God's Reign (God's Chosen King)

  29 minutes

  3 August 2023

Psalm 2 begins with a picture of the world of godless nations and their leaders who "conspire" and "rebell" against God and against His Messiah. The psalmist refers to the enemy nations that surround Israel and conspire and rebel against God and against God's "anointed" king, that is, against King David and his descendants. The second psalm has a special meaning for Christians; This psalm shows that Jesus will return one day and establish his rule over all the nations and even to the ends of the earth, and these are promises of blessing to all those who trust in him.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنوینده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روی موجو کوتاه سیویت متر بند پخش میگردد او بچه عمید شنیدی؟ چی را شنیدیم لالا؟ برنامه های چیلی زندگی را که در رادیو نشر میشه نه او کدام برنامه ها هسته سویر کن که ما او جشن بیافم برنامه را بشنا و کعیف کن سلام و خوش آمدید میگم برای تمام شما شنویندگان محترم چی حال داریم؟ امیدوار هستم که تمام شما عزیزان در آرامش خداوندی ما عیسایی مسیر باشید خدا کند که هفته خوبه و خوش رسپری کرده باشید من خیلی خوش هستم و خوشحال هستم که توستی یک برنامه دیگه با امروز شما عزیزان در ارتباط هستم دوستای عزیز و شنویندگان محترم ما در این هفته میخواییم که یک تعمق در رابطه با زبور شریف فصل دوم داشته باشیم که در رابطه با سلطنت خداوندی باشم موضوع زبور و در این مقته برنامه دوستای عزیز میریم در قسمت دوم برنامه که در رابطه با این موضوع حرف زده شده که سهراب و معلمش که در رابطه به این حرف میزنن میخواییم برم که این قسمت دوم برنامه رو با همدیگر بشنیم پس دوباره شما را خیلی خوش آمدید میگم در ایدامه این برنامه شاگردانی عزیز توجه داشته باشین طبق روال گذشته امروز نیست درس ما پیرامون تاریخ و سلاتین گذشته است اگر کسی سوالی داره میشه که بپرسین و بعد زود درس خود را ایدامه میدین استاد ببخشین من از درس گذشته ایک سوال داشتم بگو سوراب جان سوال چی است استاد روز گذشته در رابطه پاتشاهان و زندگی قوم های گذشته شما شرکت کنیم یک چیزی که برای من خیلی لوازی نشد علت اصلی شورش و تحاجم مردم در جهان بود استاد این علت شورش و تحاجم چی بوده میتونه بله سوراب جان سوال بسیار خوب پرسیدی اولی که خداوندر آسمان نشسته است و او پاتشای تمام جهان هستی است یک و در جای از کتاب مقدس خداوند فرموده است که من پاتشای برگوزیدهی خود را در کوه مقدس خود سیهون و تخت نشانده ایم این به این معنی است که خداوند نیز پاتشای مند نظر خود را معرفی کده درست است؟ بله استاد فهمیدم دومیه که ما همه بندگان دوی کنندگان قوانین و قواید خداوند هستیم اگر کسی یا گروهی علیه آن چه خداوند در کتاب مقدس خودش فرموده شورش میکنه باید این که وجود خدا را انکار میکنه خدا بر ایشان خنده میکنه زیرا این استقلال خوایی و شورش علیه خدا و مصابه سرکشی و توبیان در برابر اقتدار خداوند تلقی میشه این را شما میفهمید استاد اگر کسی باید یه پادشای تنشیده خدا شورش بکنه پس عکس و لحمل خدا چی بوده میتونه استاد؟ سورک جان اولی که خدا به توبیانگرهای مولد هم میتونه که به حقیقت خدا پایی ببرن و توبه کنن اگر این کار را نکدن بالاخره روز داوری عادلانه خدا فرا خواد رسید توبیانگرها را سرکوب خواد کن آه سورک جان چه کسی میتونه در آتش خشم خدا تاب بیاره؟ آیا همین حال ما شما که صحبت میکنیم پادشای تنشیده از طرف خدا هسته؟ آیا او شخص که است استاد؟ بله سورک جان آیا تو پادشای پادشان را نمیشناسی؟ پادشای پادشان که از جانب خدا تنشیده و در میان ماست و تمام پادشان در نزدی و زانو میزنن او شخص ایسای مسیح هست که در میان ماست آیا همیشه در میان ماست و من در میان من در میان مال در مال حضور خودم حتما میتونه عالی خودم لحظه چرا اقوام جهان شورش میکنند؟ چرا مردم افکار پوچ و باطل را در سر خود میپرورانند؟ پادشاهان روی زمین قیام میکنند و آکمان برزد خداوند و مسیع و مشورت مینمایند آنها میگویند بیایی زنجیر بندگی خداوند را بکسلانیم و از قید و بند او خود را آزاد سازیم خداوند که در آسمان بر تخت خود نشسته است با آنها میخندد با آنها را مسخره میکند آنگا در خشم خود آنها را سرزنش نموده و در غذب خش آنها را به وحشت میاندازد و میفرماید من پادشای برگذیده خود را در کوی مقدس خود سیهون بر تخت نشاندم پادشا میگوید من فرمان خداوند را اعلام میکنم زیرا به من گفته است تو پسر من استی امروز من پدر تو شده ام از من درخواست کن و من همه اقوام جهان را به تو میبخشم به اختیار تمام جهان را به دست تو میدم تو با احسای آهنین برانها اکمرانی نموده و مثل کوزه کوزگران آنها را خوهی شکست پس پادشاهان توجه کنید به اکمرانان روی زمین آگاه باشید با ترس و اعترام خداوند را عبادت کنید و با لرز خوشی نمائید پسر را ببوسید مبودا غذبناک شود و شما در راهای خود هلاک شوید زیرا غذب ها ممکن است ار لحظه افروخته شود خوشا به حال همه ای کسانی که بر او توکل دارند آمید بله تشکری میکنم از خوهر بلقس که زبور شریف خاندن و شنیدن ای زبور شریف چقدر در دلها آرامش میبخشه و در این مقته برنامه دوست های عزیز و همچنان میخوایم که باز مصد جان با امروای ما هستند در استیدیو و میخوایم که ایشان خودشان خدا بیشتر در رابطه به خودشان حرف میزن و سلام مصد جان خیلی خوشحال هستم که باز هم شما را با امروای خود در استیدیو دارم به شما سلام میگم و همچنین به تمام شنوانده های عزیز ما امیدوار هستم که شما و شنوانده های ما جور و صیعتمند باشین و هر جایی که هستین در موفقیت و کامروا و خوش باشین تشکری میکنم مصد جان امروز میخواییم که در کتاب زبور شریف فصل دومت هم موقع داشته باشیم همون رقمی که در هفته قبلی ما در رابطه به زبور یکم تهم موقع داشتیم موضوعی که میخواییم در بارش حرف بزنیم پادشاه برگذده خدا میباشه دوستهای عزیز همون رقمی که ما در قسمت دوم برنامه شنیدیم و پادشاهی که خداوند برگذیده پادشاه پادشاهان از ایسای مسیمی باشه که مصد جان در این باره بیشتر برما توضیح میده مصد جان بسیار خوشحال استم که میتانیم از زبور شریف از بخش دوم تهم موقع داشته باشیم یک زبور بسیار زیبا و دلچسب است و در مورد پادشاه برگذده خدا صحبت میکنند زبور دوم با یک سوال بسیار جالب شروع میشه میفرماید چرا اقوام جهان شورش میکنند مردم دنیا در برابر سلطنت خدا در برابر پادشاه برگذده از او شورش میکنند واجه شورش در این جهان به مناه یک تغیان است به مناه سرکشی است اما به این مناه نیست که مردم شمشه رو یا توپ و تفنگ گرفتن که به خدا جنگ بکنند به این مناه است که ای شورش و ای تغیان مثل از این است که اون ها مخواهند مستقل از ابتدار خدا زندگی بکند استقلال داشته باشند نمیخواهند که تسلیم خدوان باشند نمیخواهند که تسلیم پادشاه برگذده او باشند و ای در برابر خدا شورش است یعنی یه شورش مستقل بودن مردم دنیا دوست دارند که از خدا مستقل باشند دوست ندارند که به خدوان جواب گو باشند و ای استقلال مستقل بودن انسانا که مردم دوست دارند و پشت از او استند از دید خدوان یک پوچی است یک بطالت است آیت دو میگه پادشاهان روی زمین قیام میکنند و حاکمان برزد خدوان و مسیح او مشورت مینمایند آنها میگویند بیاید زنجیر بندگی خدوان