۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
خوانندگان و دوستان عزیز ! یکی از دوستان ضمن تماس تلفونی با ما، میخواستند ثابت نمایند که انجیل کتاب آسمانی و درست نیست و در این مورد بسیار شک داشتند مگر ما فکر کردیم که این دوست ما تنها نیست که در این مورد شک داشته باشد و اگر تنها یک نفر باشد که این حرف را بزند و ثابت بسازد ممکن است که ساعتها را با او بنشینیم و صحبت کنیم و امکان هم دارد که بعد از اینهمه صحبت باز هم قبول نکند ولی میتوانیم با او وقت زیادی را بگذرانیم و صحبت کنیم. اما اصل موضوع اینست که متأسفانه این برادر ما تنها نیست بلکه بسیاری از مردمان دیگر هم هستند که عین نظریه را دارند. البته باید گفت که نه تنها امروز مردمانی هستند که به ضد مسیح و کلام خدا حرف میزنند بلکه حتی در وقت خود عیسی مسیح هم اینطور مردمها زیاد بودند، که میخواستند ثابت کنند که کلام خدا درست نیست و یا به معجزات عیسی مسیح ایمان نمی آوردند. وقتی که ما انجیل مقدس را میخوانیم، میبینیم کسانی بیشتر به ضد عیسی مسیح بودند که علمای مذهبی بودند و تا جایی که میبینیم برای آنها نیز آسان نبود و نمیتوانستند قبول کنند ولی شکر که عیسی مسیح قلب آنها را میفهمید. افکار شانرا میفهمید و ما میخواهیم تا یکی از قصههای را که در انجیل ذکر شده آنرا بخوانیم و کمی دربارۀ آن گپ بزنیم و تفکر کنیم. انجیل مرقُس فصل دوم از آیۀ 1 الی 12 :
۱ پس از چنـد روز، عیسی به کفرناحوم بازگشت و خبر ورود او فوری در شهر پیچید. ۲ طولی نکشید که خانه ای که عیسی در آن بود پر شد، بطوری که حتی بیرون خانه نیز جای ایستادن نبود. در آن حال ، او پیام خدا را برای مردم بیان میکرد. ۳ درهمین هنگام ، چهار نفر آمدند و مرد افلیجی را بر تختی آوردند. ۴ ولی نتوانستند خود را از لابلای جمعیت به عیسی برسانند. پس به پشت بام رفتند و سقف بالای سر عیسی را برداشتند و افلیج را با تختش در مقابل پایهای او پایین فرستادند. ۵ وقتی عیسی دید که چقدر ایمانشان به او قوی است ، به آن افلیج فرمود: “پسرم گناهانت بخشیده شد!” ۶ بعضی از علمای مذهبی که در آنجا نشسته بودند، پیش خود فکر کردند: ۷ ”عجب کفری ! مگر او خداست که چنین چیزی میگوید؟ غیر از خدای یگانه چه کسی میتواند گناهان انسان را ببخشد.” ۸ عیسی همان لحظه در خود درک کرد که چه فکر میکنند. پس رو به ایشان کرده ، فرمود: “چرا از این موضوع در اندیشه اید؟ ۹ آیا فکر میکنید بخشیدن گناهان انسان ، از شفا دادن مرضش سختتر است ؟ ۱۰ حال ثابت میکنم که سخن بیجایی نگفته ام ، بلکه واقعاً اختیار و توانایی بخشیدن گناه بشر را دارم .” آنگاه رو به افلیج کرد و به او فرمود: ۱۱ ”تو شفا یافته ای . بسترت را جمع کن و به خانه ات برو!” ۱۲ افلیج از جا پرید و بلافاصله بستر خود را جمع کرد و در مقابل چشمان حیرت زده مردم ، از آن خانه خارج شد. همه خدا را شکر میکردند و به یکدیگر میگفتند: “تا بحال چنین چیزی ندیده بودیم !”
دوستان عزیز! میخواهیم با بستن چشمان خود همان منظره و صحنه را در ذهن خود دقیقاً مجسم بسازیم و خود را در آن شهر تصور کنیم با آمدن عیسی مسیح در شهر کفرناحوم دفعتاً خبر ورود او در شهر پیچید و مردم در خانۀ که عیسی مسیح پیام خدا را میرساند جمع شده بودند و بیحد بیروبار بود. چهار نفر دوست خود را که فلج بود ولی نمیتوانستند از بین مردم تیر شوند ولی میروند و یک طوری چت خانه را برداشته و دوست فلج خود را به عیسی مسیح میرسانند. زمانیکه عیسی مسیح ایمان قوی ایشان را دید، عوض اینکه آن افلیج را شفا بدهد گفت: پسرم گناهانت بخشیده شد و عالمان مذهبی که حاضر بودند با شنیدن این حرف با خود گفتند که مگر او خداست که چنین چیزی میگوید؟ غیر از خدای یگانه کیست که گناهان انسان را ببخشد؟ و میبینیم که نه تنها گناهش را میبخشد بلکه او را در مقابل انظار مردم شفا هم میدهد. سوال من از شما اینست که وقتی عیسی مسیح به کفرناحوم آمد، چرا آنقدر مردم آمدند و به دورش جمع شدند؟ بخاطریکه قدرت عیسی مسیح را دیده بودند و میدانستند که عیسی مسیح وقتی کلامی را میگوید قدرت دارد و اینجا میبینیم که گفتار و کردار مسیح بر سر کسانی بد خورد که به او ایمان نداشتند و خود را مومن نشان میدادند ولی به کلام خدا، قدرت خدا ایمان کامل نداشتند.
