۶ دقیقه ۱۰ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
یوهنه فصل نهم وقت شب میآید، کسی نمی تواند کار کند تا وقت در دنیا هستم، نور دنیا هستم وقت این را گفت، آب دهان به زمین انداخت و با آن گل ساخت و گل را به چشمان کور مالید و به اون گافت در او و در حوز سیلوها خود را بشوید پس رفت و شست و با چشمان باز برگشت پس همسایگان و کسانی که اورا در وقتی که گدائی میکرد، میشناختند، گفتند آیا این همان شخص نیست که مینشست و گدائی میکرد؟ بعضی گفتند این همان شخص است اما دیگران گفتند نه، این شخص به او شباهت دارد ولی او خودش گفت من همان شخص استم از او پرسیدند پس چشمان تو چیگونه باز شد؟ او در جواب گفت شخص که اسمش ایسا است، گل ساخت و به چشمان من مالید و با من گفت که به حوز سیلوها بروم و بشویم من هم رفتم و خود را شستم و بینا شدم آنها پرسیدند آن شخص کجاست؟ جواب داد نمی دانم آنها آنمرد را که قبلا نابینا بود نزد پیروان فرقه فریسی بردن زیرا ایسا در روز سبت گل ساخته و چشمان اورا باسد در این وقت پیروان فرقه فریسی از او پرسیدند که چیگونه بینا شده است؟ آنمرد به آنان گفت او روی چشمانم گل مالید و من شستم و حالا میتوانم بیبینم ادهه از فریسیان گفتند این شخص از جانب خدا نیست چون قانون روز سبت را رهایت نمی کند دیگران گفتند شخص گناهکار چیگونه میتواند چون این معجزه شخص گناهکار چیگونه میتواند چون این معجزه بینمایند و در میان آنان دو دستگی بوجود آمد آنها باز هم از آن شخص که نابینا بود پرسیدند نظر تو در باره آن کسی که میگوی چشمان ترا باسد که چیست؟ او جواب داد او یک پیامبر است ولی یهودیان باور نمی کردند که آنمرد کور بوده و بینایی خود را بازیافده است تا این که والدین اورا خواستند از آنان پرسیدند آیا این مرد پسر شماست؟ آیا شهادت میدید که کور به دنیا آمده است؟ پس چیگونه او کنون میتواند بیبیند؟ والدین آن شخص در جواب گفتند ما میدانیم که او فرزند ما میباشد و نابینا به دنیا آمده است اما نمی دانیم اکنون چیگونه میتواند بیبیند یا که چشمان اورا باز کرده است از خودش بپرسید او بالغ است و عرف خود را خواهد زد والدین او چون از یهودیان میترسیدند این طور جواب دادند زیرا یهودیان قبلا مافقه کرده بودند که هرکس اقرار کند که یسا مسیح است اورا از کنیسه اخراج نمایند از این جهت والدین آن مرد گفتند از خودش بپرسید او بالغ است پس برای بار دو هم آن مرد را که قبلا کور بود خدا را تمجید کن ما میدانیم که این شخص گناهکار است آن مرد جواب داد این که او گناهکار است یا نه من نمی دانم فقط یک چیز میدانم که کور بودم و او کنون میبینم آنها پرسیدند با تو چی کرد؟ چگونه چشمان تو را باز نموند؟ جواب داد من همین حالا به شما گفتم و گوش ندادید چرا میخواهید دوبارا بشنوید؟ آیا شما هم میخواهید شاگرده شوید؟ پس به او بد و رد گفتند خودت شاگرد او هستی ما شاگرد موسا هستیم ما میدانیم که خدا با موسا سخن گفت ولی در مورد این شخص ما نمی دانیم که او از کجا آمد است آن مرد در جواب آنان گفت چیز عجیب است که شما نمی دانید او از کجا آمد است در حال که چشمان مرا باز کرد است همه میدانیم که خدا دعاهای گناهکاران را نمی شنود ولی اگر کسی خدا پرست باشد و اراده خدا را بجاورد خدا دعاهای او را میشنود از ابتدای پیدایش آلم شنیده نشده که کسی چشمان کور مادرزاده را باز کرده باشد اگر این مرد از جانب خدا نیامده بود نمی تانست کاره بکند به او گفتند تو که در گناه متولد شده ای بما تعلیم میدهی؟ و بعد او را از کنیسه بیرون کشیدند وقتی ایسا شنید که او را از کنیسه بیرون کردند او را پیدا کرد و از او پرسید آیا به پسر انسان ایمان داری؟ آن مرد جواب داد ای آقا کیست تا به او ایمان آورم؟ ایسا به او گفت تو او را دیده ای و او همان کسی هست که اکنون با تو سخن میگوید او گفت خداونده ایمان دارم و در مقابل ایسا سجده کرد ایسا سپس گفت من بخاطر داوری به این دنیا آمدم تا کوران بینا و بینایان کور شوند بعضی از پیروان فرقه فریسی که در اطراف او بودند این سخنان را شنیدند و به او گفتند آیا مقصدت این است که ما هم کور هستیم؟ ایسا به اشان گفت اگر کور میبودید گناه نمی داشتید اما چون میگوید بینا هستیم به همین دلیل هنوز در گناه هستید