30 minutes
28 March 2011
What if the greatest threat to our happiness is not what we lack, but how we respond to the success of others? We explore the nature of jealousy, how it differs from healthy ambition, and the ways pride, selfishness and insecurity can fuel resentment towards those around us. Through personal examples and well-known stories such as Cain and Abel and Joseph and his brothers, we examine how jealousy can damage relationships, create bitterness and lead to harmful actions. We also consider how recognising its roots can help us build healthier attitudes and stronger, more positive connections with others.
Transcribed by AI
موسیقی شرمنده ی عزیز سلام من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم دوستهای میره بان، من جاوید هستم من هم به شما سلام و احترام خود را تقدیم میکنم از خدا من میخوایم که شما ایزا همه جور و تیار باشین شرمنده گانی عزیز ما سر از امروز یک سلسله نوی برنامهها را شروع میکنیم ما توسط ای برنامهها کوشش میکنیم روی یک موضوع بسیار مهم گفت بزنیم البته مهم بودن این موضوع از خاطر مفید بودن اونیست بلکه از لحاظ منفی بودن و خطرناک بودن با ما و شماست این موضوع را ما میتنیم یک خصوصیت بسیار منفی در بین انسانها بسرات کل و بسرات خاص در بین یک تیداد ما افغانها یاد کنیم جاوید جان شما گفتین که یک تیداد ما افغانها این خصوصیت را داریم ما به این نظر تان صد در صد موافق نیستم به فکر من همه انسانها کم و یا زیاد این خصوصیت منفی را دارن این گفت شما هم صحیست از شفشف تیر شویم این خصوصیت منفی اصادت است حال شما شنونده ازیز در این بار فکر کنین که گفت ما صحیست و یا گفت پیام صحیب منظورم ایست که آیا ما همه کم و بش اصادت داریم و یا یک یک تیداد ما داریم و یک تیداد هیچ اصادت نداریم پیش از هر چیز بهتر از اول اصادت بشناسیم که اصادت چی است بعد از او میتانیم در باره او نظر درست بتیم بسیار خوب است به نظر من فکر میکنم موضوع بس ما اصادت که در عشق وجود دارن نیست ما از بس کدن اصادت در موضوعهای عشقی صرف نظر میکنیم و صرف به گفت زدن در باره جنبههای اجتماعی اصادت میپردازیم بله شما کاملا درست کفتین دیگن در عشق و عاشقی هر چیز رواست ما از گفت زدن در این باره صرف نظر میکنیم خوب آلی بیاین که اصادت بشناسیم اصادت یک احساس منفی است این احساس منفی وقتی در ما به وجود میآی که ما امتیاز و یا کامیابی و معفقیت که دیگرها به اون دستی آفتند و ما از اون محروم هستیم در ما به وجود میآی یا امتیاز و معفقیت که ما به اون دستی آفتیم نمی خواهیم که دیگرها هم اون را داشته باشند مفقیتها و خوشیهای دستی آفتیم آیا ما میخواهیم این مفقیتها و خوشیها را به دیگرها هم بخواییم؟ دوستهای عزیز بیاین حال یک اعلان بشنویم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفاً برای شنویدن این بحث بسیار مهم و حیاتی امراه ما باشین شنوندگان عزیز اگر شما در مورد برنامههای ما سوالات، نظرات و پیشنهادات داشته باشید میتوانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید 001-541-550-7131 شنوندگان عزیز، ما پیشتر حسادات را تعریف کردیم ما گفتیم که حسادت یک احساس منفی است که با دیدن محفقیت و خوشی دیگران در ما باوجود میآیا و وقتی که ما با محفقیت و خوشی دست