شعر و نوشته‌های دوستان ما که به مسیح ایمان آورده‌اند

  ۳۰ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

خوانندگان گرامی! در این صفحه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهم دربارۀ برکت شخصیِ که خداوند به ما عطا نموده است، صحبت کنم. سالهای بسیار پیش، زمانی که ما به خداوند عیسی مسیح ایمان آوردیم، یک روز فلم زندگی عیسی مسیح را که در آن زندگی عیسی مسیح مطابق انجیل مقدس گنجانیده شده است، گرفته و به خانه یکی از دوستان بسیار نزدیک ما که با فامیل خود زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند، رفتیم و از آنها خواهش کردیم تا این فلم را یکجا با ما تماشا کنند. تمام دوستان و خویشاوندان ما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فهمیدند که ما به مسیح ایمان آورده ایم ولی متأسفانه بسیاری شان نفرتی در دل‌های شان نسبت به ما داشتند که فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند ما کافر شده ایم و یا وقتی مسیحی شده ایم مردمان بدی شده ایم. اما خدا را شکر که کسانی بودند که تبدیلی را در زندگی من و خانواده ام و توکل ما را به خداوند می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیدند و یکی از دوستان ما که اجازه دادند فلم زندگی عیسی مسیح را با ما تماشا کنند همین دوستم بود و تقریباً ناوقت‌های شب بود و فلم را با هم تماشا کردیم. دوست ما تمام فلم را به دقت تماشا کرد و تعالیم و سخن‌های عیسی مسیح را که در انجیل مقدس آمده است، نیز شنید و زندگی عیسی مسیح را نیز دید، در آخر زمانی که عیسی مسیح مصلوب میشد، دوست ما بیحد قهر شده گفت که چرا عیسی مسیح لشکر فرشتگان را نخواست تا تمام آن مردمی را که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواستند او را مصلوب کنند، از بین ببرد؟ وقتی من این حرف هایش را شنیدم امیدی در دلم پیدا شد که این شخص کسی است که عیسی مسیح را تا حدودی شناخته است و کلام و زندگی عیسی مسیح را خوش داشت. من به جوابش گفتم که باید فلم را تا آخر ببینی. فلم را تا به آخر تماشا کردیم و دفن شدن عیسی مسیح و قیام او را دید و وقتی دید که عیسی مسیح از مردگان قیام کرد، واقعاً خوشی بسیار عمیقی را در چشمان دوستم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیدم. از این قصه سال‌های زیادی، تقریباً ده، یازده سال سپری شد و دو سال پیش این دوستم تمام زندگی خود را به عیسی مسیح سپرد و عیسی مسیح را قبول کرد. سالهای سال در این باره خواند و مطالعه کرد و معلومات خود را کامل ساخت و در آخر تصمیم گرفت تا زندگی خود را به عیسی مسیح بسپارد و خدا را شکر که خودش، خانمش و اولاد هایشان به عیسی مسیح ایمان آوردند. البته خانمش چند سال پیشتر ایمان آورده بود و حالی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینیم اولاد هایشان، خودش و خانمش چه یک فامیلِ عزیزی هستند و چقدر برای خداوند قلب دارند. بعد از آنکه دوستم به عیسی مسیح ایمان آورد، نه تنها اینکه خداوند تحفۀ سرودن شعر را برایش داده بود حال در وصف خداوند شعر و دوبیتی‌ها و بسیار چیز‌ها نوشته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و واقعاً خداوند برایش برکت داده است و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهم در اینجا چند دوبیتی و اشعاری را که این دوست ما نوشته کرده اند برایتان بخوانم که بسیار زیاد باعث تشویق من شد.

1. چقدر مقبول است این دوبیتی ! این دوست ما حالا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فهمد که محبت مسیح می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند قلب‌ها، زندگی‌ها و حتی وطن ویران ما را آباد کند.

