ثمره اطاعت

  ۳۰ دقیقه

  ۲۱ سِپتامبر ۲۰۱۸

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان برنامه پنجره نور دوستی عزیز بیننده گرامی سلام عرض میکنیم خدا را شکر میکنیم که باسم از این طریق برنامه پنجره نور در خدمت شما قرار داریم بله دوستی عزیز من برنامه خود سلام عرض میکنم بازم خوش هستیم که یک بار دیگه میمان شما هستیم و امیدوار هستیم که تا آخر با ما باشین بله همیشه پروژیسر برنامه میگه که همیسه سلاموالیکی تان بیشتر بیشتر رسمی وارست نه فکر نمیکنم ما همیشه همینطور گردان هستیم بله برصورتش ما امیدوار هستیم که لحظات بسیار عالی داشته باشیم و امروز در مورد اطاعت گردیم اطاعت از که اطاعت کنیم و سمره اطاعت چی است یعنی موضوع بسیار خوب است دوست های سیس دیگه خواهش میکنیم که تا آخر برنامه با ما باشین و من باور دارم هر کدام ما نزیره جان که صاحب خوشی و برکت خواد شدیم بله دوست های سیس اگر خواسته باشین که بازم امروز زیادتر در ارتباط باشین میتونین برما ایمیل روان کنین تیلفون کنین در فیسبوک ما را تقییب کنین و امکار های ما هستن که جواب تیلفون های تانه بده و ای باعث تشویق ما هم میشه بله دوست ها خوب گفتیم که اطاعت و سمره اطاعت اکثران ما از تفولیت شدیم که ما باید از کلان ها اطاعت کنیم درست است و کلان ها که شامل پدر مادر هم استند و کلان های که مثلا در قریه باشیم کلان های قریه است یا معلمین خود استادهای خود و ای بسیار چیز عالی است واقعا اما مطابق شراعت فیلی که وجود داره نی ما نمیتونیم ما باید بسیار محتاط باشیم احتیاط کنیم نی نسجان که از کی اطاعت میکنیم بله واقعا نه ما نفهم که کی برما چیزای خوب میگه که از ای شتاعت کنیم کی برما مثلا نصیتهای خوب میکنه که از ای شتاعت کنیم بله به این سب ما باید که بسیار احتیاط کنیم و تا باشه که از کسایی ما اطاعت کنیم که واقعا اطاعت ما سمره نیکه با بار بیره خب البته ما هم زمانی این چیزها رو شنیده بودم اما وقتی که ما پیروع کتاب مقدس شدم پیروع انجیر شدم کتاب مقدس برما درسای بسیار عالی رو یاد داد درست است یعنی که خداون ما را رهنمایی میکنه که از کی اطاعت کنیم در این ارتباط میخواییم که یک داستانی را از کتاب پیدایش بر شما ایزو بخوانیم در مورد شرارت شعرهای صدوم و موره و نابودیشان یعنی که دیگه بیطاعتی را دیگه دیگه داستان نشان میته ولی در لا بلازو اطاعت هم وجود داره بین که داستان را با هم یکچه بخوانیم از آیات فصل نزده هم از آیات دوازده الا نزده هم ببخشین در اینجا نشته است که میگه آن دو مرد بلود گفتن دو مرد دو فرشته بود که شامل داخل از این شهر میشه و میخواین که لود را نجات بده با خانوادش و این شهر را نابود کنن آن دو مرد بلود گفتن اگر تو کسی را در اینجا داری یعنی پسر، دختر، دامات و هر قوم خیشی که در این شهر زندگی میکنن آنها را از اینجا بیرون ببر زیرا ما میخواییم اینجا را نابود کنیم خداهان شکایات شدیدی را که علیه مردم این شهر میشود شنیده است و ما را فستاده است تا صدوم را نابود کنیم پس لود به نزد داماتهای خود رفت و به آنها