30 minutes
4 April 2011
Envy can quietly damage our peace of mind, our relationships and our sense of contentment. We explore how jealousy develops in different degrees, from simply resenting another person’s success to wishing others would lose what they have, and how it can spread from family circles to friendships, workplaces and marriages. Through everyday examples, stories from Afghan society and lessons from the Bible, we examine the harmful effects of envy and the way it can turn admiration into bitterness and conflict. We encourage honest self-reflection and show why addressing jealousy early is essential for building healthier relationships and a more generous heart.
Transcribed by AI
موسیقی شنوندهی عزیز سلام. من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم. دوستای میرمان، من جاوید هستم و من هم به شما سلام و احترام خود را تقدیم میکنم. از خدا من میخواهم که شما ایزا همه جور و تیار باشید. ما با شروع کدنی برنامه گذاشته یک سرسلی نوی برنامهها را برنامه غلب کدنی بر حسادت شروع کدیم. برنامه ای امروز برنامه دوهم ای سرسلی برنامهها است. ما گفتیم که حسادت یک احساس منفی است که با دیدن امتیاز که ما نداریم یا فقط آرزو داریم که ما داشته باشیم در ما با وجود میآید. ما و شما یک ذرب المثل داریم که میگیم شخص حسود نیمه روز سر خودقار میباشه و نیمه روز سر مردم. این گب حسادت را بسیار خوب تعریف میکنه. شخص حسود نیمه روز از خاطر سر خودقار میباشه که چرا چیزی که دیگرها دارن او نداره. در اون چی کمی وجود داره و به این خاطر خود همیشه ملامت میکنه و از این خاطر خود ناکام فکر کنه خفه میباشه. حسود وقتی که چیزی را و یا امتیازی هم که داشته باشه همیشه در ترس پی باشه که نشه این امتیاز را کسی دیگر از پیشش بگیره. شما شنونده ازیز اطمن کسایی که حسود استن در دوربرتان دارین یا شما خودتان این تکلیفه داشته باشین اما بیشتر ازی که ما با دیدن به طرف دیگرها و اونا را به خاطر حسادت ملامت کنیم بیتر از که یکان وقت خود را هم بسنجیم و ببینیم که هایا دما هم حسادت وجود داره؟ بعضی از ازیزهای ما در حال که دلشان پر از حسادت در مقابل دیگرها میباشه وقتی که حسادت خود را با انتقاد کدن دیگرها و یا بدگویی دیگرها بیان میکنن اما ایره هم میگن ما این گفتها را از حسادت نمی زنم این یک حقیقت است که بیان میکنم دوستهای ازیز طور که خدا انسانها را با خوی و عدتهای مختلف خلق کده به این قسم نظر با خوی و عدت هرکس احساس حسادت هم در اشخاص فرق میکنه نه تنهایی که در انسانهای مختلف انواع مختلف حسادت وجود داره بر علاوه درجه شدت حسادت هم در اشخاص مختلف فرق میکنه به این خاطر بسیار ضروری است که امروز روی درجههای مختلف حسادت گب بزنیم پیش از اینکه در این بار گب بزنیم اول بیاین که یک ایلان را بشنویم بعد از شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما آذر میشه شنوندگان عزیز اگر شما در مورد برنامههای ما سوالات نظرات و پیشنهادات داشته باشید میتوانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید 001 541 557131 دوستهای مهربان ما پیشتر گفتیم که حسادت از لحاظ شدت درجههای مختلف داره باید این اشتباه را نکنیم که بگویم برو یک کم حسادت هم که داریم او قدر مهم نیست فرق نمی کنه که داشته باشم اگر به یک درجه یک کم حسادت در ما موجود هم باشه امکان داره که برای ما نتیجه بسیار خرابه