30 minutes
5 May 2017
Transcribed by AI
PYM JBZ شنانده های گرامی و بهشبه های برنامه از هر گل برگه آرزو میبریم سلام های باسفای ما را علیک فرمایید آرزو مندیم تمانیات نیک ما را بپذیرین اینک روزنه برنامه اینوبد خود را با آرزوی ای که با خانودهایتان روزای بهتر را در پیش داشته باشین میگوشاییم و در حال که حضور هر یکی تانه به برنامه حاضر خیرمقدم میگیم فراورده های برنامه از هر گل برگه را به معرفی منشینیم بله برنامه اینوبد با این مطالب آزین بسته ایم قسمت چهارم داستان آن شب محالود مطلب معلوماتی و موسیقی صدای زنگ ساعت مرا از جا پراند سری لباسم را پوشیدم و بیدون این که حتی قهوه بخورم خانه را به قصد هوتل ترک کردم وارده هوتل شدم و از شخصی که به عنوان مسئول هوتل در پیش میز ایستاده بود در مورد دخترک سؤال کردم او اسمش را خواست ولی متاسفانه من نمیدانستم مسئول هوتل حق داشت که تعجب کند تقصیر از من بود که حتی اسم و را نپرسیده بودم نشانه ظاهری از دختر دادم و او در حال که دفتر هوتل را نگامی کرد گفت ما دختر تنها به این مشخصات نداریم که دیشو به اینجا آمده باشه فقط یک زن و شوهر با دختر کوچکشان دیشو در اینجا اتاق گرفتن غیر از اونا کس دگیه نداشتیم من به آن شخص گفتم لطفا درست دیبینین سریع سهل کنین او اتمن باید آمده باشه شاید جای دیگه یاد داشت کده باشین نفر محسول هوتل گفت امکان نداره کتاب سبت معامی هست ما در جای دیگه یاد داشت نمی کنیم محسول هوتل که قیافه حراسان مرا دید لحظه فکر کرد و گفت یک لحظه سبر کنین پیردار که دیشو نکری بود یکی از دوستهای ماست شاید او دیمورد بتانه شما را کمک کنه محسول هوتل این را گفت و با اتاق پهلو رفت و با شخص دیگری برگشت تا او را دیدم قیافهش برایم آشنا آمد چون دیشب او را دیده بودم با اجله از او پرسیدم که دختر در این ساعت اینجا اتاق گرفته هست او حالا کجا هست؟ تا مشخصات دخترک را گفتم یادش آمد ولی ناگهان خنده را سرداد تا به حال خنده ای مرا این طور عذیب نکرده بود هیچ اوسلهش را نداشتم در ادامه خندهش چونین گفت آه! او دختره که میگین او را از اینجا بیرون کردیم من برایش گفتم چطور؟ من دیشب دیدم که او به اتاقش رفت معمور حالت جدی به خود گرفت و گفت رئیس هوتل بما گفته بود که همیشه قبل از اتاق دادن یک مقدار پول بیانه بگیرم دیشب فراموش کردم که این کار کنم بخاطر امی چند دقیقا بعد او را صدا کردم و موضوع را برش گفتم او هم بلا فاصله از بین پاکت پول بما داد و ما اونجا بودم که خنده ایم گرفت من برایش گفتم که آخر چرا؟ کجایی کار از نظر شما خنده دارست؟ معمور در جوابم گفت بریه که او یک پیسه ساختگیره یک کاغذه برم داد و گفت بفرمایین اصاب کنین فکر کردم شوخی می کنه و در طرف رول خود خوب بازی می کند خود دیگه از این قسم آدم ها که پول ندارند و آوار هستند زیاد پیش ما می آیند و ما می فهمیم که امرای اونا چی کنیم؟ من گفتم خب بعد از او چی شد؟ او چی گفت؟ معمور در جوابم گفت هیچ چیز نگافت گفتیم باید هوتل ترک کنه و او بیدونی که چیز ببویه رایش گرفت و رفت من باز پرسیدم آخر کجا رفت؟ نفهمیدین که کجا رفت؟ معمور گافت نه نمی فهمیم دیگر نفهمیدم که چی گافت سراسیمه و نگران از هوتل بیرون شدم یک فاجعه اتفاق افتاده بود آن هم توسط من آخر من از کجا می فهمیدم؟ چرا اورا تنها ماندم؟ تقصیر من بود نمی فهمیدم چی کنم و کجا بروم؟ کجا می تانستم اورا پیدا کنم؟ خود را به معموریت پولیس رساندم و گزارش تمام واقعه شب گذشته را دادم پولیس گفت که تا به حال هیچ خبر نرسیده بشار رفتم و چند بار بالای آن پله که شب گذشته در ماه غلیز فرو رفته بود قدم زدم ولی چیز نیافتم هیچ اثر از او نبود به تمام جریاناتی که پیش آمده بود فکر می کردم چرا پاکتی را که بمن داده بودند داخلش را نگاه نکردم نمی دانستم باید از دست دوستای خود نراحت باشم یا ای که بی توجهی خودم بود که او را به دخترک دادم مغزم از فکرهای زیاد بیخی خسته شده بود واقعا پس از خنده مسئول هوتل چی احساس به او دخترک دست داده باشه آیا این فکر را نکرده که تمام صحبتهای من در مورد خدا و غیره و این که زندگیش عوض خواهد شد دروغه بهش نبوده می توانستم حالت او را پیش خود تصور کنم ولی چی فایده من او را از دست داده بودم و شاید برای همیشه پرنده از قفز پریده بود چهار روز بعد از طرف معمولیت پولیس برایم تلفون کردند و من را خواستند با اجلا خود را به معمولیت پولیس رساندم معمول پولیس با تعصف گفت که دیشب در آن طرف رودخانه در میان انبوه کشتزارها جسد پیدا شده که مجبور شدیم او را به طبع عدلی انتقال بدهیم چون چند روز از مرگ او می گذرد علت مرگ خفگی در آب تشخیص داده شده پس از این توضیحات به اتفاق معمول پولیس به طبع عدلی رفتیم به محض ورود به اتاق مخصوص پارچه سپید که جسد زیر او قرار داده شده بود نظر من را به خود جلب کرد وقتی معمول پولیس پارچه را پس زد سر تا پایم لرزید او را دیدم خودش بود با همان لباسهایی که آن شب بطن داشت آرام خوابیده بود آیا او حقیقتا بدنبال این آرامش بود؟ چند لحظه همان تاور به حرکت به طرفش نگاه می کردم او که می توانست حالا زنده باشد او که می توانست حالا امیدوار باشد خنده کند او که می توانست با اطمینان بگوید که زندگی شیرین و زیباست و من خوشحال هستم چون زنده هستم او که می توانست بگوید اگر هیچ کس مرا دوست نداشت باشد خدا مرا دوست دارد چون مرا خلق کرده اینک چار روز بود که در آرامش عبدی خوابیده عشق در چشمهایم حلق زده بود تاوره که مأمور پولیس نیز با دیدن وضعیت من تکه سپید را دوباره بروی جسد هموار کرد و مرا به اتاق دیگری برد تا مقدار آرام شدم اما ندوانستم زیاد بمانم و پس از دقائق استبعدلی بیرون آمدم چند روز از آن واقعه گذاشت و من باز بالای همون پل راه رفتم هوا این بار تاریک و سرد و محالود نبود بلکه آفتا باد و رخششش نور خود را میتابانید همه چیز زنده بود و نشان از جوش زندگی میداد قیافه ها شاداب و خندان بود ولی چرا من نمیتوانستم شاد و سرحال باشم ساعت ها استادم و پاین را نگاه می کردم باز همه چیز پیش چشمانم مجسم شد ماجرای دخترک همه افکارم را متوجه خود کرده بود برحال من خود را بیش از همه مقصر میدانستم بعض مواقعی یک بیتوجهی بسیار ناچیز به چی فاجئه منجر می شود هنوز زمان زیاده ضرورت داشتم که او را فراموش کنم من میتوانستم او را به زندگی بازگردانم در این افکار غرق بودم که ناگهان دست به پشتم خورد و من را از دنیا افکارم بیرون آورد در مقابل خود دوستم را دیدم همون دوست که آن شب تولدش را جشن گرفته بود از من گله کرد و گفت کجاستی؟ چند روز میشه پشتت میگردیم ولی معفق نشدیم پیداید کنیم چند بار برد تیلفون کردیم مثل که دانشگاه هم نرفتی فکر کردم شاید بخاطر او شهو از ما خفه شده باشی پیسه ساختگی را من در پاکت مانده بودم بچه ها گفتن بان که یک ساعت خنده کنیم باور که فکر نمی کدم که از دست ما ناراهت شده باشی من ازت معذرت میخوایم از ما خفه نباشی فقط ایره بفهم که ما صرف یک شوخی کدیم فقط یک شوخی ساده آقای کشیش آخرین جرعه قهوهش را نوشید و گفت قهوت سرد شده دگه قهوه برد درست کنم؟ من گفتم نه تشکر من باید که بروم اگه اجازه شما باشه بعدن در این مورد زیاد با هم صحبت می کنیم این را گفتم و از جای خود بلند شدم آقای کشیش دستم را بگرمی فشرت و مرا تا پیش دروازه همرایی کرد از او خداحافظی کردم و از خانه بیرون رفتم افکارم کاملا درهم و برهم شده بود دلم می خواست احساس آقای کشیش را در اون موقع درک کنم بعد از اتمام حرفای کشیش هیچ حرف برای گفتن نداشتم ماجرای تلخه که سالها قبل اتفاق افتاده بود تمام علتهای طرز برخوردهای کشیش را توجه می کرد حالا می فهمیدم که او حق دارد که اینقدر در مورد شوخی گفت بزند بسیاری از شوخی ها و خنده ها با این که در نو خود چندان خطرناک به نظر نمی رسند ولی وقت در جایی که نباید باشد مورد استفاده قرار گیرد قدرت دارد حتی جان شخصی را بگیرد داستان را که از زبان کشی شنیدم عجیب بود حادثه که در عالم واقعیت اتفاق افتاده بود انسانی که می توانست اینک زنده باشد فقط بخاطر یک شوخی بکام مر کشیده شد داستان بسیار جالب بود واقعا نتنها جالب بود بلکه بسیار آموزنده هم بود بله و بزرگترین درست است که ما منحیث یک مسیحی می توانیم از این داستان یاد بگیریم و ما کشید بکنیم که همیشه زندگی ایسای مسیح باید بر ما شما مجسم باشد در زندگی روزانه ما و همیشه نظر ما باید به او باشد برزی که بیترین نمونی زندگی را ایسای مسیح برای تمام ما مسیحیان به میراز گذاشت بله آمید و نباید که ما شخیای بی جای بکنیم تایی که جان کسی فدا شد و جان کسی از بیند برد خداوند خلاف خوشی و شادی نیست ولی ما باید کوشش بکنیم که منحیث یک مسیحی باعث از این نشد که با شخیای خود طرف مقابل خدا خرد و کوشک بسازیم یا باید شخیای خود باعث از این شد که یک پرابلم یا قسم که دستان ما شنیدیم باعث مرگ یک انسان شد انسان که میتونست زندگی نبود خداوند ما ایسای مسیح تجربه کنه ولی در سر شخی که صورت گرفت او زندگی خود را از دست داد بله راست میکنه حقیقتا امیدوار هستم که تمام خوهرا و برادرهای مسیحی ما اما ترک پیروی ایسای مسیح هستند کلام از او را پیروی کنند و با او را برند تا مانند ایسای مسیح باشند بله در انجیل متا در فصل پنج از آیت سیزده ایسای مسیح میگه که یعنی خطابش برای مسیح ها کسایی که مسیح هستند و قلب خدا به ایسای مسیح دادند او خطاب اونا میگه که شما نمک جهان هستید و با آن طعم میبخشید اما اگر شما نیست طعم خود را از دست دهید وز جهان چی خواهد شد؟ در این صورت شما را همچون نمک بیمسرف دور انداختا پای مال خواهند ساخت شما نور جهان میباشید شما همچون شهری هستید که بر تپای بنا شده و در شب میدرخشد و هم آن را میبینند پس نور خود را پنهان ما سازید بلکه بگذارید نور شما بر مردم بتابد و تا کارهای نیک شما را دیده پدر آسمانیتان را تمجید کنند آمین بنان به اساس این آیت کلام خداوند ما شما باید همیشه کارایی بکنیم که شایسته یک پیروه ایسای مسیه است نه مثل آدم های دیگه که هر روزه کارای مختلف را انجام میتند بدون از اینکه احکام خداوند و کلام او را مند نظر داشته باشند بنان ما منعیسه یک مسیه به این نتیجه میرسیم باید خوش باشیم شاد باشیم ولی کارایی نکنیم که باعث ازیت و یا از بیندفتن کسی دیگه شوه بله درست میکنیم نجات همه دنیا خوش باشید که مسیح آمد نجات همه دنیا بپای شانگف تادر همده خداون را کردم بپای شانگف تادر همده خداون را کردم آن مسیه مهربانه چونها یاد بخشید و جانه آن مسیه مهربانه چونها یاد بخشید و جانه ترکو کرد همه جلالش همده شست مرد زبان موسیقی نخواست زاده ی ملاحق ندانست سرار مال نخواست زاده ی ملاحق ندانست سرار مال گشت مجسم مثل آدم دور از عقل و هم بیانم موسیقی کرد محبت این جهان را تانه جاده هر انسان را کرد محبت این جهان را تانه جاده هر انسان را شد پدای ما مسیه ناتوانه مستوانه شد پدای ما مسیه ناتوانه مستوانه موسیقی سروده بسیار خوبی بود امیدوارستم که دوست های شنویده ای ما هم از شنویدنی سرود لذت برده باشن و برکت گرفته باشن حتما شنویده های ازیز ما از شنویدنی سرود خوششان آمده و برکت گرفتن خب آقای شاید مطلب معلوماتی برنامه نوبت ما و شما در باری چی است؟ مربوری جان مطلب معلوماتی برنامه در مورد بخشش است که عنوانش است بخشیدن اشتباهات مغز را شاداب میکند جالب است پس بفرماییم که یک جای باشه نانده ازیز خواد بشنویم بسیار خوب نتائج تحقیقات نورولوجیس های اتیالیایی نشان میده که بخشیدن گناب و اشتباه دیگرها با بیتر شدن و سرحال آمدن مغز کمک میکند بله؟ عبارت معروفه در هفه لذت است که در انتقام نیست تنها یک ذرب مسئله نمادین نیست بلکه نتائج تحقیقات محققان دیپارتمند تیبی دانشگاه پیزا نشان میده که بخشش اشتباهات دیگرها میتونه با بیتر ماندن مغز و بهبوت شرایط روحی فرد کمک کند در این برسی ها محققان از میتود تصویر برداری با روزنانس مقناطیسی بر برسی پایه های مغز که مسئول انتخاب های اخلاقی هستند استفاده کردند بله؟ به این درصورت ایسار داشته گفتند که ما از خود پرسیدیم که وقتی یک نفر اشتباه فرد دیگری را میبینه و باید برابور از این موقعیت تصمیم گیری کنه چی اتفاقی در مغز روح میده؟ این محققان با متعالقه بر روی اتصالات عمل کرده مغز در موقعیتهای مختلف نشان دادند که شبکه های پیچیده فضای مغزی حاضر در فرایندهای تصمیم گیری برای حقز تصمیمات بخشیدت با که دیگه در تماس هستند این دانشمندها دریافتند که بخشیدن اجازه میده که فرد از ایک موقعیت دشوار که اگر ادامه بیافع میتونه تا عادل بیوشیمیایی و روحی روحانی شخص تغییر دهد به سلامت عبور کنند تشکر آقای شاهد واقعا که مطلب بسیار جالب و آموزنده بود بله واقعا که بسیار جالب بود همونطور که در برنامه شنیدیم که از زرون مسل استفاده شده بود خوشی و لذت که در بخشش و دعافه هست واقعا در انتقام نیست وقته که ما شما کسی رو میبخشیم چی قدر احساس خوشی و احساس آرامش میکنیم بله راست میکنیم اما این کم تر اتفاق مفتد که مردم کسی رو ببخشه خب البته به کرکتر هر کسی ارتباط میگیره ولی در نهایت و در اصاس بر خداوند زندگی میکنیم و از کلام از او پیره میکنیم بنان کلام از او بر ما حکم میکنه که ما باید یکی دیگه خود رو باید ببخشیم بله در انجیل مطا در فصل ششمش ای طور کتاب مقدس میگه البته آیه چاردوان برما میگه که پدر آسمانی شما را به شرط خواهد بخشید که شما نیز آنانی را که به شما بدی کردن ببخشید بنان این حکم خداوند است که کسایی را که برما بدی میکنه باید ما اونا را ببخشیم و امو لذت و خوشی البته پیشتن قسم که شما گفتین در بخشیدن است نه و انتقام گرفتن و خداوند ما را کمک کنه که ما همیشه قلب خوب و باز داشته باشیم تا بتانیم هر کسی را ببخشیم کسایی که برما بدی میکنن خوب شنوده های نهایت عزیز و عرجمند شما برنامه از هر گل برگره میشنوین اگر شما متلبه یا شیر یا فقاهی یا خاطره و یا موضوع جالب دارین و یا میخواین که شهادت تان از تریخی برنامه نشر شده لطفاً متالب تانا از تریخ پوست برما روان کنین آدرس پوستی ما راڈیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان بله و اگر با ایمیل دسترسی دارین متالب تانا میتونین از تریخ ایمیل برما بفرستین توجه کنین با ایمیل آدرس ما بله همچنان شما میتونین که از تریخ تیلفون همراهی ما به تماس شدین و متلب و یا شعر و شهادت تانا از تریخ تیلفون برما بگوین و ما او را در برنامه برتان نشر میکنیم توجه کنین با نمبر تیلفون ما بله وقت برما زنگ میزنین بگوین که متلب دارم به برنامه از هر گل برگه بران شنانده های عزیز شما میتونین هم از تریخ نامه هم از تریخ تیلفون و هم از تریخ ایمیل همراهی ما به تماس شدین خب شنانده های نهایت عزیز ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم شما دوستا شد امیدوارم گرداردار برنامه ای نوبت طرف توجه شما قرار گرفته باشه تا هفته آینده که با برنامه دیگی در خدمت شما خواهیم بود تمام شما عزیزارا به خداوند ما ایسای مسیم اصباریم