دوستان گرامی! امروز هم کسانی هستند که خودشان میگویند عیسی مسیح زندۀ ابدی است، عیسی مسیح روح خداست، عیسی مسیح قدوس خداست، عیسی مسیح کلام خداست، عیسی مسیح یگانه کسی هست از دختر باکره تولد شده است و همین مردم هم به ضد عیسی مسیح حرف میزنند و کلام او را میگویند که کلام درست نیست. پس وقتی ما این چیزها را میشنویم و شما دوستهای عزیزی که به عیسی مسیح ایمان دارید خواهشمند هستیم که ناراحت و جگر خون نشوید زیرا این مسئله حتی در زمان خود عیسی مسیح نیز موجود بود. کسانی بودند که فقط خود را مؤمن نشان میدادند ولی به خدا ایمان نداشتند و حتی حرفهای شان با یکدیگر تناقض داشت. وقتی من هم با دوست ما صحبت میکردم در اول کمی جگرخون شدم ولی بعداً فکر کردم که نباید ما از این مسئله جگرخون شویم. من کوشش کردم که پیام خوش انجیل را برای دوست ما برسانم ولی آن شخص خودش باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد پیام خوش انجیل را قبول کند یا نه؟ آیا میخواهد عیسی مسیح را که زندۀ ابدیست قبول کند یا نه؟ و هرکس باید خودش تصمیم نهایی را بگیرد. ما میتوانیم بگوئیم که بلی خداوندا ! من زندگی ام را به تو میسپارم و میخواهم که زندگی ابدی را در تو داشته باشم و میخواهم ترا پرستش کنم و یا میتوانیم که بگوئیم که خدا دروغگوی است و ما کلام اش را قبول نداریم، مسیح خداوند را قبول نداریم و کسانی را که پیام حقیقت و خوش را برای ما میگوید، آنها را نیز قبول نداریم ولی باز هم میخواهم برای تان بگویم که ما ناراحت نمیشویم و ما به شما تمام دوستهای عزیز ما که به عیسی مسیح ایمان دارید میخواهیم بگوئیم که وقتی اینگونه سوالها برایتان میاید، شما لطفاً ناراحت نشوید. زمانیکه من کلام خدا را میخوانم، در هیچ جایی از کلام خدا ندیدم که عیسی مسیح در مقابل کسی که مرض داشت یا کور مادر زاد بود و یا هم فلج بود، حتی مرده بود عاجز شود و نیز میبینیم که عیسی مسیح با شکاکانی نیز مواجه شد که نتوانست آنها را قناعت بدهد و به توبه وا دارد. قدرت خدا را میدیدند، معجزۀ خدا میدیدند و کلام خدا را میشنیدند ولی هنوز هم میگفتند که منم ! و شک داشتند و هنوز هم توبه نمیکردند و حتی در فکر دریافت محبت خدا هم نبودند.
دوستان گرامی! زمانیکه کلام خدا را میشنویم دو کار را میتوانیم انجام بدهیم. یا اینکه کلام خدا را بپذیریم و یا اینکه آنرا رد کنیم و خوشابحال کسانی که کلام خدا را میپذیرند. مثل همین شخصی که فلج بود و عیسی مسیح برایش گفت که گناهانت بخشیده شد و بعداً گفت بسترت را جمع کن و برو ، او میتوانست که در بستر بیفتد و بگوید نی من شفا نیافته ام ولی خوشابحال آن شخص که بستر خود را جمع کرد و خوشحال رفت و شفا یافت و در عین زمانیکه بستر خود را جمع کرد ما مطمئن هستیم که گناهان او نیز بخشیده شده است. بخاطریکه او پذیرفت و امروز نیز عیسی مسیح میخواهد تا گناهان ما و شما را نیز ببخشد. عیسی مسیح میخواهد تا به ما زندگی ابدی بدهد و ما وقتی از پیام انجیل گپ میزنیم، ما از این صحبت نمیکنیم که شما این کارها کنید تا مگر خدا از شما خوش شود ولی ما میگویم که خداوند شما را دوست دارد و بخاطر محبت بیکرانش بود که جسم پوشید و در این دنیا آمد تا که انسان گمشده را شفا بدهد، و حیات جدید ببخشد. اینست پیام خوش انجیل که عیسی مسیح زندۀ ابدیست و شما ای کسانی که هنوز به عیسی مسیح اعتبار ندارید، به او اعتماد کنید تا شما نیز زندگی ابدی را داشته باشید. پیام خوش انجیل اینست که شما اجازه بدهید تا مسیح در شما زندگی کند و شما زندگی نو را داشته باشید.
دوستان عزیز! کلام عیسی مسیح پر از فیض و برکت است خوشابحال کسانیکه میتوانند توبه کنند و زندگی خود را به عیسی مسیح بسپارند. یکی از نویسندگان بسیار نامدار میگوید که اگر کسی شک داشته باشد، حتی اگر همان معجزۀ خداوند را ببیند باز هم میتواند معجزه را رد کند و بگوید که ندیده ام و یا اگر به یک معجزۀ انکار ناپذیرهم مواجه شود میتواند چشمهای خود را ببندد و آنرا انکار کند و بجای آنکه واقعیت را قبول کند، ترجیح میدهد شک و تردید کند و حتی بگوید که سرم گنس بود و ندیدم.