مسیحا نورِ ایمانم تویی تو
طبیبِ درد و درمانم تویی تو
به دستِ تو سپردم هستی ام را
نجات بخشِ دل و جانم تویی تو

مسیح مرهم گذار درد مایی
مسیح گرمای قلب سرد مایی
به دنیا جز تو کس غمخوار ما نیست
مسیح اندر دل فرد فرد مایی

مسیحا راه و راستی و حیات هست
وفادار هست و دایم با ثبات هست
مشو غافل تو از او ای وطندار
حیات جاویدان ، راۀ نجات هست

مسیحا نام توست ورد زبانم
ستایش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند نامت لبانم
تو جانت را بدادی بهر مایان
فدایت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم جان و جهانم

محبت را ز عیسی یاد بگیرید
نهید بار غم و دل شاد بگیرید
به دستان مسیح گر این وطن را
دهید ویرانه و آباد بگیرید 1

خداوندم که عیسای مسیح هست
کلامش پاک و گفتارش فصیح هست
دلم شاد است که در قلبم همیشه
مسیح هست و مسیح هست و مسیح هست

مسیح فرموده این را از دل و جان
گنهکارید و گر زار و پریشان
وگر خواهید شوید وارسته از درد
بیایید نزد من ای قوم افغان 2

مسیح را دوست می‌‌‌‌‌‌‌دارم من ای دوست
به حرفش گوش می‌‌‌‌‌‌‌سپارم من ای دوست
کلامش را که تخم مهر باشد
به قلب خویش می‌‌‌‌‌‌‌کارم من ای دوست 3

ز کابل تا به کشمیر می‌‌‌‌‌‌سرایم
ز دهلی تا به اجمیر می‌‌‌‌‌‌سرایم
به وصفت ای خداوند همچو داود
سرود‌ها چون مزامیر می‌‌‌‌‌‌سرایم

نه آرام ، برق آسا می‌‌‌‌‌روم من
به یاد خون عیسی می‌‌‌‌‌روم من
اگر توفان و برف و باد باشد
به یکشنبه کلیسا می‌‌‌‌‌روم من 4

بیا ای هموطن آهنگ بخوانیم
به ساز غیچک و سارنگ بخوانیم
ستایش کرده عیسای مسیح را
دوبیتی‌های رنگارنگ بخوانیم 5

 دلم نزد مسیحا شاد باشد
ز درد و رنج و غم آزاد باشد
گناهم را چو بُرد عیسی با خود
کنون ویرانه ام آباد باشد

زمانی که این شعر را خواندم، از چشمانم اشک جاری شد زیرا این برادر ما، حال تمام درد و رنج و ویرانی قلب‌ها و وطن ما را احساس می‌‌کند و می‌‌خواهم یکبار دیگر این شعر را بخوانیم. واقعاً اگر ما وطن عزیز خود را که بسیار ویران شده و سختی و مشکلاتی بسیاری را دیده است، به دست‌های عیسی مسیح بسپاریم، واقعاً آباد می‌‌گیریم. البته امیدوار هستم که این دوست ما اشعار خود را در آینده به مثل یک کتاب یا مجموعۀ شعری تنظیم کند تا این اشعار چاپ شوند چون واقعاً برای ما مایۀ برکت استند.

2. وقتی این اشعار را می‌‌خوانیم واقعاً همان درد و محبتی را برای وطن ما دارد ، مشاهده می‌‌کنیم.

3. خداوند را شکر می‌‌کنیم به وجود این دوست ما که واقعاً می‌‌فهمد که کلام خدا، کلام حیات بخش است. کلام خداوند دانه هست و ثمر به بار می‌‌آورد.

4. من فکر می‌‌کنم که همراۀ دوست‌های خود به روز‌های یکشنبه کلیسا می‌‌روند و به همان خاطر نوشته کرده اگر توفان و برف و باد هم باشد باز هم کلیسا می‌‌روم و هیچ چیزی مانع رفتنم به کلیسا شده نمیتواند.

