Hamzah - Indonesia

  8 minutes 40 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برادر و خواهر مهربان نام من همزه است من از کشور اندونیزیا هستم پیش ازی که من دواره شهادت ایمان آوردن خود به ایسای مسی بشما چیزی بگویم می خواهم که اول ای آیت ها از انجیل مقدس بخوانم اما ترس مسی در دلهای شما باشد و او را خداوند خود بدانید و اگر کسی علت ایمان شما را می پرسد همیشه آماده ی جواب باشید البته با ملائمت و احترام وشدان شما همیشه پاک باشد تا حتی اگر به شما بی حرومتی شود کسانی که از رفتار نیک مسیهایی شما بد می گویند از گفتی خود شرمنده گردند خدا من را به واسطه ی راه های غیر قابل باور کدن و نشانه ها و تجربه های عجیب نجات داد اگر از لحاظ انسانی فکر کنیم ای غیر قابل باور بود که من ایسای مسیر را به حیث خداوند نجات دهندهی خود قبول کنم چون من از ابتدا شامل یکی از مدارس اسلامی شدم و شش سال تعلیم خود را در این مدرسه به مافقیت خلاس کدم بعد زود یک مدرسه آلیه اسلامی دیگر بر سی سال درس خوندم در مدت کوتا کتاب دینی خود را حفظ کدم و در مسابقات قراعت او حصه گرفتم در سال ۱۹۸۸ و ۸۸۸ میلادی جایزی اول حاصل کدم در یک مسابقی خوشنویسی آیات کتاب دینی ما بر از ملخط عربی حصه گرفتم در او هم جایزی اول گرفتم یک دفع در ولایت ما در یک مسابقی تبلیغ دین حصه گرفتم این مسابقه بخاطر برگزار شده بود که چطور میتونم در بین کسانی که پیروی دین اسلام نیستن به صورت معصر تبلیغ صورت بگیره در این مسابقه جایزه گرفتم بعد از او شامل یک فاکلته تعلیمات دینی شدم که در آینده استاد دین شوم در این فاکلته به ما تعلیم داده می شود که چطور غیر مسلمان ها را قانی به پیروی کدن دین اسلام بسازیم در اینجه من در باره جنگ های سلیبی که بین مسیان و مسلمانان سالها پیش رخ داده بود و مسلمان ها برنده شده بودن معلومات پیدا کدم من به این باور محکم پیدا کدم که خدا حتماً به طرف مسلمانان بوده که در این جنگ برنده شدن من به این یقینه بودم که دین ما حقیقترین دین هست بخاطر که این مطلب در کتاب دینی ما نوشته شده بود با داشتن این طور دانش من به فکر ای شدم که چطور بتانم کسایی که از اسلام پیروی نمی کنند اونا را به پیروی کدن از اسلام قانی بسازم در شهر ما گروپ بزرگ مردمی که اسلام قبول ندارند چینی ها هستند من از دل شوق داشتم که دین خود را به چینی ها تبلیغ کنم که اونا حقیقت را بفهمند من فکر میکدم که عقیده چینهایی ها غلط هست اونا شاید بسیار زود گفت های من را گوش خواد گرفتند و او را قبول خواد کدند وقتی که من تصمیم گرفتم که در بین جمعیت چینهایی ها تبلیغ کنم این تصمیم هم گرفتم که باید احتیاط کنم اونا را لمس نکنم چون خبر داشتم که چینهایی ها گوشت خوک را به شوق میخونند و با خوردن گوشت خوک خود را نجست میسازند چون مطابق به عقیده مذهبی ما گوشت خوک مطلقا نجست بود کسی که او را لمس میکد نجست میشد که به سادگی نمیتانست دوباره پاک شوه و کسایی که گوشت او را میخورند تمام بدنشان نجست میشد که حتی لمس کدن اونا هم نارواست وقتی که من به کار عملی شروع کردم اکثراً چینهایی ها دعوت من را برای صحبت کردن رت میکدند یک روز با ناومدی به اک چینهایی گفتم دوست عزیز میخوایی که قصی مرا بشنوی؟ من میخوایم که از تو سوار کنم دین و عقیده شما چی هست؟ بدون این که من انتظار او را داشته باشم او دوست چینهایی به من گفت من مسیحی هستم دین و ایمانم مسیحی است من ورش گفتم دوست مهربان خودت خبرداری یا نه که پیام مسیحی فقط دو هزار سال پیش وقتی که ایسا در روی زمین بود اعتبار داشت آلی یک پیغمبر دیگر و یک دین دیگر جای او را گرفته من نام دین و نام پیغمبر خود را برش گفتم اما ای برادر با خونسردی به من جواب داد اوه برمن این کدام موضوعی مهم نیست که چی عقیده و مثهب نو به وجود آمده یا نه آمده من ایقدر می فهمم که با ایمان به یسای مسیح من می تانم داخل بهش چوم وقتی که ای گفت از زبان او شنیدم تحجب کدم چون ای ده سالی که من در مدرسه ها و فاکلته به متعالیه و تحقیق دین خود تیر کده بودم من هیچ وقت کس کسی نشنیدم که ای تور ایمان و اتمنان مطلق بر داخل شدن به جنت داشته باشه وقتی که از مثهبی ترین شخص دین خود پرسان کدیم که او به جنت داخل خواد شد یعنی جواب او صد در صد ای بوده که انشالله یعنی شاید داخل شده بتانه یا شاید نتانه برمه بسیار عجیب بود که ای برادر مسیحی از حال ایقدر اتمنان قطعی بر رسیدن به جنت داشت من به او دوست چینایی گفتم برادر به داخل شدن به جنت ای تور اتمنان داری مثل که جنت از پدرت باشه او دوست چینایی در جواب من گفت بله همه تور هست پدر من صاحب جنت هست من تکان خوردم و امرای خود سوره های کتاب دینی خودا که از حفظ زیاد داشتم زیر زبان تکرار کدم که خدا نه از کسی تولد شده و نه کسی از او تولد بشه اما ای مسیحی چطور خدا را پدر خود خطاب می کنه من دوباره از او سوال کردم خدای تو کیست نام او چیست او با خون سردی و اتمنان به من جواب داد و گفت خداوند من ایساست ایسای مسیح ای گبی او هیچ سرم خوش نخورد و من فوراً کلمه خود را خاندم چند روز بعد من پس خانه آمدم اما همیشه صحبت او برادر چینایی در ذهنم زنده بود از خود سوال می کدم که چرا مسیحان بر رسیدن به بهشت یه قدر اتمنان قطعی دارن در حقیقت ایسای مسیح کیست من سی سال تحقیق و جسدجوه کردم و کتابهای مختلف خاندم که بر خود معلوم کنم که ایسای مسیح کیست و چرا مسیحان به ای اتمنان قطعی دارن که با ایمان می تانن داخل بهشت شوند بلاخره خدا چشمهای دل من را باز کد و حقیقت را به من نشان داد که ایسای مسیح کیست ای حقیقت هم از طریق کتاب دینی خود ما برم معلوم شد که در اون نوشته شده بود ایسا کلام خداست و اختیار این دنیا و دنیا آینده به اون داده شده وقتی که ای برم معلوم شد که تمام صلاحیت و اختیار در دست اونست من پس پیش اون برادر چینایی رفتم و برش گفتم که برمه یک جلد کتاب مقدس پده که اون را بخورم من متعالی خود از کتاب اول طورات یعنی از پیدایش شروع کردم برم بسیار جالب بود که جوریان خلقت بچه ترتیب به صورت منظم در اون نوشته شده وقتی که اون را با کتاب دینی خود مقایسه کردم که در اون موضوع خلقت و آدم چطور پراگنده در صوره های مختلف وجود داره حیران شدم در سال 1991 میلادی بعد از متعالی کتاب مقدس ایسای مسیره به حیث خداوند و نجات دهندهی خود قبول کدم و به او ایمان هاردم بعد از او ای سرود خاندم که آیا آماده ای استقبال هستی؟ استقبال ایسا که دوباره می آید تا همه ما را با خود ببرد خوشا به حال کسی که صادقانه در انتظار او است خداوند به شما برکت نصیب کنه آمین