گفت خداها گفت زود شوید، از اینجا خارج شوید خداهان میخواید اینجا را نابود کند اما این حرف به نظر آنها مسخرا آمد صبح وقت فرشتگان بلود گفتن اجلاکن زن و دختر خود را بردار و بیرون برو که وقت این شهر نابود میشود تو زندگی خود را از دست ندهی لود دو دل بود ولی چون خداهان بر او رحمت کرده بود آن دو مرد دست او و زن و دو دخترش را گرفتن و اشر بیرون بردن یکی از فرشتها ها گفت بخاطر حفظ جان خودتان فرار کنید و به پشت سر نگاه نکنید و در دست معطل نشوید بلکه به کوها فرار کنید تا حلاک نشوید لود در جواب گفت ایا قایان از ما نخواید که این کار را بکنیم شما بما لطف بزرگی کرده اید و زندگی ما را نجات داده اید اما آن کوها بسیار دور است و من نمیتوانم خود را به آنجا برسانم و پیش از این که به آنجا برسم حلاک میشم آن شهر کوچک را میبینید بسیار نزدیک است اجازه بدید به آنجا بروم همانطوری که میبینید آنجا بسیار کوچک است و من نجات میابم فرشتها جواب داد بسیار خوب من قبول دارم آن شهر را خراب نمیکنم زود شو تیز برو من قبل از این که قبل از این که تو به آن شهر برسی کاری نمیتوانم بکنم چون که لود گفت آن شهر کوچک است از آن سبب تا فیلن به نام سوغر یاد میشود وقت لود به سوغر رسید آفتاب نو بر آمده بود ناکن خداوند آتشی از گوگرت بر شهر صدوم و موره بارانید خداوند صدوم و موره را و تمام دشتهای آن را با مردم و هر گیاهی که در آنجا رویده بود اما زن لود به پشت سر خود نگاه کرد و به یک ستون نمک تبدیل شد صوب روز بعد ابراهیم بیدار شد و باشه تا به جایی که در حضور خداوند استاده بود رفت او به طرف صدوم و موره و دشتهای آن نگاه کرد و دید که از آن قسمت لود غلیزه بلند میشود اما وقتی که خدا شهرها و زمین هموار را که لود در آن زندگی میکرد و ایران نمود ابراهیم را بخاطر داشت و لود را از آن بلا نجات داد دوست های زیز اطاعت بسیار چیز خوب است من شخصا خودمه متر که پیشتر گفتم اطاعت از پدر مادر خود از کسایی که واقعا با خدا زندگی میبینیم که خداوند خودش عمر کرد از لود که باید از اینجا بره و لود اطاعت کرد ما هم در زندگی خود از بسیاری کسا اطاعت میکنیم و خصوصا بیاین که من یک خاطری خود را بر شما در اینجا بیان میکنم و این خاطره را به قسم ویدیو آماده کردیم این را ببینین و بعدا برگشت میکنیم و به صحبت های خود ادامه میدیم در وقت انوز خرد بودم شاید شش ساله یا هفت ساله بوده باشم بسیار علقه مندی داشتم که مکتب بروم اما پدرم خوش نبود و مکتب رفتنم در وقت امراح مدرم دعا میکد اولاد را به مکتب روحان نکنید بانده که یک کار را غریبی کند یه روز مدرم من را پیش خود خواست بیشتید بچه اینجا برای چی میکنید مدرم مدرم مدرم مدرم مدرم مدرم مدرم امروز کاک عزیز بچه خود را در مکتب شامل میکند در وقت امراح مدرم ببرا نام تا شامل کند مگرم تو باید وعده کنید که هر روز از طرف دیگر پیش ازی که پدرت از کار بیاید از سر زمینه یک پشتار چوب و آزوقه جم کند و به خانه بیاید وقتی که پدرت از کار بیاید پشتاری چوب ببیند دلش بسیار خوشحال میشد و در وقت پرسان