طفلی را به فرزندی گرفتن

  ۲۹ دقیقه

  ۷ نُوامبر ۲۰۲۶

اگر خانواده ای صاحب طفل نمی شود، علت آن هم می‌‌تواند در شوهر و هم در خانم خانواده باشد. پس چه بهتر که مردها هم مانند همسران شان در همان ابتدا به خاطر رفع مشکل به طبیب مراجعه کنند تا خانواده از هم نپاشد. به فرزندی پذیرفتن کودکان بی سرپرست کار نهایت شایسته ایست که هر خانواده می‌‌‌توانند انجام بدهند. با این کار نه تنها خانواده‌ها از هم نمی پاشند بلکه خدمت شایسته ای برای جامعه هم انجام می‌‌‌شود.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

راڈیو صدا زندگی شنونده‌های عزیز سلام. شما آواز ما را از راڈیو صدا زندگی می‌‌شنوید که هر صبح روه موج کوتای سی وی یک میتر بند پهش می‌‌گردد.


داستان‌های دنبال دار سلام شنونده‌های عزیز و گرامی. چی حال دارید؟ خدا کنند با خانواده تان جور و صحت باشید. خوشحالیم که با برنامه دیگر از سلسله برنامه‌های رهایی که به شکل درامه تحیه شده در خدمت شما قرار می‌‌گیریم.


دستان مهربان، اما انطوری که می‌‌دانید ما در این سلسله برنامه‌ها از مشکلات و مسائل زنها و دختران در جامعه خیش با شما صحبت می‌‌کنیم. همچنان سعی خواهیم کرد تا از آن چی که در زندگی روزمره ای آنها می‌‌گذرد مطالب را خدمت شما تقدیم نماییم.


شنوندگان ارچمند، قصی را که شما در این برنامه می‌‌شنوید در واقع دنباله دو برنامه قبلی هست. شما در دو برنامه قبلی شنیدید که قدیر تصور میکد امسرش فریده نازا است. او همین امر را بحانق را داد و تصمیم گرفت که زن دوم بگیرد.


فریده که می‌‌دانست مشکل در اون نیست بلکه در شوهرش قدیر است با زندگرفتن او مخالفت کرد. قدیر با این که پی برده بود که نقص در او است با این هم بنای مخالفت با فریده را گذاشت و از تصمیمش بر نگشت.


تا این که بعد از وقایای ناگوار و تحت فشارهای قرار گرفتن روحی و جسمی بسیار سرانجام تاب نیاورد. در بستر بیماری افتاد. اینکه سه سال از آن ماجراها می‌‌گذرد. قدیر که زن دوم گرفته است باز همصاحب فرزند نشده است. حالا او و همصر دومش چی خواهند کرد؟ بیایید این موضوع را در این برنامه دنبال کنیم.


موسیقی کریمه بچیم، سه سال از آروسی تیر می‌‌شد. انوز تو سایب اولاد نشدی. من یک ملا را می‌‌شناسم. بیا که بریم پیشش بر تاویز بگیرم. امی دیروز یکی می‌‌گفت که سالهای سال خانه آروس زیاگل اولاد نمی شد. رفت تاویز گرفت. این حال سایب یک بچه شده اینه؟


حالا پریگل تو فکر می‌‌کنی تاویز ملا کار می‌‌کنه؟ من خب فکر نمی کنم. وی خاله سدقید، یک دفعه بیا که بریم شاید تاویز کار کنه؟ من را تشویش تو گرفته که نشک کدام گب شوه اون دختر. اگه تاویز کار نکد باست چه خاله جان؟


باز ملا خود مفت تاویز نمی ده. یک عالم پیسه می‌‌گیره. بچیم، پشت پیسیش نگرد. تو نداری؟ من خودم یک چیز دارم. تو فقط بیا کدمه که پیش ملا بریم. حالا پریگل جان، پشتی گپا نگرد. اگه در تقدیر مولاد باشه، خدا برم می‌‌ته.


