Revelation Chapter 11

  5 minutes 11 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

مکاشفه فصل یازده هم بمن چوب درازه که مانند چوب اندازگیری بود دادن و گفتن برو خانه خدا و قربانگارا اندازه بگیر و عده اعبادت کنندگانرا بشمار ولی با حولی خارج خانه خدا کار نداشته باش آنرا اندازه نگیر زیرا با ملت‌های غیر یهودی وقضار شده است و آنان به مدت چلو دو ماه شهر مقدس را پای مال خواهند کرد من دو شاهد خود را معمور خواهم ساخت این دو باتکه درشت پوشیده در تمام آن یک ازار و دوستدو شست روز پیشگوی خواهند کرد این دو نفر همون دو درخت زیتون و دو چراغی هستند که در پیشگاه خداوند زمین می‌ستند اگر کسی بخواهد به آنها آزار رساند از دهان آنان آتش بیرون می‌ریزد و دشمنانشان را می‌سوزاند به این ترتیب هر که در پی آزار آنها باشد کشته می‌شود این دو نفر قدرت بستن آسمان را دارند به طور که در مدت پیشگوی آنان باران نبارد و قدرت دارند که چشمه‌های آب را به خون مبدل سازند و زمین را هر زمان که بخواهند به بلای دوچار سازند و آن زمان که شهادت خود را به پایان رسانند آن حیوان وحشی که از چاه بی انتها می‌آید با آنان جنگ خواهد کرد آنان را شکست خواهد داد و به قتل خواهد رسانید جسدهای آنان در سرک آن شهر بزرگ که به کنای صدوم یا مصر نامیده شده است خواهند افتاد همون جایی که خداوند آنها نیز مسلوب شد به مدت سی اونیم روز مردمان از هر امت و قبیله از هر زبان و ملد بر ارساد آنان خواهند نگریست و نخواهند کذاشت آنان دفن شود بخاطر مرگ این دو نفر تمام مردم روی زمین خوشحال خواهند شد جشن خواهند گرفت و به یک دیگر حدیه خواهند داد به را این دو پیامبر تمام مردم روی زمین را معذب می‌ساختند در پایان این سی اونیم روز روح حیات از جانب خدا بر آنان وارد آمد و آنها بروی پای خود استادند و تمام قسانه که این واقعه را دیدند سخت درسیدند آنگاه آن دو صدای بلند از آسمان شنیدند که به آنان می‌گفت و آنان پیش چشم دشمنان خود در ابری به آسمان رفتند در همون لحظه زلزله شدیدی رخ داد و یک ده هم شهر فرو ریخت و هفت هزار نفر دران زلزله کشته شدند و آنها که زنده ماندند درسیدند و خدای آسمان را تمجید نمودند بلای دوم به پایان دسید و بلای سوم به زودی می‌رسد آنگاه فرشتی هفتم درشای پوری خود دمید و صداهای بلند از آسمان به گوش رسید که می‌گفتند فرما روای دنیا به خداوند ما و مسیحو رسیده و او تا به عبد سلطنت خواهد کرد و آن 24 پیر که در برابر خدا روی تختهایشان نشسته بودند روی برزمین هادند و خدا را عبادت کردند و می‌گفتند ترا سپاس می‌گویم ای خداوند خدا تویی قادر مطلق که استی و بودی زیرا تو قدرت بسیار عظیم خود را به دست گرفته و سلطنت را آغاز کرده ای ملدها خشنگین شدند روز خشم تو رسیده است اکنون زمان داوری مردگان است اکنون زمان عجر گرفتن خادمان تو یعنی پیامبران و مقدسین تو می‌باشد کسانه که از تو خوف دارن چی کوچک و چی بزرگ زمان آن رسیده است که کسانه که زمین را تبا می‌سازن از وین ببرین آنگاه خانه خدا در آسمان باز شد و در داخل خانه خدا صندوقچه سریعت خدا دیده شد رد و برق و زلزله پدید آمد صداهای ترسناق شنیده شد و جالع شدید بارید