در دوران مکتب سه چهار تن از همصنفانم، که سن شان بزرگتر از من بود، بسیار با من ضد داشتند زیرا نمرات من بهتر از آنها بود و این موضوع باعث بدبینی شان شده بود. یکروز در ساعتی که در صنف کار عملی داشتیم معلم ما پیشنهاد کرد که دورا دور مکتب را جارو میکنیم و تمام صنف را به چند گروپ تقسیم کردند و من تصادفاً با این چهار نفر در یک گروپ قرار گرفتم. معلم ما برای ما وظیفه داد و خودش رفت و گفت که در ختم کار میایم و میبینم. من جارو را گرفتم و همانقدر جایی را که بمن وظیفه داده بودند خوب و بیشتر از دیگر اعضای گروپ جارو کردم. در ختم کار معلم ما آمد و پرسید که کی در جای کار بود و کی نبود تا نوبت به من رسید و پرسید که با کیها بودم و من جواب دادم که با همین گروپی که خود شما تعیین کرده بودید. مگر آن چهار همصنفی هایم ایستاد شدند و گفتند که نخیر او با ما نبود در حالی که همه با هم جارو کرده بودیم و نزدیک بود نفسم ایستاد شود و هر چه اصرار میکردم که بودم آنها انکار میکردند و میگفتند که با ما نبود و معلم از من پرسید که کجا بودی؟ و من که خورد سال هم بودم، گریه ام آمده بود که چه بگویم؟ چطور ثابت کنم که من در آنجا بودم و خودم جارو کردم ولی اصل حرف اینجاست که اگر کسی نخواهد چیزی را قبول کند و کسی که بخواهد شک کند و مشکل درست کند، میتواند و ما نمیتوانیم آنها را تبدیل کنیم و متأسفانه مثل همان چهار نفر همصنفیهای من، امروز هم بسیاری کسانی هستند، با اینکه میگویند که به حقیقت زنده بودن عیسی مسیح، قدرت او، زنده ساختن مردهها توسط او، ایمان داریم و در عین وقت شک میکنند و در عین وقت رد میکنند و ما دل ما برای این قسم مردمها میسوزد و حتی فکر میکنم که وقتی عیسی مسیح هم به طرف شان میبیند دلش برایشان میسوزد و به حالشان گریه میکند که تو خودت میگویی که عیسی مسیح زندۀ ابدیست، پس چطور به من ایمان نمی آوری؟ خودت میگویی که عیسی مردهها را زنده کرد پس چطور به من ایمان نمیاوری؟ چرا زندگی ات را به روح فانی و دنیوی سپرده ایی؟ و به قدرت خودت روحت را سپردی و دروغهای که دربارۀ من به تو گفته میشود آنها را قبول میکنی ولی یکبار کلام مرا نمیگیری که بخوانی و بفهمی که چه میگویم. من به تو محبت دارم و ترا دوست دارم و تو از محبت من رویت را دور میدهی و به ضد من ایستاد میشوی و حرف میزنی. اما اینرا نیز باید به یاد داشت که یکروز ما و شما با حقیقت و خداوندی که زنده هست، با عیسی مسیح روبرو شدنی هستیم و خوشابحال ما که بتوانیم بطرفش ببینیم و بگوئیم شکر عیسی مسیح که حال ترا میبینیم و وابحال ما اگر روزی روبرو شویم و بخاطری هر چیزی که به ضدش گفته ایم خجالت و سر افگنده باشیم و نتوانیم به سوی خداوند ببینیم.
دوستهای عزیز! لطفاً این صحنه را در ذهن تان مجسم کنید و درباره اش فکر کنید. خداوند شما را دوست دارد. عیسی مسیح شما را دوست دارد و بخاطر محبت بیکرانش بود که جسم پوشید و به این دنیا آمد و بخاطر گناهان ما و شما بود که در صلیب میخکوب شد و دقن شد و شکر میکنم به قدرت عیسی مسیح که بعد از سه روز از مردگان قیام کرد و زندۀ ابدیست.
دوستان عزیز! او میتواند نجات دهنده باشد چرا ؟ بخاطریکه او زندۀ ابدیست. اوست که دنیا را داوری میکند. انسان، سنگ ، خاشاک و تمام هستی را او داوری میکند. در انجیل متی فصل 28 میخوانیم که میفرماید: تمام قدرت روی زمین و آسمان به من داده شده است. پس دوستان عزیز! شما چرا نمی خواهید کسی را که قدرت آسمان و زمین به او داده شده است، پیروی نمائید؟ ما میخواهیم و امیدوار هستیم که از دوستان ما بشنویم که یا بگویند عیسی مسیح خداوند هست و یا بگویند که یک آدم دروغگوی بود مگر در بین نباشید که این چیزها را قبول نداریم و این چیز هایش را قبول داریم. به ضد خود و از عقل خود حرف نزنید. لطفاً یا قبول کنید که عیسی مسیح زندۀ جاویدانیست، قدرت دارد، مردهها را زنده کرد و دنیا را واقعاً داوری خواهد کرد و یا اینرا بگوئید که نخیر من نمیخواهم او را پیروی کنم و این همه یک دروغ است و این بهتر از این است که بگوئید زنده هست و بعد به ضدش حرف بزنید.