یافتیم نمی خواهیم که دیگران هم او را داشته باشند مثل که ما پیشتر گفتیم که حسادت یک احساس منفی است بخاطر که این یک خصوصیت منفی انسان را داشته باشند هر کس که این خصوصیت منفی را داره نمی خواهی که در باری او با دیگران گفت بزنه حسادت دیدن خوشی و خوشبختی دیگران را برام با مثل زر تلخ میسازه این کسیم احساس منفی حسادت باعث میشه که ما در دل خود شکست و بدبختی او شخص را بخواییم وقتی که او با جنجالها و شکست داره وقتی که او در دل خود شکست و بدبختی او شخص را بخواییم خف ویا کنج سیومی هم شخصی که در مقابل او حسادت میشه ویا او چیز ویا موضوع را در اختیار داره قرار داره و در دل خود ناکامی اونا را آرزو میکنم در یک کنج مثل است ما در کنج دیگهی مثل است کامیابی برادر زاده هم و در کنج دیگهی مثل است برادرم قرار داره باید متوجیه باشیم که حسادت صرف خواستن چیزی نیست حسادت با وجود ای که خواستن چیزی است که ما او را نداشته باشیم در حال که دیگران او را دارن بر علاوه در صورت شدتیافتن حسادت ما حتی تحمل دیدن او را هم از دست میدیم یا چیزی که ما داریم او را قایم در بغل خود میگیریم نمی خواهیم که دیگران هم او را داشته باشند ای قسم اشخاص به صورتی هم در مقابل دیگران همیشه غصه میخورند و رنگ میبرند ما و شما یکان وقت کلمه حسادت هم به جای حسادت استعمال میکنیم در حال که بین حسادت و حسادت فرق زیاد وجود دارد کسی که حسادت میخورد از خوشی و خوشبختی دیگران رنگ میبرد و چیزی که دیگران دارد او را بر خود میخواهید در حال که اسود با وجود داشتن خصوصیت حسادت او وحشت و ترس دارد او امتیازی که او به دست آورده مجبور شد او را امراه دیگران شریک بسازد و یا به نفع دیگران او را از دست بتهد ما و شما در گفتهای روزمرهی ما اوقدر به فرق حسادت و حسادت توجه نمی کنیم و زیادتر کلمه حسادت استعمال میکنیم ما هم در صحبتهای ما در این سلسل برنامهها از کلمه حسادت استفاده میکنیم شنوینده عزیز آل شما را به شنیدن یک آهنگ دوت میکنیم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفاً ما را تا آخری این صحبت امراهی کنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوستهای مهربان وقتی که بریشی حسادت دقت میکنیم این صفت منفی انسان از دلبستگی اضافه به مادیات و انحسار طلبیه او به ای چیزهای مادی یعنی به فکر ای که ای چیزهای مادی را تنها خود او داشته باشه نشعت میکنه بر حالا شخص اسود علاقه بسیار شدید بر داشتن چیزهای مادی و هر چی را که او خوب فکر میکنه بر خود میخواهد ای چیزهای مادی مثل قدرت، پیزه، سروت، زیبایی، مال و ماد افتخارات و غیره میباشه که شخص اسود صرف بر خود میخواهد خودخواهی هم یکی از جهات حسادت است که خواست حسوده بر از بین بردن طرف مقابل نشان میته که او خودش تنها او چیزه داشته باشه در این باره یک قصه بسیار قدیمی هم موجود داره که او قصه حابیل و قابیل است وقتی که خدا عدیه حابیل را قبول کرد و عدیه قابیل را رد کرد به این خاطر قابیل در مقابل برادر خود حابیل حسادت کرد حسادت او تا حد به اوج خود رسید که برادر خود را به قتل رسان و برادر کشی را در روی زمین به وجود آورد یکی از خصوصیات دیگی که میتاند به حسادت تبدیل شده خواهش و یا غریزه مالکیت است منظور ما از مالکیت در اختیار داشتن و یا صاحب بودن یک چیز است داشتن غریزه مالکیت به ذات خود کدوم چیزی منفیه و یا خراب نیست بلکه برحکم ما را بر پیشرفت تشویق