چی بگویمت بچیم؟ هر وقت که تو را می‌‌بینم، سدگب در دلم می‌‌گرده. آره که پیش ملا نمی دی، خیلی برو دیگه علاج خود بکو. من چی خود علاج کنم؟ می‌‌بینی که جور تیار؟ پیش روی تون شیشتیم خاله جان. من کدام عیب ندارم که بارم خود علاج کنم.


جور تیارستم. جور تیار که هستی، خیلی چرا در این سی سال ساحب کدام اولاد نشدی؟ خاله پریگل، هر دفعه که من خانه تون می‌‌آیم، هم این گپا را می‌‌زنیم. بچیم، من این گپا را از خاطر می‌‌زنم که عوصیل شنیدن گپای تا بالای مردم را ندارم.


مادرت خدا ببخشه. تا وقت که زنده بود، ما که این گپارو می‌‌زدیم؟ آله خب ما جای مادر خدا بیا مرز تا گرفتیم، تو غیر از ما کی را داری دیگه؟ می‌‌فهمم خالا جان، تو این گپارو از دست سوزی میگی، من همامکه برت میگم که من کدام عیب ندارم.


او دختر، تو این گپارو می‌‌زنی؟ کدام داکتر که این گپارو برت نگفته؟ داکتر بگویه نگویه، من می‌‌فهمم که من سالم هستم. اصل گپیست که شما از این چیز خبر خب ندارین؟ چطور از این چیز خبر ندارم؟


امی پری روز از یکی شنیدم که قدیر قصد داره دیگه زن بگیره. تشویش نکو خالا پریگر، قدیر دگه زن نمی گیره و خودش از اصل گپ با خبر هست. مردم گپ مفت خوده می‌‌زنند، تو در قصی از این گپا نشو.


خوب بگو بچیم، چرا بر منه نمیگی که اصل گپ چیست؟ خالا پریگر، ایچ فایده نداره که شما از اصل گپ خبر شوید. چطور؟ هیچ چیز کده نمیتونین خب، من را در آل روز خودم بانین.


تو چی رقم گپ می‌‌زنی او دختر؟ بگو که اصل گپ چیست؟ امی سه چهار سال پشت، اگه یادت باشه قدیر یک زن دگام داشت. امتونست، نامش فریده بود. تا جایی که من خبر دارم، خانه فریده هم اولاد نمی شده.


خانواده قدیر از بس که گپ‌های تاوبالا به او زن بیچاره گفتن، فریده تا قد نکده بود. یک روز رفته بود در کلینیک. خوب. کدام دکتر زن او را ماینه کده بود. مالوم شده بود که او ایج هیب نداره.


خوب. برش اسناد داده بودن که جور تیاره است. در امو روزها، خانواده قدیر از من خواستگاری میکده. کاکای خدا بیا مرزم، من را بجای قرض بابیم به قدیر نکا کرد. یک روز پیش از عارسی، فریده برای قدیر گفته بوده که من خودم ماینه کده ایم.


جور تیاره استم. تو به عوض زن کدم، بیا بریم پیش دکتر خودم ماینه کو. قدیر که این گفتم می‌‌شنوه، به غیرتش برمیخوره. باست بالا می‌‌کنه، تا که می‌‌تونه او زن بیچاره را می‌‌زنه. بیچاره را؟


باز می‌‌فمی، برش میگه که مرده عیب نداره. هر عیب است، ده زن است. خیلی تو چرا وقتی گفتی با من نگفتی؟ هی خاله جان، چی فایده که بر شما می‌‌گفتم؟ من خبر داشتم که قدیر زن داره.


خانوادی قدیر در او زمان برمه و مادر خدا بیامرزت می‌‌گفتن که زنش مریض است. نگوه که اصل گفته از ما پت کده بودن. چند روز بعد از عرصی تو، من امقا شنیدم که زن اول قدیر بخاطر کدام مریضی فوت کده.


