۳۰ دقیقه
۱۷ مارس ۲۰۱۱
با روایتی تأثیرگذار از واقعیتهای تلخ زندگی در افغانستان، ما داستان بابا قلندر، دهقان سالخوردهای را دنبال میکنیم که میان فقر و کشت غیرقانونی کوکنار گیر مانده است. در حالیکه دولت برای از بین بردن مزارع کوکنار اقدام میکند، ما کشمکش او را برای پرداخت بدهیها و تأمین زندگی خانوادهاش میبینیم، در حالیکه مسیر ویرانگر تبدیل شیرهٔ کوکنار به هیروئین نیز آشکار میشود. ما نشان میدهیم که چگونه این تجارت، بهویژه جوانان را با فریب، وابستگی و وعدههای دروغین به دام میاندازد. با روایتی صادقانه، هزینهٔ انسانی اعتیاد را به تصویر میکشیم و برای تغییر فرا میخوانیم، تا راهی به سوی مسئولیتپذیری، ایمان و رهایی از چرخهای که زندگیها را نابود میکند، گشوده شود.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
خانه و خانواده راژیو صدا زندگی تقدیم میکنه خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده خانه و خانواده شنونده ای گرامی به برنامههای پودر شیطان گوش فراده اید گوش دادن به این برنامهها مانند این است که شما از ذرون مرد پیام زندگی از میان دوزخ رهائی به سوی جنت و از میان اصارت وحشتناک دعوت به سلح و آزادی را خواهی چنید زیرا این برنامهها زشتی و پلیدیهای هیروین و سایر مواد مخدر را برملا میسازد خب شنوندههای گرامی بابا قلندر کسی است که در زمینهای خان قریه خاشخاش یعنی کوکنار کشت میکند و پول را که از کشت خاشخاش به دست میآورد هم پول قرض خان قریه را میپردازد و هم زندگی بخور و نمیره خیش را به پیش میبرد یک روز بابا قلندر در حال که کمرش درد میکند صبح وقت از خواب برخواسته و از کلبه گلیش خارج میشود تا از کردهای کوکنارش وارسی نماید توجه کنید وای وای وای وای وای کمرم چقدر داره آی آی تا که صبح بخیزم آی آی این کردهای خاشخاش دیگه صبحی وقت چقدر خوب مالم میشه آدم فکر میگنه که قبای حتش هست آی آی آی آی چقدر خوب مالم میشه آی آی لیکن افسوس که این گلههای سرخ گلههای سرخ با دو غلط با کار میده لیکن یک آدم پیر مثل من گلههای سرخ گلههای سرخ لیکن یک آدم پیر مثل من گلههای سرخ گلههای سرخ چطور میتونه از کشت گندم جواری پیسه زیاد پیدا کنه آی آی آی چهی کنم چاره چیست از مجبوری خاشخاش کشت میکنم آی آی آی آی آی که قرض خودم بتوم زندگی خودم پیش ببروم آی آی آی آی آی پدر من را صدا دادیم نه بچه هم تو را چی صدا کنم کته خود گفت میزنم کته روزگاه خود دیگه بچه هم کردهای خاشخاش چقدر خوب مالم میشه مثل آتش هاره آهان پدر دیگه سو بچه وقتی وقت گلههای تحوبش مالم میشه آی آی آی آی آسمان خود صافه هست بگم دو گوشه هبر ورکش مالم میشه پدر کدام گوشه رو میگی؟ اونو چرا میگم هی؟ تو بیایی طرف پالی من ستاچو مالم میشه هی؟ آنا آن دیگه اون طرف جنگه رو میگم هبر؟ آهان مگم در نظرم هبر نیست خیلی چیست آهان بچه؟ دود وره مالم میشه آهان دود؟ دود وره مالم میشه دود چیست آهان بچه؟ دیگه دود زیاد شده رفت به حرام که از آخر قردهای خوشخاش دود داده میشه آهان خدا خیلی کنه نگید از قردهای خوشخاش در داده چی بالا؟ نگید بالا آهان بالا چه اینوش؟ سطلو رو پر کاره آهان بچه آهان چی داری؟ بالا پس بیا که از آخر نگید بلا دفتر خوشخاش بابا تو دفتر زندگی خود باش پس بیا بابا آهان گرفتم تو قردهای من رو درمیدی باش کالو منتظر تا مشکنا نمی آره تو قردهای من رو درمیدی خاش خاش من رو درمیدی پرده پرده گلنه رو پرده اگه نمی کشمه پرده بابا قلندر ایلا بتی اون نفره چرا قایم گرفتی؟ بان که بره تو میفهمی که کشت خوشخاش که دشمن مردم است قانون از ایره پای میکنی ملک صاحب تانا حبابیم نیست که خوشخاش کشت شده باشه آهن زمینهای ما رو در دادی دگه کسام خوشخاش کشت کردن بچه بابا قلندر تو خبر داری که دولت کشت خوشخاش من اعلان کرده درد هم خط کرده بود که حوز خوشخاش گندوم و جواری کشت کنه ملک صاحب ملک صاحب اگرب خان خودت خود خبر داری که ای زمینها از خودم نیست از میر صاحب است من ای زمینها نه چاره گرفتیم اگه من گندوم کشت کنم پیسه خرزی میر صاحبه که رسان نمیتونم ما خود مردم و پیسه خرزی میر صاحب خود مرد اگه باز خوشخاش بکاری مردم ای قریه از دست خوشخاش شما به تنگ آمدند مردم تصمیم گرفتند که با کمک دولت منطقه خود از شر خوشخاش پاک کنند اموطویی منطقه را از شر مردمهای مثل امیرخان پاک کنند بابا قلندر به امیرخان بگو که ای تجارت شیطانی خود کارخانههای هیروین سازی خود از ای منطقه ببره ای آخری اختار هست براتو امیرخان آل بان که مامورای مبارزه با هیروین برند کار خود کنند چیزایی را که برد گفتم خوب بوشت بگیری آشماست بابا چه حال در دلآن قاید کردی چی چھورت میزنی چی چھورت میزنی چی خواهد در سر ما شد زندگی ما تبا شد بابا ایچ چھورت نزن چطور چھورت نزنم او بچه آسانه نرم خریه و زومتم کلش با پیج چشمم در گرف چی خواهد کردیم پدر حدام ربان هست باز یه قسم کارهای روزها را داره زیاد تشریف نکو آره استی پدر یک چیز در فکرم گست چی گست در فکر تو بچه یک راه و چاره را پیدا کردیم چی راه و چاره را پیدا کردیم دیبالا پشه داود بچه میرخان میرم اوزو چی میکنه میگمست که مرا پشه بابیش ببره خواه که از خاطر کردهای خاشخاش برش بگویم که کردهای خاشخاشا که کردهای خاشخاشا ملک اکرام که نفرهای دولت در داده اکمان دلش برای ما خواست کمک ما خواست که شاید که سود قرضشا سر ما کم کنه او بچه من تو را که ای میمونم که تا خانه ورم خورا بری تا گلو دارم ندارم زندگی خود من تنها تو را دارم تو را استسپطم چی خواست کرده ما او بچه بابا ایچی راه نزن او بچه بانم یک جگر خونه بسمست من که داود میرم کسی سان داود بچه مرخان چرد سر کدن نمیتونه دل جان باشه بابا بابا خیلی من میرم کجا مری او بچه بانم که برم آه بابا بچه کجا میری باش او بچه سبر که کجا میری شنندههای ارجمند توره که شنیدید ملک اکرام به بابا قلندر حشدار داد که دیگر به زر خاش خاش نپردادد ولی بابا قلندر کاملا درک نمی کند که این کارو چقدر نادرست و پلیت میباشد او باید باید باید باید چقدر نادرست و پلیت میباشد اما بابا قلندر تحت تحصیل وسوس خاش خاش قرار میگیرد زیرا او نمی تواند از زر گندم پول کافی به دست بیاورد ولی دستانه ازیز بیاید خاش خاش را که بابا قلندر کشت میکند پیگیری کنیم و ببینیم که با کجا میانجامد وصود افریقی هستند در شروع از غزه خاش خاش مایه شیرمانند را میگیرند و در لابراتوارهای که در نقاط دردست کشور طور غیر قانونی جا بجا شده است با یک ماده کیمیاوی مخلوط نموده و از آن پودر هیروین درست میکنند این پودرها در جبعههای بستههای کوچک بستبندی میشود و با دلالان هیروین داده میشود وقت این بستهها به دست دلالان میرسد آن را به بستههای کوچکتر تقسیم میکند و با مخلوط نمودن گلوکوز ویا مواد دیگر درجه ویا کیفیت آن را بالا میبرند و به این ترتیب دلالان از طریق هیروین به دلالان این پودر هیروین را به اشخاص دیگر بنام مواد فروش یا پودر فروش که در شهرها زندگی میکنند تسلیم میدهند این پودر فروشهای شهری اشخاص هستند که شاید به هیروین محتاط باشند و این کار را بخاطر به دستاوردن پودر مورد زرورت روزانه خیش میدهند این پودر فروشان هیروین را به محتاطین میفروشند و کوشش میکند که جوانان را به استعمال آن ترقیب نمایند و ایشان را وادار مینمایند تا پودر را برای نخستین بار امتحان نمایند یکی از نعیرنگهای پودر فروشهای شهری این است که هیروین را تا هنگام که شخص به هیروین محتاط شود رایگان