۲۹ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی ما و خانواده ما موسیقی از برنامه های رادیو صدای زندگی می شنوید موسیقی دوسته عزیز سلام تقدیم میکنیم ما و همکارم سارت جان باز هم از طریق همی پروگرام در خدمت تانستیم بله دوسته از خداوند یک تا متعال می خواییم که با جمله خانواده و دگه دوستا جور و صحتمن باشین و با محل فراوان به پروگرام امروزی ما و خانواده ما گوشت بدین دوسته گران قدر در پروگرام قبلی شما شدیدید که چطور وسوسه باعث شد که اولین فامیل بشریت یعنی آدم و هوا به گناه کشیده شود ای گناه آدم و هوا از نسل به نسل بر تمومی بشر به میراس رسید در او پروگرام ای را هم شدیدید که چطور ما و شما میتانیم که در ایمان به ایسای مسیح و با قوت روح خدا و با ذکاوت فکری که خداون برما داده در مقابل وسوسه های روزمره استادگی کده از گناه دوری کنیم دوسته عزیز امطور که قبلا گفتیم ای داستان ها که در کتاب مقدس تورات نوشته شده هزارا سال قبل اتفاق افتاده و ای امروز هم به تور کامل در زندگی ما و شما صدق میکنه بله دوسته به این شکل که دو وقت آدم و عوا گناه کردن به این شکل از ما و شما همه روزه گناه و اشتباهات سر میزنه و به این شکل که آدم و عوا کوشش کردن که گناه را سر یکی دیگه خود بندازن و حتی خدا را مقصر بشمارند امروز وقتی از ما سو و اشتباه سر میزنه کوشش میکنیم که ملامتی را سر دیگه را بندازیم خصوصا در زندگی زن و شویی این موضوع زیاد اتفاق مفته که وقتی زن یا شوار گناه میکنن کوشش میکنن که یکی دیگه خود را ملامت کنن فریبا اوه فریبا واسکو دروازه را اوه این بدبخت کجا رفته اینالا اگه مردم خبر شده و رسوا رسوا میشم وی آرف توستی تیزشو واسکو یه قدیر کجا بودی؟ صدایو تقطق دروازه را نمیشتوی تیز صوب وقت چون تو آمدی؟ بیا که بریم کل گفت ها را برات میکنم تیزشو دروازه را پیشکو که کس خبر نشه چرا؟ نکه گریختی؟ نمیفم که چطور خود را کشیدم خب من ست بر آمدم دیگه خیلی حال چطور میکنی؟ اگه پشتت نفر روان کنن؟ یکی زود روان نخواد کردن هال بگو که در کجا پتشم گمشکو یه چی حال هست؟ تا چی وقت پت میکنی؟ هال چرا گریختی؟ خب میبودی همونجا؟ من یک واسطه وسیله پیدا میکدم آه، تو چی از دلم میایی؟ ندیدی خب؟ اگه بندیخانه را ببینی بازی گپ را نمیزدی ترا خب شوقه که تجارت گرفته بود من را، من را زیره بار غم انداختی که پیسدار شویم، ایتو شویم، ایتو شویم هال گپتو هم میزنی گمشکو، هالا چه باش؟ چطور چه باشم؟ زندگی من خراب کردی هنوز هم میگی چه باشم؟ حالا بگو چرا به گفته من کردی؟ من یک گفت بود زدم اگه من بگویم در چا خود پرده من دازی؟ به من چی؟ خودت پیسای دولت را آوردی که سرش تجارت کنی گفت تجارت را خب تو شروع کردی نه؟ یادت رفت؟ یادت رفت که گفتی در یک سال این چیز خواد خریده ایم اون چیز خواد خریده ایم؟ من برد گفتم که کلیت را در این جنجال ننداز تو نشونیدی اینه برو پرده کنی اونه کدام تو آمد حالا چطور کنی؟ این حالا سزایم بدر میشه او خدا تو چرا این سن بدبخت را در نصیبم ساختی که زندگی من خراب کرد تبا کرد حالا چه باشه اومرده که کل همسایی ها را سرمان خبر کردی که تقید چیخ زدند وای وای که بدبخت شدم حالا کجا خود را پت کنم نمیفمم از چی کنم دروزه را واسه کنم یا نه؟ برو برو واسه کن بیازه من سرزمنگی خود خط نو کشیده کیستی؟ فریباخت وی رولا جان سلام سلام چطور هستی؟ خوبی شد که آمدی بیا بیا وی رولا جان سلام تو خود اینجا هستی؟ اوه بیادر مدلم بود که پشت بندی خانه بیایم چطور که ایلایت کردن؟ ای رولا جان تو خود مثل بیادرم هستی از تو چی پت کنم؟ ما از اونجا گریختم کلش از از اینمی خوارت هست چی میگی؟ چطور تو این کار را کردی؟ امروز گریختی سبا چطور میکنی؟ از گیری دولت کجا گریخته میشه؟ نه افهم رولا جان بیخی رای ما گم کدیم نه افهم که چی کنم بیادر جان آل از ما یک اشتباه شد که کل پیسای دولت تا سر دوکان مصرف کدیم از این سو عرف بندی شد آلما دل من هست که کل آن مال خود را بفروشیم دوکان هم دلیلان بدیم که عرف اگر خلاس شده آه گفت آسان هست اگر کل چیزار هم لیلان کنی پیسای دولت را پورا کرده نمیتونی همون تو نیست رولا جان راستی هم که زیاد پیس هست نمیتونین ما خب میگم مگرم خوهرت نمیشنوه اگر این شوق تجارت را نمیکد آل گفت ما تا اینجا نمیرسید فقط گناه خودده هیچ نیست کل معلمتی را سرماه مندازی آل بس کنین بیاین در فکر این شدیم که چی کنیم تو خب به هیچ وجه نمیتونی از مجازات فرار کنی بی تر از که اول پسید دولت را برابر کنین خیلی خیلی از ما بکشت کنید که boom بشه تا که خودت تسلیم دولتکنین اگر زمانت خواستن داره تو هم میشم خیلی خیلی خوب چی میگی بیادر جان زمانت میکنی بیاده مرده فکر شما هیچ خواه نمیبرد فکر میکنم که چطور بتانوم شما کمک کنم این تسلیمی همون شوقرای کسیم شروع گرفتم اوه بیادر جان اینالا از خاطر گناه ما تو دیجان جا لفت دادی خوب خیلی از حال چیزی که شده شده گناه هردوی تان بود و اون احساسهای تان هم دیدین میفهمی رولا جان من ساهه میت هستم ساهه چی خواهد شد از شرم مردم کجا خواهد گریختم این لکه بدنامی تا آخر آمره در پشانی مانده شد خوب گمش کن دیگه پشتگرف نگردین بخی که امیال بریم بردر حقبین خود دست عزیز واقعا درامه بسیار چالب بود اله دیگه برادر حقبین و خوهرم سارا جانم حاضر هستند و میخواهیم درمارد مهتوا از این درامه با هم صحبت و گفت شنید کنیم که امیدوار هستیم مفید واقع شده بر حمی معاه شما این دراما من رو دفت کرا انداخت اگر من یواز عارف می بودم اول خب بگفت زنم نمی کنم چرا کار خوب نبود نباید پول دولت آدم پولی که دولت اعتماد میکنه کسی هرکسی اعتماد میکنه بلای آدم و او اعتماد از او رو آدم از بین ببره و خیانت بکنه از او خاطر هر قدر که پافشاری اگر خانمش میکد اگر پافشاری کسی دگه بالایش میکد نباید او کار رو انجام میده و دیگه ای که در صورت که به اشتباه خود پایی برده بود ای نباید از زندان فرار میکد بلکه به زمانت امو کسایی که هال کمکش میکنند او وقت هم شاید کمکش میکد که به زمانت خلاص شود و پولی دولت رو باید تحلیل میکدن بدون از ای که دیگه جار جنجار چون بیشتر