نمیکند در کل روز کجا بودید اگر هر روز از طرف سوب مکتب برید از طرف پیشین چوب و آزوقه بیارید وقتی که پدرت خبر شد بازم چیز نمیدهد امور بود که ما امراح مدرم موافقت کند و بسیار خوب از گفت های اتحاد میکند بعد از او همه روزه از طرف سوب مکتب میرفتم و از طرف پیشین میرفتم از سر زمینه یک پشتار چوب و آزوقه از طرف سوب مکتب که پدرم ببینم خوشحال شد خوب یادم هست امروزه که پدرم به توجه کتاب کتابچه بسیار ترسیده از ما پرسان کد کتابچه و قلم از کیست با صدای ترسان و لرسان گفتم از ما است گفت خوب مکتبه میره بسیار ترسیده اما پسان گفت اما یک پشتار چوب و چخد جمع کو بیار اگر مکتب هم رفتی خیلی هست ما دیگه بسیار خوشحال شد چرا که بارزوی دلیم رسیده بودم در مکتب هم بسیار کوشش میکدم نمرات خوب میگرفتم محلمین از ما راضی بودن تا ای که مکتب خود را خلاص کدم باز اون بود که تحصیلات بر تحصیلات عالی روانه امدهان کانکور شد و بعد از یک سال تحصیل در انستود پل تخریق کابل یک برسیه برم پیدا شد و ما به اروپا رفتیم که تحصیلات عالی خود رو ادامه دید ما الان میفهم که سمره اتحاد از خدا و از اشخاصیم با خدا چقدر عالی و سمر مقش نزیره جان بسیار یک خاطری خوش بسیار خوب و واقعا که وقت اتحاد کدی از مادرت که مشوری خوب بردات چقدر برد بفایده تمام شد بله بله کلام خدا میره میگه که ما باید که از کسایی که واقعا خوصا کسایی که بخدا ایمان راستین دارن بخدای راستین ایمان راستین دارن ایمان راستین دارن درست است و پدر مادرم واقعا که مادرم خصوصا مرا بسیار دوست داشت و یک مشوری بسیار خوب داد اگر نه از ما نمیتونستم که مکتب بخورم و پس سمری اتحاد از اشخاص خدا ترس و با ایمان بسیار عالی هست در قدم اول خب اتحاد از خداوند دادن باید داشته باشه و در قدم دوم از کسی باید آدم اتحاد کنه که از خدا اتحاد میکنه ولی اگر کسی از خدا اتحاد نکنه نمیتونه آدم از او اتحاد کنه هر کسی که باشه خب شاید در دوستای ما یک سوال پیدا شده که بعضی کسا که مثلا کلان هم هستند حتی شاید پدر ها و مادر ها مثلا مشورای بده بر طفلای خود که خلاف خواست خدا باشه ما در ایمان خود مثلا پیروهای سایی مسیح شده ایم و امروز بسیاری کسا هست که پدر مادرشان نمیخوایند شما چرا مسیح شده ایم و ای کارا نکنید در اون صورت مشکل هست اما احترام باید داشته باشیم اگر اقل اگر ما اتحاد نمیکنیم باید بشن احترام بگذاریم به نظر که دارند و در پشتر که داستان لوت خانده ای ما میبینیم که در اینجا لوت در مو شهر بند مانده بود چرا مثلا ای نمیتونست از خدا اتحاد کنه نمیتونست که آواز خدا را بشنوه بخاطر از ای که وقت ما خود ما در بین گناهکارا زندگی میکنیم ما امرقم از ما میشیم ما نمیتونیم که از خود کار انجام بدیم و اگر ابراهیم برش شفاعت نمیکد و رحمت خدوان جاری نمیشد رحمت خدوان جاری نمیشد شاید که لوت هم مثل دیگه مردم نابود میشد در اون شهر ولی امتحان که ما شنیدیم یک ذرب المثل است که میگه اگر خواهی رسوان شدی امرنگ جماعت باش که متاسفانه لوت امرنگ جماعت شده بود و از اون خاطر استادگی کده