۳ دقیقه ۳۳ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
یوهنا فصل دوام دو روز بعد در قانای جلیل جشن عروسی برپا بود و مادر ایسا در آنجا حضور داشت. ایسا و شاگردانش نیست به عروسی دوت شده بودند. وقت شراب تمام شد مادر ایسا به او گفت آنها دیگر شراب ندارن ایسا جواب داد این به من مربوط است یا به تو؟ وقت من هناز نرسیده است مادرش به نوکران گفت هر چی به شما بگوید انجام دهید درانجا شش خم سنگی وجود داشت که هر یک تقریبا هشتات لیتر گنجایش داشت و برای انجام مراسم عوضی یهود به کار میرفت. ایسا به نوکران گفت خمها را از آب پر کنید آنها را لبالب پر کردن آنگا ایسا گفت آقنون کمی از آن را نزد رئیس مجلس ببرید و آنها چونین کردن رئیس مجلس که نمی دانست آن را از کجا آورده بودن آب را که به شراب تبدیل شده بود چشید اما خدمتکاران که آب را از چا کشیده بودن از جیریان اطلاع داشتند پس رئیس مجلس دامات را صدا کرد و به او گفت اما بیترین شراب را اول به میمانان میدین و وقتی سرشان گرم شد آنوقت شراب پستر را میاورند اما تو بیترین شراب را تاین ساعت نگاه داشته ای؟ این موجزه که در قانا جلیل انجام شد اولین موجزه ایسا بود به او به وسیله آن جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش به او ایمان آوردن بعد از آن ایسا همراه مادر برادران و شاگردان خود بکه پرناهوم رفت و چند روز درانجا ماندن چون اید فسته یهود نزدیک بود ایسا به اوروشلیم رفت در خانه خدا اشخاص را دید که به فروش گاه و گوزفن و کبوتر مجغول بودن و سرافان هم در پشت میزای خود نشسته بودن پس از ریسمان قمچین صاخت و همه آنان را با گوزفندان و گوان از خانه خدا بیرون دان و سکههای سرافان را دو ریخ و میزای آنها را چپک کرد آن را با چپو کرد فروشان گافت شاگردان ایسا به خاطر آوردن که نوشته شده پس یهودیان از او پرسیدن ایسا در جواب گفت یهودیان گفتن اما خانه خدا که ایسا از آن سخن میگفت بدن خودش بود پس رستاخیز او از مردگان شاگردانش به یاد آوردن که این را گفته بود و به کلام خدا و سخانان ایسا ایمان آوردن در آن روزا که ایسا برای اید فسه در اورشیلین بود اشخاص بسیاره که موجزات او را دیدن به نام او ایمان آوردن اما ایسا به آنان اعتماد نکد چون همه را خوب میشناخت و لازم نبود کسی در باره انسان چیزه به او بگوید زیرا به خوبی میدونست که در باطن انسان چیست