3 minutes 58 seconds
26 August 2019
دو روزٍۀ عمرم شده چون نقش بر آبی
هر جلو و جاهش ز بصر شد چو سرابی
در هر چه بینم فنا هست و خرابی
ای آنکه بقا با تو بود پهلوی ما باش
در شدت آلام حضور تو بخواهم
از وسوسۀ نفس به نزد تو پناهم
جز تو که بود راست نمایندۀ راهم (x2)
در خوب و بد ای (x3) رب کرم پلهوی من باش
کی باک ز دشمن بودم گر تو شوی دوست
کی ترس حوادث بودم گر به تو ام دوست
در نزد تو گر عمر بسر رفت چه نیکوست (x2)
ای دوست مشو دور (x3) بیا پهلوی من باش
در خوب و بد ای رب کرم پلهوی من باش
ای آنکه بقا با تو بود پهلوی من باش