انتخاب همسر

  ۳۰ دقیقه

  ۲۸ سِپتامبر ۲۰۱۸

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان برنامه برای روشنی خانه های تان دوسته ازیز، سلام عرض میکنیم خدا رو شکر میکنیم که باز هم از طریق این برنامه در خدمت شما هستیم و میخواییم که امروز در مورد یک موضوع بسیار خوش آیند و عالی صحبت کنیم بله، دوسته ازیز، من به نوبه خود سلام عرض میکنم خوش آیند که خوش هستین، جور هستین و ما هم خوش آیند که با شما هستیم باز هم بله، یکی از موضوعات بسیار خوش آیند که هست در زندگی همگی موضوع ازدواج هست موضوع آرسی هست و من را بسیار خوش میکنم این رسم رواج ما و شما افغان ها که وقت تفلای ما کلان میشه ما تصمیم میگیریم که برشان ازدواج کنیم درست است؟ تصمیم ازدواج آرسی شانم میگیریم و واقعا جای خوشی از خاطره هست، خاطره پسر که هست درسته هم که ار جوان آرزو داره که یک روز ازدواج کنه، آرز شوه، یا دامات شوه از زندگی را شروع کنن، این جای بسیار خوشی هست و ما هم آرزو داریم که تمام جوان های ما با آرزو دل خود برسن و کسای را که در نظر دارن، کسای را که در دل شان هست با امید ای که با آرزو دل شان برسن و کسای را که در دل خود در نظر خود دارن امروز مو ازدواج کنن آمین، من آمین میکنم و نزیده جان خود گفتی که با دل شان باشه یکی از موضوعات که در مورد ازدواج هست امی خوشی دل وایا انتخاب یعنی انوان اگر بتیم برای موضوع امروز خود انتخاب یا خوشی یا مثلا محبت، دوست داشتن ای که آیا برای تفلای خود یا برای بچه ها و دخترهای خود از خیش قوم خود را انتخاب کنیم یا از خارج خیش قوم خود را انتخاب کنیم یا خودشان انتخاب کنند این موضوعی هست که امروز واقعا میشه که آدم سرش گره بزنه ولی من خوشم من این در افغانستان خود رواج هست و مردم زیادتر خوش میشند اگر از قوم خیششان باشه یا کس باشه که امروز اینا شناخت داشته باشند این برشان بسیار خوشحیند است که مثلا دختر خاله یا بچه ماما یا این کس ها را برای اعضای فامیل خود بگیرند و ازدواش کنند چون میشناسند و باور دارند و ایمان دارند، اعتماد دارند که اگر امروز اینا ازدواش کنند شاید که دخترشان یا بچهشان خوشبخت باشند ولی امیرون کس نمیتوند که پیشبینی کنند بسیاری کس ها است که از فامیل خود ازدواش میکند ولی اوقدر خوش نمی باشند یک موضوع دیگر که خود گفتید نزیده جان که بچه خاله و دختر خاله در غرب میگن که آدم نباید که خاله و کاکا و ماما را اینا بین خود تفله یک دیگر خواهید ولی ما نمیتوند اگر موضوعات سیخی نباشه موضوعات تیوی شما نمی فاهمیم ولی بر ما کدام فرق نمی کند چرا نه در صورت که اگر خداوند جازه بده کدام چیز مهم نیست ولی در غرب میگن در غرب میگن باید که امی دختر خاله یا بچه کاکا یا اینا میگن که فامیل گفته میشه مثل برادر یا خوهر گفته میشه در حال که از مو سابقا رسم رواج ما است اولین کس رو که ما در نظر می گیریم برای فامیل خود، برای اولاد خود اولین کس از آی فامیل خود آدم می باشه و دیگه ای که حتمی نیست حتمی نیست که باید از خیش قوم خود بگیریم ما نزدیک جان ما از خیش قومی که دیگه خود خود نیستیم نه و این مهم است که شخصیت یک انسان چی رقم است عادت خویش، خواستش چی رقم است آیا می تانه که امرای اولاد ما خوشبخت شده یا اولاد ما را خوشبخت بسازه یا زندگی خود بسازند و سرسامان بتند یا نه شخصیت مهمتر است ضروری نیست که حتمی باید خیش قوم باشه ولی باید شخصیت تولید داشته باشه یعنی این که می گیریم شناخت یعنی این شناخت نیمی است که ما بشناسیم باید واقعا کرکرانه پیش نریم درست است نیم به نظر ما بیتر ای است که مثلا پدر مادر انتخاب می کند از یک جایی یک دختر ها یا مثلا دخترشون را بر یک کسی بده ولی رضایت اولاد ها مهم است درست است نیم قدم اول پدر مادر می وردارد ولی قدم دوم اجازه هم داده شده و برای طفلان دیگه چانس داشته باشند که بگین بله یا نی چرا؟ خب چه وقت می تاند که طفلا بگین بله یا نی وقتی که اینا بتاند لاقال ابراز نظر کنند ابراز نظر کنند و بشناسند و وقت داشته باشند وقت دیگه بسیار مهم است سن سال مهم همچنان مهم است سن سال رسیده باشند که اونا بتاند که بگین نظر خوده نی که بله یا نی ازشان پرسیده شد یعنی تو نشد که مثلا طفلای ما خرد باشد خب او بیچار ها اصل را رویم مثلا اونا چیزای جزوی را در نظر می گیرند که مثلا پارتی است و رخص است یا لباسای نو است اون چیزا را در نظر می گیرند در حال که موضوع زندگی کاملا بسیار امیق است و در موردش پدر مادر بسیار زیاد باید فکر کنند و بعد از اون تصمیم بگیرند خب در این مورد یک درامه داریم درامه ویدئوی بیایید که با هم یک جایی درامه را تماشا کنیم رویفیبره چیه؟ چواد خورده است پدر زمان های شما فرق داشت که اولاد ها را در سی سن خردی عرسی میکدن و زن میدادن نه چی فرق میکند؟ خوب هست که از خردترکی مسئولیت خود را بدانند چواد مسئولیت موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بهترینکه بله موسیقی موسیقی موسیقی ویدیو موسیقی فکر کنن در مورد زندگی آینده خواد اونا هستند پلان کده نمیتونند زندگی خواد که چطور اونا زندگی بسازند چطور طفل به دنیا بیارند و طفلای خواد چطور بزرگ بسازند تنها این مهم نیسته که پشتر در پاچه تمثیلی هم که دیده ایم که میگه که وزن شاید زمین میورده را و روزی شاید خدا میتند تنها این دو موضوع نیست بسیار موضوعات است که طفلا پیش از این که بابلوغیت برسند و ازدواج کنند بفهمند اول اول بفهمند باز بعد از اون وقت پدر مادر شان تصمیم میگیره اونا باید که آگاه باشند از کل چیز آگاه باشند خوب دوست دیزید ما در کتاب مقدس یک داستانی وجود داره از ابراهیم یا حضرت ابراهیم که ما شما میگیم او هم میخواست که بر بچه خود زن بگره ازحاق پرزندش و ما در اینجا میخوانیم که ابراهیم خدمتگار خود روان میکنه به شهر آبایی یا شهر که در اونجا تولد شده بود به صلاح خش و قومش و همه گی در اونجا است چرا؟ که ابراهیم خودش از شهر اور کلدانیان بر آمد درست است به کنهان است ولی نمیخوای که چون مردم کنهان رو نمیشناست اگر مشناسان میبینند که مثلا بدپرست استند یکتا پرست نیستند از اون خاطر میخوای خدمتگار خود روان میکنه که به شهر آباییش بره و از اونجا بر بچهش یک دختر رو خواستگاری کنه که یکتا پرست باشه و به این شکل خدمتگار میره و سفر میکنه بسیار سفر تولانی و در اونجا که میرسه خب کجا بره؟ خدا کس رو نمیشناسه پیش خدااند دعا میکنه میگه خدا امو دختر که متابق مایل تو است امو رو برما در اینجا نشان بده در یک قریه میرسه میبینه که چا است در اونجا و در گرد چا مردم استند و زنان میان آو میبرند دیکانان میان هیوانات خود آب میتند و چا واقعا وقتی که من میخوانم امیر امو قریه خود ما یادمه میگه که ما هم در قریه خود چا داشتیم همیشه دیگر که میشد همگی میامدن آب میبردند بسیار یک جای خوب و عالی بود و در اینجا خدمتگار ابراهیم دعا میکنه و بالاخره یک دختر رو میبینه که میربان مالم میشه برش میگه میشه که برما آب بتی و این بر خدمتگار ابراهیم بنامه الازر یاد میشه الازر الیازر رو برش آب میته و میگه که بر خودتم آب میتم و بر شطرهتم آب میتم وقتی که این گره میزنه این علامت میباشه که خداان برش میده که این این دختر که واقعا یک روحی خدمت داره و بردبار است امی رو باید انتخاب کنه یعنی خدمتگار ابراهیم در قسیزی نبود که دختر مقبول باشه و مثلا سرعتمند باشه و این و آن بلکه چی ایک روحی داشته باشه و بسیار مهم است که ما در مورد شخصیت در مورد شخصیت کسی که میخواییم دختر خود رو برش بدنیم ویایی که بر بچه خود بگیریم باید که فکر کنیم تا اینجا و اونموست که این خدمتگار ابراهیم این دختر انتخاب میکنه و نام این دختر است ریبکا و ریبکا رمیاره با شهر کنان و اسحاق از دور رو میبینه پیش از این که پدرش ابراهیم دختر رو میبینه اسحاق خودش این دختر رو میبینه و خوش میکنه و بازی که خوش میکنه میگه بله این این کس است که من میتونم کتش ازدواج کنم و بازی این رو میبره خانه اگر نمیتونست که خوش نمیکد روانش میکد پس این چیز است که پیشتر هم در مورد شما گفت زدیم که خوشی اولاد مهم است که آیا وقت در افغانستان تفلا رو برش میرند خاصگاری آیا از خود تفلا پرسان میکنند آیا تو راضی استی که ما این رو برد پدیم بسیاری خاصگاری و ازدواج جبری میباشند و تفلا ایچ انتخاب ندارند حق انتخاب ندارند در حال که اتا دمو زمان سابق که ابراهیم زمان ابراهیم چقدر سابق بوده این اول خود از رابیکا پرسان کرد آیا تو میخوایی که بری که از فامیلش گفت آیا میخوایی که بری برای رابیکا خوشحال بود تقریبا دو سر روز این مانده منده و مادرش در مام داستان پیشتر خاندم مادرش میگه که یک در روز باشین پیشما که میخواسته دختر خود را زیادتر ببینه که من را بیاد از این بایده چی مندازه که میگه باشه این بایده چی است که میگه دختر جان مادر امشب میمان مادر امشب میمان مادر فردات را میبرند آتش به جان مادر بسیار یک چیز است که آدم بسیار جگرخون میسازد بسیار سخت است امی جدایی دختر و مادر ولی امی که رابیکا خودش خوش هست و میخوای برا این امی یک خاطر جمعی برا مادر و پدرش هم بوده دیگه خب دوست دیگه بیاییم که دیگه قسمت یک سروت بشنایم و دوباره برگشت میکنیم و با این صحبتهای شیرین در مورد استواج ادامه میدهیم موسیقی چیگونه شکرت کنم که جانت را فیدا کردی چیگونه سپازگویم که فیضت را عطا کردی من آورا و گمرا تو از ظلب و وفا دنبالم کردی و نجاتم بخشیدی تا که نرخست دارم همدت را میگویم تا که زنده هستم میبرستم تا که قلبم در سینه میتپد نام تو را جلال باد نام تو را جلال باد چیگونه شکرت کنم بحری قدر محبت چیگونه سپازگویم بحری محروش فقط من گناهکار و فقیر تو مددکار بی نرزیر عوضم کردی و حیاتم بخشیدی تا که نرخست دارم همدت را میگویم تا که زنده هستم میبرستم تا که قلبم در سینه میتپد نام تو را جلال باد نام تو را جلال باد تا که نرخست دارم همدت را میگویم تا که زنده هستم میبرستم تا که قلبم در سینه میتپد نام تو را جلال باد نام تو را جلال باد تا که زنده هستم میبرستم تا که قلبم در سینه میتپد نام تو را جلال باد نام تو را جلال باد تا که قلبم در سینه میتپد نام تو را جلال باد نام تو را جلال باد تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میتپد نام تو را گردیستم تا که زنده هس� swipe تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میپد تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم تا که زنده هستم میبرستم