30 minutes
25 May 2017
Transcribed by AI
PYM JBZ شنانده های گرامی، سلام های پرست صفا و سمیمیت ما نصارتان باد. امیدواریم که تمنیات نیک ما همچون انوار پرتو افضا نوازشگر قلبای باسفای شما که با اشتیاق تمام پیش رادیو هایتان چشتین باشد. در حال که حضور هر یکی تانه با برنامه حاضر خیرمقدم میگیم، در ایچه برنامه ای نوبت از هر گلبرگ را با عالم از شادی میگوشاییم. تا باشد داشته های ای برنامه پیام آور سلح و آرامش ایسای مسیح برای شما عزیزان شنانده باشد. برنامه ای نوبت از هر گلبرگ را با ای مطالب آزین بستهیم. اشده های در آینه داستان کتا مطلب معلومتی و موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی توبخانه ها به صدا درایند زریدار ها به حرکت شوند باز هم نظم زندگی به هم بخورد نرخ دالر بالا برود آنگا می توانست از این مصیبت نجات یا ودد پول ها را زیر بالشت خودش گذاشد دراز کشید و چشم هایش را بست تا به خوابد هرچند می کوشید خودش را تسلید حد فایدهی نمی کرد دیگر متیقن شده بود که در دریای بی ساحل غرق شده است نمی توانست باور کند که نرخ دالر بالا می رود به وضع کمایی تباهی نصیبش می شود باید می خوابید از سکوت شب بعدش آمد آرزو کرد تا جنگ شدید در بگیرد همه جا به خاک و خون کشیده شود آرامش برای چی؟ در حاله که او در طب سوزان استراب و ترس می سوخت و آب می شد صدای خشخش تکانش داد خودش به نظرش آمد خودش را دید که مبدل با یک کرم می شود مبدل با یک کرم بزرگ که با یک اشده های کوچک شباهت داشت و از درون آینه روی دیوار خانه قد می کشید ناگهان زمین لرزید همه جا و همه چیز تکان خورد با عجله برخواست در دلش گافت بخیالم که در گرفت پرده را کنار زد و از کلکین به بیرون نگاه کرد تیاره های جت جنگی در فضا می پریدند صدای غرش تانک های زرهدار در سکوت شب می پیچید گلوله های سرخ گوشه از آسمان را چراغان ساخته بودند راکت ها و خانپاره ها به خانه های ثابت می کردند با عجله دو سه بار چشمهایش را مولید باورش نمی آمد که جنگ در گرفت باشد هیجان زده شده بود از خوشی و مسررت زیاد قلبش به شدت به تپش افتاد بود دستها و پاها و تمام اندامش می لرزیدند ناگهان قه قه کنان خندید بلند و بلند خندید با خوشحالی میان اتاق به قدم زدن پرداخت دستهایش را به هم می مولید خنده شدت گرفت با عجله بسته دالرهایش را بیرون کشید به دالرها دید قه قه کنان خندید دالرها را به هوا افگند دالرها هر سو افتادند در حال که زوق زده می خندید گافت بمچی متوجه زنش شد که دم در استاده بود و وحشت زده به اونگامی کرد بار دیگر قه قه سرداد و گافت دیدی که جنگ شد جنگ زنش که با رنگ پریده به اون می دید با ورخطایی پرسید ترا چی شده زنش خواست دوباره برود اما اون با یک خیز از بازوی زنش کشید و خشمناک فریاد زد نرو تو می روی که جنگ را خاموش کنی و با یک تکان زنش را به گوشه اتاق پرتاب کرد و گفت تو حق نداری بروی می خواهی جنگ را خاموش کنی تو هم دشمن من استی دشمن من و بار دیگر قه قه کنان خندید و گفت دیدی که ما پولدار شدیم پولدار بگذار که جنگ دوام کند زنش با صدای لرزنده پرسید کدام جنگ مرد ناگهان تکان خورد مثل این که یک سطل آب سرد را به رویش پاشیده باشند رنگ چهرش عوض شد بزنش خیر خیر نگاه کرد و زیر لب هیرت زده پرسید جنگ کدام جنگ هرچند گوش داد صدای نشنید صدای نبود نی صدای طیاره های جیت جنگی و نی صدای طبخانه ها هیران هیران صوی کلکی نگاه کرد دوید و بیرون را نگاه کرد تاریکی بود و سکوت شب با صدای خشخش در گوش هایش پیچید به یاد کرم اجده ها مانند افتاد صوی آینه نظر انداخت به خیال شامد که همون کرم اجده ها مانند میخواهد براید به نظر شامد که همون اجده ها از درون آینه سرکشیده است ترسید و با تمام طوانش چیغ زد اجده ها در حال که میگیریست با اجل چراغ را برداشت زنش فریاد زد دیوان شدی؟ در برابر آینه استاد خودش را در آینه دید چهره و چشم هایش دیگر کاملن عوض شده بودند دیگر آن صوی آینه خودش نبود سر یک کرم بزرگ اجده ها مانند مشته محکمه با آینه کفت و گیریکنان فریاد کشید اجده ها آینه شکست و افتاد خودش هم افتاد چراغ تیلی هم افتاد زنش بار دیگر وحشت زده چیخ کشید و ببیرون گریخت و گفت امسایه ها امسایه ها کمک داستان جالب بود واقعا یک داستان خوب بود و داستان آموزنده هم بود بر ما و دیگر داستان میبینیم که تما و عرص میبینیم که انسان با چی راه میکشانه قسمه که ما شما داستان شدیم او آدم به طرف گمرایی روان بود بخاطر ازی که تام پول و سرمایه چشمش و قلبش را گرفته بود خوش از این نمیگشت که چی به فایده ایش هست فقط او میخواست که پولو زیاد شوا ای که از چی نگاه از چی راه برش اصلا مطرح نبود و او آرزو میکرد که جنگ شوا و دالر قیمتش بلند برا و او بتانه که پولای خود زیاد تر بسازه و قسمه که ما شما دا زندگی روزانه خود میبینیم کسایی که واقعا دا پای عرص هستند تما هستند و دا فکر ازی هستند که پول پیدا بکنند بخاطر امی آرزوهایشان از خدا دور میشند بخاطر ازی که تمام فکر و خوششان به طرف ازی میره که چطور پیسه پیدا بکنند بله و به خود صدمه میزنند بله قسمه که ما شما دا کلام خدا میخانیم ما میخانیم که از اول تیموتاووز از فصل شش از آی نو بخانیم بله بفرماییم اینجا میگه که اما آنان که در آرزو جمع کردن مال و سربت هستند با وسوسه و دام آرزوهای بیفایده و زیان بخش که آدمی را به تباهی و نیستی میکشند گرفتار میشند زیرا عشق به پول سرچشمه همه نوه بدیه هست و به علت همین عشق هست که بعضیها از ایمان گمراه گشته قلبهای خود را بارنجهای بسیار جریه دار سخته هند بله آمین واقعا که کلام خدا را وقتی میخانیم میبینیم که رای درسته برما رهنمایی میکنه و برما نشان میته او آدم خودش در رنج و شکنجه انداخته بود بخواده هرس داشته داشته بخواده هرس داشته همه تر فکر میکنه همه تر ما شما در انجیل مطا در فصل ششم آیت نزده اطور میخانیم که میگه سروعت خود را بر روی این زمین نه اندازید زیرا ممکن هست بید یا زنگ به آن آسیب رساند و یا دوست آن را به رواید سروعت تان را در آسمان بیندازید در جایی که از بید و زنگ و دوست خبری نیست اگر سروعت شما در آسمان باشد فکر و دلتان نیز در آنجا خواهد بود آمین موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی تو بسر خدایی خدای زنده هستی تو راه و راستی هستی تو خاله محفظی تو نور این جمانی خلاه بی کسانی پرای دل شکسته امید آخرینی بی تو شفانه میشه درد و دوانه میشه دل ها تو دنیا دنیاست از تو جدانه نیشه عاشقم من خدای من توی تو عاشقم من نوجیه من توی تو بی که بی تو شافی بیدنی میشه عاشقم من عاشقم من خدای من توی تو عاشقم من نوجیه من توی تو بی که بی تو شافی بیدنی میشه عاشقم من تو پسر خدایی خدای زنده هستی تو راه و راسی هستی تو خالق ما هستی تو نور این جهانی پناه بی کسانی برای دل شکسته امید آخرینی بی تو شفا نمیشه دردار دوا نمیشه دلها تو دنیا دنیا هست از تو جدا نمیشه عاشقم من خدای من توی تو عاشقم من نوجیه من توی تو مورد اتسازدن است و ببینیم که اتسازدن چی است و اصولا اتسازدن خوب است یا بد بسیار خوب پس بفرماین که یک جای باشه نانده خود بشنویم بسیار خوب موروری جان پوچه هایشگراه میگن هر اتساز درمودت پنج