دوستان عزیز! من باز هم تشویق تان میکنم که اگر شما شک دارید، لطفاً یکبار کلام خدا را بخوانید. ببینید اگر در بین کلام خدا هر اشتباه و یا بدی دیدید ، برای ما هم بگوئید. وقتی من هر روز کلام خدا میخوانم یک برکت نو از آن میگیرم. چرا که کلام خداست. کتابهای دیگر دنیوی را یکبار میخوانم ولی دفعه دوم دلم نمیشود که آنرا بخوانم و یا شاید کدام کتابی را که زیاد دوست داشته باشید اگر دو دفعه بخوانید، مگر دوستهای عزیز ! من کسانی را میشناسم که شصت سال یا هفتاد سال است که به مسیح ایمان دارند هر بار که کلام خدا را میخوانند برکتی نوی از آن میگیرند. ما اگر گواهی مردمانی را که گفتیم از چندین سالهاست که به مسیح ایمان دارند، بخوانیم، بسیاری شان میگویند که ما هر باری که کلام خدا را میخوانیم یک چیزی نو از آن میآموزیم. چرا؟ بخاطریکه کلام، کلام خداست. کلام انسان نیست.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ سلام شنوندگانی ازیز برنامه باشما چه حال دارین؟ امیدوارستم که با خانواده تان خوش و سرحال باشین و آماده شنوندن برنامه این حوبت ما باشین خب شنوندگانی ازیز ما باست هم جوا جانه به استدیو داریم جوا جان خوش آمدین برنامه با شما تشکرم شاهد جان زنده باشین خب میشه برما بگوین که دوست های شنوندی ما که با تماس شدن زیادتر سر کدام مسایل گفتند و بحث کردند شاهد جان تشکر میکنم بازم پیش ازی که سوال شما را جوابتم تشکر میکنم از تمام شنونده های ازیز ما که تیلفون کردند ارتباط کردند و کسایی که ایمیل روان کردند من از تمامشان تشکری میکنم و واقعا خداونده با وجود تمام شما شکر میکنم دوست های ازیز لطفا زیادتر تیلفون کنین لطفا امروئی ما ارتباط بگیرین ما میخواییم که از طرف شما سوالای بشنویم و امتحان که برنامه با شما نامش با شماست ما میخواییم که با شما باشیم و سوالای از طرف شما باشه که ما بتانیم جواب بتیم امروئیتان از کلام خدا پخش کنیم دیگه شاهد جان دیگه یکی از دوست ها امروئی ما که گفت صد واقعا بسیار برما جالب بود اون میخواست که ثابت کنه که انجیل کتاب آسمانی نیست کتاب درست نیست و ای قدر شک داشت شاهد جان که ما ایران مانده بودم که چی بگویم مگر شاهد جان به فکر ما آمد که ای بیادر ما تنها نیست اگر تنها یک نفر باشه که ای گپ بزنه و بخوای ثابت کنه میشه که ساعت ها را امروئیش بیشینی و بگویی و شاید هم قبول نکنه مگر میتونی که امروئیش زیادتر وقت بگذارانی و زیادتر امروئیش گپ بزنی مگر گپ ایست که متاسفانه ای برادر ما تنها نیست بسیار مردم های دیگه هی هستند که این نظر را دارند حتی شاهد جان در وقت خود ایسای مسیح هم ایطور مردم ها زیاد بودند این نیه که امروز ایطور مردم های هستند که به ضد مسیح و به ضد کلام خدا میگفت میزنند و میخوای این ثابت کنند که کلام درست نیست ایسای مسیح خودش مثلا معجزات که میکنند به اون ایمان نداشتند نرتنا امروز بلکه در اون وقت ها ایطور مردم ها زیاد بود شاهد جان اون مردم ها متاسفانه کسایی بودند در وقت خود ایسای مسیح که متاسفانه زیادترشان علمای مذهبی بودند وقتی که ما شما انجیل مقدسه میخانیم کسایی که زیادتر به ضد ایسای مسیح بودند امو کسایی بودند که علمای مذهبی دین بودند شاهد جان من که میبینم بر از اون مردم هم آسان نبود که قبول کنند نمیتونستن که قبول کنند مگر شکر که ایسای مسیح قلب ها را میفامید شاهد جان افکارشان را میفامید و ما میخوایم که یکی از قصایی که در انجیل ذکر شده شاهد جان امو را بخانیم در باری از او یکمه تفکر کنیم و یکمه گره بزنیم انجیل مرقص فصل دو از آیه یک تا دوازده در اینجا نوشته شده که پس از چند روز ایسا با کفر نهوم بازگشت کفر نهوم منطقه است و حبر ورود او فوری به شهر پیچید تمام مردم شهر کفر نهوم و منطقه کفر نهوم کلگی حبر شدن که ایسای مسیح آمده و طول نکشید که خانه که ایسا دران بود پرشد مردم پرشد بطوری که اتا بیرون خانه نیست جای ایسادن نبود دران حال او پیام حدا را برای مردم بیان میکد ما میخواییم شاهد جان کم تصویرش داشته باشیم اگر ما چشمایی ما را امیال پد کنیم دقیق میخواییم در اون سحنه ما باشیم اگر ببینیم که مثلا ایسای مسیح میاید در کفر نهوم و دفتن حبر در تمام شهر میرسد و جایی که ایسای مسیح در اون خانه