5. واقعاً چقدر مقبول سروده و خداوند را شکر می‌‌کنم به این برادر عزیز ما و واقعاً می‌‌خواهم که برای این برادر ما دعا کنیم و واقعاً خدا را شکر می‌‌کنم ، وقتی که اولین بار این دوست و برادر را دیدم من امید داشتم که این برادرم نجات خوش انجیل را بشنود و من زندگی اشرا همیشه می‌‌دیدم و دوستی داشتیم. مگر یک حرفی را که همان وقت برایش گفتم این بود که من نمیخواهم بدون تو به بهشت بروم، چون این برادرم را دوست داشتم و دارم و دوستان عزیز ! سالها را در بر گرفت تا این دوست ما مسیح را بشناسد و می‌‌خواهم که شما نیز متوجه باشید که اگر شما هم کدام دوستی دارید و یا رفیقی دارید و یا یک عضو خانوادۀ تان یا برادر یا خواهر تان نمیخواهد زیاد دربارۀ مسیح بشنود، لطفاً امید داشته باشید لطفاً همیشه برایش دعا کنید. مثلی من در مورد دوستم امیدوار بودم و امروز ثمرۀ زندگی اشرا می‌‌بینیم که واقعاً زندگی اش تبدیل شده است زیرا ما می‌‌توانیم این تبدیلی را در اشعارش ببینیم زیرا این اشعار از قلبش سروده شده و من نیز این برادر و خانواده اشرا همیشه در دعا هایم یاد کرده ام و بسیاری وقت‌ها نا امید می‌‌شدم که چرا به مسیح ایمان نمی آورد، چرا اینقدر سوال می‌‌پرسد؟ و سالها سپری شد ولی خدا را شکر که امروز نجات یافته است و خوشی و نجاتی را که در قلب و در باطن اش احساس می‌‌کند بر روی کاغذ آورده و خدا را شکر که دیگر دوستان و یا شنوندگان رادیوی ما از این اشعار و دوبیتی هایش برکت می‌‌گیرند و باز هم دعا می‌‌کنیم که این برادر ما بتواند تمام اشعار خود را جمع آوری کند و به امید خداوند یک کتاب بسیار مقبولی چاپ شود.

دوست دیگری نیز داریم که چهار سال پیش با ما به تماس شده بود و از طریق رادیو کلام خداوند را می‌‌شنید و این دوست ما نیز به عیسی مسیح خداوند ایمان آورد که خودش امام جماعت یک مسجد بود و امروز به عیسی مسیح ایمان آورده و در وصف عیسی مسیح و انجیل مقدس و در وصف این پیام خوش، شعر می‌‌نویسد و خداوند او را نیز استفاده می‌‌کند، که می‌‌خواهم یک شعر این دوست عزیز ما را نیز بخوانم:

بار اول شنیدم تا من صدای انجیل
شادی نمودم ای دوست من از برای انجیل
گم کرده راه بودم ، پیدا نمودم آخر
راۀ نجات و نور را من از نوای انجیل

