30 minutes
12 September 2013
A restless crowd gathers, hungry for truth, as a bold voice calls them to turn their lives around. We hear clear, challenging guidance: share what you have, act justly, and refuse corruption, as anticipation grows for one far greater to come. When Jesus arrives quietly among the people, His baptism marks a turning point, confirmed by a powerful sign from heaven. We then follow Him into the wilderness, where, despite hunger and testing, He stands firm against temptation with steady conviction. Through it all, we are reminded that life is not sustained by material needs alone, but by a deeper, spiritual truth.
Transcribed by AI
PYM JBZ PYM JBZ سلام شنانده میروان شما در برنامه قبلی داستان ایسای مسیره تا اینجا شنیده بودین که مردم از هر گوشه و کنار جم میشدن تا یهیه اونا را تمید بده یهیه به مردم میگفت ای کنکاران توبه کنین نگوین که پدر مثل ابراهیم داریم دایی گب دل خوش نکنین بفامین که خدا قادر است از امی سنگا بچای برای ابراهیم بسازه آل تیشه دریشه درخت مانده شده ار درخت که میوی خوب نده دا آتش انداخته خواد شد اینا به این رقم دوستای عزیز یهیه مردمه به نشانی ای که دا آهنده از قوانین خدا پیروی خواد کدن دا او تمید میداد مردمه که مشتاق فامیدن کلام خدا بودن از او پرسان میکدن آل که تمید گرفتم تکلیف ما چیست؟ یهیه برشان میگفت آل که به خدا وعده دادین متابق احکام او رفتار میکنین کسی که دو پیران داره باید یکی او را به کسی که نداره بده ارکی زیادتر خوراک داره به کسی که گشنست بده یک باجیر که مدام باج و خراج از مردم بر رومیا جم میکد چند روزه بود که میآمد گپای یهیه را گوش میکد مردم او را به نظر خوب نمی دیدن از امی خاطر او کم دورتر جدا از جمیعت پالوی یک ازکر استاده میشد مرد باجگیر و ازکر اردویشان چند روز پیش از یهیه غاصل تحمید گرفت بودن در او روز مرد باجگیر چند بار دان واسه کده بود که سوال خدا از یهیه پرسان کنه مگرم کسی به اون موقعی نداده بود بلاخره طاقتش تاق شده بود کته صدای بلند از یهیه پرسان کده بود آله که من از دست تو تحمید گرفتم بعد ازی چی کنم؟ یهیه با صدای بلند گفت از مردم اضافه ستانی نکو نی بر خود نی بر امپراتور فقط امک که مقرر شده از مردم بگی ده امی وقت او از کر صدای خودا بلند کده و پرسان کد ما چی کنیم ای استاد؟ یهیه برش گفت از کسی به زور پیسه نگی به عقی خود قانی باش سر کسی تومت نزند دوستای عزیز اموطره که براتان گفته بودم مردم ده اون زمان ده انتظار آمدن محسیه و عدد آده شده بودن اونا از وضیعت موجود به تنگ آمده بودن ایلگری و فریبکاری در بینشان ده عوج خود رسیده بود رشوتخوری و توتیگری کار روزمرهشان شده بود تجاوز باقی همدیگه و مال مردمخوری از حد گذاشته بود از امی خاطر یکان وقت مردم که دور امدیگه جمع میشودن از یکی دیگر پرسان میکدن آیا امی یهیه تمیده انده اموطره محسیه و عدد آده شده نیست؟ اونا که از حقیقت خبر نداشتن هر کسی یک گپ میزد یک روز کسی از یهیه امی گپ پرسان کد یهیه اوروز از شونیدن یه گپ برفروخته شد با خشم خطاب با مردم گفت ای جاهلان! چطور تا بال شما ای گپ نفهمیدین؟ مگم نمی بینین که من شما را در او تمید میتوم اما کسی میآیا که از من تواناتر است او کسیست که من لیاقت واز کدن بند بوتش ندارم او میآیا تا شما را با روح خدا و آتش تمید بده ای مردم! یادتان باشد که او شاخی خود را در دست گرفته تا خرمن خود را پا کنه او گندم را در انبار جم خواد کد مگم کار را در آتش خواد انداخت آتش که هیچ وقت گل نمی شه به این رقم دوستهای میربان یه یه مردم را برای آمدن ایسای مسیح آماده میساخت موازههای یه یه هر روز تند و تندتر میشد جمعیت که هر روز برای گرفتن تمید یا شنیدن موازه او جمع میشدن زیاد و زیادتر میشدن توره که ایچی سبب ترس و خشم آکم محلی رومی میشد موسیقی دوستهای میربان یک روز روشن افتوی بود که یک مرد جوان سی ساله نهایت خشسیما و میربان از جلیل به دریای اردن پیش یه یه آماده بود او میخواست از یه یه غسل تمید بگیره کسی به درستی او را نمی شناخت وام مثل دیگرها دلین استاده شده بود تا نوبتش برسه وقت نوبتش رسید و در برابر یه یه قرار گرفت تا او را غسل تمید بده یه یه که به چیری او سعی کرد فوری او را شناخت او ایسای مسی بود آلت یه یه منقلب شد بر چند روزه دست و پای خود را گم کد تحجب کده بود نمی فامی چی کنه آیا باید او را غسل تمید بده؟ ای سواله بود که جوابه برش نداشت از امی خاطر کت اجز و بچارگی کته چشمای عشق پر از ایسا پرسان کد تو آمدی که از من غسل تمید بگیری؟ در حاله که تو باید من را تمید بدی بعد از او با احترام بسیار خواست که ایسا را از ای کار منصرف بسازه اما ایسا برش گفت بان حال امتور باشه بری که کتی ای کار احکام شریعت بجا آورده میشه یه یا باید گفت ایسا را قبول میکد که کد یه یا مثل دگه مردم ایسا را در او غسل تمید داد درست در اون زمان که ایسا میخواست از او بیرون شد ناغهان آسمان باس شد و او روح خدا را دید که مثل کبوتر نازل شده و به طرف او میآید دوستهای عزیز در او وقت ایسا بیدونی که ماتل تعیید مردم باشه از ما بین جمعیت حیرت کده برش راواز کده سن بیابان روان شد او روانی بیابان شده بود تا خدمت عمومی خدا کده چل روز روزه شروع کنه شنونده عزیز من مطمئن استم که شما مانای روزه را بیتر از من میفامین ما مردم با روزه گرفتن میخواهیم سر تمائلات جسمانی خود غلبه پیدا کنیم یا بیتر از بگویم که با روزه گرفتن میخواهیم تمائلات جسمانی خود در اراده خود بگیریم اما یاد ما باشه که ایسای مسیح تناقص بود که توسط تمائلات جسمانی خود اداره نمی شد از ای خاطر اون یاضه با روزه گرفتن نداشت اما بخاطر شروع خدمت عمومی خود منعیس نمونه برای ما ای کار خدا کده چل روز روزه در بیابان شروع کرد شنونده میروان شما شیطان هم خوب میشناسید شیطان یا ابلیس امو فرشته مقرب در بار خدا بود که بخاطر اسیانگری از ملکوت الهی خارج ساخته شد او از امو زمان در روی زمین در بین مردم گناکار سلطنت برخود برپا کده بود شیطان در او زمان هرگز بایی باور نبود که بره همیشه شکست میخورد و با شکستش گناه دیگه باعث تبایی ای دنیا زیبا نخواد شد و بجای نفرت و جنگ در تمام کائنات محبت و سال برقرار خواد شد دوستهای ازیز ایسا در بیابان بود روزه داشت که شیطان به او نزدیک شد شیطان به ای باور بود که قدرت بسیار داره به امی خاطر او تصمیم گرفته بود از امو سی روش کار بگیره که بره تسلط سر انسان بکار میبود شیطان وقت در برابر ایسا قرار گرفت گفت ای ایسا بگو که ای سنگا نان شوند شنانده میروان شما چی فکر میکنین جواب ایسا به شیطان چی خواد بود در او زمان حتی امروز وعده دادن در مورد خوراک ارزان و کالای مصرفی فراوان به مردم از روش هایی بود که معمولا سیاست مدارا بره کامیاب شدن در انتخابات استفاده میکدن امپراتوران روم بخاطر محبوبیت پیدا کدن در بین مردم گندم مفت بره مردم روم تقسیم