رو بوکس آلانید و از قید و بند او خود رو آزاد کنید پس انگیزه یا خواهش دل انسان و عمل بشریت یک تصویر را رسم میکنند که شورش در برابر خدوان و پادشای مسه شده از او پادشای برگزده از او یک شورش است یک زدیت است میخواد بکنید کدوم دولت بزده خدا شورش کند خیلی دولت در مجهد و کلیسه کنیسه را آزاد مندیله را آزاد مردم میتانند خدا را پرستش بکنند کدوم دولت بزده خدا شورش کند موضوع یه است در اینجا آیت بما نمیگه که پادشای دنیا و مردم دنیا ادیان پیش رویش میکنند اینجا آیت بما نمیگه که اونا قیام میکنند یعنی انقلاب کدید در برابر خدا و مسیح یعنی برگزده از او یعنی به این مناست که اونا از نگاه اطاعت از نگاه تسلیم پذیری عملشان و انگیزه دلشان بر زد پادشایی است اونا قانون خودشان رو میکنند مردم دنیا میکنند دین خودشان رو میکنند اما اگر بخواهند از برگزده از او یعنی از پادشایی رو که خدا تحین کند تا بر مردم و بر شریعت و بر حاکمان دنیا سرور و سلطان باشد او را رت میکنند و ببینید آیت 3 چقدر جالب میکند این انگیزه دل بشر است بیاید که ما زنجیر بندگی را بخصانید و از قيد و بند خداوند آزاد شده این به مصابه شورش است چون خداوند سلطان آسمان زمین همه چیز از آن و او است و وقتی که انسان تلاش میکنند مستقل از خدا زندگی بکنند این یک شورش یک سرکشی در برابر خداوند تلقی میشد ما میکنیم انگیزه و عمل انسان پادشای دنیا سیاست ها به این طرف حرکت میکنند مستقل از پادشای دنیا و سرکش و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا و دنیا دنیا و دنیا دنیا و دنیا دنیا و دنیا و دنیا و دنیا دنیا و دنیا و دنیا دنیا و دنیا دنیا و دنیا و دنیا خدا بناده اول فرصت مده بسه خدا به ای تقیان و شرش اول فرصت هست اول فرصت هست, دوم فرصت هست, ثیوم فرصت هست چارم فرصت توب هست, پنجم فرصت ازاران فرصت توب هست اما بلاخره خلاص مده بلاخره زمان دوری مرد و شاید ما شما شاید امروز آخرین فرصت ما شما باشد که به پادشای برگزد خدا سجده کنیم و به تقیان و سرکشی بیرون بیرون بیرون بیرون به این منانه نیست اگر ما دین داریم بلاخره خدا را صدا میزنیم پس ما در شرش بخدوان نیستیم اگر ایسای مصیح سجده نکردیم, در شرش هستیم اگر پسر خدا قدم از او را نبوسیدیم اگر تسلیم ایسا نشدیم ما در شرش زندگی میکنیم ما همراه شرشیان تشکر میکنم مسود جان اینجا یک سوال دیگر را مطرح میکنم سوال کار بردی است سوال اصلی است ما متوجه میشیم که استادگی در مقابل خدا چی نتیجه وحشتناک داره نسبت به این زبور شریفه که شما اشاره کردی فصل دومش گفتیم که نتیجه استادگی در مقابل خدا بلاخره چی میشه زمان قضاوت میرسه و نتیجه وحشتناک با بار میره و همچنان نتیجه بوسیدن قدم های پسر یا اطاعت او که او میگم هدف پادشای پادشاهان ایسای مسیح است چی نتیجه خواهد داشه برادر مسود جان بله همونطور که شما اشاره کردی ای که ما قدم های ایسای مسیح بوسه بزنیم و سیده بکنیم به ایسای مسیح و او را منحس خداون پادشای پادشاهان و سرور زندگی خود بپذیریم ای اقیقتا اطاعت که ما باید انجام بدیم وقتی در حضور خداون در قضاوت استاد شدیم در روز دوری خداون نمیپرسه که شما چی دین داری مطابق کتاب مقدس مطابق زبور خداون نمیپرسه که شما در کدام دین بودی در کدام آین بودی خداون میپرسه آیا با پادشای برگوزیده ایسای مسیح آیا شما سیده کدی آیا او را پرستش کردی آیا او را اطاعت کدی اینی سوال میباشد و در نهایت نتیجه تسلیم شدن توکل کردن ایمان آوردن در آیت دوازده آخر آیت خوشا به حال در درس پیش خداون آفرین خداون برکت میده خداون خوشا به حال به او زندگی که تسلیم پادشای برگوزیده خداون یعنی ایسای مسیح چقدر جالب درک بکنیم زبور دو زبور شریف او را دعوت نمیشه کده