خاله پریگل، برد دروغ گفتن. او زن بیچاره از ترس و فشار زیاد فلد شده بود تا ای که مرد. اوش بیچاره! آل تو چی می‌‌کنی او دختر؟ زندگی تو خب ای رقم تباه میشه؟


کاش که از امو اول می‌‌فامیدم که قدیر صاحب اولاد نمیشه تا تو را به اون نمی دادیم. من که خبر دارم سال پیش، قدیر پت از خانوادش چند دفعه پیش ملا رفته بود. خب؟ آهان، اگر امیالی تو بیبینیش، چار پنگ تاویز در دور گرده سر کلا، سرشانه پیرانش عویزان است.


ای، سرکتو. آل کم کم باورش شده که عیب از خودش است مگم. چرا برش نمیگی که پیش کدام داکتر بره، علاج خوده کنه؟ آهان، خالا جان، تو قدیر صحیع نمیشناسی. عقق خودخواست که نگو، اگر بگویی سر چشمت عبروس، زمین زمانه در میتر.


چی برسه بایی که برش بگویی برو خود علاج کن. تا بااله تو دهی باره کتش گب زدی؟ نه، من جرتی کار ندارم. اگر برش بگوییم، پیش داکتر برو، خود علاج کن، خوب می‌‌فهمم که آسی و کفری میشه.


زدن و کندن شده کن. سرمخاله جان، گف زدن دایی باره که تو ایچ فایده نداره. بچه ایم، آل خاطر ما همقدر جم شده که قدیر سر تو زن کده نمیتونه. خوب است که خودش خوب می‌‌فامه.


عیب نه از زن اولش بوده و نه از توست. مگر مادر و خوار کلانش که از ایچیز خبر ندارن، بعض وقتا مرا پرسان می‌‌کنند که آل ما چی وقت نواسه خود را در بغل بگیری؟ من که ای گفت می‌‌شنوم، در دل خنده می‌‌گیره خاله جان.


مگرم چیز برشان نمیگم، یک رقم تیر خود را می‌‌ارم دیگه چی کنم؟ سر تمام ای گفت‌ها چطور است که یک دفعه که قدیر در می‌‌باره گفت بزنی بچیم؟ اگه گفت بشنوا، برا خود را علاج کنه، شاید شما هم صاحب یک اولاد شوید.


تو خود تمام عمر بی اولاد مانده نمیتونی. خاله پریگل، گفتم که تو قدیر را نمیشناسی. اگر من برش بگویم که عیب در او است که ما صاحب اولاد نمیشیم، خاله کم فکر می‌‌کنه.


او فکر می‌‌کنه که اگر یک مرد نتانه پدر شوه، پیش مردم کم می‌‌اید. نی بابا، چرا کم می‌‌اید وای؟ سر ای که خودش می‌‌فهمه که عیب از او است، مگرم باز هم میگه مرد‌ها عیب ندارد.


عیب است، در زنا است. یکان دفعه که در کدام مجلس گپ اولادا بالا میشه، او میگه در نصیب ما اولاد نیست. آفریند بچه ایم که کتر ایتر یک آدم او سلیت سر نمیره.


خیلی خاله جان، چی کنم؟ گذاره می‌‌کنم دیگه. بچه ایم، راستشا بپرسی یک گپ در زینم گشته. نمیفهمم برد بگویم یا نگویم. بگو خاله، هیچ چیز در دلت نگاه نکو.


من می‌‌فهمم که گپ ما بدت نمی آیه. نه چرا بدم می‌‌آیه؟ ای را می‌‌فهمم که خوش داری اولاد داشته باشی. چطور ای؟ مگرم چطور است که کدام تفلک فرزندی بگیرین؟


چی بگویم خاله جان؟ هر طرف این جنجاله که می‌‌سنجم کدام رای عال به نظرم نمیرسد. که خود از این حال روز خلاس کنم. آه، این گپ است بچه ایم. ما هم این را فکر می‌‌کنم.