به وجود بیاره احساس منفی حسادت هم ما میتوانیم به درجههای مختلف تقسیم کنیم اول از لحاظ شدت احساس حسادت دوهم از لحاظ وسط و دامانه گسترش حسادت و سه هم درجه بندی کنن حسادت از لحاظ شکل زایر شدن او حالا بیاین سر درجههای مختلف شدت حسادت گفت بزنیم در مرحله اول حسادت ما فقط تماهل داریم او چیزی که از دیگرها از ما داشته باشیم ما پیش خود احساس میکنیم فلان شخص چیزهایی که داره او باید از ما باشه و بخاطره که ما او چیزا نداریم رنگ میبریم مثلا شما در یک امتحان ناکام شدین وقتی که کسایی که کامیاب شدن و خوشی میکنن رنگ میبرین و در مقابل خوشی اونا بخاطر کامیابی حسادت میکنین یا هم چون من یک آدم خجالتی هستم وقتی که متوجه میشم که از یک شخص بخاطر خوشخلقی و خوشتبی او تعریف میکنن دمه احساس آزردگی باوجود میآیا ای مرحله اول حسادت است که ما صرف بخاطر امتیازی که دیگرها به دستاوردن و یا چیزایی که دارن در ما باوجود میآیا و بخاطر او رنگ میبریم در مرحله دوام شدت حسادت نه تنهایی که ما تماهل داریم او چیزی که دیگرها دارن ما داشته باشیم بر علاوه چیزی که و یا امتیازی که ما داریم و یا به دستاوردیم وقتی که دیگرها هم او امتیاز رو به دست میآرن آزرده میشیم و از خاطر او رنگ میبریم مثلا ما در ایک امتان کامیاب شدیم اما وقتی که یک رفیقیم و یا دوست ما هم معفق شوه از ای خاطر خوشی ما از بین میرا و دماغ احساس آزردگی به وجود میآید یکی از دوستان قصه کرد وقتی که او در خانه نضبطا خراب زندگی میکرد همه دوستще همش혔ذ اس رو خبرگیری میکردن و به او دلسوزی نشان میدادن اما وقتی که او یک خانه کرایی که نضبط به خانه دوستانش بتر بود پیداد هکد همه همروی او قطع علاقه کردن ای دوست شما وقتی که دوست هش رو را پایندتر از خود میدیند به او همدردی و دلسوزی نشان میدادند اما وقتی که او را رقیب خود یافتند یعنی صاحب او امتیازی که اونا بودند او هم شد با سرچدن رابطه به او حسادت کردن در مرحله ثیوام حسادت بسیار شدید است ما حتی آذر هستیم او چیزی را که میتانیم داشته باشیم از دست بتیم به شرط ای که دیگرها هم او را نداشته باشند ای گفت با یک مثال واضع میساسیم شما محصل و یا متعلم هستین درسای یک دو مذمون خوب مفهومین اما در یک دو مذمون مشکلات دارین یک دوستهای شما در او مذمونای که شما مشکلات دارین خوب مفهمه اما او هم در مذمونایی که شما مفهومین مشکلات داره شما از دوستان بخاطرkęمک نمی خواهین که او حم از شما کمک کرفته در مظامین که مشکلات داره معفق شوه شما معفق شدند خود را نگاهش دوست باشند به این قسم حسادت خود را سیر میکنین در باره حسادت در نوشتههای قدیم یک قصه نوشته شده یک پادشاک بسیار سخی هم بود یک روز از یک منطقهی که در او جا مردم غریب زندگی میکدن تیر میشد او دو برادر یتیم و بسیار غریب ملاقات کرد که هر دو از لحاظ دوستی مثل پشت روی یک سکه زندگی میکدن ای دو برادر ای قدر بین خود سمیمی بودن که حتی یک لقمنان هم بدون دیگه از گلویشان تیر نمی شد در او وقت ای طور معلوم میشد که یکی بخاطر دیگه حتی از جان خود هم تیر است پادشا خواست که اونا را مورد نوازش قرار بده تا زندگیشان بهتر شد پادشا به برادر خورتر گفت بخوای هر چیزی که بخوای برات میتوم به شرط ای که دو چند او را به برادرت بدم برادر خورت بعد از کم فکر کدن با لبخند به پادشا گفت یک چشم من را از کاسی سرم بکش یعنی وقتی که یک چشم او را پادشا میکشید در مقابل دو چشم برادرش هم میکشید بله در ای قصه چهری خشن حسادت در مناصبات اجتماعی خوب معلوم میشد وقتی که به شدت منتظر