۷ دقیقه ۲ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
اعمال رسولان اعمال فصل بیست و ششام اغریباس خطاب به پولوس گفت ما به تو اجازه مدهیم که از خود دفا کنی پولوس دستهای خود را گشود و از خود چونین دفا کرد احلا حضرت برای من کمال خوشوقتی است که امروز در پیشگاه آن حضرت در خصوص شکایات که یهودیان از من دارند به دفا برمیخیزم و بیشتر از این خوشوقتم که آن جناب به همه آداب و رسوم یهودیان و اختلافات بین آنان آشنایی کامل دارید طمانا دارم لطف فرموده به عرایز بنده توجه نمایید همه یهودیان به خوبی میدانند که جوانی من چگونه گذاشته است و میدانند که از همه اون ابتدا چگونه در بین ملت خود و در ارسلیم زندگی کردم آنان من را از اول میشناختند و اگر بخواهند میتوانند آن را تصدیق کنند آنها میدانند که من عمر را در فریسیگری یعنی پیروی از دکیقترین فرقه های دین خود گزراندم و حالا بخاطر امید به آن وعدهی که خدا به پدران ما داده است به حاکمه میشوم این همان وعده است که دوازده طایف ما امید دارند که روز انجام آن را ببینند و از سمیم قلب شب و روز عبادت میکنند آره بخاطر همین امید است که یهودیان از من شکایت کردند احلا حضرت چرا به نظر آن جناب محال می آید که خدا مردگان را زندگرداند خود من روز این را وظیفه خود میدانستم که به هر وسیله با عیسای ناصری مخالفت نمایم و در اورشلیم همین کار را کردم و با اختیارات که از سرار کاهنان گرفتم بسیاری از مقدسان را به زندان انداختم و وقتی آنان را میکشتند برزدشان رعی میدادم مدت زیاده ایشان را در کنیسه ها میزدم و کوشش بی کردم آنان را به انکار ایمانشان مجبور سازم خشم و غزم من به جایی رسید که تا شهرهای دور دست آنها را تاقیب می کردم و آزار می رسانیدم در چونین حال با داشتن اختیارات تام و اوامر از جانب سرار کاهنان به دمشق می رفتم که در هنگام زهر در بین راه احلا حضرت نور روشندتر از نور آفتاب به دور من و همسفرانم درخشید همگی به زمین افتادیم بعد من صدای شنیدم که به زبان ابرانی به من گفت ای شاول شاول چرا بر من جفا می کنی برمیخها لگت زدن کار آسان نیست پرسیدم خداوندا تو کیستی خداوند گفت من همان ایسای هستم که تو به من جفا می رسانی برخیست و روی پای خود بیست من به تو ظاهر شدم تا تو را به خدمت خود منصوب کنم تو باید در باره آنچه امروز دیده ای و آنچه در آینده خواهی دید شهادت دهی من تو را از دست این قوم و نیز از دست ملت های بگانه که تو را پیش آنان می فرستم خواهم رحانید تو را می فرستم تا چشمهای آنان را باز کنی و ایشان را از تاریکی بروشنایی و از قلم روی شیطان به سوی خدا بازگردانی تا از راه ایمان به من گناهانشان آمرجیده شود و در بین ایمانداران پاک و مبارک شده خدا حصه داشته باشند بنابرین احلا حضرت اغریپاس من نسبت به رویای آسمانی نافرمانی نکردم بلکه اول به یهودیان ساکر دمشک و ارشلیم و سرتاسر یهودیه و صفت در میان مردم غیریهود اعلام می کردم که باید طوبه کنند و به سوی خدا برگردند و تاور زندگی کنند که شایسته این طوبه باشد به همین دلیل یهودیان مرا در خانه خدا گرفتند و می خواستند مرا بکشند اما به یاری پروردگار امروز در اینجا استادم و به همه به کوچک و بزرگ شهادت می دهم و چیز جز آن چه پیغمبران و موسا از پیش خبر دادن به زبان نمی آورم یعنی مسی باید درد رنج بکشد و اولین کسی باشد که پس از مرگ زنده می شود تا طلوع نور را به این قوم و ملت های دیگر اعلام فرماید وقت دفاع پولوس به اینجا رسید فستوز فریاد زد ای پولوس عقلت را از دست داده ایم زیادی علم ترا دیوانه کرده است پولوس جواب داد نخید آلی جناب فستوز دیوانه نیستم بلکه در کبال حشیری این حقیقت را بیان می کنم علا حضرت از این چیزها اطلاع دارند و من می توانم آزادانه پیش آن جناب صحبت کنم فکر نمی کنم در این باره چیزی از نظر ایشان دور مانده باشد زیرا هیچ ایک از آنها در خفاه صورت نگرفته است علا حضرت اغریپاس آیا شما به پیغمبران عقیده دارید؟ می دانم که عقیده دارید اغریپاس به پولوس گفت خیال می کنی به این سودی می توانی مرا مسیحی بسازی؟ پولوس گفت از خدا می خواهم که دیر یا زود نتنها علا حضرت بلکه جمعی کسانی که امروز سخنان مرا می شنوان مثل من شوند البته نه مثل من در این زنجیرها آنگا پادشا از جا برخواست و والی و برنیکی و بقیه حاضران هم برخواستند وقتی از تالار بیرون رفتند به یک دیگر گفتند این شخص کاری که مستوجب اعدام یا حبس باشد انجام نداده است؟ اغریپاس به فیستوس گفت اگر از امپراتور دادخوایی نمیکرد می توانست آزاد شود