شد هال یکی خب پولی دولت رو باید تحلیل کنه دومی که بخاطر از زندان فرار کده جرم دوم است او رو چی رقم تلافی بکنه یک جرم بالای دیگه جرم بخاطر یک دروگ دیگه بخاطر یک مشکل مشکل دیگه باوجود میان من اگه یواز خانم میبودم من اول خب این کار رو نمیکدم امی که شوارم رو تشریف کنم که پیسی دولت رو مصرف کنه او رو هم بخاطر یک تجارت که که با ملان نمالم بود به استلاح همون زندگی آرام که داشتیم اون زمون لذت می بردیم و قناعت میکدیم و سر خود رو به درد نموندختیم یهی که ما نمی فهمیم یکان دفع ما نمی فهمیم ولی وقتی که اگه فهمیدیم که این ایشتماع هست باید رو بگوییم باید بیرون بکشیم و این مربوط از این میشه که با کدام روحیه ما یک نفر رو متوجه اشتباهش میسازیم آیا به شکل تحقیرامیز و تخریب کننده پیش میریم یا ایست که به شکل محبتامیز و ایمار کننده؟ اگه اینطور باشه جامعه خود به خود اسلام میشه پس به نظر شما این خانم چی کار رو باید انجام میداد؟ باید اعتراف میکد گنای خودا باید از این که شوار خودا ملامت کنه یا امروش جنگ کنه متوجه اشتباه خود کشده بود اموری اقرار میکد میگفته واقعا اشتباه ماست اون اموری بود که شوارشم تصالیح پیدا میکد میگفته خیلی خیلی خیلی بیا که یک چاره بزنگی پیچی میشه اگر دوی از اینها جنگ داوا جنگ داوا این کدام مشکل رو حل نمی کند که دادا میکد دیگر ملامت کند ملامتی را سر دیگرها انداختند خودم یادم نیست که چقدر کسا را من ملامت کدیم در طول زندگی خود در قسمت ملامتی را سر دیگرها انداختند من فکر میکنم که ما وقت دیگرها را ملامت میکنیم و ملامتی را سر دیگرها مندازیم که خودما احساس مسئولیت نمی کنیم در مورد اشتباهی که میکنیم به اسطلاح شانه خالی میکنیم بسیاری وقت همون متوجه هم میشه که گناه ماست یا گناه ماست ولی باز هم اقرار نمی کنیم و اون را سر دیگر حکم مندازیم به خاطر که زیر مسئولیت نبیعیم یعنی اگر اشتباه خود بکنیم مردم به اسطلاح ما را مکم میگیره که آه تو چرایی کار کردی؟ مورد اعتماد مردم قرار میگیره کسی که به گناه خود اعتراف میکنه یعنی حقیقته نمی پوشنه آشکار میکنه حقیقته میگه که من چیز بدیی که در داخل قلبم وجود داشت او را من بیرون کردم دیگرها نباید او را زیر قضاوت قرار بکنن محکوم بکنن یا تمسخر بکنن بلکه در اون لحظه خود باید بیاره که در زندگی خودش چقدر گناه ها را پیدا کرده که ما مثل از او یک انسان هستیم آیا این قدرت ما داریم که از این غرور خود ما گذشته میتونیم که ما به اشتباهات خود پای بر بریم و او را اعتراف بکنیم دیگه ای که در این درامه ما شما شنیدیم که یک گناه باعث گناه های دیگر میشه ببینید که شوارش هم یوازه که بردبار شوه آجز شوه و از این اشتباه خود اینا درست خوب بگیرند دیگر گناه نکنند از بندی خانه مکریزه و جرمش زیادتر میشه وقتی خانه میره که خانم خود جنگ میکنه و خانم خودم ملامت میسازه و باز حتی ملامتی را سر خدا هم اندازه بله یا یا مثلا دمو شروع خانمش هم اشتباه کرد شوار خود تشویق کرد که گناه کنه و پول دولت بیارن و مغازه با فایده شخصی