خوشبختیهای زیاد میباشیم اما میبینیم که ای خوشبختیها را با دیگرها تقسیم کنیم فورا شدت انتظار و تقاظای ما به او خوشبختی کم میشد شدت حسادت وقتی معلوم میشد که در ما احساس با وجود بیایی که بگوییم یا ما ای امتیاز تنها داشته باشیم و یا ایچ کس نداشته باشه اکثرا ما افغانها از داشتن ای قسیم احساس رنج میبیریم و جامعه ما هم از بودن ای قسیم احساس در ما رنج میبره دوستهای مهربان حالا یک آهنگ میشتهیم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر میشیم هبر و باد و ماو و خرش دو فلک در کارم دا تونانه با کفاری و با غفلت نخوری همه از بری بوسه کشته و فرمان بدار شرط انصاف نباشه که تو فرما نبری شرط انصاف نباشه که تو فرما نبری موسیقی موسیقی خدا که فیض دوارسن سهر که روب خدا کنی بمرادت رسیان سهر موسیقی منو حایو حایو گیری ستر منو حایو حایو گیری ستر بره تابه توزی ستر منو حایو حایو گیری ستر بره تابه توزی ستر توواز کمی نگری ستر توواز کمی نگری ستر که دیگر زیش و جیها کنی و مرادت رسیان سهر شنونده ازیز ما در باره مرحلههای مختلف اصادت از لحاظ درجه ای شدت گب زده ایم آله بیاین که ببینیم اصادت از لحاظ وسط دامنه ای او با چه قسم است از لحاظ وسط ما حسادت از دور و نزدیک خود شروع میکنیم ما به ای قناعت میکنیم که با برادر و خواهر بچه خاله دختر کاکا ننو و ایور حسادت کنیم بعد از او کم حسادت ما پای خود را به طرف دوست همسنفیها همکارا همسایهها و خیشهای دور دراست میکنن بعد از این مرحله ما با هر کس وانه و که با ما در ارتباط است و یا نیست اما صرف بخاطر که چیزی با ارتشه در اختیارش است حسادت میکنیم یکی از دوستهای ما در باره خود میگه ما طبیعت امی کن اصود دارم اتا با چیزهای بیمانی و پوچ حسادت میکنم نظبت به هر چیز بدبخت دیگه ما ایست که ما خودم هم خوب میفهمم که اصود استم دلم بسیار میخواهد که وشیار ترین جذاب ترین دوست داشتی ترین و محترم ترین شخص در تمام روی زمین باشم با داشتن این احساس جا تلبانه به جایی رسیدیم هر کس که باعث خوشی دیگرها شوه در مقابل او حسادت کنم گفتن این گب واقعا برای ام رنجاور است اما این یک حقیقت است وقتی برای حتی مدت کوتا مورد توجه قرار نگیرم چشم هم به هر کس میفته و به او حسادت میکنم گب ما به جایی رسیده که حتی با کسایی که ما باید هرگز حسادت نکنم و در خوشی اونا خوش شوم مثل برادر و خواهر هایم اولاد هایم و خانم هم حسادت میکنم این دوست ادامه داده قصه میکنه یک روز امرای خواهر کلانم که دخترشم عروسی کده از گذشتهها قصه میکدیم متوجه شدم که بزرگترین حسرت زندگی او ای بوده که چرا درست نخونده و زندگی معفق نداشته او بخاطر این پسمانی خود پدر و مادرمه مقصر میدانست که چرا او را زود به شوهر دادن و نماندن که تحصیل کنه بعد از فکر کنن زیاد متوجه شدم که علت ای که او در معافل فامیلی اوقدر شرکت نمی کنه هم ای گفت هست که خودها نسبت به دیگرها کمتر احساس میکنه ای احساسی کمی در او اقدیش شدیده حتی در مخابل دخترش که تحصیل کده و داکتر بود به وجود آورده او به دخترش بخاطر حسادت میکند که چرا او هم مثل خودش شرایط خراب زندگی را تجربه نکده دوستهای عزیز بعضی اوقات حسادت که بین زن و شوهر به وجود میآیا زندگی فامیلی اونا را تلخ میسازا خصوصا زن و شوهر که اردو تحصیل کده باشن حتی هم مثلک هم باشن بین خود حسادت میکنن مردها چون امکانات زیادتر برای پیشرفت کدن دارن معمولا خانمها در مقابل پیشرفت اونا حسادت میکنن ای حسادت بین زن و شوهر در ظاهر معلوم هم نمی شد اما با دقت کدن به زندگی