26 October 2026
هیچ توصیفی وجود ندارد که بتواند به طور کامل بیان کند خدا چگونه است. ما نمیتوانیم او را ببینیم و نمیتوانیم وجودش را اثبات کنیم. کتابمقدس اشاراتی به او دارد و برخی از ویژگیهایش را برمیشمارد؛ برای نمونه: محبت، شفقت، قدرت و خلاقیت او.
خدا قدوس است؛ یعنی کامل و بیعیب ونقص. با این حال، جنبههایی در خدا وجود دارد که درک آنها برای ما ممکن نیست، زیرا فراتر از ظرفیت فهم ما هستند.
. وجود خدا فراتر از درک ما از زمان و مکان است. جهان هستی به این دلیل وجود دارد که او آن را پدید آورده است. او بی نیاز و قائم به ذات است؛ یعنی به ما نیازی ندارد. با این حال، می توانیم خدا را از نزدیک و با صمیمیتی عمیق بشناسیم؛ چراکه او نیز خواهان چنین رابطهای با ماست
مسیحیت میآموزد که خداوند به صورت سه عنصر متمایز یعنی «تثلیث» وجود دارد که با یکدیگر در ارتباط هستند: پدر، پسر و روحالقدس. «پسر» همان عیسی مسیح است که ۲۰۰۰ سال پیش در خاورمیانه زندگی میگرد. در انجیل یوحنا عیسای مسیح به نزدیکیِ رابطهی خود با پدرش اشاره کرده و میگوید:
من و پدر یکی هستیم.»
یوحنا ۱۰: ۳۰
در همان کتاب، عیسای مسیح میگوید: «هر که مرا دیده، پدر را دیده است.» با دیدن به زندگی عیسای مسیح، میتوانیم شناختی از ذات خداوند به دست آوریم. انجیلهای متی، مرقس، لوقا و یوحنا در کتاب مقدس، حاوی روایتهای شاهدان عینی از گفتهها و کارهای او هستند. ما در او، شفقت و محبت نسبت به مردم بخصوص فقرا و ستمدیدگان ، اشتیاق به عدالت، خشم نسبت به ریاکاری و نادرستی، و فداکاریاش را که با وجود بی گناهی، تن به مرگ داد مشاهده میکنیم. عیسای مسیح در دوران زندگیاش بر روی زمین، هم انسانی کامل بود و هم خدایی کامل
روحالقدس جنبهای دیگر از خداوند است؛ شکلی روحانی از خدا که دیده نمی شود، اما می توان آن را به صورت شخصی تجربه کرد. مسیحیان بر این باورند که روحالقدس در درون آنها ساکن می شود. آنها از تجربهی حسی عمیق از عشق و آرامش سخن میگویند. روحالقدس شیوهی تفکر و رفتار پیروان مسیح را دگرگون می سازد؛ برای نمونه، به آنها توانایی می بخشد تا کسی را که در حقشان بدی کرده است ببخشند. کاری که پیش از آن ناممکن به نظر میرسید. خداوند همه بینا و همه دانا است.
ما نمیتوانیم از او پنهان شویم؛ او از افکار ما آگاه است. در واقع، کتاب «مزامیر» در کتابمقدس میگوید که خداوند حتی پیش از تولدمان ما را میشناسد:
زیرا که تو آفریدگار دل و وجود من هستی؛ مرا در رَحِم مادرم نقش بستی.
مزامیر ۱۳۹: ۱۳
کتاب دیگری در کتابمقدس، یعنی «امثال»، مردم را به تکریم و احترام به خداوند فرا میخواند و آن را «آغاز حکمت» مینامد. خداوند نیازی به ستایش ما ندارد، اما این ستایش برای او مهم است و مایه خشنودیاش میشود
خداوند جهان را آفرید و انسانها (مردان و زنان) را خلق کرد تا در این جهان با او سهیم باشند. خواستِ خداوند این بود که ما، با او رابطهای داشته باشیم
کتاب «پیدایش» در کتاب مقدس بیان میکند که او ما را «به صورت خود» آفرید. او به ما این ظرفیت را بخشیده است که بسیار خلاق باشیم و محبت بی قید و شرط بورزیم؛ همچنین ما از حس عدالت، اخلاقیات و معنویتی برخورداریم که ما را از سایر موجودات زنده متمایز میسازد
خداوند تنها به آفریدن جهان بسنده نکرد و آن را به حال خود رها نساخت، بلکه همچنان حضوری نزدیک و فعال در آن دارد. او به انسان ها اهمیت میدهد. نخستین کتاب کتاب مقدس، یعنی «پیدایش»، روایت میکند که حتی زمانی که رابطهی بشر با خداوند در «باغ عدن» تیره شد، او طرحی برای نجات تدارک دید؛ طرحی که به آمدن عیسای مسیح برای احیای آن رابطه اشاره دارد.
خدا قدوس است و عدالت را دوست دارد. برای تمام بدیها و خطاهایی که در جهان رخ داده، بهایی باید پرداخت شود. اما خدا در شخصِ عیسای مسیح، با پذیرفتن مرگ بر صلیب، مجازات گناهان ما را بر خود گرفت؛ با اینکه عیسای مسیح هرگز مرتکب هیچ خطایی نشده بود. به واسطهٔ این اقدام عیسای مسیح، انسان می تواند از بار گناه و احساس تقصیر رهایی یابد و رابطهای پایدار و ابدی با خدا برقرار کند
چنان که در کتاب مقدس، در انجیل یوحنا آمده است:
خدا همچنان حضوری زنده و فعال در جهانِ آفریدهٔ خود دارد. پس از بازگشت عیسای مسیح به آسمان، او روحالقدس را فرستاد تا در وجود پیروان مسیح ساکن شود. همچنین، کلیسا را بنیان نهاد؛ خانوادهای جهانی متشکل از پیروان مسیح. خدا خواهان آن است که با همهٔ انسانها رابطهای پایدار و نزدیک داشته باشد؛ چراکه این همان هدفی است که انسان برای آن آفریده شده است.
این رابطه تنها از طریق عیسای مسیح امکان پذیر است. پس به او ایمان بیاورید تا رابطه تان با خدا برقرار شود و از زندگی ابدی برخوردار گردید.