نمیتونست در مقابل اون مردم گناهکار که ما نباید که زیر تاثیر این ذرب المثل بریم ما باید که از خود یک شهامت داشته باشیم یک جرت داشته باشیم و بفهم میرید نظیران ببخشید که تا وقت که فرشت های خدوان نمیاد بر لوت نمیگه که ما این شهر را نابود میکنیم لوت آناز بیدار نمیدونست چون آدت کده مردم در اون شهر آدت کده نظیر میکنه که این اینی زندگی هست ولی کاملا غافل شده بود از خدوان غافل شده بود از کارای نیکو غافل شده بود و اگر فرشت ها نمی آمدن بر نجاتش شاید دزیر بار گناه او میمرد و صدوم و اموره او هم کاملا برباد میشدند ولی بازم خوب است که یعنی داود ابراهیم بر شفاعت کد پس ما میریم دوست های زیز که وقتی این داستان رو خاندیم که خدوان در ضمن از این که ما از خدوان اطاعت کنیم و خدوان در ضمن از این که با محبت و با شفقت و با رحمت است او قضاوت هم میکنه آدل هم است و مطابق عدالت خدا گناه هرگز نمیتونه که جای داشته باشد در ملکوت خدا در شخصیت خدا یعنی نپذیر است خلاص یعنی امکان نداره که پذیرفته شد گناه باید که مجازات شد گناه باید نابود شد همطور که صدوم اموره نابود شد و لوت هم در مو شرایط که لوت زندگی میکد امروز اگر در وطن خود ببینیم و در مجموع در دنیا ببینیم که چقدر در دنیا شرارت است چقدر مردم در گناه زندگی میکنند خداوند چقدر صبر میکند خداوند برما موقع میده که ما از گناه های خود توبه کنیم و به سوی از او بازگشت کنیم و برما چانس داده میره هر روز برما چانس میده و ما نباید که ای چانس نادیده بگیریم و باید که دعا کنیم و از خداوند بخواییم که چشمای دل ما را باز کنه تا ما بر مردم خود شفاعت کنیم برما شفاعت کنیم شدوم اموره شفاعت کنیم و نگفتن اما دستان مثلا این شهر فیلن وجود داره و زمینشناس ها میرند همیشه تقیق میکنند و آثار زرنیق و آتش ها میبینند و در اونجا هیچ چیز نمیره و هیچ کس نمیتونه زندگی کنه فیلن در بهیری مرده این شهر وجود داره و ما باید باید فکر کنیم که شباحت که شهر شدوم اموره مردمش داشتند با مردم امروز چی است شباحت ای است از هم اول تر که خداهان میخوای کلام خود را به سهم مردم برسانه به گوش مردم برسانه که توبه کنند و برگشت کنند به طرف خدا و این مردم آنها مسخرا میکنند لوت رفت بر داماتای خود گفت گفت شما بران که این شهر ویران میشه بخاطر از این که پر از گناه هست این شهر و خداهان قهر از غذبناک است سر این شهر نبود میکنه ولی اونا کلشان مسخرا میکدند امروز وقتی ما از کلام و خدا میگیم دوستایی این را نادیده نگیرین و یک شباحت دیگه این که مثلا دوستایی باران شد آتش باران شد و ما فکر میکنیم که امروز ضرورت به اینی است که خداهان آتش بارانه سر شهرها ما خود ما سر شهرهای خود سر مردم خود آتش بارانیم و نبود میکنیم خود دیگرها را در کشور ما چقدر جنگ است و در گوشا و کنار و دنیا در چی حالت است تماماییش بخاطر گناه هست گناهی که باعث حلاکت ما میشه ولی باید بر احمد خداهان توجه کنیم و از کلام از اویه تاعت کنیم از کلام از اویه که میگه ای گران باران نزد من آئید خداهان میگه نزد من آئید نزد من