3 minutes 20 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
انتظار بسیار برای خداوند کشیدم پس بمن توجه کرده و فریاد مرا شنید او مرا از گودال حلاکت و لجنزار بیرون کرد پاهایم را بر سخرای گذاشت و قدمهایم را استوار گردانید بمن سرود تازه آموخت و آن سرود حمد خدای من است بسیار چون این را ببینند می ترسند و بر خدا توکل می کند خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل می کند و به اشخاص متکبر و پیروان دروغ رغبت ندارند ای خداوند خدای من چه بسیار است موجزات که انجام داده ای و افکار که برای ما داشته ای زبانم از بیان آنها آجز است و شمار آن از حد زیاد تو خواهان قربانی و حدیه نبودی قربانی سختنی و قربانی گناه را نخوستی بلکه گوشهای مرا باز کردی آنگاه گفتم اینک می آیم در تومار کتاب در باره من نوشته شده است در انجام اراده تو ای خدای من رغبت می دارم و احکام تو در قلبم سبت شده است مجده ادالت تو را در جماعت بزرگ بیان کرده ام تو ای خداوند می دانی که من لبهایم را نخواهم بزد ادالت تو را در دل خود مخفی نداشته ام وفاداری و نجات تو را بیان کرده ام و رحمت و راستی تو را از جماعت بزرگ پنهان نکرده ام