Matthew

  5 minutes 19 seconds

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

اموطورای که از نام کتاب پایداس انجیل مطا را یک شخص به نام مطا که از قبیله لاوی بود نوشت کرده او در شهر کفر ناهوم نیزی که دریای جلیل زندگی میکرد مطا آدمی بود که دو دنیا مختلف زندگی میکرد از یک طرف یعودی و نسبتا مذهبی بود و از طرف دیگر جزیگیر کار جزیگیری را مردمهای عیر یعود و مردمهای دیگر از فرهنگهای مختلف ها مجرام میکردن مردم جلیل خودشان باجگیری را شروع نکرده بودن سیستم جزیگیری را حکومت روم که جلیل هم تحت قدرتش بود سر مردم تعمیل کرده بودن کسایی که امرای مقامای رومی در جمع کردن جزیح امکاری میکردن از نظر مردم خاین اصاب میشدن و خاطره که امرای بیگان ها امکاری میکردن متا از جمله ای جزیگیرا بود او در بین مذهب و سیاست خود را سازگار کرده بود او به صورت دوامدار امرای خارجی ها در تماس بود و ای خارجی ها در شهر رفت آمد داشتند و در نتیجه چیزایی که از نظر یعودی ها ناپاک بود او را داخل شهر میاوردن و ای باعث شده بود که مردم از متا نفرد داشته باشند بخاطره که او امرای مردم غیری یعود آلودر شده بود تمام مردم ای جزیگیرا را تحقیر میکردن و حتی رومی ها امرایشان خوب نبودن مگر بخاطر نفع خودشان از اونا استفاده میکردن و مردم یعود هم اونا را مفسیدین و دوزده اصاب میکردن بخاطره که بسیاری وقتا اونا از صلایت خود سوی استفاده میکردن و یک مقدار مالیه را از ذد تعین شدهش سر مردم بالاتر اصاب میکردن و جیبای خود پر میکردن تمام سیستام خاسد بود یعودی ها از متا نفرد داشتند و غیر یعودی هم او را خوب نمیدیدند اگرچی پول زیاد به دست میاورد مگر محبوبیت نداشت در شهر کفر نهوم ایسا شاگردهای خود را جمع میکرد ایسا پتروس مایگیر یعقوب و یوانا را انتخاب کرد بخاطره که شهر بسیار خورد بود ایسا دباره جزگیران ملومات داشت و متا چندین بار ایسا را دیده بود مگر ایچ وقت نشده بود که بتانه امروش گب بزنه مگر یک روز ایالت تغییر کرد چیز را که ایسا برای متا گفت برای هر کسی دیگه غیر قابل انتظار بود او گفت بیا مرا پیروی کن ایسا و پیروایش یهودی های بسیار خوب و وفادار بودند مگر متا را مردم خودشان خوارمش مردند امکان داشت که شاگردان او را قبول نکنند مشکل دیگه ای که وجود داشتی بود که پتروس انوزان میتونست به کار مایگیری خود ادامه بدند و ای برای متا امکان نداشت که نیمه روز جزیگیری کند متا اگر میخواست که جز شاگردان ایسای مسی باشد باید کار قبلی خود را ترک میکند روز دگه متا ایسا را به حانه خود دعوت کرد و ای باعث مشکلات زیاد شد به هاتره که رهبرای مذبی و کاتبین کلام خدا به ای باور بودند که اگر کسی امرای شخص مثل متا نان بخورد ناپاک میشند چرا با جزیگیران و گناکاران نان میخورید؟ ایسا گفت اونایی که تندرست هستند و طبیب نیاز ندارند مریضا نیازمند طبیب هستند برین و معنای ای گپا را بخوامین که ما رحمت میخوایم نقربانیم دعوت کردن متا توسط ایسا میتونست که جدایی را بین شاگردا با وجود بیارد و اعتمال ای خطر بود مگر ایسا ای خطر را به خاطره که عرضشش را داشت به گردن گرفت و زندگی متا تغییر کرد ای جزیگیر یکی از شاگردای ایسای مسی شد یعنی یک شاگرد واقعی ایسا مشکل اصلی شاگردا نبود بلکه فریسیا و رهبرای مذهبی بودند ایسا از کلام خدا برشان نقل قول میکد بروید و این مطلب را بدانید من رحمت میخوام نقربانی قربانی به معنای زبه کردن ایوانا در عبادتگاه که باعث پاکی مذهبی میشد مگر بر رهبرای مذهبی و فریسیا مذهب به معنای دور بودن از مردم بود به خاطر که اونا فکر میکدن که این کار باعث آلودگیشان میشد ایسا همیشه با کسای نشست و برخواست داشت که مردم اونا را عقیر اصاب میکدن یعنی گناکارا ایسا قلبشان تحریر میداد اما این کار در صورت امکان پذیر بود که ایسا با اونا نزدیک میشد و امروی اونا مهربانی میکد این یک حقیقت حمیقه است که خدا رحمت میخواهید نه قربانی