به ما نشان میده که همه چیز در آسمان در زمین باید به ایسای مسیح تسلیم شده و باید پادشای برگوزیده خداون اقرار بکنه باید قدم او را بوسه بزنه بوسه به این معنی نیست بوسه به معنی شفقت هست به معنی دوستی هست که او را دوست بذاره با او را پیروی بکنه آمین آمین تشکری میکنم از شما برادر مسود جان که در رابطه به خوشا به حال ها چقدر خوب تشهید داده و همچنان ایسای مسیح در روز تعلیم بالای کو از این خوشا به حال ها استفاده کرد خب شنویده های عزیز حالا میریم یک سرود زیبا میشنیم پس دوباره بر میگردیم به ادامه ای برنامه دستی با عیشهای مسیح راهنا وردک بختیریسته دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح موسیقی شون بهاری گلخشان است در تن افصور ده جان است عالم تو مرتبان است دستی با عیشهای مسیح عالم تو مرتبان است دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح شرحگی پیوان بادان هم رحان را پان بادان بر حمد بر بادان دستی با عیشهای مسیح بر حمد بر بادان دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح جاویدان باشد چون خرشه پهن دنیا دارد امید رحم ورده بختیسته دستی با عیشهای مسیح رحم ورده بختیسته دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح دستی با عیشهای مسیح به وه! زمان که این سروده می شناییم چه حس حال خوب بر ما روخ می ده و حالی می ریم سحل می کنیم که گلاغا چی دارا برگفتن اوو ساعتم نو بجی صبح استه بیا که یک بیرو بروم سحل کنیم چی خبر است بیرو اوووو چقدر آواز گرم است این رقم افتوی سوزان آدم خب می سوزان این افتو این رقم گرمگه باشه بروم کم دیگه خواه می کنم هنوز مانده هستم زله هستم نمی فهم که چرا جان می توی خسته معلوم می شه اما دکتر گفته بود که باید فعالیت انجام بتوم حالی خواهی هیچ حوصیلی کار و فعالیت هم ندارم می روم یک چشم خواه می کنم و بعد از خواه بیدار شدم ببینم که چی کار کرده می تونم ساعتم دو بجه روز است او چطور گشنه هستم اشکمیم از گشنگی را صدا می ده بروم طرف آشپسخانه سعیل کنم که چی هست در یخچال یخچال ببینم که غذا هست یک چیز بخورم یا نه اوفای چه رقم هست در یخچال هم هیچ چیز نیست حالی باید دکان بروم یکان چیز از دکان بخورم بیخی گشنه هستم قریب از زوف کنم از گشنگی سلام قنداغا جان چطور بخیر؟ سلام رئیس چی رقمه؟ من خوبم خودت چطور هستی قمندان؟ قمندان چیو کارش چی؟ همیانه از گشنگی قریب از بوم روم لالا از ما را که قمندان مانی رفیق تو من را یک چیزی بته که بخورم کمی سر حال بیاییم باز گب می زنیم موتو می فامی که از قدیما گفته که شکم گشنه کار نمی شه حاله چی بدون بره تو؟ تو فقط بگو بتی یکان چیز که هیچ عوصله ندارم لالا چی داری؟ پنیر، مسکه، ماس، تخم تو بگو چی میعی آه بچه این چی حال هست؟ پنیر، مسکه، ماس همینه را مردم فقط به چاشت میخورن؟ آه گفتم که قمندان مانی رفیق مردم سیلی مندر بخورم که گشنه نباشم تو اینار نمیخوری؟ پنیر همین چیزها چیز دیگه ندارم قمندان من را چند دانه تخم مرد و یک کل رومی بده که برم تخم مرد جور کنم بخورم اینه قمندان بگی آه نان خوردم حال دیگه یک ساعت دراز می کشم دنیا تیر هسته تا پسانتر کمی هوا سرد شو و سلقیمتر شو میروم بیرون میروم فکر می کنم که همین نان جور کردن اب خودش یک فعالیت هسته ای هی چی قسم زندگی هست امروز خواستم کار کنم اما هیچ کار نکدم همین رقم تیر شدیم بیا که یک ساعت کتاب بخانم دیگه چیزی خب نکردیم امروز یک کم ذره کتاب مطالع کنم سر از صبح باید یک تقسیم اوقات جور کنم و هیچ بحانه برای کار خود نیارم آلی چند دقیقه بعد میخوایم نان شعب آماده بکنم و شعب میشه دیگه آلی میرم باز میخوابم بله دیدیم که گلاها هم گرست نبود و هم حوصلی هیچ چیزی رو نداشت