خود واست کنند و برس روز که بود و پیسا مصرف شد و بعد از او انکار کرد باید از این که اشتباه خودم اطراف کنه و بگویه که آه واقعا اشتباه از من بود باید از او انکار کرد و ملامتی را سر شوار خود انداخت یوازی که مشکل حل بسازن اینا کوش میکنند که از مشکل فرار کنند مثلا قلخه در او بانند و تیر شوند بریشی مشکل اینا متوجه نمیشند بز وقتا غرور انسان اجازه نمیده که آدم خود خرد بسازه و تسلیم شوه و اطراف کنه او کسی که خودم ملامت میکنه و اشتباه خود اطراف میکنه او صادقانه کار میکنه و چیزی که در قلبش هست او را میگه بیتر از که هر کسی که اوی متوجه اشتباه خود شده بر از اون اشتباه خود احساس مسئولیت کنه اونو را پند گفته بپذیره و همیشه اون بایدش باشه که دیگه اشتباه نکنه اگر یک نفر به اشتباهات خود پی میبره و اون را در پیش مردم اطراف میکنه این مورد دلسوزی و بخشش مردم قرار میگیره او فروتن میشه کسی که فروتن میشه مورد نوازش قرار میگیره و کسی که گردنش نرم هست یک استیلا داریم ما که میگن گردن نرمه شمشیر نمیپره و دیگه کسی که اطراف میکنه و به نظر من حتی اگر مردم طرفدار از اون نشند و دلسوزی نکنند و اون را درک نکند یک کسی هست که اون را درک میکند و او خود خداوند است و خداوند است که اون را سر بلند میصاده کمکش میکند و او بسیار خوب است و خودشان پیش مردم خود راحت میباشه و پیش خودش پیش مردم خود راحت میباشه که بله این ایشتباهات مسته ازدوارو برای آیندهش خوب است و این اینی طبیعت انسانی است در حال که خداوند میخواهه که ما انسان ها بردبار باشیم خداوند بردباری را خوش داره آجزی را خوش داره خدا میفهمه که ما نمیتونیم همیشه صادق و راستکار باشیم ما نمیتونیم که همیشه پاک باشیم ما نمیتونیم پاک باشیم چون که تنها خدا پاک است خدا مقدس است از این خاطر است بقیه چیزی که خدا میخواهه اوی است که ما بردبار شیم بگیم که خدا واقعا ما این ایشتباه را کردیم ما را ببخش و ما را کمک که دیگر این ایشتباه از ما رخ ندهد ما را ببخش و ما را کمک که دیگر این ایشتباه از ما رخ ندهد ما با یک امید آمده ایم یک قلب شکست آورده ایم ما با یک امید آمده ایم یک قلب شکست آورده ایم ما با یک امید آمده ایم یک قلب شکست آورده ایم ما با یک امید آمده ایم یک قلب شکست آورده ایم از سینه خود ما پار شدیم در هر جایی آورد شدیم که تو بماید یا گرده تو باشی دلیل شادی ما هر مشکل ما آسان شود چون در مشکل توی با مایی از سینه خود ما پار شدیم در هر جایی آورد شود چون در مشکل توی با مایی به گزار و محبت جایی رد در هر که ترنم را گیرد خانه تو رود و هم به تو راد تو مالک این زندگی ما هر مشکل ما آسان شود چون در مشکل توی با مایی از سینه خود ما پار شدیم در هر جایی آورد شود چون در مشکل توی با مایی دوسته ازیز امترکه در درامه شدیم ما انسان ها عادت داریم وقته که به مشکلات مفتیم یا دگره ها را ملامت میکنیم یا خدا را مثلا در این درامه شوهر فریاد زده میگه او خدا تو چرا این زن بدبخته در نصیب ما ساختی ما انسان ها عادت داریم که همیشه