خدا را به وجود این دوست ما شکر می‌‌کنیم و دعا می‌‌نمائیم که تمام شنوندگان عزیز ، خوانندگان گرامی و تمام کسانی که صدای ما را می‌‌شنوند، واقعاً صدای انجیل را که پیام خوش است، بشنوند و واقعاً زندگی خود را به عیسی مسیح بسپارند و همانطوری که این دوست ما سروده، راۀ نجات و نور را در انجیل مقدس پیدا نمایند. زیرا عیسی مسیح می‌‌فرماید: من راه ، راستی و حیات هستم. هیچ کس نمیتواند به خدا برسد جز به وسیلۀ من، و این دوست عزیز ما دیده و چشیده و باز هم خداوند را شکرگزار هستیم، به تمام خادمینی که خداوند را چه از طریق رادیو و دیگر خدمات شان جلال می‌‌دهند و خدمت می‌‌کنند ، تا پیام خوش انجیل را به مردم عزیز ما برسانند.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ سلام شنمدگان عزیز راژیو صدای زندگی خوشحال استم که باز هم از طریق برنامه با شما در خدمت شما شنمدگان عزیز قرار داریم آرزو می بریم که لحظات بهتره را در پیش داشته باشین و با دوست ها و فامیل هایتانی یک جای آماده شنیدن برنامه این حوبت ما باشین شنمده های عزیز ما باز هم در استادیو جوا جان امرای خود داریم جوا جان خوشحال آمدین تشکر شاید جان زنده باشین خوش باشین خوب امیدوار استم که باز هم دوست های شنمده ای ما بتماش شده باشن تلفون کرده باشن و ای میل روان کرده باشن خوب میشه که برما بگوین که به چی تیداد نامه یا ای میل یا تلفون در این هفته شما گرفتین شاید جان در این هفته خدا را شکر که زیادتر تلفون گرفتیم نسبت به ای میل و نامه نگرفتیم مگر خدا را شکر که از طریق ای میل و از طریق یاهو مسینژر امرای دوست های ما در ارتباط بودیم و تیداد زیاد دوست های ما در این هفته تلفون کرده بودند بسیار خوب خوب دوست های زیاد ما که به تماس شدن در مجموع زیاد گب زدن و سوال هم زیاد کردن ولی سوال که زیاد تشکیل پر شما بوده و شما میخوان که این خوشی را با دوست های شناده ما در میان بگذارین میشه که سرزو گب بزنیم بله شاید جان من در این هفته فکر میکنم در پالوی از این که میخوایم در باری سوال گب بزنیم شاید در باری سوال در این هفته کمتر گب بزنیم مگر من میخوایم که یک برکت را که خداوند در زندگی ما برما داده و در زندگی دیگه دوست های ما در اون باره یک کم گب بزنیم شاید جان بسیار خوب دیگه یکی از دوست های ما بود که تقریباً بسیار سال های پیش بسیار سال های پیش وقته که ما ایمان آوردیم ما امی فلم ایسای مسی را که زندگی ایسای مسی در اون گنجانیده شده از انجیل مقدس امی فلم ها گرفتیم و رفتیم خانه یکی از دوست های بسیار نزدی که ما که امرای فامیله خود بودند و از وهم حایش کردیم که این فلم ها سهل کنند امرای ما یک جای البته دیگه شاید جان تمام دوست ها و حشابند های ما میفهمیدن که ما به مسی ایمان آوردیم و متأصفانه زیادشان اتار نفرت در دلشان به وجود آمده بود به زده ما فکر میکردن که شاید ما کافر شدیم یا ما شاید دیگه مسی ای شدیم شاید مردم های بد شدیم مگر خدا را شکر که بعض کسایی بود که میدیدن تبدیلی را در زندگی ما و در زندگی فامیلم و امو توقل مرا به حداوان روز بروز اونا میدیدن و یکی از دوست هایی که اجازه داد که فلم امرایش ببینیم فلم ایسای مسی را امورا که ما گفتم امی دوستم بود که رفتیم خانه شان و تقریبا شاو نوحت شاو شده بود ششتیم و فلم را سایه کردیم یکجا وقتی که فلم را میدیدیم حتی دوستم اول تمام چیز را دید و پسان تمام گپای ایسای مسی را شنید چیزی که دینجیل مقدس گفته و تمام زندگی ایسای مسی را دید و داخل وقتی که ایسای مسی مسلوب میشد ای دوست مقدر قار شد گفت چرا ایسای مسی لشکر فرشتار را نخواست که کلی مردمی که او میخواستند او را مسلوب کنند و او را از بین