میره کل مردم میایند در خانه هم پرمیشه و در بیرون هم کل مردم جم میشند و کلگی جم شده و ایسای مسیح کلام ها داره اینجا برای اون مردم میگه در آیه سه میگه در این انگام چار نفر آمدند و مرد افلیج را بر تخت آوردند ولی نتوانستن خود را از لابلای جمیعت به ایسا برسانند چراکه بیروبار بود پس بپشت بام رفتند و سقف بالای سر ایسا را برداشتند و افلیج را با تختش در مقابل پایهای او پاین فرستادند دوسته ازیز بازم میخواییم که بازم یک کم تصویر کنیم که بیروبار زیاد است و چار نفر یک نفر دوست آمدند که افلیج است او را میارند و از بین مردم نمیتونند تیر شوند بیروبار زیاد است و وا میرند از بام و از اونجا رایی بوده یا هر قمه که بود مقصد از رای بام پس میکنند را رواز میکنند و از امونجا این افلیج را در پشه پایه ایسای مسیح پاین میکنند رسمان حتما بسته میکنند پاین میکنند و راست پشه پایه ایسای مسیح میمانند وقتی که ایسای مسیح این کار از آره میبینه ایمانشان میبینه حشال میشه و اینجا چیز جالب آیه پن میگه وقتی ایسا دید که چقدر ایمانشان به اون قوی است به آن افلیج فرمود پسرم گناهانت بحشیده شد ایسای مسیح بجاییزی که دوست عزیز او را شفا بده برش میگه که گناهانت بحشیده شد و اینجا بعضی از علمای مذعبی آیه شش که در آنجا نشسته بودن پشه حد فکر کردن عجب گفری مگر او خداست که چون این چیزه میگوید این غیرست خدای یگانه چی کسی میتواند گناهان انسان را ببخشد ایسا امان لحظه در خود در کرد که چی فکر میکنند پس رو به ایشان کرده فرمود چرا از این موضوع در اندشه استید؟ آیا فکر میکنید بحشیدن گناهان انسان از شفا دادن مرزش سهتر است؟ آل ثابت میکنم که سخنه بجایی نگفتم بلکه واقعا احتیار و توانایی بحشیدن گناه بشر را دارم آنگاه رو به امو افلیج کرد و به او فرمود توش شفای افتایی به سرت را جمع کن و به خانهت برو آیه 12 اینجا میبینیم که کسی که فلچ بود وچت میحی زد تمام به سر خود را جمع میکنه و طرف خانه خود میدونه دوست های عزیز سوال ما شمایی است که چرا وقتی که ایسای مسی در کفر نعوم آمد چرا قدر مردم آمدن و دورش جمع شدن؟ دوست ها عزیز به حاطر ازی که او دیده بودن قدرت شفا ایسای مسی را به حاطر ازی که دیده بودن که ایسای مسی کلام را که میگه قدرت داره و تمام چیز را دیده بودن پس کلشان آمدن و اینجا هم در دوره جمع شدن و هم کلام را میشنیدن و اینجا نفرهایی که آوردن او فلچ را ایسای مسی برش گفت گناه نتبخش شده شد و کسی که اونجا تاب ناورد و قار شد و عذب شد امو کسایی بودن که اصلا ایمان نداشتند فقط خدا مومن نشان می دادند مگر به قدرت خدا و کلام خدا و چیزی که گفته بود ایمان کامل نداشتند و ایسای مسی این نفر شفا هم گناه هایش را بخشید و بعد از او هم شفا دادش و دوستان ازیز امروز هم کسایی که میگن که ایسای مسی زنده است خودشان میگن ایسای مسی یکانه کسی است که زنده عبدی است ایسای مسی روح خدا است ایسای مسی قدوس خدا است ایسای مسی می فهمند که کلام خدا است ایسای مسی یکانه کسی است که از باکره تولد شده امو مردم هاست که به ضد ایسای مسی گفت می زند و کلام از او را میخوان بگویند که کلام درست نیست پس دوستان ازیز وقتی که ما این چیزا را می شنویم و شما دوستان ازیز که به ایسای مسی ایمان دارین من خواهش می کنم که نراحت نشین جگرخون نشین اتا در وقتی ایسای مسی هم این مسئله ها بوده کسایی بودند که فقط خود مومنشان می دادند مگر ایمان به خدا نداشتند خودشان یک گفتشان با گفت دومشان تناقض داشت درگر این حال ما نراحت نمی شیم شاید جان وقتی که این نفر گفت زد من اول یک کم جگرخون شدم مگر پسان فکر کردم که من نباید جگرخون شدم من کوشش کردم که پیام حاشین جیله برسنم مگر او شخص باید خودش تصمیم بگیره که آیا میخوای پیام حاشین جیله قبول کنه یا نمیخوای آیا میخوای که ایسای مسی را که زندگی عبدی است قبول کنه یا میگه نه من قبول نمی کنم هر کس خودش باید تصمیم نهایی را بگیره ما میتونیم بگویم که بله خداونده من زندگی من به تو مسپارم و میخوایم که زندگی عبدی را در تو داشته باشم خداونده من میخوایم که تو را پرستش کنم یا میتونیم بگویم که نه خدا دروگوی است ما کلامش را قبول نداریم مسی خداونده قبول نداریم و کسان که حقیقت و پیام حاشه بر ما