میکنه اگر این غریزه بشکل طبعی و مناسب باشه ما را به طرف رقابت کدن سالم و مفید و یا بشکل مسابقه و داشتن رابطه سالم بین هم تشویق میکنه در این قسم حالت وقتی که ما کمیابی دیگرارا میبینیم در ما شوق به وجود میآیا که ما هم بر داشتن او تلاش کنیم و زحمت بکشیم تا با کوشش و زحمت کشی خود ما هم به او برسیم به اصاس گپای جاوید جان احساس خواستن همیشه یک چیزی منفی نیست اما وقتی که این صفت حالتی را به خود بگیره که در ما احساس ناراهتی و غصره به وجود بیاره این حسادت است خصوصا وقتی که ما نه تنها بر داشتن او چیزی مادی در ما ناراهتی و غصره به وجود بیاره بر علاوه تلاش کنیم که دیگرها را از او محروم هم بسازیم عرصوی فیلسوف دیگه باره میگه رقابت مایلیست شرافتمندانه که از انسانهای شریف به وجود میاد در حاله که حسادت مایلیست رزیلانه که از اشخاص پست برمیخی زد زیرا یکی با رقابت خود را برای به دستاوردن آن چی به صلاحه شد آماده میکند و دیگری با حسادت مانعه برخورداری هم نوشت از آن چیز میشود سنوندهی عزیز، حال شما را به شنیدن یک اعلان دعوت میکنم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم سنوندهی عزیز، اگر به انترنت دست رسیدارین میتانین به این آدرس به ما ایمیل نوشته کنین روشن اد افغان ریدیو نقطه اوارژی اسپیل روشن روشن دوستهای مرمان ما پیشتر گفتیم که یکی از ریشههای حسادت خودخوایی است بر حلاوه خودخوایی ریشههای دیگه حسادت خودبینی و تکبر هم است خودبینی و تکبر باعث میشه او چیزی که باعث خودنمایی و مهم جلوه دادن میشه شخصی متکبر و خودبین او رو نتانا داشته باشه بلکه در او باید هول هم باشه اگر به این چیزها دست ما نرسه و حاصل کرده نتانسیم غصه بخوریم و باعث خشم ما شوه باوجود که معلوم نمی باشه که این گفت راست است و یا غلط بافکر میکنیم از نظر افتیدیم و کسی به فکر ما نیست کم زده شدیم و تحقیر شدیم این قسم احساس باعث به وجود آمدن اکسالمر منفی دمام میشه حتی ما در این قسم حالت برخورد تلخ میکنیم و یا حتی طرف مقابل مستقیمن آزار میرسانیم بعض وقت ما حتی بخاطر مورد تحصیل قرار گرفتن یکی از نزدیکهای ما اصادت کنیم خصوصا اگر این تحصیل شدن به شکل راقامیز باشه ما اکثران در این قسم حالت احساس اصادت خود را با آوردن دلائل مختلف میپوشانیم ما حتی لیاقت و شایستگی شخصی که مورد تحصیل قرار گرفته امراه خودمو مقاییسه کرده او را کمتر جلوه میتیم اما در حقیقت ریشه اصلی این قسم احساس اصادت است وقتی که برادر و یا خوهر ما نسبت به ما بسیار اجتماعیست و با هر کس میتانه به سادگی رابطه برخرار کنه از این خاطر در هر جای گل مجلس است اما ما برعقص گوشگیر، خجالتی، کمگو هستیم و با این خاطر نبیتانیم مثل اون گل مجلس باشیم ما معمولا پیش روی این خوهر و یا برادر ما احساس اصلی احساس خود را میپوشانیم و هیچ نشانه احساس در ما دیده نمی شد اما در دل ما به شدت احساس خشم میکنیم و از خود سوال میکنیم که چرا این شخص اینقدر گل مجلس و محبوبی هم است چرا منیستم؟ مهمتر از همه چیزی که زیادتر ما را رنج میتا و ایست که ما فکر میکنیم این قسم اشخاص هیچ لیاقت اینقدر محبت و توجور ندارن در حال که ما آدم خوب، با نزاکت و با اخلاق استیم اطرافیان ما باید با ما محبت کنن و در هر جای نام ما باید یاد شوه جالبتر از همه چیزی که زیادتر باعث حسادت میشه او قابلیت گبزدن اشخاص در جمع دیگر هست اونا بخاطر که در جمع دیگرها خوب کسا میکنن و خوب گب میزنن و همه را خوش میسازن در هر محفل نقل مجلس میباشن در مجلسی که اونا نباشن، اون مجلس بیرونق میباشن اما شخصی حسود در آخر مجلس شدید ان احساسی رنج و درت میکنن حتی اون احساس بیادالتی در مقابل خود هم میکنن شخصی حسود به خود میگه این چتیادگویه چقدر قدر میکنن شخصی حسود توجه و دلجسبی دیگرها را به اون شخص توحین به خود فکر میکنه و از این خاطر رنج میبره چیزی را که پیشتر پیام صاحب گفت یک نمونه مثال بود اما این واضح است که احساس بیادالتی در مقابل ما منشه و ریشه دردناکترین و خطردناکترین حسادتها است بسورت خواست کسی که نظبت به دیگرها زیادتر خودخواه استن پول و دارایی دیگرها باید امکانات دیگی که دیگرها در اختیار دارن یا از محبت دیگهها برهمن استن برای اونا غیر قابل تحمل است بخاطر این قسم حارت برای ما غیر قابل تحمل میباشه که ما صرف خودا لایق این چیزها میدانیم نه او شخص و یا کسای دیگرها ما در این قسم حارت به خود میگیم چرا دیگرها؟ چرا منه؟ ما و شما اکثرا رنجی که میبریم و ما او چیزها نداریم ما فکر میکنیم که او چیز در حال که حق ما بود از ما گرفته شده در این قسم حارت ما احساس کمی و پایان بودن هم میکنیم دقیقا این موضوع بیانگری ایست که ما به نفس خود اعتماد نداریم و نداشتن اعتماد به نفس ما با اصادت یکجا شده و او را تقویه میکنه این موضوع رو میخواهیم با یک مثال توضیح بدیم وقتی که من نو جوان بودم ایره مبالغه نمی کنم که درس و تعلیم خود بسیار محفظ بودم در خانه در بین برادرها و خوهرها هیچ کس رقیب خود نمی دانستم از ای خاطر ما فکر میکنم که ای تنها ما هستم که سزاوار تحسین و تقدیر پدر و مادرم هستم و به خود بسیار میبالیدم اما دفتن هر چیز تغییر خورد که دیدم پدر و مادرم برادر خورد ما به خاطر خوش اخلاقیش او را زیاد تحسین میکنن وقتی که من دیدم پدر و مادرم برادر خوردم زیادتر توجه دارم در دلم یک احساس حسادت شدید در مقابل او بوجود آمد در حاله که من در ظاهر ای تور چیز را نشان نمی دادم اما در دلم در مقابل برادرم شدید احساس حسادت میکدم پایام صاحب شما در او وقت من در دلتان میگفتین که پس ای قدر لیاقت و کامیابیهای شما چی شد؟ شما حتما پیش خود فکر کدید که ای قدر زحمت تان بخاطر جلب توجه والدین تان هیچ شد؟ بله، اصل درد من دیگه بود من فکر میکنم که او چیزی که ترها حق من بود او را برادرم بناحق از من گرفت من بسیار پایین زده شدم خیسیت من به خاک برابر شد دوستهای میروان به ای ترتیب تکبر، غرور و خودخواهی ریشههای اصلی اصادت هستند اگر ما میخواهیم که اصادت در درون خود کم کنیم بیتر هست اول به ریشههای او دقیق کنیم و اونا را از دل خود بکشیم اگر ریشههای خودخواهی، غرور و خودبینی در دل ما موجود باشه ما نمی تونیم زندگی خوش بدون مرض اصادت داشته باشیم دوستهای میروان، حال شما را به شنیدن یک ایلان دوت میکنیم بعد از شنیدن یک ایلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم دوستهای میروان، در کتاب مقدس ما مسیان بر تعلیم ما یک نمونه بسیار واضح اصادت وجود داره بیا اینی قسمتها از کتاب مقدس بخانیم یهکوب به زندگی در کنهان که محل اقامت پدرش بود ادامه داد و این داستان یهکوب و خانواده او است یوسف که جوان عبداساله بود به اتفاق برادران ناسکه خود پسران بلها و زلفه زنان پدرش از گله پدر خود نگهبانی میکرد او از کارای بده که برادرانش میکردن به پدر خود خبر میداد یهکوب