهربان شما درامه را شنیدین ای تور جامعه در دنیا وجود نداره که در اون مرازه و جنجال به وجود نیای یعنی مرازه جزی حتمی زندگی انسانی است ای درست است که مرازه جزی حتمی زندگی انسانی است اما ای حتمی نیست که هر مرازه باید به جنگ و خشونت تبدیل شد یعنی امکانی ای وجود دارد که مرازهات از رای مسالمت همیز حل و فصل شدند وقتی که یک مرازه به خشونت تبدیل میشد باعث خرابی ها و دشمنی های زیادتر میشد و حل مرازه را مشکلتر میسازد باز وقت کوشش میشه که مرازه ها از طریق خشونت عل شوه اشکال خشونت بر حل مرازه با یکی از اشکال زیل تبارز میکنه بشکل خشونت مستقیم صدم راسندن به بدن کسی لطکوب و یا تکلیف دادن روانی و جسمی و یا توحین زبانی از ای وسائل بر آشتی دادن و یا حل مرازه استفاده میشه اشخاص به زور فشار و آدار ببخشیدن دیگران میشن و مثل اینا دیگر از طریق خشونت های اصاسی که از طرف نظام اجتماعی ظالمانه و یا دولت و حکومت ظالم بر سرکوبی گروه های ناراضی مذهبی سیاسی و یا قومی صورت میگیره ای قسم ظلم و فشار تعداد زیادتر مردم ها متعصر میسازه باز وقت ای قسم خشونت ایقدر دوام پیدا میکنه که مردم اتا تصور نمیکنن که ای روش ظلم است اونا فکر میکنن که یک چیز طبیعی است دیگر خشونت کلتوری است ای هم یا خشونت کتلی است یعنی اتداد زیاد مردم ها زیر شکنجه قرار میتر امکان دارد که در یک واقع ما انواع مختلف خشونت ها دیده بتانیم مثلا محروم ساختن یک قوم از حقوق سیاسی و مدنی یا خشونت اصاسی است محروم ساختن اطفال اونا از تحریم و تربیه خشونت کلتوری است و بزندان انداختن و کشتار افراد خشونت مستقیم است در جامعه ما نموناهای اصر سی قسم ای قسم خشونت ها که در برابر باز ملیت های وطن ما دیده میشه وجود دارد بازی چیزهای فرهنگی که ما در جامعه خود میبینیم میتانه باعث زیاد شدن خشونت و حتی به حیث یک عادت در بین مردم تبدیل شد رواج آم خشونت به چیزهای خرد و ریزه مثلا به کمترین گب مشت و یخان شدن وقتی که ای کار بر مدت طولانی و سالها ادامه پیدا میکنه به عادت مردم تبدیل شده و باعث اضافه شدن خشونت میشه احساس تدید به ضروریات ابتدایی خود و یا گروه و قوم خود امکان داره ای تدید واقعی باشه و هم امکان داره که ای تدید صرف یک تصور باشه ای تدید مثل محرومیت از تعلیم، کار و امنیت و غیره وقتی که یک ملیت چند نسل مورد خشونت قرار گرفته باشه در حاله که او خشونت حال برطرف شده اما ترس او هنوز هم در از خان مردم باقیست و اونا را به انسانای شکاک تبدیل کده اونا هر حمله با شک میبینن و فکر میکنن که یک تدیدی بر ضروریات ابتدایی اوناست نفرت شدیدی که از اثر ظلم ها و دشمنی های گذشته در دلهای مردم باقی مانده هم رول مهم در ادامه و زیاد شدن خشونت در جامعه داره قصه های ظلم های گذشته که فلان قوم سر ما ایتر حمله کد و ما را ایتر چور و چپاول کد و یا شاید قسمت های زیاد اونا حقیقت نداشته باشه و به مرور زمان در او مبالغه شده باشه بر ادامه خشونت بیترین وسیله است ضروریست که از سنواندن ای قسم قصه ها به اولادهای خود جلو گیری کنیم داشتن زینیت که ما قوم برتر استیم و ما باید امیشه برنده و برتر باشیم و انها را شکست داده از هرچیز محروم بسازیم داشتن ایتر زینیت ما را امیشه برای از بینبوردن طرف مقابل تحریک و تشویق میکنه در آله که طرف مقابل هم اعداف و خواستهای محقول داره به غلط در مناظره خود حق بجانب دانستن و طرف دیگر متجاوز و ناروا دانستن از ابتکار برای حل کدن مسالمت آمیزی مناظره کار نگرفتن ای چیزا برای دوام مناظره کمک میکنن در جامعه که این طرز فکر و رسم و رواج حکومت کنه مناظره با آسانی به خشونت کشونیده میشه اما با یک نکته باید متوجه بود که در هر حالت انکانی ای وجود داره که مناظره از رای مسالمت آمیز هم حل شده اگر ما هر قدر خوبتر آلت را که باعث خشونت میشه خوبتر در کده و اونا را بشناسیم با اون اندازه برای ما کمک میکنه که مناظره تا از رای مسالمت آمیز حل کنیم و یا از خشونت کشاندن او جلو گری کنیم یک چیز دیگر که بیتانه مناظره تا به خشونت بکشانه تصورات ما هستن ممکن