انجیل یوحنا ۱

  ۸ دقیقه ۱۹ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

اینجیل یوحنان یوحنان فصل اول در ازل کلام بود کلام با خدا بود و کلام خود خدا بود از ازل کلام با خدا بود همه چیز به وسیله او هستی یافت و بدون او چیز آفریده نشد زندگی از او به وجود آمد و آن زندگی نوری آدمیان بود نور در تاریکی می‌درخشد و تاریکی هرگز به آن پیروز نشده است مرد بنام یحیا ظاهر شد که فرستاده خدا بود او آمد تا شاهد باشد و به آن نور شهادت دهد تا به وسیله او همه ایمان بیاورند او خودش آن نور نبود بلکه آمد تا به آن نور شهادت دهد آن نور واقعی که همه ای آدمیان را نورانی می‌سازد در حال آمدن به دنیا بود او در دنیا بود و دنیا به وسیله او آفریده شد اما دنیا او را نشناخت او به قلم روی خود آمد ولی متعلقانش او را قبول نکردند اما به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند این حق را داد که فرزندان خدا شوند که نماننده تولدهای معمولی و ندر اثر نفس اماره و ندر اثر خواهش بشر بلکه از خدا تولد یافتند پس کلم جسم گشته به شکل انسان در میان ما جای گرفت جلالش را دیدیم شکوه و جلال شایسته پسر یگانهی پدر و پر از فیض و راستی شهادت یهیا این بود که فریاد می‌زد و می‌گفت این همان شخصه هست که در باره او گفتم که بد از من می‌آید اما بر من برطری و تقدم دارد زیرا پیش از تولد من او وجود داشت از پوری او همه ما برخورداشدیم فیض بالای فیض زیرا شریعت به وسیله موسا عطا شد اما فیض و راستی توسط ایسای مسیح آمد کسی هرگز خدا را ندیده است اما آن پسر یگانهی که در ذات پدر و از همه به او نزدیک ترست او را شناسانیده است این شادت یهیا وقت یهودیان اروشلیم کاهنان و خادمین آنها لاویان را پیش او فرستادن تا بپرسند که او کیست او از جواب دادن خودداری نکد بلکه به طور واضح اطراف نموده گفت من مسیح نیستم آنها از او پرسیدند پس آیا تو ایلیاس استی؟ جواب داد نخیر آنها پرسیدند آیا تو آن پیانبر وعده شده استی؟ جواب داد نخیر پرسیدند پس کی استی؟ ما باید به کسان که ما را فرستادن جواب بدهیم درباره خود چی می‌گویی؟ او از زبان اشیای پیانبر جواب داده گفت من صدای نداخ کننده هستم که در بیابان فریاد می‌زند رای خداوند را راست گردانید این قاسدان که از طرف پیروان فرقه فریسی فرستاده شده بودن از او پرسیدند اگر تو نمسیح استی و نه الیاس و نه آن پیانبر وعده شده پس چرا تحمید میدی؟ یهیا جواب داد من با آب تحمید میدم اما کسی در میان شما استاده است که شما او را نمیشنست او بعد از من می‌اید ولی من اتا شایسته آن نیستم که بند بودهایش را باز کنم این ماجره در بیت انیا یعنی آن طرف دریای اردن در جایی که یهیا مردم را تحمید می‌داد واقع شد روز بعد وقتی یهیا ایسا را دید که به طرف او می‌اید گفت گیبینید این است آن برره خدا که گناه جهان را بر می‌دارد این است آن کسی که در بارهش گفتم که بعد از من مرد می‌اید که بر من تقدم و برطری دارد زیرا پیش از تولد من او وجود داشته است من او را نمیشناختم اما آمدم تا باها تحمید دهم و به این وسیله او را به اسرائیل بشناسانم یهیا شهادت خود را این طور ادامه داد من روح خدا را دیدم که به صورت کبوتر از آسمان نازل شد و بر او قرار گرفت من او را نمیشناختم اما آن کسی که مرا فرستاد تا با آب تحمید دهم به من گفته بود ارگا ببینی که او بر کسی نازل شود و بر او قرار گیرد بدان که او امان کسی هست که تحمید او بر رول قدوس هست من این را دیدم و شهادت می‌دهم که او پسر خدا هست روز بعد هم یهیا با دو نفر از شاگردان خود استاده بود و وقت ایسا را دید که از آنجا می‌گذرت گفت اینست بر رای خدا آن دو شاگرد این سخند را شنیدند و به دنبال ایسا برا افتادند ایسا برگشت و آن دو نفر را دید که به دنبال او می‌آیند از آنها پرسید به دنبال چی می‌گردید؟ آنها گفتند ربی یعنی ای استاد منزل تا کجاست؟ او به ایشان گفت بیاید و ببینید پس آن دو نفر رفتند و دیدند کجا منزل دارد و بقیه روز را پیش اومندند زیرا تقریبا ساعت چار بعد از اور بود یکی از آن دو نفر که بعد از شنیدن سخنان یهیا به دنبال ایسا رفت اندریاز برادر شمعون پتروز بود او اول برادر خود شمعون را پیدا کرد و به او گفت ما مسیح یعنی تطهین شده را یافته ایم پس وقت اندریاز شمعون را نزد ایسا برد ایسا به شمعون نگاه کرد و گفت تو شمعون پسر یونا هستی ولی بعد از این کیفا یعنی پتروز به معنی سخرا نامیده می‌شود روز بعد وقتی ایسا می‌خواست به جلیل برود فلپوس را یافته به او گفت به دنبال من بیا فلپوس معنند اندریاز و پتروز اهل بیت سیدا بود فلپوس هم رفت و نتانایل را پیدا کرد ما ان کسی را که موسا در تورات ذکر کرده و پیامبران در باره او سخن گفتن پیدا کرده ایم او ایسا پسر یوسف و از احالی ناصره هست نتانایل به او گفت آیا می‌شود از ناصره چیزی خوبی بیرون بی آید؟ فلپوس چواب داد بیا او ببین وقتی ایسا نتانایل را دید که به طرف او می‌آید گفت نتانایل پرسید من را از کجا می‌شوند؟ ایسا جواب داد نتانایل گفت آیا استاد تو پسر خدا هستی تو پادشای اسرایل می‌باشی ایسا در جواب گفت منجیر دیدم ایمان آوردی؟ بعد از این کارهای بزرگتری خواهید دید آنگا به او گفت به یقین بدانید که شما آسمان را باز و فرشتگان خدا را در حال که برپسر انسان بالا و پاین می‌شوند خواهید دید