24 minutes
20 April 2014
Transcribed by AI
مردم خدا از صدای زندگی می شنوید مردم خدا شنونده ازیز و گرامی رادیو صدای زندگی امیدوارم سلام های پر از محبت و صفای ما را بپذیرین شما را به برنامه ای نوبت مردم خدا خوش آمدید می گیم نهایت آرزوی ماست که همه شما دوستا همراه با خانواده هایتان جور و صحتمن بوده و آماده شنیدن برنامه ای نوبت باشین خب شنونده ازیز باید خاطر نشان کنیم که بر معلومات بیشتر در مورد رادیو صدای زندگی و برنامه هایو به ویب سایت ما در انترنت مراجع کنین ویب سایت ما در انترنت www.afghanradio.org می باشه امودر شما می تانید از طریق ایمیل با ما بتماث شوید ما از نظریات پیشنات ها و سوالهایتان سمیمانه استقبال می کنیم و در جهت بهبودی برنامه های خود از او استفاده می بریم خب اگر شما مئل دارین که از طریق تیلفون با ما بتماث شوید لطفاً نمبر تیلفون تانه برما ایمیل کنین ما به امو نمبری که برما ایمیل کردین به شما تیلفون می کنیم پس توجه کنین به ایمیل آدرس ما انفو ات افگن ریدیو دات ارگ خب شنونده های گرانقدر باید خاطر نشان کنیم که برنامه مردم خدا یک پروگرام تعلیمی است که شامل درسای از طورات زبور و انجیل مقدس می باشه هدف و مقصد از نشر ای برنامه تعلیمی ای است که به شما کمک شوه تا به طور واضع پلان و محبت را که خداوند نسبت به مردم داره درک نماین دوستان ارجمند محتویات درس این نوبت ما از انجیل مقدس گرفته شده که اینک پیشکشتان می نماییم توجه کنین درس هفته هام مسیح زنده است شنانده گرانقدر شنانده گرانقدر در برنامه این نوبت ما و شما ادامه قصه عجیب ایسای مسیح را می شنویم در برنامه گذشته شنیدین که بعد از این که ایسا را در سلیب کشتند او را در قبر ماندند در این برنامه خود شنیدین که یک حادثه روخ می ده این حادثه در حقیقت یک مجده و خوشخبری است خب در شروع بیاین به آیات از انجیل یوهنا گوش بتیم موسیقی روز یک شنبه صبح زود وقت اوا تاریک روشن بود مریم مجد دلیه بر سر قبر آمد و با کمال تعجب دید که سنگ از در قبر کنار رفته است پس با حجله پیش من که نویسنده این کتاب استم و شمعون پتروس آمد و گفت جسد خداون را از قبر بردند و معلوم نیست کجا گزاشتند ما اردو دویدیم تا به سر قبر رسیدیم من از پتروس پیش افتادم و زودتر به قبر رسیدم خم شدم نگاه کردم فقط کفن خالی آنجا بود دیگر داخل قبر نرفتم سپس شمعون پتروس رسید و داخل قبر شد او هم فقط کفن خالی را دید و متوجه شد که پارچه که به سر و صورت ایسا پیچیده بودند در گوشه دیگری گزاشته شده است و در کنار کفن نیست آنجا من نیز داخل قبر شدم و دیدم و ایمان آوردم که ایسا زنده شده است چون تا آنوقت ما هنوز به این حقیقت پی نبرده بودیم که کتاب آسمانی می فرماید که او باید زنده شود پس به خانه رفتیم ولی مریم مجدالیه بر سر قبر برگشته بود و حیران استاده گریه می کرد همچنان که عشق می ریعد خم شد و داخل قبر را نگاه کرد در همان انگام دو فرشته را دید با لباس سفید که در جای نشسته بودند که جسد ایسا گزاشته شده بود یکی نزدیک سر و دیگر نزدیک پاها فرشته ها از مریم پرسیدند چرا گریه می کنی؟ جواب داد جسد خداوند مرا بردند و نمی دانم کجا گزاشتند ناگاه احساس کرد که کسی پشت سر او استاده است برگشت و نگاه کرد ایسا خودش بود ولی مریم او را نشناهد ایسا از مریم پرسید چرا گریه می کنی؟ دنبال کی می گردی؟ مریم به گمان این که بان و بان است به او گفت آقا اگر تو او را برده ای بگو کجا گزاشته ای تا بروم او را بردارم ایسا گفت مریم مریم برگشت و ایسا را شناهد و با شادی فریاد زد استاد ایسا فرمود بمن دست نزن چون انوز نزد پدرم بالا نرفتم ولی برو و برادرانم را پیدا کن و به ایشان بگو که من نزد پدر خواد و پدر شما و خدای خواد و خدای شما بالا می روم مریم شاگردان را پیدا کرد و به ایشان گفت خداوند زنده شده است من خودم او را دیدم و پیام او را به ایشان داد غروب امان روز شاگردان دوره ام جم شدند و از ترس سران قومی یهود درها را از پشت بستند ولی ناگهان ایسا را دیدند که درمیانشان استاده است ایسا سلام کرد و زخم دست ها و پعلوی خود را به ایشان نشان داد تا او را بشناسند وقت خداوند خود را دیدن به اندازه شاد شدند ایسا باز با ایشان سخن گفت و فرمود همچنان که پدر مرا به این جهان فرستاد من نیز شما را به میان مردم میفرستم آنگا به ایشان دمید و فرمود روح القدس را بیا بید اگر گناهان کسی را ببخشید بخشیده می شود و اگر نبخشید بخشیده نمی شود تو ما محروف به دقلون که یکی از دوازده شاگرد مسیح بود آن شب در آنجام نبود پس وقت به او گفتند که خداوند را دیدند جواب داد من که باور نمی کنم تا خودم زخم میه های سلیب را در دست های او نبینم و انگشتانم را در آنها نگذارم و به پهلوی زخمیش دست نزنم باور نمی کنم که او زنده شده است یک شنبه افته بعد باز شاگردان دوره هم جمع شدند این بار تو ما نیز با ایشان بود باز هم درها بسته بود که ناگهان ایسا را دیدن که در میانشان استاده است و سلام می کند ایسا را به تو ما کرد و فرمود انگشتت را در زخم دست هایم بگذار دست و پهلویم بزن و بیش از این بی ایمان نباش ایمان داشته باش تو ما گفت ای خداوند من ای خدای من ایسا به او فرمود بعد از این که مرا دیدی ایمان آوردی ولی حشا به حال کسانی که ندیده بمن ایمان می آورند موسیقی خب شنومده های عزیز و گرامی حال به این بعد تفسیر آیاد که از انجل مقدس خدمتان خانده شد گوش بدین سه روز بعد از این که ایسای مسی در بالای سلیب جان داد دوباره زنده شد ایسا در روز یک شمبی از مرک قیام کد مسی در قبر یک آدم پیسدار دفن شد این قبر مثل یک غاری بود که در بغل کو کنده شده بود یک زلزله بسیار شدید روخ داد در این زمان یک فرشته در سر قبر که جسد مسی در اون مانده شده بود ظاهر شد فرشته مثل افتاو می درخشید اسکرای که از قبر محافظت میکدن با وحشت زیاد به زمین افتیدن سنگ کلان که در دروازی قبر مانده شده بود با یک طرف غلطید و لول خورد مسی دوباره زنده شد و از قبر بیرون رفت یک خبر بسیار عجیب و شگفتنگیز است این واقعه نشان داد که ایسای مسی قوی تر از مرگ است همچنان او پیشبینی هایی که پیانبارای گذاشته کده بودن درست بر آمد به خاطر که اونا پیشگوی کده بودن که آن مقدس که از شانب خدا می آید زمین نمی تانه او را در خود نگاه کنه انجیل بما نشان می ده که از او زمان که خدا دنیا را خلق کد و پیدا کده بود ای پلان خدا بود که مسی باید بموره دفن شده و دوباره زنده شده مسی خود را به مریم مجدلیه ظاهر ساخت شنمده های مهربان مریم مجدلیه اولین کسی بود که ایسای مسی را بعد از زنده شدنش دید او حادثه ازی قرار بود روز یک شنبه صبح وقت مریم مجدلیه کته چند زن دیگه در سر قبر ایسا آمدن تا بدن او را عطر و خوشبویی بزنن باید گفت که در او زمان در بین یهودی هایی یک رسم بود وقت که اونا در سر قبر رسیدن دیدن سنگ که دان قبر بود در یک طرف افتیده و قبر خالی هست زنها بسیار حیران شده بودن اونا به اجلا پیش دیگه شاگردار رفتن تا برشان بگویه که قبر خالی هست اونا فکر میکدن که جسد ایسا را کسی دوزی کده و برده دو شاگرد ایسای مسیح که نامی یکیش پدریس و نام دیگیش یوحنا بود به طرف قبر دویدن مریم مجدلیه به تقیب اونا میدوید او دو شاگرد اموطر که مریم و دیگه زنها برشان گفته بودن قبر خالی یافتن اونا به داخل