بازگشت کنید و ما شما را نجات میدم واقعا تا وقتی که ما از درون خود را تبدیل نکنیم نواقص خود را متوجه نشیم و توبه نکنیم ما نمیتونیم دیگرها را در اشتغلیرات بیاریم ما هر کدام ما باید از خود شروع کنیم و وقتی خود ما اصلا شویم هر انسان وقتی اصلا شوید دیگر ضرورت به ای نیست که ما قدر در مشکل زنده ای کنیم در گناه زنده ای کنیم و یکی از گناه های بسیار مهمه که مردم صدای مهموره داشتن که در کلام خداهان میخانیم او غرور بود از دو چیز خداهان زیاد نفرد دارد یکی دروغ است یکی غرور و غرور به ای داشتن که از خدا اتاعت نمیکدن درست است و اینا خودخواهی بودن و شهر پر از گناه بود پر از لواتت بود پر از ای بود که مثلا ما اگر خوب داستان دقیق در اینجا بخانیم ببینیم که گناهایشون در اینجا ذکر کده و مردم خودخواهی بودن مردم میگفتند که ما به خدای نیاز نداریم نداریم میگفتند وقتی که فرشتای خداوان میاد در این شهر داخل میشد در قسمت پیشی نزدیم میخوانیم که مردم به ایواز از ای که بردبار شوند اطراف کنند به گناه خود حتی میخواستند که ای فرشته ها را سرشان حمله کنند چرا که ای فرشته ها به شکل در جسم انسانی آمده بودند در اینجا بسیار جای تعصف است که انسان چقدر زود یعنی از خدا روی میگردند به گناه زودتر رجوع میکند مثلا در زمان نوه مردم اینمه قدر گناهکار بودند تا زمان که خداوان تمام دنیا را با آب غرق صاحب و از او یک چند وقتیر نشد باز مردم از خدا روی گشتند و باز هم خداوان این شهر را زرنگ باران کرد ما همیشه باید بر مردم خود دعا کنیم در این دنیا که هستیم ما فیلن در روزگار ما که هست فیلن که مردم باز هم در گناه هستند و ضرورت به خداوان دارند بله بله اما مردم این امیره نمشنوند وقتی کلام خدا میگه که توبه کنین مردم ما نیاز به توبه دارند مردم ما نیاز به آجزی دارند که در حضور خدا آجز شوند و احمد خدا شامل زندگی خودشان و تفلایشان شوند خب فکر میکنم در این لحظه یک سروت بشنیم و بعدا با صحبتهای خود اضافه میدهیم بیاین که سروت با هم یکجا بشنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دسته ازیز شما بیننده برنامه پنجره نور استین و ما در مورد اطاعت صحبت میکنیم اطاعت سمره نیکو داره اما میخواییم واضح بسازیم که از چی کسی ما میتونیم اطاعت کنیم باید از کسی اطاعت کنیم که واقعا رهنمائی ما است رهنمود ما است امتحان نیست نزیره جان؟ بله امتحانی چیز خاندیم که رهنمون راهی ما گفتار مسیس بله یعنی کلام خدا میتونه رهنمای زندگی ما باشه بله و امروز کلام خدا بر ما میگه که ایسای مسیح بار دوم باس هم میایه و بار دوم که میایه بخاطر نجات نمیاد یعنی دفعه اول که آمده بود دو هزار سال پیش ایسای مسیح بخاطر نجات مردم آمد ولی بار سانی بخاطر قضاوت میاد و از امی خاطر ما میخواییم که یک قسمت را از کتاب انجیل که خود گفتار ایسای مسیح است که رهنمود زندگی ما است میخواییم که بر شما بخانیم در اینجا در مورد آمدن دوم ایسای مسیح است آمدن پاتشاهی خدا است از انجیل لقا فصل 17 از آیات 27 به بعد میخوانیم که میگه مردم تا روز که نو وارد