اونا خوب معلوم میشد که بسیار جنجالا که در بین اونا موجود میباشه ریشی ای جنجالا از حسادت او میخوره از محفقیت و پیشرفت یکی خصوصا مرد خانه طرف دیگر یعنی خانم خانه رنگ میبره خانم خانه ای رنجش خود را به بانکدنهای مختلف انکاس میته مردها هم به بانکدنهای مختلف مانه پیشرفت خانم میشن و به ای ترتیب حسادت خود را در مقابل خانم انکاس میته دوستهای مهربان حالا بیانید که یک اعلان را بشنویم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما قرار میگیریم شنوینده ازیز ما در باره وسط دامنه حسادت گب زدیم ما گفتیم که حسادت از نزدیکان ما شروع میشد به اطرافیان ما پاهای خود را دراز کده و به هر کسی که نظبت به ما امتیاز داشته باشد و یا چیزی خوبی که ما در آرزویش شدیم ادامه پیدا میکند حالا بیاین در باره مرحلههای حسادت از لحاظ زاهر شدن او گب بزنیم ما با وجودی که احساس منفی حسادت در ما باوجود آمده اما کوشش میکنیم که ای احساس منفی را کسی در ما نبینه ما بسیار تلاش میکنیم که ای احساس منفی حسادت را بیرون و یا در ظاهر خود انکاست ندیم و کوشش میکنیم که او را بپوشانیم به طور مثال وقتی که بچه دوست ما یک موفقیت نصیب شده و در دل ما بخاطر موفقیت او که چرا بچه ما ای موفقیت را نصیب نشده در ما حسادت باوجود آمده اما ظاهران ای احساس منفی خود را به او نشان نمی کنیم و حتی به او تبلیغ گفته ظاهران خوشی خود را نشان میکنیم یا برادر و یا خواهر ما یک تلویزونی که نسبت به تلویزونی ما بسیار خوب است خریده ما در حال که در دل خود بخاطر شدت حسادت آزارده شدیم اما ظاهران در روی خود نمی بیاریم و به او تبلیغ گفته احساس خوشی میکنیم اما پشت سر با بدگویی کدن رنج حسادت خود را ظاهر میسازیم در مرحله دوم ما حسادت خود را ظاهر میسازیم اما نه بسیار زیاد باز وقت اتا خود ما ظاهران حسادت خود را نشان نمی کنیم اما کسای دیگه که پای خود را پیش میمانند و در مقابل کسی که ما حسادت میکنیم بدگویی میکنند ما هم او را نه تنها تایید میکنیم بلکه یه از ای بدگوییها خوش هم میشوند در مرحله سیوم ما که دوچار حسادت شدید شدید شدید او را عملان ظاهر هم میسازیم مثلا ما میگیم او کسی که کامیاب شده او بلیاقت خود کامیاب نشده او تقلب کده و یا رشوت داده یا کسی چیز نوه خریده ما کشیش میکنیم که دو خرابیها را پیدا کنیم و به این ترتیب حسادت خود را ظاهر میسازیم پس حسادت هم از لحاظ شدد هم از لحاظ وسط و هم از لحاظ ظاهر شدن مرحلههای مختلف داره اگر ما جلب حسادت را در مرحله اولش نگیریم به طرف شدد کرفتن پیش میروی و به مرحله بعدی که بسیار خطرناک است رشت بیکنه حسادت، مناسبات، دوستی، رفاقت و رابطهها را بین ما سدمه میرسانه و ما را آیستا آیستا به دشمنهای یک دیگر تبدیل میکنه آدم اصود نیمی روز سر مردم و نیمی روز هم سر خود قار میباشه دوستهای عزیز حالی بیاین که یک اعلان بشنویم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما قرار میکنیم تاسو که زمون دیگر پروانو به حق لا پختنه نظریه او یا اعلان دیزونه لری کوالای شی پدید تیلیفون نمبر لمون سر آردی که ونیسی 001 541 550 و 131 شنوینده عزیز ما در باره مرحلههای مختلف اصادت گب زدیم در کلام خدا کتاب مقدس ما مسیان نموناهای بسیاره از اصادت برای تعلیم ما وجود داره وقتی که ما به این مثالها دقت میکنیم میتونیم اصادتها در او خود و در وجود خود از بین ببریم دوستهای عزیز شما حضرت داود نبی رو مشنویسید حضرت داود نبی پیش ازی که پادشای اسرائیل شوه به حیث یک قومندان جنگی در دربار شاول پادشا خدمت