اگر تو بخوایی که از قدیر جدا شویی، این کار شدنی نیست. باز اگر او تو را ایلا بتا، بی سرپرست می‌‌مانی. پدر و مادرت عمر خود را به تو دادن. از دنیا رفتن. یک اولی برت مانده بود که آل او در قبضه شوورت است.


به نظر ما بیترین رایی است که خود را از گپ مردم خلاس کنی. یک بچه یا دختر یتیمه از خیش یا قوم یا بیگانه فرزندی بگیری. او را کلام کنی. کتیهی کار هم خرما نصیبت میشه و هم ثواب می‌‌بری یا دختر.


راستشا بگویم خالا جان. ما هم چند وقت است که در این چرت هستم. مگرم بچه یا دختر بیکس کوی از کجا پیدا میشه؟ باز اگر پیدام شده، من گمان نکنم که قدیر قبول کنه.


آل خانواده قدیر هم کم کم سر بچهشان شک کرده. پیش از خود بیگانه هوازه انداختن که عیب از ماست. ما هم ناچار چپ خودم می‌‌گیرم به ای که چار سبا گذارم شده خالا جان.


پشت گفت خانواده قدیر نگرد. نگرد؟ کته خود قدیر گفت بزن. دیگه او چی میگه؟ می‌‌ترسم خالا پریگل. گفت زدن که تو مشکل است. از وقت زن اولش از دنیا رفته، یگان وقت سر خود گفت می‌‌زنه.


چطور از شما دور انداخته که این گفت برش بگوین؟ ما خود را غیر از یگانید و براد دیگه نمیبینم. نه، کته خانوادهش رفته آمد دارم. چند روز بعد اید است. شاید روز اول یا دوم اید او را گرفته بیاییم خانه تان.


چطور است خالا جان؟ آه، بسیار خوب. اگه او را خانه ما بیاری، اتمن کتش گفت نیزنم. خب، ببینیم چی میشه. زیاد درد دل کردم خالا پریگل.


خوب کردی بچه ام. ما پس بروم خانه تان. برشنگ نان طیار کنم. انوز وقت هست. خانیتان دو قدم راست. نه چی میگی خالا جا نوقت شده. نزدیک از هفته او بپره. آل دیگه من میرم.


خب بچه این پناهید به خدا عتمان روز اول یا دو می‌‌دینجا بیاین. بچه شم. خوش آمدید قدیر بچه ایم. سلام خالا جان. ایده مبارک. ایده شما مبارک. چطورستین خالا جان؟


آه. زنده باشی بچه ایم. کریمه بچه ایم بیشیم. تو چون استاده استی؟ من گفتم بروم در خانه دیگه. که دخترهایت مبارکی کنم. سه ایست. برو.


آه. برو بچه ایم. مگرم پس بیایی که چایت همینجا که اتو ما بخوری. درست است خالا جان. قدیر بچه ایم. کریمه یکان وقت می‌‌آیا خبر من را می‌‌گیره. مگرم تو کمتر می‌‌آیی.


آه بچه ایم. من خاله زنت استم. خاله تو هم گفتم ایشم. از ما غریبام یکان وقت خبر بگی. می‌‌آییم اطلاعا. چرا نی؟ خود چی کنیم که در کار و روزگار بند استیم.


می‌‌فهمی خاله جان. اگر یک روز در کار نرام دستم بند می‌‌شن. کسی دیگر نیست که دستت از تو بک کنه؟ ای خاله جان. کاش که کسی می‌‌بود.


از این اول اگر خدا من را اولاد می‌‌داد. آل ده دولته ساله بود. دستم از تو بک می‌‌کد. یک سال در دکان می‌‌شندمش یک کار دیگرم می‌‌کدم. چی کنیم که خدا ما را لایق ندیده.


این گفت نزن بچه ایم. خدا هر کسا لایق می‌‌بینه. منتها فرق می‌‌کنه. یکی زنش ده تا دوازده تا اولاد به دنیا می‌‌اره. که به هیچشان رسیدگی کده نمی تانه.