سوال میکنیم ولی منتظر جواب نمی باشیم یا به صلاح در فکر از این نمیشیم که بر سوالای زندگی خود جواب پیدا کنیم در زندگی ما و شما این قسم سوالا بسیار زیاد پیدا میشه پس بر پیدا کنن جواب با کجا باید که مراجعه کنیم دوسته ازیز کتاب مقدس یکانه کتابی هست در تاریخ دنیا که میتونه بر سوالای زندگی ما و شما جواب درست پته دوسته ازیز میاییم سر ازی که منشای گناه و قضاوت بی جای بر اولین بار در بهشت که خدا بر آدم بوجود آورده بود رخ داد پیش ازی که آدم گناه کنه او یک زندگی خوب و عالی داشت مثلا در بیترین باغ زندگی میکد انوای خوراکه ها برش محیاب بود و از کل کدر مهمتر ای که با خالق خود میتونه سروبروی صحبت کنه و رابط نزدیک و حسنه داشته باشه ولی بعد ازی که گناه میکنه اولین تخیلی که در زندگیش میعه یه از که او میترسه ترس در زندگیش پیدا میشه ترس از خودش ترس از دیگرها و ترس از خدا دوستای ازیز اون مثل درست است که میگن ترس بیادر مرگ است ای کاملا واقعیت داره کسی که میترسه او زندگی نداره او روحن مرده مثل که آفیز شیرازی میگه هران کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق بر روحن مرده به فتوهای من نماز کنید یعنی جنازیش رو بخونین دفنش کنین به خاطر ازی که در عشق خدا زنده نیست پس این مرض خطرناک یعنی ترس اولین بار در باغ ادن بعد ازی که آدم گناه میکنه پیدا میشه ما در کتاب پیدایش در فصل ثیوهم دعایت نوهم در این مورده قسم میخانیم خداوند آدم را ندا داد ای آدم چرا خود را پنهان میکنی؟ آدم جواب داد صدای تو را در باغ شنیدم و تفسیرم زیرا بره نبودم پس خود را پنهان کردم در همین جز که ترس باعث میشه که انسان آزادی خود را از دست بته پس میبینیم که گناه ترس باوجود میاره و ترس آزادی را از انسان سلب میکنه و میگیره دوسته عزیز آیا متوجه هستین که کلام خدا یعنی کتاب مقدس چقدر واضعی و با مفهوم با ما و شما صحبت میکنه؟ تمام کارهایی که در اون وقت انجام شده بود امروز در زندگی ما انسان ها عملی میشه در همین جز که آدم گناه را سر زن مندازه سر هوا و بعد از این از طریق اسو گناه را سر خود خدا مندازه همطور که داعیت دوسته میخانیم خداوان فرمود چی کسی به تو گفت که بره نهی آیا از میوه یا آن درخت خوردی که به تو گفته بودم از آن نخوری؟ آدم جواب داد این زن که یار من سختی از آن میوه با من داد و من هم خوردم این زن من را در گناه انداخت کدام زن؟ زن که تو در کنار من سختی یعنی اگه تو این زن را در کنار من نمی سختی من در گناه نم افتادم چی قضاوته ها؟ ببینین که گناه را از سر خود میخواهی که بچ کنه و سر هوا بندازه و از این طریق خدا را خودش همون قصر بسازه که تو گناه تو هست که چرا این زن را برم سختی درمون جاست که خداوان از زن پرسان میکنه و ما میخانیم که نشناه شده آنگاه خداوان از زن پرسید این چی کاری بود که کردی؟ زن گفت مار مرا فریب داد پس خداوان به مار فرمود بسبب انجام این کار از تمام هیوانات وحشی و اهلی زمین ملونتر پاهی بود تا زنده روی شکمت خواهی خزید و خاک خواهی خورد بین تو و زن و نیز بین نسل تو و نسل زن خسومت میگذارم نسل زن سر ترا خواهد کبید و تو پاشانه وی را خواهی زد آنگاه خداوان به زن فرمود درد زایمان ترا زیاد میکنم و تو با درد فرزندان خواهی زید مشتاق شوارت خواهی بود و او به تو تسلط خواهد داشت سفر از خداوان به آدم فرمود چون گفته زند را پذیرفتی و از میوه آن درخت خوردی که به تو گفته بودم از آن نخورید زمین زیر لعنت قرار خواهد گرفت و تو تموم حیام عمرت با رنج و زحمت از آن کسپ ماش خواهی کرد از زمین خار و خاشاک برایت خواهد روید و گیوهان سهرارا خواهی خورد تا آخر عمر به عرق پشانیت نان خواهی خورد و سر انجام به امان خاک باز خواهی گرد که از آن گرفته شدید زیرا تو از خاک سرشته شدید و به خاک هم برخواهی گرد دوستای عزیز، ای داستان امتر ادامه پیدا می کند داستان که حقیقت در مورد زندگی انسان کاملا آشکار می سازد انسان تا به امروز نظرت به خدا بدگمان است و از امی خاطر از او روی گردان می باشد و برای خود روان است فرار کدن، گریختن، پنهان شدن جایی را نمی گیره در پیدایش در فصل ثیوم آیت نوم خداوان از آدم خواست که از مخفیگای خود بیرون شوه او در انتظار روزی است که ما از مخفیگای خود بیرون شهیم و او مثل پدری است که منتظر پسر گمشدهی خود است و هر وقت که ما بریم او آغوش خود باز کنه و ما را به پسیره خداوان اتی اک خدایی است خدا ما را تنها رهانه کنه در امی مشکلات و بدبختی های ما عیسای مسی آمد و تمام رنج و مشقت ما را سر خود کرد عیسای مسی گناره با تمامی اثراتش از زندگی ما ورداشته اگر ما با اوی ایمان داشته باشیم گرچه که در اولین آدم گناه با ما به میراس قسید و باعث ترس، باعث مرک، باعث رنج و مشقت ما شد ولی در آدم ثانی عیسای مسی ما از دام مرک نجات یافتیم و دوباره با خداوند و خالق خود در ارتباط سمیمانه و حسنه قرار گرفتیم دوست های سیز آیا از اقرار کدن و پذیرفتن گناهایتان در حضور خدا و در حضور همسرتان میترسین؟ باید داشته باشین که در کتاب انجیل در رساله با یعقوب در فصل پنجم آیت شانزام نشته شده که نست یکدیگر به گناهان خود اقرار نمایید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفای آبید دعای سمیمانه شخص عادل بسیار محسر است دوست های عزیز اگر پیشنهاد سوال یا نظر در مورد برنامه های ما دارین میتونین به این آدرس به ما خط روان کنین صدای زندگی پوست بکس 702 جی پی او لاهور پاکستان دوست های مرابان شما میتونین برنامه های جالب صدای زندگی را از طریق انترنت هم بشنوین اگر به انترنت دست رسی دارین بادرس صدای زندگی www.afghanradio.org مراجعه کنین و هم میتونین به ایمیل صدای زندگی info at afghanradio.org ایمیل نوشته کنین دوست های مرابان شما میتونین مستقیم امرای یکی از کارکناه رادیو صدای زندگی از طریق انترنت ارتباط بگیرین نشانی ما یاهو مسینجر صدای زندگی می باشه و یکی از برادرهای مسیحی افغان منتظر شما استن که به سوالایتان جواب دتند در امین جا پروگرام فیلی ما خاتمه پیدا میکنه به امید نامه یا ایمیلتان شما را به خداوند یکتام اسپاریم