ببرد شاید جان من وقتی که ای گفتی را شنیدم یک امید در دل ما پیدا شد من گفتم ای آدم کسی هست که واقعا ایسای مسی را شناخته تا اندازه و چیزای کلام ایسای مسی را خوش داشت خب من گفتم باید فلم تا آب آخر ببینی فلم دیدیم و بعد از او دفن شدن ایسای مسی را و قیامش را دید وقتی که دید که ایسای مسی پس از مردا زنده شد واقعا یک محوشی در چشم از ای دوست من باز میدیدم از او گره بسیار سال تر شد شاید جان امسال تقریبا شاد ده یازده سال میشه از او روز و دو سال پیش ای دوست من واقعا زندگی خود به ایسای مسی سپارد تمام زندگی خود به ایسای مسی سپارد ایسای مسی را قبول کرد سال ها سال ها در ای باره خوند متعلاه کرد معلومات زیاد پیدا کرد و آخر گفت من زندگی من به ایسای مسی مسپارم و خدا را شکر که خودش حانمش و اولادکایش به ایسای مسی ایمان آوردن خودش حانمش چند وقت پیشتر ایمان آورد و آله میبینم که اولادایش خودش و خانمش چی اک فامیل عزیزستند و چقدر قلب دارند برای خداوند و آله دیگه از او وقت که خودش ایمان آورد چاید جان آله نه تنهایی که ایمان آورد خودش آله شیر نوشته میکنه واقعا خداوند توفه دادش این یک توفه ایست که داره از جانب خداوند و آله شیر نوشته میکنه دوبایتی نوشته میکنه در وصف خداوند و بسیار چیز آله نوشته میکنه و واقعا خداوند برکت دادش من میخوایم چند دوبایتی ها و شیر هایی که ای دوست ما نوشته کده من میخوایم که امروز بخانیم و من بسیار تشویق شدم شاید جان دیگه بعد از ای که شیر هایی دوست ما را خاندیم یک دوست دیگه ماست که تقریبا چار سال پیش امروز شما در ارتباط شد راڈیو را میشنوید و از طریق راڈیو کلام خدا را شنید و ای دوست ما ایمان آورده و خودش امامت یک جماعت را میکرد و امروز به ایسای مسیح ایمان آورده و در وصف ایسای مسیح در وصف انجیل مقدس در وصف ای پیام خوش آله شیر نوشته میکنه و واقعا خداوند نور هم استفاده میکنه که میخوام یک شیر از اون را پسان تر بخونیم شاید جان اول میریم سر شیر امو دوست ما که در بارش اول قصه کدم ای دوست ما نوشته کده که مسیحا نور ایمانم توی تو طبیب درد و درمانم توی تو به دست تو سپردم استی امرا نجات بحش دل و جانم توی تو و شیر دومش میگه مسی مر همگذار درد مایی مسی گرمای قلب سرد مایی به دنیا جستو که از امهار ما نیست مسی اندر دل فرد فرد مایی شیر سی اومش میگه مسیحا راه و راستی و حیات است وفادار هست و دایم با ثبات است مشو آفل تو از او ای وطندار حیات جاویدان راه نجات است آمین بله مسیحا نام توستورد زبانم ستایش میکند نامت لبانم تو جانت را بدادی بهر مایان فدایت میکنم جان و جهانم محبت را زی ایسا یاد بگیرید نهید بار عم و دل شاد بگیرید به دستان مسی گر این وطن را دهید ویرانه و آباد بگیرید چقدر مقبول است این دوست ما واقعا میفهمه که محبت مسیح میتونه که آباد کنه قلب های ویرانه و زندگی ویرانه اتا وطن ویرانه ما را و ما واقعا این شعره که خاندم در چشمای مرشد کامد چون این برادرم حالا دیگه احساس میکنه ام و رنج و ام و ویرانگی قلب ها و وطن ما را و بسیار مقبول گفته باز میخوایم امی را با خانم شاید جان محبت را زی ایسا یاد بگیرید نهید باره ام و دل شاد بگیرید به دستان مسیح گر این وطن را نهید ویرانه و آباد بگیرید واقعا اگر ما این وطن عزیز مورد که بسیار ویرانه شده بسیار مشکلات و سحتی ها دیده به دست ایسای مسیح بسپاریم واقعا آباد میگیریمش اینجا دیگه شعرهش هم است که نوشتکرده من امیدوار هستم که با امید خدا به حساب یک کتاب این را تنظیم کنه و تمام این شعرها چاب شود واقعا برکت است شاید جان دیگه چیزی که نوشتکرده ایست که خداوندم که ایسای مسیح است کلامش پاک و گفتارش فسیح است دلم شاد است