میکدن یکان وقت هم یکان وعده انقلابی میدادن مثلا میگفتن در صورت که سروت سروتمندان در بین فقیرها تقسیم شوا فقر تا جای از بین میرا ای درست هست که امکانات مادی بر زندگی انسان بسیار اهمیت داره ولی امکانات مادی تمام او چیزهای نیست که انسان به او نیاز داره هر انسان آرزوهای امیق درونی داره که کتهی چیزا براورده شدن نمی تانه ایسای مسیح هر کدام ما را خوبتر از خود ما میشناخت او میفامید که روح تشنه و گرسنه آدمی کته خوراک و پوشاک رازی شدن نمی تانه از امی خاطر به اساس کلام خدا به شیطان ایتر جواب داد که زندگی انسان فقط بسته به نان نیست بلکه به هر کلمه که خدا گفته دوستهای عزیز گفتیم که ایسا هر کدام ما را خوبتر از خود ما میشناسه او از نپایداری ما او از زعفای ما خبرداره او میفامید که اگر کسی به ما وعدای دلخوای ما را بته بسیاری ما به آسانی پشتش روان میشیم تا وقت دنبالش میریم که کدام مشکل بروز نکده باشه وقت مشکل بروز کد علیه ش قیام میکنیم از امی خاطر بود که ایسا مثل یک فرمان روای دنیاوی عمل نکد برایی که او نمی خواست یک سلطنت دنیاوی تسیز کنه او میخواست فرمان روایش سر مردم به اساس اصول روحانی باشه شنانده ارجمند وقت ایسا با شیطان در روی برج بلند معبد کلان ارشلیم قرار گرفته بودند بازم شیطان از امو روش هایی که سر انسانات تسلط پیدا میکنه استفاده کده برای ایسا میگه خود از اینجا پایین بنداز برایی که کتاب مقدس میگه که او به فرشتهای خود فرمان خود داد تا تره روی دستای خود تا پایین ببره ما بودا پایت به کدام سنگ بخوره دوستهای میربان گفتیم که ایسا ما را خوب تر از خود ما میشناسه او میدید که محبوبیت در بین مردم حتی اگر این محبوبیت توسط کدام موجزه به وجود آمده باشه نمیتونه دلای پرشرارت انسانها را تغییر بده ایسا میفانید که اتا اگر از روی برج بلند معبد در هوا به آرامی پایین بیاید باز چیز در اونا تغییر نمی کند ممکن است تغییرات ظاهری به وجود بیاید مگرم گناه یا بیتر از بگوییم او اسیانی که برعلای خدا در قلب انسانها وجود داره از بین نخواد رفت از امی خاطر بود که ایسا موجزه را انجام نمی داد که بخاطر ارزای حس کنجکاوی مردم باشد او اگر موجزه را انجام داد تمامش بر کمک بر مردم انجام شده پس ده امو حاله که بر شیطان نشان داد که از کلام خدا استفاده نادرست میکنه ده جواب برش گفت کلام خدا ای را میگه که خدای خدا امتحان نکو خوب دوستهای میروان بیاین که باقی داستان عظیم تاریخ جهان در برنامه آینده دنبال کنیم تا او وقت خدا نگه داره هم شما دوستهای میروان در قب نمان چون خدا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون خدا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان در قب نمان ایمانداران در دک زنی تای کوبان اعلام کنید بوکرد قیام در قب نمان چون خدا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان در قب نمان در قب نمان چون خدا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان در قب نمان ایم کردگان بریاد زنی عادت شدگان شادی کنید بوکرد قیام در قب نمان چون خدا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان در قب نمان در قب نمان چون خدا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان در قب نمان بی شاهدان در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود در قب نمان چون ایسا بود
19 September 2013
5 September 2013
29 August 2013
22 August 2013
15 August 2013
8 August 2013
12 June 2014
5 June 2014