قبر نگاه کدن اموطکایی که کتیش بدن ایسا پیچانده شده بود هر کدام از او تکاها به صورت منظم قاد شده بود و به یک طرف مانده شده بود اونا نفامیدن که چی واقعی شده مگرم یوحنا باورش آمد که ایسای مسیح از مرک قیام کده بعد از او پدرس و یوحنا به طرف خانای خود روان شدن مریم مجدلیه در سر قبر تنها مانده بود در حال که گریه میکد به داخل قبر سل میکد دفتن دو فرشتر دید که در امو جایی که جسد ایسا مانده شده بود شیشتن بعد از او در پشت سر خود سل کد و مردی را دید که در پشت سر او استاده است این مرد مریمه به نام صدا کد و در این وقت مریم فورا فاهمید که این مرد یسای مسیح است یسای مسیح به شاگردان دیگر خود را هم ظاهر ساخت مسیح به مریم گفت که برو به دیگر شاگردان بگو که من زنده هستم و بعد از او یسا مریمه ترکد و رفت مریم به عجله خود پشت دیگر شاگردان رساند و با بسیار خوشحالی بر اونا گفت که من خداوندم را دیدم با وجود که یسا خود اول به مریم مجدلیه نشانداد همچنان او خود به دیگر شاگردانی ظاهر ساخت یک دفعه یسا خود را به پنج ست نفر نشانداد در مدت چهل روز بعد از زنده شدنش یسا عد اقل یازده بار خود را به مردم نشانداد او این کار را به این دلیل انجام داد تا شاگرداش بفهمند که او کدام ارواح نیست او واقعا از مرگ قیام کده خب چهل روز بعد از او که یسا دوباره زنده شد او شاگردای خود را به یک دفعه که در بیرون شارعورشلین بود هدایت نمود در اونجا برشان گفت به تمام دنیا برین و این مجدر را به مردم ایلان کنین بعد از او یسا دست خود را به طرف آسمان بلند کد و شاگردای خود را برکت داد بعد از آخرین کلمه کته شاگردای خود یسا به طرف آسمان رفت شاگردای او حیران شدند که ایچی گب شد در حال که اونا استاده بودند و به آسمان نگاه میکدند دو فرشته برشان آشکار شد فرشته از اونا پرسان کد که ای مردان جلیلی چرا اینجا استادستین و به طرف آسمان سیدارین امی یسا که از پیش شما بالا برده شد به امی شکل که بالا رفت و شما دیدین به امی شکل دوباره باز خود آمد یسا منحیص دابر داخل زمان به این دنیا خود آمد معفوم مسیح معنا و مفهوم زندگی مرک و قیام ایسای مسیح از مرک چی است؟ هزارا کتاب دابره همین سوال نوشته شده ما نمیتونم که جواب کامل به این سوال بتیم لیکن در درس آینده خود ما موضوعات بسیار مهم کاری ایسای مسیح را توضیح خواد دادیم خوب شنمده های گرامی و هرچمند در این قسمت از برنامه خیش از شما خواهش میکنیم که آیت را که آلی مشنوین او را یاد بگیرین و بخاطر بسپارین بخاطر که این آیت آیه کلیدی برنامه اینوبت ما میباشن در فصل بیستمه انجلی و هننا دایت بیستنو هم چونین ذکر شده خوشا به حال کسان که مرا ندیدند و ایمان میاورند موسیقی شنمده های نهایت عزیزا گرامی از شما سپاس گذاریم که برنامه اینوبت ما که برنامه مسیح زنده است یاد می شد گشت دارین باید خاطر نشان کنیم که ای برنامه ما در حقیقت از سلسله کورسای تحیه شده که برنامه مردم خدا یاد می شد خب اگر شما می خواهین که ای بود برنامه اینوبت ما که پیش کشتان شد تا برنامه آینده که باز هم در خدمت شما خواهیم بود شما را به خداوند بخشنده که مهربان است می سپاریم فیض و برکات بی پایان ایسای مسیح شامل حال همه شما باشه دوستانه ازیز شما نشارات راژیو صدای زندگی را می شنوید هاشمندیم تا نظریات و پیشنادهایتان را از طریق ایمیل به آدرس انفو اد افگن ریدیو دات او آر جی برای ما ارسال کنید امچنان برای این که بتوانید در باره برنامه های راژیو صدای زندگی معلومات زیادتر پیدا کنید لطفاً به ویب سایت ما در انترنت مراجعه کنید ویب سایت ما در انترنت www.afghanradio.org می باشد PYM JBZ