است یک موضوع برای یک طرف قضیه حل کدن او او قدر مهم نباشه اما عین این قضیه برای طرف دیگر بسیار مهم باشه و حل او را صرف در از بین بردن طرف مقابل فکر کنه اگر غیرت، ننگ و ناموس، سیالی و شریکی، نام و نشان، شعورت و عزت مورد سوی استفاده قرار بگیره میتانه باعث تغییر مناظره در جهت منفی شوه و مناظرهات دیگه خطرناکه با وجود بیاره رول قدرت و دسترسی به منابع هم در حل مناظره بسیار مهم است وقتی که ما مناظره را تحلیل میکنیم باید تمام جوانب او را در نظر بگیریم و معلومات های همه جانب در باری او جمع کنیم چار قدرت در دوام و یا حل مناظره رول مهم دارن قدرت زرارسانی، قدرت مکافات و رشود دادن، قدرت قانی ساختن و قدرت مانی شدن وقتی که یک جانب توانی محکم ساختن طرف مقابل داشته باشه و از او استفاده کنه زمینه را به شدتی آفتن مناظره مساعد بسازه ای قدرت امکان داره بشکل قوت جسمانی مثل داشتن نفرهای زیاد، قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی، داشتن اسلحه وغیره باشه با استفاده کنن از ای وسائل و یا به استلاح زور برای بدستاوردن هدف باعث به وجود آمدن اغداها قرر و انتقام گرفتن در گروپ محکم شدن میتونه نارضایتی که از ای لحاظ باوجود میاید زمینه را به باوجود آمدن مناظهات و جنگ شدیدتر آینده مساعد میسازه باید بگویم که داشتن قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی حتمی نیست که باعث خشونت و محکومیت شوه بلکه سوی استفاده از این منابع قدرت باعث بی ثباتی در جامعه همیشه جهت و یا گروه ها و یا کسایی که قدرت مکافات و رشود دادن داشته باشه در مناظهات میتونه یک تیدان مردم را بخره و بنافع خود استعمال کنه اگرچه طرفهایی که این قدرت را داره میتونه مناظه ها را بنافع خود و بدون معافقه و رضایت طرف مقابل حل و فصل کنه اما در آینده دوباره این مناظه ها بشکل شدیدترش باوجود خواد آمد و باعث انتقامجویی زیادتر خواد شد باید متوجه باشیم که رشوت و خیانت به هیچ صورت نمیتونه مسایله بشکل دوامدار حل کنه در باز مواقع کسی که قدرت استدلال و قناعت دادن داشته باشه هم میتونه از این روش به جهت معقولی از او استفاده کنه و هم میتونه به جهت غیر معقول از او استفاده کنه یکان اشخاص که زبان بسیار تیز دارن میتونن باز تیزبانی خود طرف مناظه ها را وادار بقبول شرایط کنن اگر از این تیزبانی در رای معقول او استفاده شد بسیار خوب است و میتونه مناظه ها را به شکل مسالمتامیزش حل کنه اما اگر به شکل نمعقول اون استفاده شد مناظه ها چدت بخشیده باعث کاشتن تخم نفاق میشه قدرت دیگر داشتن توان مانع شدن است توان مانع شدن مثل تیغ دودم است که هم میتونه بر حل مناظه ها از او استفاده شد و هم بر ادامه او اما اگر به شکل تحدید و زور از او استفاده شد این هم باعث اضافه شدن خشونت میشه بسرات خلاصه میتونه بگویم که مناظه ها یک جزه لایتجزای زندگی اجتماعی انسان هاست که هم میتونه باعث پیشرفت و انکشاف اجتماعی شوه و هم میتونه باعث قتل و قطال و تخریبات زیاد شوه مناظه ها و خشونت از هم فرق دارن هر مناظه ها امکان داره بدون ای که به جنگ تبدیل شوه از راه مسالمتامیز حل شوه ضرورترین قدم برای حل مناظه ها درک و تحلیل مناظه هاست در تحلیل کنن مناظه ها طرز درسسی طرفین مناظه ها به قدرت و منابعی را مورد برسی قرار بتیم آوردن از سل صرف وظیفه دولت دست بلکه همه مردم میتونن کار خوب برای رسیدن به او انجام بتن این اتافزیری بیترین خسلت هست که هر جهت مناظه ها لازم بر رسیدن به سل از او استفاده کنه کسی که مناظه ها را تحلیل میکنه لازم است از فرصت هایی که برای حل مناظه ها وجود دارن استفاده کنه خوب دوست های مهربان آل شما را به شمیدن یک آهنگ دلنشون داوت میکنیم موسیقی چشمان مرا ببلخز باب ورد دستان مرا بلم سے بابا برد پاکستر داغ قلب هجرت زدم برسی نایه داغ داره بخواب برد یا پی کر من روان یا موسازد یا روح مرا و جسم دریا و برد سوز جگر نشست در خون امدا بر مشتد قند خارب ما برد چشمان مرا ببلخز باب ورد موسیقی پشت و گل و سنگ زست و خانم سازد بر ساختن کابل فردا برد