که در قلبم همیشه مسیح است و مسیح است و مسیح است مسیح فرموده این را از دلم جان گناهکارید و گرزار و پرایشان وگر خواهید شوید وارسته از درد بیایید نزد من ای قوم افغان چقدر مقبول گفته واقعا شاید جان وقته که میخانم شعره واقعا امو درد را امو محبت را که بر قلب بر وطن ما داره واقعا میبینیم ده اینجا دیگه شعرهش میگه مسیح را دوست میدارم من ای دوست به عرفش گوش میسپارم من ای دوست کلامش را که تحمه میر باشد به قلب حیش میکارم من ای دوست خدا را شکر به ای دوست عزیزما که واقعا میفهمه کلام حدا کلام حیات بخش هست کلام حدا دانه هست و سمر ببار میاره و شعره دیگهش میگه زی کابل تا به کشمیر میسرایم زی دیلی تا به اجمیر میسرایم به وصفت ای خداون امچو داوود سرودها چون مزامیر میسرایم نه آرام برق آسا میرون من به یاد خونه ایسا میرون من اگر توفان و برف و باد باشد به یکشنبه کلیسا میرون من من فکر میکنم امرای دوست هایی که در کلیسا میبینند اطلاعا روز یکشنبه جمع میشند دیگه به محتر ای را نوشتا کند که اگر هر باد و توفان و هر چیز باشد من کلیسا میرم خدا را شکر چیز دیگه ای که نوشتا کند ایست که بیا ای اموطن آهنگ بخانیم به ساز ایچک و سارنگ بخانیم ستایش کرده ایسای مسی را دو بیتی های رنگارنگ بخانیم واقعا شاید جان چقدر مقبول گفتد چقدر مقبول نوشتا کند و من خدا را شکر میکنم به ای برادر ازیز ما و واقعا من میخوایم که بر ای برادر ما دعا کنیم شاید جان واقعا خدا را شکر میکنم وقتی که اولین بار من ای برادر را دیدم و ای دوست ما دیدم من قلب داشتم که ای برادرم نجات خوش انجیل را بشنوه من زندگیش همیشه میدیدم و دوستی داشتیم مگر من برش یک گفت که همون وقت زدم گفتم نمیخواییم که بیشت برم بدون تو چون واقعا ای برادر من دوست داشتم و دوستهای ازیز سالها گرفت و اینجا من میخواییم که شما متوجه شوید که امید باید داشته باشید اگر شما یک دوست دارید یک رفیق دارید یکی از عضو فامیلتان یک برادرتان خوهرتان نمیخوایی که مثلا زیاد در باری مسیح بشنوه لطفا امید داشته باشید ای برادر من دوست سالها گرفت تا که مسیرش ناخت و امروز میبینیم سمره زندگیشه که واقعا زندگیش تبدیل شده در شعرایش ما میبینیم و شعرایی که گفته از قلبش آمده دیگه دوستهای ازیز اگر شما فامیل دارید دوست دارید یا کسی لطفا من حواهش میکنم که همیشه در دعایتان داشته باشید من ای برادر من فامیلش همیشه در دعایم داشتیم شما نمیاره چرا قدر سوالا میکنه چرا سالها گرفت شایدجان اگر امروز خدا را شکر که نجات داره خدا را شکر که امو خوشی امو نجات امروز چیزی که در قلبش هست در باتنش هست در روی کانغز آورده و خدا را شکر که امروز دیگه شنبنده ایما دیگه دوستهای ما ازی شعرا و ازی دوبایتی ها و از تمام چیزی که نوشته کده دوستهای ما برکت میگیرند و بازم شایدجان من دعا میکنم که برادرم بتانه که تمام دوبایتی ها و تمام نوشته هایی کرده یارا جمعوری کنه و به امید خدا یک کتاب بسیار مقبول چپ شده دیگه دوست دیگه ما دوست دوم ما که در بارش گفتم شایدجان او هم نوشته کرده و من میخوایم که یکی یک شیرش بخانم او نوشته کرده که بار اول شنیدم تا من صدای انجیل شادی نمودم ای دوست من از برای انجیل گم کرده راه بودم پیدا نمودم آخر راه نجات و نور را من از نوای انجیل خدا را شکر باید دوست عزیز ما و واقعا من دعا میکنم که تمام شنونده عزیز ما تمام کسایی که صدای ما را مشنوند واقعا صدای انجیل که پیام خوش هست واقعا بشنوند و واقعا زندگی خدا به ایسای مسیح بسپارند و واقعا امتوکی دوست ما گفته راه نجات و نور را را در انجیل مقدس پیدا کنند چون ایسای مسیح دوست عزیز میگه که من راه راستی و عیات هستم ایچ کس نمیتونه که به خدا