یکی دگه خانهش اولاد نمی شه که از اولادهای بسرپرست سرپرستی کنه. تو ده این باره کدام وقت چرد زدی؟ این باره کدام وقت چرد زدی؟ خاله پریگل.


گب بین ما خودت باشه. چند وقت از که ده این چرد مفتم؟ اگر ما کدام روزه در جای بفتم از کریمه کی سرپرستی خواد کد؟ چند وقت از که این چرد آزارم می‌‌ده؟


بچه ایم. پیشتر ما برد گفتم که خدا هر کسا لایق ندیده که اولادهای بسرپرسته به فرزندی بگیره. خدا کسای را لایق این کار دیده که اونها را اولاد نداده.


ببینیم چی میشه؟ تو کریمه باید کدام دختر یا بچه بسرپرسته پیدا کنین. به فرزندی بگیرین. هم خورما و هم ثواب. باز اگر کدام وقت خودتان صاحب اولاد شدین دیگه چی بیتر؟


و هم در پالوی بچه یا دختر که به فرزندی گرفتین کلان میشه. به نظر من از این کدام کار خیر نیست دیگه. این خوب گفت هست خالا جان.


مگه من از گفت مردم می‌‌ترسم. راستش پرسان کنی؟ من حوصیله گفت مفت مردم را ندارم. عجب گفت می‌‌زنی بچه. مردم چی گفته می‌‌تونن؟


مردم چرا گفت بزنن؟ شما دوتا خب کدام کار بد نمی کنین؟ خدا شما را لایق دیده که یک بچه یا دختر بی سرپرست به فرزندی بگیرین.


این کار خب سبب سربلندی شما دوتا میشه. مردم چرا شما را بد بگوید؟ باز اگر مردم کدام تا پیدا شد و کدام چیز بگوید مردم اونا را بد می‌‌گند.


نه که تو و کریمه را. خاله پریگل، گفت‌های شما بیخید امی دلم می‌‌شینه. چیزی که میگی از امی دلم گفت می‌‌زنی. خوب شکر.


مگرم در چورت من، کریمه این گفت را قبول نخواد کنه. چرا قبول نکنه؟ آله که خدا او را اولاد نداده، مانایشیست که بره بخوش خود یک طفله که بی سرپرسته به فرزندی بگیره.


آهان، این گفت خب درسته است. شاید او خوش داشته باشه که از خود اولاد داشته باشه. آله که خدا برش نداده، چطور میشه؟ تو چرا کتش گب نمیزنی؟


برش بگو که بیا بریم یک دختر یا بچه خردسال بی سرپرسته به فرزندی بگیریم. باز اگه قبول نتونی. بیارش پیش ما. ما کتش گفت می‌‌زنم.


خدا خیرت بده. بیبی خاله پنگل، زن اولم خوش داشت اولاد داشته باشه. خدا برش نداد. آره که خوارزاده شما را گرفتیم، وام بی اولاد مانده.


در درگاه خدا عیران ماندیم که چی کنیم؟ بچه، خودت چرا آزار میتی؟ اردویتان برین یک بچه یا دختر خردساله که مناسب آلتان باشه پیدا کنین.


او را مثل اولاد خودتان کلان کنین که یک کس را در زندگیتان داشته باشین. چرد زدن ده این باره هیچ فایده نداره. اگر امیالی این کار را نکنین، پسان دیگه نوقت میشه.


خدا خیر بدید خاله پنگل. می‌‌فمین، هفته هی سال پیش اگر کسی یه گفت برم می‌‌گفت، شاید قبول نمیکدم. بگم آره فکر می‌‌کنم شما درست می‌‌گین.


آهان بچه ام، انوز دیر نشده. آله شما دوتا وقت دارین که یکی را به فرزندی بگیرین. آهان بچه ام، اگر گفت مرمی کنی، برو کته کریمه گفت بزن.


