داوری بوسیلهٔ کلام عیسی

  ۲۲ دقیقه

داوری، آخرت، ملامت، فیلم، داستان، قهرمان، بدماش، پیلاطوس، قصر، عیسی مسیح، خدای پدر، لقمه، دستر خوان، آخرین بار، تاریکی، به طرف عیسی مسیح.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض پس ایسا با صدای بلند گفت هر که به من ایمان بیاورد نفقت به من بلکه به کسی که مرا فرستاده است نیز ایمان آورد است هر که مرا می بیند کسی را که مرا فرستاده است دیده است من نوری هستم که به دنیا آمدم تا هر که به من ایمان آورد در توریکی نماند اما اگر کسی سخنان مرا بشنود و اطاعت نکند من در حق او دعوری نمیکنم زیرا نیامده هم تا دنیا را ملامت سازم بلکه تا دنیا را نجات بخشم دعوری هست که هر که مرا رد کند و سخنان مرا قبول نکند او را ملامت می سازد سخنانی که من گفتم در روز آخرت او را ملامت خواهد ساخت چون من از خود سخن نمی گویم بلکه پدری که مرا فرستاده است بمن فرمان داد که چه بگویم و چگونه صحبت کنم و من می دانم که فرمان او زندگی عبدی است پسان چه من می گویم کاملا همان چیزی است که پدر به من گفته است سلام دوستهای مهربان به شنیدن رادیو صدای زندگی خوش آمدین من پیام هستم که بر تقدیم کدن یک درس دیگر از انجیل یوهنا در خدمت شما قرار دارم من میرویس هم به شما عزیزان سلام تقدیم میکنم بر شما دعا میکنم که همیشه خوش و سلامت باشین ما در شروع از فصل دوازده اینجیل یوهنا از آیت 44 تا 50 را شنیدیم که آیات آخری این فصل بود در این قسمت ایسای مسیح در باره مورد قضاوت قرار گرفتن صحبت کده بود این سحنه ها را که یوهنا در این قسمت انجیل خود به تصویر کشده مثل آخر فلم و یا آخر داستان معلوم نشد در فلم کاوبای و یا فلم هندی شما دیدین که قهرمان فلم و بدماشا چطور یکی در مقابل دیگر نخشه می کشند تا طرف مقابل شکست بدن در حقیقت قسمت های زیاد فلم یا داستان این نخشه کشیدن های دو طرف تشکیل می ده اما وقتی که فلم به آخر خود نزدیک می شه با وجود که بینندگان نظر به تجربهی که از دیدن فلم های مشابه دارن تا حدی می فامن که آخر داستان به چی شکل ختم خواد شد اما باز هم بدقت فلم و یا داستان تقیب می کنن تا دقیقاً بفامن که چی می شه آیا قهرمان فلم مثل همیشه کامیاب شده زنده می مانه و یا شکست خورده کشته می شه داستان نویس ها و تولید کنندگان فلم اخصاراً کوشش می کنن که آخر فلم را به شکلی تحیه کنن که قهرمان فلم دا آخر کامیاب شو و بینندگان دا آخر خوش و خوشحال با داشتن احساس معفقیت و خوشی خانه برن اونا نمی خواهند که بینندگان بعد از دیدن فلم شکست خورده و جگرخون خانه برن من در سینما دیدم وقتی که دا آخر قهرمان فلم بدماشا را شکست داده کامیاب می شه تماشاچیان معفقیت او را با چک چک استقبال می کنن و با ای استقبال فلم با آخر می رسه به نظر ما ای قسمت های آخر فلم و یا داستان هاست که خاننده و یا بیننده را به انتظار مانده به شوق می رد تا بفهمه که بالاخره چی خواد شد کسایی که سفر و کار ایسای مسیر دقیق زیر نظر داشتن مثل بینندگان فلم به شدت انتظار می کشیدن که آخر داستان ایسای مسیر چی می شه و حکم روایان روم و رهبران مسحبی در مقابل او چی می کنن دوست های مهربان حالی یک ایلان را می شنویم بعد از شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفاً ما را تا آخر ای صحبت همراهی کنین موسیقی موسیقی شنونده عزیز البته هنوز بر رسیدن به سحنه آخری فلم سحنه های هنوز باقی مانده بودن که لازم بود انجام می شدن در یک از این سحنه های ایسای مسیح با یک بدماش که پلاتوس بود روبرو شده بود با او چشم با چشم روبرو شد اما باید متوجه باشیم که پلاتوس بدماش اصلی و یا دشمن اصلی قهرمان داستان و یا فلم نبود پلاتوس زیر دست کسی دیگر به نام قیسر روم که او عمل می کرد بود در حقیقت ای قیسر روم با وجود که بسیار مقدر بود باز هم دشمن اصلی قهرمان فلم و یا ایسای مسیح نبود دشمن اصلی قهرمان فلم تاریکی بود که یهودا به او داخل شده در او