دقیقه یک سد و پینجان نفر را آلوده میکنه اگرچه بزی از مردم اتسازدن بفعال نیک ویا بزند بفعال بد میگیرند هر یک اتساز درمودت پنج دقیقه یک سد و پینجان نفر را آلوده میکنه در واقع همیشه اتسازدن برای افراد اتسازدن خوب و برای دیگرها بد است به گزارش انجامن دکتران بدون سرحد اتسازدن در واقع یک واکنش غیر آدی است وقت پایانه اسبی در غشای مخاطی تحریک میشه اتسازدن تولید میشه ایلت تحریک غشای مخاطی بینی میتونه برای سرما الرژی یا تحریک اسب بینائی بخاطر نور شدید باشه هنگام اتسا هوا با سرعت 160 کلومتر در ساعت از بینی خارج میشه زمان که اتسا روی میتا قفص سینه شدیدن منقبص میشه به ای ترتیب مقدار زیاد هوا به سرعت از طریق بینی اوبور میکنه و به ای ترتیب با پاک کدن مجاری بینی از مواد خارجی کمک میکنه بر اساس متعالیت انجام شده از سوی یک دانشمند همریکایی نحوه اتسازدن یا اتسا کدن میتونه نکتاهای زیاد درابطه با شخصیت افراد بازگو کنه دکتر پاتی وود که ای پوجاهش انجام داده میگه چار نوا اتسازدن چار نوا اتسازدن درسته مختلف وجود داره که متابق با شخصیت افراد است افراد که با صدای بلند اتسا میکنن تمهیل دارن که رهبران و روحسای بانفوز و خوب باشن اونای که ملائمتر اتسا میزنن اموما شخصیت آرامتر وفادار و وابستر دارن کسایی که انجام اتسا کدن پشدان خود رو میگیرن بسیار معقر و متعادل استن و بالاخره نوی اتسایی که دایی پجوهش آمده مربوط با افراد است که سریع اتسا میکنن که ای افراد اغلب شخصت تند و تیزی دارن نتایج ترقیقات دانشمنده در یالات متحدی امریکا نشان میتن در مکانهای امومی و ازدهام مثل سرویز، ریل و میترو هر یک اتسا که حاوی ملونها میکروب است میتانه موجب انتشار سریع میکروب های موجود دا اتسا در میان افراد شده در چونین مکانهای افراد که سیستم ایمینی بدنشان ضعیف است، سریع تر از دیگرها ممکن است آلوده با میکروب شده و در چار سرماخوردگی یا انفلوزا شده اطفال و کودکا و زنان حاملدار و سالخورده نیز از آسیب بزیر ترین گروه ها در مکانهای پرزده ها با شمار میرند محققان متقدن افراد که از نظر سیستم مدافعی قوی ترستند و به میزان کافی از ویتامین های دی و جست استفاده می کنند کم تر تحت تحصیل میکروب های سرماخوردگی قرار می گرند به این ترتیب چنانچی مبتلا با سرماخوردگی و انفلوزا هستین بیتر است دهنگام ات سزدن از دستمال پاک جلوبینی و دهانتان استفاده کنین تا سرعت و شدت انتشار میکروب ها را به ادقال برسانه تشکر آقای شاید واقعا که مطلب بسیار جالب و مفید بود بله واقعا خوب شنونده های گرامی اگر شما مطلب شیر، فقاحی ویا موضوع جالب دارین و میخواین که از طریق برنامه نشر شد و لطفا مطالب تانه با آدرس زهل برما روان کنین صدای زندگی صندوق پوستی هفصد و دو جی پی او بله و اگر به ایمیل دسترسی دارین مطالب تانه میتونین که به آدرس زهل برما ایمیل کنین همچنان شما میتونین که از طریق تیلفون همراه ما با تماس شدین و مطلب و سوال تانه از طریق تیلفون برما بگوین و ما او را در برنامه بر شما نشر میکنیم توجه کنین با شماره تیلفون ما بله وقت برما زنگ میزنین بگوین که مطلب دارم به برنامه از هر گل برگه بران شنانده ازیز شما میتونین هم از طریق نامه هم از طریق تیلفون و هم از طریق ایمیل همراه ما با تماس شدین خب شنانده ای نهایت ازیز ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم شما دوستا شد امیدوارم گردوردای برنامه ای نوبت طرف توجه شما قرار گرفته باشه تا هفته آینده که با برنامه دیگی در خدمت شما خواهیم بود تمام شما ازیزارا با خداوند ما ایسای مسیم ایسپاریم