یوسف را از تمام پسران خود زیادتر دوست میداشت زیرا یوسف در زمان پیری او به دنیا آمده بود او برای یوسف چپنه دراز و استیندار دخته بود وقتی برادرانش دیدن که پدرشان یوسف را زیادتر از آنها دوست دارد از یوسف نفرت داشتن بطوره که نمی توانستن با او دوستانه سحبت کنند یک روز که برادران یوسف برای چراندن گله به شکیم رفته بودند یهکوب به یوسف گفت برادرانت در شکیم مشغول چراندن گله است بیا تو را در هنجا بفرستم یوسف گفت من حاضرم پدرش گفت برو از سلامتی برادرانت و از وسه گلهها برای من خبر بیاور پس پدرش او را از دشت حبرون به شکیم فرستاد برادرانش او را از دور دیدن و قبل ازی که با آنها برست نقشه کشیدن تا او را بکشند به تاقیب ای قسمت میخانیم که برادران یوسف به کشتن او به معافقه نمیرسند و او را اول در یک چای خشک بندازند بعد از او او را از چا کشیده به غلامی سر یک کاروان مفروشند ای کاروان یوسف را به حیث غلام به مصر میبره و در او جا او را مفروشه تا ای که خدا او را در مصر به مقام بلند میرسند اما اصل گفت سر حسادت است حسادت مثل که ما در شروع گفتیم باعث کشتن حابیل به دست قابیل شد امی قسم حسادت باعث ای شد که برادران یوسف به فکر کشتن او شود اما او را نکشتند بلکه او را به غلامی به مصر فروختند برادران یوسف بخاطر ای که پدرش به یوسف زیادتر محبت میکد در مقابل او حسادت میکدند اونا فکر میکدند چون اونا اولادهای کلانتر حضرت یعقوب هستند پس اونا مستحق زیادتر محبت نظبت به یوسف هستند اونا خواستند که با کشتن و یا درکدن یوسف از پدرشان میتونند او وقت خود که محبت پدرشان بود دوباره به دست بیارند دوستهای مهربان حسادت باعث قتل میشه حسادت باعث دشمنی میشه حسادت باعث نفرت و تلخی در دل ما میشه بر علاوه حسادت مناصبات عادی و محبت آمیزه از بین میبره بین کوشش کنیم که ریشههای او را از دل خود بکشیم به این امید صحبت امروز با شندن یک سرود روحانی به پایان میرسنیم تا ملاقات دیگه که به صحبت خود دباره حسادت ادامه میتیم شما را به خدای مهربان میسپاریم پناهیتان به خدا دوستهای عزیز ای پادشه شاهان ای خادم آهیزدان نازم نازم و بنام تو هستی تو بمایه هان ای پادشه شاهان درد و غم ما درمان در لطفا پناهیتان درد و غم ما درمان در لطفا پناهیتان قیادت رو همانه در گاشه و در پنهان ای پادشه شاهان ای خادم آهیزدان نازم نازم و بنام تو هستی تو بمایه هان ای پادشه شاهان دایم اینو آنکه هنگ آبادونانه مانند دایم اینو آنکه هنگ آبادونانه مانند رهی با یک ایمان کن اون سه بر آنکه پلان ای پادشه شاهان ای خادم آهیزدان نازم نازم و بنام تو هستی تو بمایه هان ای پادشه شاهان این جسم تو این جان شادامونمه مانند این جسم تو این جان شادامونمه مانند خیدمت و خدایت کن وقته که تو هستی جوان ای پادشه شاهان ای خادم آهیزدان نازم نازم و بنام تو هستی تو بمایه هان ای پادشه شاهان شهروندهی عزیز ما از راژیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم راژیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام راژیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر به انترنت دست رسیدارین میتونین به این آدرست به ما ایمیل نوشته کنین روشن ar-radio.org اسپیل روشن r-o-s-h-a-n حال ما شما عزیزها را به شنیدن برنامه دیگه ما که ساعت هشت شب به وقت افغانستان روی 25 متر بند برابر به 11755 کلو هرتز نشر میشه دوت میکنیم خدا حافظ شما