پناه برده خود را گم کده بودن یهودا که یک از نزدیکان ایسای مسیح بود از ای تاریکی بلی عملی کدن نقشه خود کار می گرفت یوهنا تا هنوز به ای تاریکی کدام نام انتخاب نکده وقتی که پسان در فصل 13 می خانیم همین که یهودا لقمه را گرفت شیطان در هست و در آمد ما نباید تحجب کنیم همین که لقمه را گرفت بیرون رفت و شب بود در ای قسمت آخر فصل 12 یوهنا از نظر خود تمام چالش ها را که ایسای مسیح از شروع با او روبرو بود جمبندی کده مثلا نور به دنیا آمد و در تاریکی درخشید اما تاریکی بر آن قلبه یافته نتوانست نور به دنیا آمد و در بین آنها بود آنها را دعوت کرد که ای نور را از خود بسازند و در آن راه بروند اما آنها این کار را نکرده متاسفانه لقزش خوردند ایسای مسیح خودش نور دنیا است او کسی است که بیتانه چشمه ها را هم جسمن و هم روحن باز کنه او این کار را در او وقت عملن انجام داد و حال هم انجام میته چون او خودش منبعی نور است نور کافی موجود بود که دنیا میتانست وسط او ببینه اما با تاسف که هر کسی نخواست بینه شده ببینه شاید برای بعضی ها شرماور و خجالتاور بود که بنابینهای خود متوجه شدند و چشمانشان بینه شده ببینند اما امکان داره برای بعضی این تجربه جدید بینه شدند حقیقی و چالش برنگیز بود اما کسانی که قستن و عمدن تصمیم گرفته انتخاب کردن که در تاریکی بمانند ایسای مصیب با کلمات عجیب به اونا اختار میته که بچه چالشها و چی سرنوشت روغروخ خواد شدند در آیت 17 فصل 12 اینجیلی و هنان میخانیم زیرا خدا پسر خود را به دنیا نفرستاد که از دنیا بازخواست کنه بلکه تا آن را نجات بخشد ایسای مصیب خاطر به دنیا آمد که خدا به دنیا بسیار محبت داشت در فصل 12 آیات 16 میخانیم زیرا خدا به دنیا آنقدر محبت داشت که پسر یکانه خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد طلاق نکردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود چنواندهای عزیز حالا بیاین با هم یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود و برنامه خود ادامه می کنیم خود فرموده که دستم را می گیرد برد آنجا که دارم راحتت فهمه ندارم گله نکنم خود و اندم می ساند منم خود فرموده که دستم را می گیرد خود و اندم می ساند منم خود فرموده که دستم را می گیرد برد آنجا که دارم راحتت تنها ایسا باشن مارک دلم تنها ایسا آنجا ساکن شوند با حفظه او را مانند نباشن تنها نزده او راحت بیابند فهمه ندارم گله نکنم خود و اندم می ساند منم خود فرموده که دستم را می گیرد برد آنجا که دارم راحتت خود و دنیایی قدر محبت داشت که خودش در جسم انسانی در پسر عزیز خود به زمین آمد کلام خدا در وجود پسر عزیز خود بخود جسم پوشید ای کلام خدا در ای پسر عزیز و تمام معنی ایسای مسیح بود و است اما انجام دادن ای کارها و یا سحناهای سخت آخر فلم به ای معنی هست که نور نسبت به گذشته به شدت زیادتر باید می درخشید با درخشش زیادتر و زیادتر نور گلزت تاریکی سایه هم نسبت به گذشته زیادتر و زیادتر می شود دوستوهای مهربان وقتی که درخشش نور کمرنگ و خاکستری رنگ باشه مردم بین نور کمرنگ و تاریکی کمرنگ سرگردان می باشن اونا بین نور و تاریکی را درست فرق کده نمی تانن گاهی به طرف نور و گاهی به طرف تاریکی می روان اما وقتی که نور به شدت شروع تابیدن می کنه و برالا با نجات و شفا هم همراه باشه و مردم بروشنی زیادتر و واضحتر پس به طرف زندگی رهنمایی کنه در این صورت چی واقعی می شه؟ در این صورت اگر باز هم اونا تاریکی را ترجیح داده انتخاب کنن هیچ سوال باقی نمی مانه که اونا باید به نتیجه انتخاب خودشان روبرو شوند با تعصف که نتیجه انتخاب اونا کاملا واضح و روشن هست وقتی که عیسای مسیح کلام محبت را به مردمان بیان کرد در حقیقت کلام خدا را با اونا بیان کرد کلام را با اونا بیان کرد که دنیا را شفا می داد مردم که این کلام رد می کردن اونا خودشان خود را در آخر با مشکلات روبرو می کردن این مشکلات از طرف خود عیسای مسیح در مقابل اونا باوجود نمی آمد بلکه از طرف هر کلمه سر اونا می آمد که اونا به گوش خود چنیده بودن و هرگز انکار کرده نمی تانستن که اونا او را نشنیدن کلام خودش اونا را مورد غذاوت قرار می داد و استاده شده اونا را ملامت می کرد این کلام این قدرت داشت و داره چون این کلام او کلامی بود که خدا پدر آسمانی به عیسای مسیح هدایت داده بود که بگویه در اخیری این بخص عیسای مسیح از بین جمعیت خارج شد تا بر آخری بار با شاگرده خود در وقت سرف غذای شب یک جای باشه در این قسمت ما هم می بینیم که عیسای مسیح تمام کارهای که تا این وقت انجام داده بود ادعاهای که کده بود ویا تعلیم گرانبه هایی که داده بود اونا را با هم یک جای کده قلاسه می سازه دوست های مهربان حال یک ایلان را می شنویم بعد سنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفاً ما را تا آخری صحبت همراهی کنین موسیقی جنونده عزیز با بررامه خود ادامه می دیم کلامی که از دوهان عیسای مسیح خارج می شد که خدا به او هدایت داده بود که بگویه کسانی که با او ایمان می آوردن در حقیقت به خدا ایمان می آوردن مردمی که به طرف او می دیدن می دیدن که او حقیقتاً کی هست اونا می فامیدن که عیسای مسیح آینه حقیقی انعکاس کامل خدای پدر است ای یک ادعای کامل ابلحانه خواد بود که مردم دو وقت و حتی حال به ای ادعاهای عیسای مسیح شک کنن که او آیا حقیقتاً ای کارها را انجام داده و ای ادعاها را کده اونا ممکن است شک کنن که ای گپای الهیاتی همه تخلیق شده زن و خیال پردازی های یک نویسنده زیرک مثل یوهنا شاید باشه اونا شاید شک کنن که ای گپا بلاتر است یک خیال پردازی چیزی دیگه نیست اما باید متوجیه باشیم که دروازه ها بر سوانات تاریخی هنوز هم باز است و هر تحقیق که در مورد صورت بگیره ما پیروان عیسای مسیح او را استقبال میکنیم اگر دلیل اصلی شک کنن سر خود یوهنا باشه ای ترس لرزان اونا با همه حقائق که برحقانیت او وجود داره ممکن است بجای باشه اما سوال اصاسی ای است که آیا عیسای مسیح خودش سخن و زبان خدای زنده بود؟ آیا دیدن به طرف او حقیقتاً دیدن به طرف خدای پدر بود؟ آیا شنیدن گپای او و باور نکدن اونا بمعنای بلاخره مورد قضاوت قرار گرفتن توسط ای سخنان و یا کلام بود؟ ما و شما در باره ای موضوعات به اندازه کافی فکر کدیم که بتانیم از کلام جسمگشته که یوهنا بره ما به تصویر کشیده نظر خود قایم کنیم این نقطه ای است که در فرمودهای عیسای مسیح نوفته است که بره جمعیت مردم دورشالیم بره آخری بار بیان کرد بار دیگر که جمعیت مردم عیسای مسیح رو می دیدن در او وقت او یک زندانی است که پیش روی پلاتوس استاده است او مورد ماحکمه قرار گرفت و از فرمودهای او به حیث اصناد محکومیت بر علیه خودش کار گرفته می شود اما در اصل محکمه از اینجا یعنی از فصل دوازی اینجول یوهنا شروع شده عیسای مسیح بدقت به درون تاریخی می دید و تاریخی هم او رو بدقت زیر نظر داشت اما هر کس که این فصل دوازی رو بدقت بخوانه زود و یا دیر تر تصمیم خود رو می تونه بگیره که در کدام طرف استاده شوه به طرف عیسای مسیح یا به طرف تاریخی امیدوار هستیم و دعا میکنیم که به طرف عیسای مسیح استاده شوه بله آمین دوست های مهربان برنامه این نوبت ما در اینجا به پایان می رسه تا تقدیم برنامه دیگر خدا یاد رو می کنیم دهر سی اصل دارم دستگیر خامل را دهر سی اصل دارم شفقتش شود دل را آرزوی دیرینم اگر من سرده هم در راه او ای نوید نباشد هیچ پشیمانی که پس من زنده یا زادم شفقتش شود دل را آرزوی دیرینم قاسمان مسکه نشد منزل یا بدارم دستگیر خامل را دهر سی اصل دارم درد و صوزه که دول گرد و دورو همده بود نه زایی ندانستم رحمتش بتندارم دستگیر خامل را دهر سی اصل دارم برای فخر که کردست شیطان بی جا که با روز قیام بشکست زورش هرچی حاصل داشت باطل است هر فخر قبر و موت و تاریخی نور الفتش همرا حال نیه جلدارم دستگیر خامل را دهر سی اصل دارم دستگیر خامل را دهر سی اصل داشت