برسه به آسمان برسه به بهشت برسه جز به وسیله من و ای دوست عزیز ما دیده چشیده بازم شاید جان به تمام حادمین که حدمت می کنند چی از طریق راژیو و چی از طریق دگه حدمات تا پیام خوش انجیل به مردم عزیز ما برسه دیگه چند فکایی را دوست هم رو روان کردند که من میخوایم از او فکایی هم امروز بخونم شاید جان دیگه من فکر می کنم دیگه افتاق جواب سوال ها را نمی گیم بلکه میخوایم خوشی کنیم جشن بگیریم و چند فکایی هم است که دوست هم رو روان کردند من میخوایم که انها را بخونم تا دیگه دوست هم بشنوان بسیاری وقت ها شاید جان من که فکایی میگم بسیار خنددار نمی باش همون طرز گفتن فکایی من فکر می کنم توفیه شاید ندارم مگر خوب هست که من میخوانم و دوست ها عزیز امیدوار هستم که خند نکنین اونوار فکایی شما چیست؟ اونوار شاید جانم نمشتن نکدیم از این فکایی را خب بسیار خوب امو دوست ما قصه کرد من این را میخوایم بگویم دیگه میگه یک نفر یک نفر گفتن که امرای خشت با خشت یک جمله بساز اون نفر سحل که طرفش گفت امرای خشت مردم دیوال میسازند جمله نمیسازند من نمیخوام خنددار بود یا نه بر ما جالب بود و دیگه فکایی هست که دعای خانماست بله این را فکر میکنم امو دوست اول ما که شعرائش خانمون نوشته کرده میگه بعض از خانما به خدا و نتار دعا میکنند خدایا به من محبت بده تا شوهرم را در کنم سبر بده تا او را بپذیرم ولی قدرت نده که شاید بکشمش بخواهد تر از این که بسیاری شوهر ها فکر میکنم بسیار بزرگ وقت ها قاروک یا حساس میباشند یا تمام چیز این دوست ما تو نوشته کرده شاید در باره خود نوشته کرده در باره سابقه خود آنها خانمش مسیس و درک میکند سابق مثلا شاید من که میفهم بسیار قار میشد بسیار عصبی میشد و خانمشان بچارت گذشت میکند مجبور بود مگر اینجا آنها امو مشکلات خود را درک کرده خودش نوشته کرده که خانما اطمان امو تا را دعا میکنند خداونده مرا محبت بده که شوهر ما درک کنم و سبر بده که او را بپذیرم من قدرت نتای اگر نه بخاطر این قار بودن و تمام چیز شاید بکشمش درگره یک فکایی دیگه که گفته یه از که میگه یک نفر میگفت نه دیوانه هستم و نه عاشق مگر تمام شب بیدار هستم اینی گب در گوش والی رسید والی گفت سود ببرین این را بندی کنین حتما دزدست یک فکایی دیگه که هست بنام فراموشیست میگه شخص نزد داکتر رفته گفت آقای داکتر من دوچار فراموشی شدم داکتر میپرسه که چقدر وقت میشود آن شخص پرسید چی چقدر وقت میشود اینقدر فراموشی زیاد بود اینقدر فراموشی زیاد بود که تا داکتر گفت یادش رفت جمله اول که گفته بود فکایی دیگه که هست بنام مسایبه هست شاید جان فکایی زیاد میگیم امیدوار هستیم که دوستهای ما خنده کنند دیگه میگه یک خبرنگار از جوان پرسید نظر شما در رابطه به این سرک کند و کپر و قیرنه شده چی هست؟ جوان گفت بنام خدا و با عرض سلام خدمت اندرکاران برنامه و با عرض سلام ویژه خدمت کارکنان شاروالی و تمام بینندگان عزیز باید بگویم که من از این منطقه نیستم چقدر طولانی ساخته هایی این آن آخر گفت با عرض مذارت که من از این منطقه نیستم دیگه دوستها عزیز من امیدوار هستم که فکایی ها خوشتان آمده باشه خدا را شکر میکنم که از دوست های ما ایمیل گرفتیم و برما شعر و فکایی روان کرده بله خدا را شکر و واقعا این برکت هست که دوست های عزیز ما رو میبینیم که اما علاقه خدا نشان میتن نسبت به برنامه و تنها این نیست که سوال کنن یا بفهمن واقعا دوست ها عزیز خدا را شکر میکنیم به شنوانده های عزیز ما که واقعا از طریق شنیدن راژیو صدای زندگی یا از طریق دیگر دوست های ما که پیام اینجیل را برانا رساندن واقعا زندگی های شان تبدیل شده شاید شما هم دوست ها عزیز زیاد وقت میشه که برنامه راژیو