راست شاید بگویم، اصولی نمیشه که این گفت بر کریمه بگویم. اگر نیه بگویم، باز وقت چی کنم؟ گفت خراب میشه نی؟


قدیر بچه ام، این گفت درست است که ارزن خوش داره از خود اولاد داشته باشه. مگرم تا باله که نصیب اردوی شما اولاد نشده، برین یکی را به فرزندی بگیرین.


اگر نیه دیر میشه. فکر کن، وقتی شما دوتا از پای بفتین، بچه یا دختر را که به فرزندی گرفتین، انوز در راه روان نشده باشه، چی به درد می‌‌خوره دیگه؟


خاله پریگل، چطور است که شما کته خوارزدیتان گب بزنین؟ او را به این گب خواهنی کنین؟ من در یک وقت مناسب اتمن کتیش گب می‌‌زنم.


خاله پریگل، یک کار دیگه هم اگر برما بکنین؟ چی کار بچه ایم؟ یک بچه یا دختر خرسال اگر برما پیدا کنین؟ آه، خودتان هم بپالین؟


منم کوشش می‌‌کنم. ری بچه ایم، اردوی ما در گپ بند مانده ایم، چایک تا مطرمان، بیا امو چایک تا بخو که یخ می‌‌کنه، اینه بیشی سرد شد.


زنده باشی خاله جان. دوستان مهربان، اما طوری که متوجه شدید، در این برنامه پریگل و کریمه به نکات مهم در روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه ما اشاره کردن.


یکی از نکات مهم این است که قدیر در ابتدا به این بابر بود که وقت خانواده صاحب کدک نمی شود، علت آن تنها در امسر خانواده است. از این سبب او می‌‌گفت، مردها عیب ندارن، هر عیب است در زنها است.


این طرز تفکر به خوبی مشکلات یک جامعه مرسالار و محکم بودن زنها را در چونین طرز تفکر نشان می‌‌دهد. در حال که اگر خانواده صاحب کدک نمی شود، علت آن هم می‌‌تواند در شوهر و هم در امسر خانواده باشد.


ولی قدیر در ابتدای کار چونین چیز را نمی توانست باور کند تا این که خودخواهی و اشتباهات او زندگی امسر نخستش را به تباهی کشید. پس چی بهتر که مردها هم مانند امسرانشان در همان ابتدا بخاطر رفع مشکلات به طبیب براجعت کنند تا خانواده از هم نپاشد؟


بفرزندی پذیرفتن کدکان بی سرپرست کار نهایت شایسته است که هر خانواده و مخصوصا خانواده‌های مانند قدیر و کریمه می‌‌توانند انجام بدهند.


با این کار نه تنها خانواده‌ها از هم نمی پاشند بلکه خدمت شایسته برای جامعه هم انجام می‌‌شود. کلام خدا می‌‌فرماید خداوند از مردم خیرخواه خوشنود است اما کسان را که نقشه‌های شیطانی می‌‌کشند محکوم می‌‌کند.


خوب شنونده خدا جوب تا افته آینده که قسمت دیگر این سریال را پیش کشتان می‌‌نمائیم تمام شما دوستان را به خداوند که مرا دوست دارد می‌‌سپاریم.


چی پر جلال زیباستین طبیعا زبان قادر به وصفیان نباشد گل‌های زیبا و سسانه انوان همه با یک دل ترا سراید پس ما آدمیان به همشگل تو سرشت شدیم تا سلطنت کنیم بر تمام این جلال و شکو همه با یک دل ترا ستایم


چی پر جلال زیباستین طبیعا زبان قادر به وصفیان نباشد گل‌های زیبا و سسانه انوان همه با یک دل ترا سراید


موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سپاس سپاس سپاس خدای قدوس دوستت دارم تو راجحت فیضه چون روح خود رانیز در مادم ایدی جلال جلال باد بردو ای قدوس


چی پر جلال زیباستین طبیعا زبان قادر به وصفیان نباشد گل‌های زیبا و سسانه انوان همه با یک دل ترا سراید