در اختیارش قرار میدهند و بعد از آن که محتاط شد از آنها پول مطالبه مینمایند وقت شخص محتاط پول هیروین را میپردازد این پول به جب دلال و تولید کننده هیروین میروید مواد فروش شهری و دیگان بچاره فیصدی کم را به دست میآورند هیروین میتواند به شکل مایه جهت تزریق تهیه شود یا خورده شود و یا از طریق بینی استنشاخ شود در آغاز احساس خوبه به شخص گیرنده دست میدهد و سپس شخص مذکور خمار میشود پس از مدت کوتاه وجود شخص محتاط به میزان بیشتر از هیروین ضرورت پیدا میکند و این میزان زیاد باعث از دست دادن قدرت تصمیم گیری از دست دادن شخصی به اشتهایی از دست دادن وزن شده و دیگر پرابلمهای صحی را بار میآورد استعمال بیش از هده هیروین منجر به مرگ معتاد میشود فرد معتاد بجز در مواقعه که هیروین مصرف میکند سرحال میباشد در سائر اوقات احساس درد شدید بخاطر گرفتن هیروین احساس ترس فریب و ناومدی میکند زندگی اینچونین اشخاص معمولا کوتا میباشد در سراسر جهان هزاران جوان وجود دارد که زندگیشان توسط خاشخاش ویران و تباه شده است دوستان عزیز در این سلسل برنامهها میخواهم نشان بدهیم که چطور تمع و گناه یک نفر هزاب و مرگ رنجاور ادعی زیاده میشود ما متقدم که فقط رابطه درست انسان با خدا و مراقبت و توجه سایر انسانها نسبت به هم به عنوان مخلوقات که مورد توجه و محبت خدا هستیم باعث خواهد شد تا بفکر منفعت یک دیگر باشیم در آن صورت است که قادر خواهم شد تا این راه شیطانی را که به سوی جهنم میرود تغییر دهیم و این در صورت امکان دارد که از گناهان خود توبه نموده و دروازه قلب خود را بروی ایسای مسیح بکشاییم و از او بخواهم که در قلب ما جاگزین شود تا بتوانیم بر تمام امیال شیطانی فایق شویم که تا به هر یکی ما میگوید من پشت در استادم در را میکوبم اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند داخل میشوم و با او نان خواهم خورد و او نیز با من بله اگر ما از مسیح پیداوی کنیم ایجگاه خواهشات نفسانی و شیطانی بر ما پیروز نخواهد شد زیرا ناجی ما بر شیطان پیروز شده است پس ای برادر عزیز که خاش خاش کشت مینمائی از گناهان خود توبه کن و از ایسای مسیح کمک تلب نما تا ترا از امیال نفسانیت نجات بهت تا از ذره خاش خاش دست بکشی خب شنانده مهربان برنامه این نوبت خش را امید این که خاش خاش از وطن عزیز ما نوبت شود به پایان میبریم شاد و موفق باشید شنانده مهربان در این قسمت از نشرات خش بارچه شیر را زر نام روح القدس تقدیم تان مینمائیم امید که نوازشگره لحظههای تان باشد موسیقی موسیقی هر درگر بسته باشد بردلد، بستهها بکشایدد روح القداس در طریق آرزوها میدهد آنچرا که شایدد روح القداس پیش جانت میگذارد آینه، پس چرا آرایدد روح القداس تازه گردی لحظه لحظه ای رفیق، که ای ترا فرسایدد روح قداس با تو آید پا با پا همراه تو، راه تو پیمایدد روح القداس مشکلت را یک با یک حل میکند، هر کجا که بایدد روح القداس کم نگردد گرد ترا ایمان تو، روز و شب افزایدد روح قداس ساحل دریای بخشش آورد، گوهری بخشایدد روح قداس مسلحت باشد، ترا تسلیم باش، آنچه میفرمایدد روح قداس گفت ایسا تا که هستی در جهان، در کنارد پایدد روح قداس خدای من، سخری من، پناه من مقای من در تو دارم روح شادی، در تو دارم نور امی مرحم بفتا بر درد من، ای خدایم شفایم زد درد خوایم را، ای خدایم خدای من، سخری من، پناه من، مقای من خدای من، سخری من، پناه من، ای خدایم روح پاکت، ای خدایم خدای من، پناه من، خدای من PYM JBZ خدای من، سخری من، پناه من، مقای من خدای من، سخری من، پناه من ای خدایم، لمس کن قلب شکر سه ای خدایم، خدای من، سخری من خدای من، سخری من، پناه من خدای من، سخری من، پناه من خدای من، سخری من، پناه من PYM JBZ