صدای زندگی را بشنوین من از شما هم پحاش میکنم که اگر شما شعر فکایی کدام متن کدام مقاله هر چیزی داشته باشین شهادت داشته باشین از زندگی تان لطفا برما روان کنین ما خوشحال میشیم که شعرهای شما را یا فکایی یا هر چیزی که باشه او را در برنامه نشر کنیم تا دیگر دوست های عزیز ما برکت بگیرم خدا را شکر میکنم که دوست های شنوانده ما برما مطالب روان میکنند و بازم آرزو میکنیم هر شنوانده ما که فکایی دارند شعر یا مطلب جالب دارند یا زندگی سرگزشت خودشان چیزی میکنند که با ما در این بگذاران برما روان کنند و ما نشر میکنیم بله بله دوست های عزیزم خب جاو جان فکر میکنم که داخل برنامه رسیدیم بنان پیش ازی که برنامه خود ختم کنیم میخوایم که بر دوست های شنوانده ما دعا کنیم بله بله شاید چند چند خدانده محرام خدانده قدوس شکرت میکنیم با برکاتید و با فیضید خداونده شکرمیکنم دوست های شنوانده ما خداونده جان که برما نامه روان کرد Churchill هر جایی که هستن تو برکت بیدشان تو زندگیایشن خدانده و لمس کنی تو زندگین شان های نامه رو بر جلال خود استفاده بودیم خداونده pee میخواییم که هر شن incr. در فامیل خود خداونده نور و نمک تو باشه در بین مردم خود خداونده شکرمیکنم به ای نامهایی که برما روان کردن و شکرمیکنم خداونده که تو قلبایشانا عیوز کردی و زندگیشانا تو بر جلال تبدیل کردی خداونده شکرت میکنیم و دعای خدا برنامه ایسای مصیح میخواییم آمین خداونده ما با نوبه خود دعا میکنم و میخواییم پدر جان و دعای برنامه پرقدرتی ایسای مصیح خداونده این دوستای مورا خداونده که برما شعره رو و این چیزای رو روان کردن تو در پناهی داشته باشی شکر به برکت خداونده که تو در زندگیهایشان هستی و شکر به ای که خداونده قلبایشان زندگیهایشان تبدیل شده و امروز در وصف تو خداونده میسرهاییم و خداونده دعا میکنم برنامه پرقدرتی ایسای مصیح خداونده دیگر شنونده ازیزمون که صدای مورا میشنوان خداونده از طریق برنامه ها صدای خوشتوره صدای پدرانه و پرمحبتتوره که میگید ای تمامی زحمتکشان و گرانباران نزد ما بیاین خداونده ای صدای پرمحبتتوره بشنوان به انجیل مقدس خداونده که پیام خوش از خداونده پیام نجات از دوزخ و حتش از خداونده ای پیامه هاشا بشنوان و خداونده به تو ایمان بیارن به تو توقل کنن و زندگی هایشان تبدیل شوان خداونده زندگی مصیح خداونده تنها بر آخرت نیست بلکه خداونده از ار وقت که ما به ایسای مصیح ایمان میاریم زندگی ابدی ما خداونده از امو روز شروع میشه و شکرت میکنم بازم پدرجان که زندگی ای برادر های ما رو ما میبینیم و دعا میکنیم که ملیونها ملیون برادر و های دیگه ما خداونده به پیامه هاشتو لبک بگوین و خداونده تو رو به زندگی های های خود قبول کنن و تو ای پدرجان تو برکت بیتی زندگی هایشانه و خداونده اونا رو مئی برکت به خیشاونده هایشان و دوست هایشان به امسایه هایشان به امکاره هایشان خداونده تا پیامه هاشتو به ار خانه و به ار فرده که خداونده در وطن ازیز ما زندگی میکنن خداونده به ار کسش برسه و خداونده از ار خانه سروده خوشی بلند شوه و سروده امید خداونده سرائیده شوه تا خداونده مردم ما دیگه نامید نباشن بلکه خداونده تا رو که شای شاهانستی ستایش رو پرستش کنن و امید داشته باشن در تو خداونده در نام پر قدرت ایسای مصیمی خواهم آمین آمین تشکر جاوت جان خب شنونده ازیز ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم تان شد امیدوارستم که از شنیدن ای برنامه لذت برده باشین تا تقدیم برنامه آینده که باست هم در حضور شما شنونده گرامی قرار خواهم گرفت تمام شما را به خداونده ما ایسای مصیمی سپاره موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی