4 minutes 13 seconds
26 August 2019
مکاشفه فصل دوازده هم در این وقت علامت بزرگ در آسمان ظاهر شد. زنه را دیدم که به آفتاب پوشیده بود. او تاج از دوازده ستاره بر سر داشت و ماه در زیر پاهایش بود. او حامله بود و از درد زایمان و پریشانی فریاد میزد. آنگاه علامت دیگر در آسمان ظاهر شد. اشدههای بزرگ سرخ رنگی را دیدم که هفت سر و ده شاخت داشت و بر هر یکی از سرهایش نیمتاجی قرار داشت و با دم خود سلسه ستارگان آسمان را جمع کرد و آنان را بر زمین ریخت. اشدهها در برابر آن زنه که نزدیک بود بزاید استاد تا همین که بچهش به دنیا بیاید آن را کرد کند. آن زن به سری به دنیا آورد که قرار بود با اصهای آهنین بر همه ملتها حکومت کند. اما کودک او به سوی خدا و تخت او برده شد. و آن زن به بیابان به جایی که خدا برایش آماده کرده بود گریخت تا در آنجا به مدت یک هزار و دوستد و شست روز نگهداری شود. در آسمان جنگ برپاش شد. میکاییل و فرشتگانش با اشدهها و فرشتگان او جنگیدن. اشدهها شکست خورد و دیگر در آسمان جایی برای او و فرشتگانش نبود. پس آن اشدههای بزرگ از آسمان به زیر انداخته شد. آن مار قدیمی که کلیه دنیا را گمراخ میکند و نامش ابلیس و شیطان است با فرشتگانش به زمین افغانده شدند. آنگاه صدای بلند در آسمان شنیدم که میگفت. ابنون نجات و قدرت و پادشاهی خدای ما رسیده هست و مسیح و قدرت را به دست گرفته هست و کسی که مدعی برادران ما بود و شب روز آنان را در برابر خدای ما منامت نیزخشت از آسمان بیرون رانده شده هست. این برادران ما با خونه بره و با شهادتی که با زبان میآورن و اوغانب شدند. زیر آنها آزرند جانهای خود را فدا کرده بیمیرند. پس ای آسمانها و همه ای ساکنان آنها خوشید کنید اما وای پر شما ای زمین و ای دریا زیرای بلیز به سوی شما آمده هست و از این که میداند مغنت زیاده ندارد بسیار خشمگین هست. همین که اشدهها فهمید که به زمین انداخته شده هست به دنبال زنی که کودک زکوری به دنیا آورد رفت اما به آن زن دو بال اقاب بزرگ داده شد تا به سوی مکانی که در بیابان برایش آماده شده بود پرواز کند و مدت سی و نیم سال در آنجا دور از دسترس مار نگهداری شد. مار به دنبال آن زن سیلاب از دهان خود بیرون آورد تا با جریان آن او را بشوید و ببرد اما زمین به کمک او آمده دهان خود را باز کرد و سیلاب را که اشدهها از دهان خود جاری ساخته بود فرو برد. از این رو اشدهها نسبت به آن زن خشمگین شد و رفت تا با بقیه فرزندان او که احکام خدا را نگهد میدارند و به ایسا شهادت میدهند به جنگه و اشدهها در کنار دریا به انتظار استاد.