کشتی شد و سیل آمده همه را نابود کرد میخوردند و مینوشیدند زن میگرفتند و شوهر میکردند همچنین مانند زمان لود خواهد بود که مردم میخوردند و مینوشیدند و به خرید و فروش و کشت و کار و خانصازی مشغول بودند اما در روزگار در روز که لود از صدوم بیرون آمد آتش و سنگ و گوگرد از آسمان بارید و همه را از بین برد روز که پسر انسان ظهور کند مانند آن روزگار خواهد بود یعنی در اینجا ما میبینیم که ما امروز همگی مصروف کارهای خود هستیم مصروف زندگی خود هستیم و کلام خدا برما اختار میده که روز قضاوت خدا آمدنی هست پس دوست هزیز شما آیا آماده هستین؟ آیا آماده هزی هستین که آماده هزی هستین که عیسای مسیه می آیا و قضاوت میکنه؟ پدرم همیشه قصه میکد خودش یک مسلمان بود و میگفت که در روز آخر فقط عیسای مسیه قاضی هست او هست که از ما شفاعت میکند ولی امروز عیسای مسیه حاضر هست که از شما شفاعت کن امترکه ابراهیم هست بخاطر لوت و خانواده شفاعت کرد و نجات پیدا کرد عیسای مسیه بخاطر ما شفاعت میکند ولی خودش نجات هنده هست آمین آمین پس دوست های عزیز میخواییم این را به صحبت شما برسانیم که ما باید بیدار باشیم بیدار بایی باشیم که در حضور خدا بیاییم و باید بردبار شیم و خداوند ما را دعوت کرده هم روز عیسای مسیه ما را دعوت میکند و میگه که آی گیران باران نزده من بیایید و من شما را آرامی خواهم بخشید بله ایچ کسی برما وعده نکده ولی عیسای مسیه امروز برما وعده کده و او برما شفاعت میکند پیشتر ما گفتیم که ما باید که برمملکت خود دعا کنیم و شفاعت کنیم ولی عیسای مسیه خودش برما شفاعت میکند پیش خداوند که ما از گناه ها دست بکشیم ولی وقت ما از گناه ها دست میکشیم نباید دیگه پس به طرف عقیب ببینیم مثل زن لود وقتی به عقیب دید خب برای از وان مشکل بود چون تمام سرورتش در اونجا مانده بود شاید خیشهایش هم اونجا بوده باشد دوستایش هم اونجا بوده باشد کل زندگیش هم اونجا بود ولی او به عقیب برگشت ولی وقت ما به طرف خداوند ببینیم کلام خداوند را میشنابیم به طرف از او رجوع میکنیم ما نباید دیگه به زندگی گناه آلود خود برگشت کنیم و ببینیم و از اون مایوس شویم که و بگویم کاش که ایتای ایک زندگی میداشتیم وقتی ما در حضور خداوند استیم فیض خداوند برما کافی است و ما به دعوت خداوند باید لبیگ بگویم بله بله دوستای عزیز پس میبینیم که شهر صدوم اموره بخاطر گناهایشون اموطوری که دیگه خاندیم مشغول خانه و زندگی و عشق نوش خود بودند و هرگز در فکر خدا نبودند خدای خود بودند و قضاوت خدا سر از این شهر نازل شد و دعای مایی است که خداوند مردمی ما را از قضاوت از زیر قضاوت و محکومیت آزاد بساده و او آزاد ساخته ایسای مسیح خودش آمده گفته که ما شما را عادل میسازم اگر به ما ايمان بیارین بس دوسته ازیز وقت برنامه ما روبه تمام است دعای مایی است که شما ایسای مسیح را در قلب تان جای بتین و از حلاکت عبدی از مرگ عبدی نجات پیدا کنین تا برنامه دیگه که بازم در خدمت شما خواد بدیم شما را به خداوند یکتا متحال می سپارین خدا آفیز و ناصرتان دوسته ازیز موسیقی موسیقی