میکد دی این باره در کتاب مقدس میخانیم وقتی که داود پس از کشتن فلسطینیها به خانه بر میگشت زنها از تمام شهرهای اسرائیل با ساز و دائره و دیگر آلات موسیقی رخص کنان به استقبال شاول پادشا آمده سرود خوشی مینواختن و میخاندن شاول هزاران نفر را و داود دهها هزار نفر را کشته است شاول بسیار قهر شد و سخنان آنها خوشش نیامد و با خود گفت به داود اعتبار ده هزار نفر را دادن و به من هزاران را تنها چیزی که با کی میماند پادشایی است که به او بدهند بنابران از همون روز کینه داود را بدل گرفت و به او بدبین شد روز دیگر روح پرید از جانب خداوند بر شاول آمد و او را در خانهش دیوانه میساخت داود برای این که او را آرام بسازد مثل سابق برایش چنگ مینواخت اما شاول نیزه ای را که بدست داشت به سوی داود پرتاب کرد تا او را در دیوار میخوند ولی داود دو بار خود را کنار کشید حضرت داود پیغمبر یکی از کماندانهای شاول پادشا بود محفقیت حضرت داود درقت محفقیت شاول پادشا بود اما چون شاول یک آدم اسود بود او اتا از این محفقیت خود که به دست داود نبی میشد رنگ میبرد حسادت شاول وقتی عوض میگرفت که مردم از داود نبی صفت میکدن شاول صفت کدر داود نبی را برای خود توحین احساس میکد به این خواهد احساس دشمنی و نفرت را در دل او در مقابل داود نبی باوجود آورد شاول این احساس احسادت را ای قدر در دلون خود پرورش داد که به فکر دشمنی کدن و کشتن داود نبی شد حسادت در قد قاتل است و ما را اتا با کشتن برادر ما تحریک میکنه قابیل بچه هزرت آدم که حابیل برادر خود را کشت علت او هم حسادت بود صرف بخاطر که حدیه و یا خیرات حابیل را خداوند قبول کد اما از قابیل را قبول نکد به این خاطر او در مقابل برادر خود حسادت کد و او را به قتل رسان دوستهای عزیز شما چطور استید؟ آیا شما هم از حسادت رنگ میبرین؟ منظورم ایست که یا شما در مقابل کسی دیگر حسادت میکنین و یا دوستها و اجزایتان به شما حسادت میکنند از این لحاظ رنگ میبرین متاسفانه واقعیتهای جامعه ما نشان میده که اکثر ما کم و بش احساسات منفی حسادت در ما وجود دارد ما حتی در مقابل مافقیتها و خوشیهای نزدیکترین عزیزهای ما حسادت میکنیم خوشها به حال پاک دلان زیرا ایشان خدا را خواهندید خوشها به حال شما شنونده عزیز هم میشه اگر شما شنونده عزیز هم از این تعالیم ایسای مسیح پیروی کنین به این آروز و صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی در اینجا به پایان میرسانیم تا ملاقات دگه پناهتان به خدا خداحفظ دوستان عزیز این کوب هست تموم هستا نکنم رو در رهی سبز و شفا به تو شکران نکنم رو در رهی سبز و شفا به تو شکران نکنم رو در رهی سبز و شفا به تو شکران نکنم رو در رهی سبز و شفا قصه یه منزل و جای که تو داری با خدا بر قصه یه منزل و جای که تو داری با خدا بر دل به افسان و تدری سه تو روزان نکنم رو دل به افسان و تدری سه تو روزان نکنم رو دل به چوبا نینه کوبست تموم استان نکنم رو در رهی سبز و شفا به تو شکران نکنم رو در رهی سبز و شفا به تو شکران نکنم رو دل به افسان و تدری کروبینا به نمودی بماریزو ناشان به محبت تو عطا کردی که هر خانه کند شهروندهی عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر به انترنت دسترسی دارین میتونین به این آدرست به ما ایمیل نوشته کنین roshan at afghanradio.org اصبیل روشن r-o-s-h-a-n این است حال ما شما عزیزها را به شنیدن برنامه دیگه ما که ساعت هشت شب وقت افغانستان روی 25 متر بند برابر به 11755 کلو هرتز نشر میشه دوت میکنیم فیلن خدا حافظ شما درست کنید