میگه ما او را قبول نداریم میتونن بگوین مگر دوست های عزیز بازم من برتان میخوایم بگویم که ما نراحت نمیشیم و من به تمام شما دوست های عزیز ما که به ایسای مسی ایمان دارین و وقته که ایطور سوالا برتان میاید شما لطفا نراحت نشین من وقته که کلام خدا را میخانم دوست های عزیز من در هیچ جای کلام خدا ندیدم که ایسای مسی پشه مریضی پشه کسی که مرض داشته باشه کسی که مثلا کور مادرزاد بود کسی که مثلا فلج بود اتا پشه روی مرده آجز نشد دوست های عزیز مگر وقته که شما کلام خدا را میخانیم دوست های عزیز ایسای مسی امرای شکاکای روبری شد کسایی که شک داشتند امرای ایطور کسایی روبری شد که واقعا نتانست اونا را قناعت بده بسیار کساست یکی یا دوتا نیست ایسای مسی نمیتانست که وارا به طوبه وادار بسازه ایطور گناهکارایی بود که میگفت طوبه نمیکد منم منم منم منم قدرت خدا را میدید موجزه ایسای مسی را میدید کلام خدا را میشنید مگر باز هم شک داشتند و باز هم طوبه نمیکدند و باز هم اصلا بفکری نبودند که حتی محبت خدا را دریافت کنند دوست های عزیز وقته که کلام خدا را ما میشنویم دو چیز میتانیم که کنیم یایی که کلام خدا را بپذیریم یا رد کنیم ما میتانیم این دو کار را کنیم و حشا به آل کسایی که کلام خدا را میپذیرند مثل امی کسی که فلچ بود و ایسای مسی برش گفت گناهانت بحشیده شد و بعد از او گفت بستره تا جم کن و بلند شد و میتانست اون بستر بفته و بگه نه من شفا نیفتیم مگر حشا به آل اون نفر که بستر خودت جم کد و حشال رفت جور شد و این وقت که بستر خودت جم کد من مطمئن استم که گناهای از آن بحشیده شد بخاطر که قبول کد و امروز ایسای مسی میخوای که گناهای ما و شما را به بحشه ایسای مسی میخوای که ما را زندگی عبدی بده دوسته عزیز ما وقت که از پیام انجیل گفت میزنیم ما از این گفت نمیزنیم که شما فلان فلان فلان فلان کارا را کنین که اگر خدا شما حش شد شما را دوست داره بخاطر محبت بکرانش بود که جسم پوشید و در این دنیا آمد تا که انسان گمشده را شفا به بحشه حیات به بحشه حیات جدید و زندگی عبدی به بحشه این پیام حش انجیل است پیام حش انجیل ایست که ایسای مسی زنده عبدی است و شما این کسایی که انوز اعتبار ندارین به ایسای مسی اعتماد کنین به اون تا که شما زندگی عبدی را داشته باشین پیام حش انجیل ایست که شما اجازه بتین که روح خدا در شما زندگی کنه و شما زندگی نوه داشته باشین دوست ها عزیز کلام ایسای مسی پر از فیض و برکت است و حشا به حال کسایی که میتوانند توبه کنند و زندگی خدا به ایسای مسی بسپارند یکی از نویسنده بسیار نامدار میگه میگه چیسته که شک داشته باشه که حتی موجزی خدا را ببینه بازم میتوند که موجزه را رد کنه و بگایی که نه من ندیدم یا انکار کنه حتی با یک موجزه انکار ناپذیر هم اگر رو بریوی شده میتوند که چشم هدفت کنه و بگایی من ندیدم و آن ترجیح میتوند به جون آن که واقعیت را قبول کنه سر خود شکر تردید کنه و بگایی که شاید من سرم گنگس بود ندیدم این مسئله را یا من مثلا دیشه خواه نکده بودم نمیتونستم چیزا ببینم و این موجزه را من ندیدم میتوند دوستهای عزیز من یک قصه هست که یک نفر از سنفیای من دوران مکتبه قصه میکنم کتومه بسیار ضد داشتند سه چار نفر بود یک ذره کلانتر بودند سنشان از من نمراهات من نسبت به وای اکمه بیتر بود و وای همیشه بدشان میامد زورشان میداد و یک روز در سنف که بسیار کار عملی بود ما را گفت که بیاین ما دور مکتبه جروم میکنیم و کل ما تمام سنف رفتیم و بچند گروه ما را تقسیم کرد و من امراه این چار نفر در یک گروه تصادف آمدم من گرفتم جروه را و جروه کردم اونقدر جایی که برمایی گفت بودند شاید جان اعتبار کن که من از اون بچه ها کدر زیادتر جروه کردم پاک کردم تمام منطقی را که برمایی داد پس که در سنف آمدیم خود معلوم آمد و رفت دیگه گفت خودتان کار کنین من دا آخر میایم میبینم و راستی هم دا آخر آمد سهل کرد بعد از اون آمد در سنف گفت که که بود که نبود در جای کار فلانی بودی؟ بله فلانی داونجا بودی؟ چقدر کار کردی؟ ایتر پرسان کرد و دا آخر نوبت به من رسید گفت جواد من گفتم صاحب داونجا بودی؟ گفتم بله گفت امراهی که بودی؟ من گفتم امراهی این امی گروه که من را خودتان ماندید اعتبارت میه شاید جان که اون بچه ها گفت نه تو نه بودی امراهی ما گفت ما ندیدیمش یک جای ما جارو کردیم منطقه را اصلا کم بود که نفسم بره گفتم من بودم امراهی تان از شما کده زیادتر کار کردم و این بچه ها هر چارش اموده استاد شد گفت نه ما ندیدیمش ما نمی فاهمیم و معلم طرف من سیکند گفت کجا بودی؟ من اصلا ها وخاردم بودم اصلا گریان ما آمده بود که من چی بگویم؟ چی قسم بره زیاد ثابت کنم؟ که من بودم در اونجا من خودم جارو کدم از شما کده من زیادتر کار کردم مگر شاهد جان گفتی ایست که اگر کسی نخواهی که قبول کنه و کسی که بخواهی شک کنه و کسی که بخواهی مشکل درست کنه مشکل درست میکنه ما نمیتونیم ورا تبدیل کنیم و متاسفانه مثل امو چار نفر امروز هم بسیاری کسها هستیم که حقیقت زندبودن یسای مصیبه بایدیکی ایمان دارن حقیقت قدرت یسای مصیبه بایدیکی میگن ایمان داریم حقیقتی ای که یسای مصیبه مرده ها را زنده کند بایدیکی میگن ایمان داریم در این وقت شک میکنن و در این وقت رد میکنن من دلم میصوذه براتو مردمها واقعا اگر حد من بجای حاد اتفاقات در ایمان قراره که تو خودت میکنی که یسای مصیبه زنده اعبادی هست پس چطور توبا ما ایمان نمیری خودت میکنی که یسا مرده ها را زنده کنش پس چطور تو بایدیکی ایمان نمیری چهارات زندگی تا صبردی به روح که دنیا ها روح دنیاوی بر روح دنیاوی تو روح تا صبردی به خودت به قدرت خودت روح تا صبردی و دروه هایی که در باری من برتون گفته میشه تو را قبول میکنی و یک دفعه کلام من را نمیگیری که بخونی و بفهمی که من چی میگم من محبت دارم تا را من تا را دوست دارم تو از محبت من روی تا در میدی مگر به ذهن من استاد میشی گپ میزنی من فکر میکنم شاید جان که اتا خود یسای مصیبه جگرش خون میشه به آلی مردم هم بردی چون روی دوست دارن من و شما روبروی میشیم به خداوند که زنده است به ایسای مصیبه روبروی میشیم و حشا به آل ما حشا به آل ما که اگر بتنیم طرفش سیع کنیم و بگویم شکر ایسای مصیبه که آن میبینیم ات و وا به آل ما که اگر روز روبروی شویم و به خاطر ات چیزی که به ذهدش گفتیم حجالت و سرف گنده باشیم دوست هزیز ایسانه را پشت روی تان بیارین اگر دفت اباریش فکر کنین خداوند شما رو دوست داره ایسای مصیبه شما رو دوست داره به خاطر معبت بیکرانش بود که جسم پوشید دی دنیا آمد و به خاطر گناه های ما و شما بود که دسلیب میخوب شد و دفن شد و قدرت ایسای مصیبه رو من شکر می کنم که سه روز بعد زنده شد و زنده عبدی است دوست هزیز اون می تانه نجات دینده باشه چرا؟ به خاطر که زنده عبدی است او از که دنیا را داوری می کنه دوست هزیز انسان سنگ حاشاک و تمام هستی را او داوری می کنه در متا فصل 28 شما میخونیم که ایسای مصیبه میگه تمام قدرت زمین آسمان به من داده شده است پس دوست هزیزم شما چرا نمیخونین کسی که قدرت زمین آسمان به اون داده شده اون را پیروی کنین یا ایسای مصیبه باید بگوین من امیدوار استم که امی را بشنا اومد دوست هزیزم یا این که بگوین بله واقعا ایسای مصیبه خداوند است یا این که بگوین ایسای مصیبه اگر آدم دروگوی بود مگر در بین در بین نباشید که شما بگوین بله هموش قبول داریم هموش قبول نداریم بزده خود گب نزنین بزده اقل خودتان گب نزنین دوست هزیز لطفاً یا قبول کنین که ایسای مصیبه زنده عبدی است قدرت داره مرده ها را زندکد و واقعا او داوری میکنه دنیا را یا این را بگوین که نه من ایچ نمیخوایم که او را پیروی کنم و این یک دروح است او بیتر است تایی که شما بگوین که بله زنده است دوست هزیز من بازم تشویق تان میکنم که اگر شما شکد دارین اگر شما شکد دارین لطفاً یک بار کلام حدا را بخونین ببینین اگر کلام حدا را شما در بینش هر اشتباه هر بدی را پیدا کدین برمون بگوین من هر روز که شاید جان من کلام حدا را میخونم هر روز یک برکت نوه میگیرم چون که کلام حدا است کلام کتاب های دنیاوی را کتاب های دگیه هست میخونمش ایک دفعه میخونم دفعه دوام دلت نمیشه که زیاد بخوانیش یا بسیار که یک کتاب را دوست داشته باشید دو دفعه شاید بخوانی مگر دوست هزیز کسای هست من کسای را میشنانسم که 60 سال 70 سال است که ایمان دارن 50 سال است که ایمان دارن 40 سال است که ایمان دارن و من دوست هزیز هر باری که کلام حدا را میخونم یک چیز نوی در اون پیدا میخونم و شما اگر شهادت مردم های دگر که گفتم 40 سال 50 سال 60 سال ایمان دارن اگر بخونین بسیاره یا 50 سال که خاندن میگن که هر باری که ما کلام حدا را میخونیم یک چیز نوی از اون دریافت میکنیم یک چیز برکت نوی یاد میگیریم چرا؟ بخونده که کلام حدا از کلام انسان نیست پس بنان من شما را تشویق میکنم و شاید جان اگر اجازه باشه من میخوام دعا کنم پدر اسمونی خداوند پر جلال شکرت میکنم خداونده برای امروز برای ساته که برما دادی خداونده تا حقائق تا را خداونده برسی کنیم در باری حقائق تو گب بزنیم از حقائق تو از کلام تو بخونیم خداونده با شکرگذارت هستیم خداونده که تو زنده ابدیستی تو خداوند محبت هستی شکرت میکنم خداونده که ما میتونیم به تو اعتماد کنیم ای خداونده و پدر جان دعا میکنم به تمام دوست های ازیز ما کتاب امروز شک دارن و به کلام تو به خود تو شک میکنن دعا میکنم که قلبشان را لمس کنی چشمایشا نواز کنی که کلام پرقدرت تا را بخوانن خداونده و خوشی و آرامش را و حیات ابدی را که تو وعده کردی خداونده او و ایاتت در در تو خداونده ای صحیم هستی در یافت کنن خداونده ما دوست داریم ما دعا میکنیم برای وطن ما برای سل و آرامش برای مردم ما برای خداونده من روزه در دعا هستیم و دعا میکنم پدر جان بالاتر از همه خداونده که تمام وطندار های ازیز ما خداونده ای قدرت را پیدا کنن شکر گذارت هستیم خداونده که دعای ما را میشنید و اجابت میکنید شکر که تو خداونده محبت هستی شکر میکنم خداونده که به ما افغان ها خداونده تو نظر لطف داشتی خداونده چشم هزار ها هزار افغان ها خداونده تو باز کردی تا کلامت را بخونند و شکر میکنم به دوست های ازیز ما که تیلفون میکنند میخوایم اعتراف کنم دوست های ازیز از شما مذرات میخوایم اگر ما یک کم به احساسات گب زدم اما تا را که در دعا گفتم دوست های ازیز خداوند شاید از که واقعا با تمام وجود ما شما را دوست داریم و میخوایم که پیام خوش انجیله خداونده شما بشنوید محبت خدا را بچشین تا که محبت خدا شما سرزشد و به دگر مردم ازیز ما برسند تشکر جوا جان شنانده های گرامی ای بود برنامه این حوبت ما که تقدیم تان شد تا تقدیم برنامه آینده تمام شما ازیز ها را به خداوند ما ایسای مسیم اصفاریم ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت بدای ما زرا که گشت است بر شجاحت بدای ما دنیای ما بود همگی غرق در گناه دنیای ما بود همگی غرق در گناه عادل نباشد هیچ کس در دنیای ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت بدای ما خدا بود یک قاضی مطلق براستی بهش نمی رویم با وجود گناه ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت بدای ما لیکن خدا محبت نمود است به این جهان داده یکانه پسر خود را برای ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت بدای ما انجیل پاک عبود از حق کتاب ما پیام حق ندای حقیقت صدای ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت بدای ما پس های برادر عزیز بیا تو همالا قدم گزار زروی صدا قدرای ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت بدای ما عادل نباشد هیچ کس در دنیای ما بهش نمی روی با وجود گناه ما داده یکانه پسر خود را برای ما قدم گزار زروی حقیقت برای ما شناندگان گرامی شما نشارات رادیو صدا زندگی را هر روز ساعت هفت ساب و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه شب با وقت افغانستان روی موج کوتای چلویت متر بند میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات رادیو صدا زندگی را ساعت هشت شب با وقت افغانستان از شبهای پنج شنبه الادو شنبه روی موج متوسط یک هزار و دوسطا پینجا و یک کیلو هرتز بشنوید خواهش مندیم تا نظرات و پیشنادهایتان را با آدرس زعیل ارسال کنید رادیو صدا زندگی صندوق پوستی ۷۰۰ جی پی او لاهر پاکستان همچنان شما میتوانید از طریق ایمیل نیز همراه ما بتماس شوید توجه کنید با ایمیل آدرس ما روشن اد افگن ریدیو دات او آر جی و اگر میخواهید که از طریق تلفون همراه ما بتماس شوید و سوالاتتان را مستقیمن همراه ما مترح کنید لطفاً به شماره تلفون سفر، سفر، یک پنزده، چهله، یک پنزده، پنجه هفتهده، یک سیوه، یک بتماس شوید
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