سد گزه عاشقان از لخایم برگونه زرد چمن ما برد چشمان مرا ببلخز باب ورد دستان مرا بلم سے بابا برد پاکستر داگه قلب هجرت صدم برسی نایه داغ داره بخواب برد اگر شما میخواین که با آدرس ما نامه نوشته کنین ما آدرس های خود را در آخر این برنامه با شما اعلان میکنیم شروعندی عزیز آله به صحبت خود ادامه میتیم ما دباره خشونت صحبت میکنیم معمولا ارکست که مورد خشونت قرار بگیره با یک شکل در مقابل خشونت اکسلامل نشان میته کسی که زور و توان داشته باشه خشونت با خشونت جواب میته اما اگر کسی توان جواب دادن خشونت با خشونت نداشته باشه او را در دل خود نگاه میکنه که در وقت مناسب جواب او را بته اما این روش نمیتانه که خشونت از بین ببره و دوام دادن او را قطع کنه آیا در دنیا ایتر کسی بوده که خشونت در خود حضم کده و او را نتنه با خشونت جواب نداده بلکه با طرف مقابل دعای خیر هم کده بله صرف یک شخص بینزیر وجود داره که او خشونت در خود حضم کده و ای شخص بینزیر ایسای مسیه است ایسای مسیه شازاده سلو و سلامتی است او با تعمل کدن درد و رنج زمینه آشتی انسان را با خدا مساعد ساخت او تعلیم میداد کسی که با یک طرف روی تان سیلی زد طرف دیگه روی تان را هم برش دور بتین یعنی خشونت را با خشونت جواب ندین بر علاوه او تعلیم میداد که برای دشمن خود دعای خیر کنین و با مدعی خود که حتی در راه محکمه هم هستین سنو کنین ای چیزا صرف فرموده های میانخوری نبودن بلکه ایسای مسیه خودش اول به او عمل میکد و بعد از او او را تعلیم میداد وقتی که ایسای مسیه را گرفتار کده پیش والی رومی فلسطین آزر کدن اساکر او را تحوین و تمسخر کدن بیاین این قسمت را از انجیل مقدس بشنویم اساکر پلاتوس ایسا را به حویلی قصر والی بردن و تمام اساکر به دور او جمع شدن اول لباس ایسا را در آوردن و چپن ارغوانی رنگ به او پوشانیدن و تاجی از خار بافته برسرش لحادن و چوبی به دست او دادن و در برابر او زن اوزده باریش خند میگفتن آنها آب دیهان برو انداخته و با چوبی که در دستش بود برسرش پوزدن آخر از مسخره کردن او دست برداشتن و آن چپن را در آورده لباس خودش را به او پوشانیدن آنگاه او را بردن تا مصدوب کند شنوینده مهربان در مقابل ایسای مسیح بدون کدام جرم از خشونت کار گرفتن او را توحین و تمسخار کردن اما او هرگز جواب بلمثل نداد حتی وقتی که به روی سلیب جان میداد فرمود ای پدر اینان را ببخش زیرا نمیدانن چی میکنن بیروی کدن از این نمونه ایسای مسیح بر ما افغانا که زود خشمگین میشیم و فورا دست به انتقام و مقابله میزنیم بسیار مهم و حیاتی است شنوینده مهربان شما اگر میخواین دباره زندگی زمینی ایسای مسیح زیادتر معلومات پیدا کنین انجیل مقدس که به دری هم است بخوانین اگر انجیل مقدس ندارین با آدرس صدای زندگی که دا آخر برنامه ایلان میشه خط نوشته کنین ما به بسیار خوشی یک جلد انجیل مقدسه با آدرس شما پوست میکنیم خوب دوستهای مهربان آل شما را به شونیدن یک سرود روحانی داوت میکنیم ایسا از پناه مرا سخرای مکم مرا لنگر اندازم در اون گر توفانایت هر جا لنگر اندازم در اون گر توفانایت هر جا ایسا از پناه مرا موسیقی در این سفر دنیا هر چیز مصیبت همرا در این سفر دنیا هر چیز مصیبت همرا ایسا با یک کلمهش بشکس زور توفان را ایسا از پناه مرا موسیقی موسیقی موسیقی در مصیبت علم گراید رنج بر سرم در مصیبت علم گراید رنج بر سرم گراید رنج بر سرم اون گه کلمهش مرا گوید و استره برم ایسا از پناه مرا موسیقی موسیقی موسیقی این است مرا بس یقین دستم به دریافت نار این است مرا بس یقین رسم به دریافت نار در ساحل جنتش یاب من قرار دیدار ایسا از پناه مرا سخرای محتم مرا دوست های عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرست ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرست ما در قبرست پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپریس اگر به انترنت دست رسی دارین میتونین به این آدرست به ما ایمیل نوشت کنین انفو اد افغان رادیو نقطه o r g تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد