۳۰ دقیقې
۲۸ اګست ۲۰۱۸
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 متر بند پهش می گردد موسیقی کلام خدا برای شما موسیقی دوست ها و شنونده عزیز سلام می گیم امیدوار هستیم که خوش و سرحال باشین و روزای گرم تابستانی را بخیر بگذرانیم سلام شنونده عزیز سلام های ما را هم بپذیرین امیدوار هستیم که جور و سرحال باشین بله شکره جان واقعا در این روزا هوای تابستان زیاد گرم شده فصل ها همگی حاصلاتش رو به پختگی هست و دحاقین و مردم و همه چیز یک کم گله و شکایت اتا از گرم بودن کابل دارن بازم خدا شکر میکردیم آب هوای کشورمان خوبتر بهتر هست بله واقعا من یک کلپ را دیدم شکره جان من دلیم بسیار خوش شد با دیدن از این برنامه را ساخته بودن بین تاجکستان و پاکستان و افغانستان که جوانای از هر دو کشور آمده بودن به افغانستان و یک برنامه بسیار دیدنی و جالب جور کرده بودن و معرفی فهمیدن کلچر و فرهنگ یکی به دگه هر کدام به منوبه خود نشان میداد و برنامه ریزی کرده بودن و بسیار یک نشست خوب داشتند یکی به دگه میگفتند و ارتباط و هموهنگی را بین دسته کشور نشان میاد و امیدوار هستیم که این هموهنگی بر همیشه باشه خدا شکر میکردیم بازم وای جان که واقعا کشورهایی که همساهی ما سمدزد باشیم هم نظر باشیم میشه وقت کشورهایی ما در این حالت نمیرسند واقعا بازم جای خوشی است واقعا شنوده ازیز قلب ما شاد میشه که هر روز جنگ جدل کشتار زیدیت بدی و نفرد کرده همین قسم میشه وقت دست باشه آمین خوب شنوده ازیز ما در هفته پیش راجع به تولد موسا صحبت کرده واقعا تولد بسیار عجیب خداوند تفله از خردی مراقبت میکنه و خداوند بر از او پلان و نقشه داره و حتی وقت که کدک میباشه در اون صحبت که پدر مادرش با توکل داشتن به خدا در بین نیزارها و در بین آبهای روان رحایش میکنه واقعا نشان میده که خداوند محفوظ همه گیه است همه گیه خداوند محفوظت میکنه و باز وقت ما نادیده میگیریم بله میگیم که خداوند ما رو بایاد نداره یا خداوند از ما دور شده یا خداوند صدای ما رو نمیشنه در حاله که ایچ وقت خداوند از ما دور نیست واقعا همه قسم موسه را در فراموره با فرزندی میگیره و این شهزاده امروز ببینیم که به سن رسیده واقعا در شهزادگی خود استاد است یا نیست بله وای جان چقدر خوب است پیش از یک درس خود شروع کنیم با شنواندی از یک سروت بشنویم تا باید تقوی روحی ما شده یا تیمو فاقیرو بوزند هی خداوندو منجیه من شدم آوار من شدم بیچار من در به در خاک به سر شدم بیکار من چشمم ویران و قلبم پریشان شده وای چه دوران شده شدم میسکین و خاک در دهن هی خداوندو منجیه من بین هر حال غریب این وطن یا تیمو فاقیرو بوزند هی خداوندو منجیه من ای خدای محبت و صلح و صفا ای خدای محبت و صلح و صفا از خطای ما بگذر و رحم کن بما ما گناه کرده ایم از رضای تو دور اینجا فا کرده ایم بده نجات به فیض وطن هی خداوندو منجیه من بین هر حال غریب این وطن یا تیمو فاقیرو بوزند هی خداوندو منجیه من قوم بن ایسرایل واقعا در آه و ناله و در مشکلات و سختی هستند خداوند پلان دارد با این پلان خود میخواید که رحایی بده از مصر موسا البته شنوینده عزیز به سن رسیده یک مرد بالغ و باهوش و با زکاوت و تحصیل کرده دیگه پرورش رفته در پاتشای فرام و میبینیم که در این سن که موسا رسیده اشتباهی را بازم این شهزاده مصری مرتکب میشه و ببینیم که اشتباهش راجع به چی هست میخواییم از آیات 11 الا 15 همه برتان دوسته عزیز بخوانیم به خانش بگیریم بدقت گوش کنین موسا به سرزمین مدیان فرار میکند موسا وقت بزرگ شد رفت تا از قوم خود یعنی ابرانیان دیدن کند او دید که چگونه آنها را به کارهای سخت و شاقه گماشتند حتی دید که یک نفر مصری یک ابرانی را لطکوب میکرد موسا به اطراف خود نگاه کرد و چون کسی آنجا نبود آن مصری را کشت و جسدش را زیر ریگ ها پنهان کرد روز بعد برگشت و دید که دو نفر ابرانی با هم دزبایخان هستند به مرد که مقصر بود گفت چرا هموطن خود را میزنی آن مرد در جواب گفت چی کس ترا داور آکم ما ساخته هست آیا میخوایی مرا هم مثل آن مرد مصری بکشی؟ موسا ترسید و با خود فکر کرد حتما همه مردم از کاری که کردن خبر شدند وقت فراون این ماجره را شنید تصمیم گرفت موسا را بکشد اما موسا فرار کرد و به سرزمین مدیان رفت و در آنجا ساکن شد میبینیم که این شهزاده عیوز که طرفداری پادشاهی و مصری ها باشد به دیدن قوم خود می آید موسا در دست فراون یا دختره پرورشی آفته اما بازم قوم خودم میشناسد که من از کدام قوم هستم بله چون وقت که مادرش شیش داده و یک چند مدت کتش بوده قومش را برش معرفی کرده و حالت و مشکل و سختی و همه چیزا و از قوم بن اسرائیل هست وقت بدینن قوم خود می آید دیده میبینه که یک نفر مصری یک ابرانی را لطکوب کرده میره و دفتن موسا قوی های کل و اندامدار است خلاصا میگره و قیل کرده میزنش و به یکی از بین میبرهش و جسدشا میگره در زیر؟ رگا پنهان میکنه چکر میکنه که من هیچ کسی ندیده ما شما همه گی انسان هستیم یکان کارهایی را که اشتباهن یا دانسته و ندانسته میکنیم در تنهایی گناهی را از پشت ما سر میزنه یا یک اشتباه میکنیم یا یک علای یکی تومت میکنیم اون را انجام هم بدهیم فکر میکنیم که هیچ کس ما را ندیده وایی جان با یادم آمده یک همسایی ما بود بشار نوستگاه خود همیشه وقت پول میداد برو برما شیر بیره از یک خانه وقتی که شیر برش میدادن پس میگشت شیر در راه نوله چای برش شد وقتی که میاوردیم مادر کلانشو میدید همیشه با خود میدید پنجار پره چقدر یک شیر داده برما مثال یا چقدر یک شیر داده برما باستایی که نوستش یک کمک کلان شد بی بی جانو شیر کم نمیده در راه میخورده فرق اون گناه خود اقتراح میکرد مادر کلان وادار میساخت که همسایه را بد بگوید و کار را که بطنهایی نواسه انجام میداد فکر میکرد که کسی من را ندیده بسیار خوبی بود که واقعاً امور را اعتراف کرد و تانست که مادر کلانشو را ببخشد پس شنوینده عزیز ما در اینجا از این درس میگریم که واقعاً ما اگر گناه از ما سر میزنه یا کدام اشتباه از ما سر میزنه از این فرار کرده میتونیم و کسی نیست که دست ما را بگیره و ما را به محکمه ببره یا به پیش روی یک چند شهاید ببره فکر میکنیم که همه چیز دیگر خلا شد خلا شد بله اما چونین نیست مجازات ست در ست در قبل ما آمدنی است همه خیلی که بر موضوع یک وقت دامن گیره شد خلاصه یک روز دیگر هم با عبرانی با عبرانی می جنگن متاسفانه که امروز در کشور ما می بینیم که ما افغان ها چی اگر در این طرف دولت هستیم چی علای دولت می جنگیم امروز اگر فکر کنیم شنویندهای عزیز واقعا همه گی ما یک افغان هستیم بله در بین خود می جنگیم در بین خود می جنگیم اگر این طرف کشت شد یا جنای طرف مقابل از بین بره و کشت شد پس امی افغان هست در این خانه انسان ها کم بشن و ما باید بیدار باشیم بیدار باشیم و شور باشیم که ایچ وقت با خود نجنگیم بله یکانه چیزی که ما می تانیم دستای خود با طرف خداوند با قلب همتون تشنه و فروتانانه بلند کنیم از خدا بخواییم که تا یکی دیگر بپذیرن تا یکی دیگر دوز داشته باشن و از این جنگ بیخی مردم خسته شده خسته شده بله خواستند در این در سه روز آتش بست ما دیدیم که مردم از هر دو جناب پدرها و مادرها با دل پرسوز صدا میکدن که ما طرف دار سلح هستم سلح هستیم بله دیگر جنگ بست هست باز هم از این که موسا یک نفر را کشته و از بین برده میبینه که دو تا عبرانی با هم کلاویز هستن و جنگ میکنن میخوای اک اونا را میانجیگری کنه و خلاس کنه میگه او تو چی کار هستی که تو ما را خلاس میکنی یعنی بان که موقع دل خدا بکشی حاکم ما یا موان ما قرار کرده که تو آمدی برما میگی آیا میخوایی که همه را مثل از او مرد مصری بکشی و زیره رگا پنهان کنی اینجا است که موسا شک میبینه شک میبینه و یک برده شک میفته و میفهمه که او کل اگی خبر شده در حال که دیگر هیچ کس خبر نداره جسد اول خداون آگاست دومی نفر ایبری دوم امی کسی که به حساب دیدهش اول هم به گوش فرهاون میرسد که یک مصری را این شهزاده موسا جان از بین بازه بخاطر کشتن یک نفر چی میکنه فرهاون میخوایی که اقدام کنه و موسار از بین بازه موسا به سرزمین مدیان فرار میکنه پس شنواندی عزیز اگر یک نفر یعنی کشتا را در بین نشان مته در بین یک قوم در بین یک قریه و محل و یک کشور که امروز در کشور ما ای آلات بسیار زیار داره روز صدا نفر در کشور ما کشتا میشه و از بین میره دو جوانه که در بین در کشور ما جنگ میکنه در یک محل و منطقه میبینم خرازگیره خرازگیره میان ایوازه که اونا را میانجیگری کنه و بچه ایم گفته از هم جدا بسازه ملامتکی را بسیار زود سر اکی دیگه هم اندازه شنواندی عزیز امه قسمه که موسا شوک خورد به وحشت افتاد و گریخت گناه را مرتقب شد نشان مته شنواندی عزیز که ما از گناه فرار کرده نمیتانیم اگر به سرزمین مدیان رفت اگر ما امروز به یک ولایت کشور خود میریم یا از یک جای به دگه جای میگریزیم از یک کشور به دگه کشور میریم یک چیزا باید داشته باشیم که از زیر دستا و چشمان پرقدرت خدا ما فنهان شده نمیتانیم درست هست که از او نسانه که مثال ما مرتقب قتلش میشیم یا از یک اونا میشیم فرار میکنیم اما از خداون هیچ وقت ما فرار کرده نمیتانیم یک روز، یک روز در حضور خدا همگی بخاطر عمال خوب و بد خود استعد میشیم و جوابگوستیم پس ببینیم که موسا میره در سرزمین مدیان با دختر یوترون عرصی میکنه و وقت که در اونجا عرصی میکنه صاحب پسر هم میشه سالها البته در اونجا میمونه و به کسپ چوبانی زندگی خود ایدامه میده بخاطر یک گناه فرار کرده از گناه فرار کرده رها کرده آمده چوبان شده چوبان شده جالب است و اینجا است شنویندهای عزیز که ما اگر در این دنیا به هر منصب و مقام و این و آن باشیم یک روز اگر به خود بیاییم فکر کنیم به گناهای خود فکر کنیم واقعا پای میبریم که ما به یک شبان نیکو به یک نجادهنده نیکو ضرورت داریم کسی که ما را میتونه از قید گناه و مرگ نجاد بده تنها و تنها ما در ایمان داشتن به ایسای مسیح میتونیم این را بدست بیاریم و ایسای مسیح خداوند است که ما را از گناه و مرگ نجاد میده اینقدر گناه چار طرف ما را گرفته و گرفته که حتی ما تصور کرده نمیتونیم نه تنها کشتار اینجا گناه گفته میشه دروخ بگوییم گناه گفته میشه اگر ما دوزدی کنیم گناه گفته میشه اگر فکر بد به طرف دیگرها ببینیم نوع خود را دوز نداشته باشیم بد بگوییم همه گیج گناه گناه است همه گیج گناه گفته میشه چی خرد باشه چی بزرگ باشه نامش یکی است گناه ما فقط نمیتونیم که این گناه سخیره است این گناه کبیره است نه نه نه نه این فقط یک لیول داده مگر در کلام خدا میگه در رومیان فصل 3 آیه 23 میگه همه گناه کردن و از جلال خدا دور شدن پس سزای گناه هم مهرگ است اما امروز ایسای مسیح میخواهی که شما را از این بردگی و از این اسارت گناه که زنجیر پید شدیم در هر مقام و منصب که هستیم ایسای مسیح آغوشش براتان باز است و شما را میخواهی که از این بند گناه و اسارت نجات بده پس شنوانتی عزیز ما در اینجا میبینیم که واقعا موسا اگر فرار کرد اگر دور رفت فرار را دست خدا کردن نمیتونه مگر باز هم در این حالت خدا بند موسا را انتخاب کردن از امود تفلیت مراقب از او بوده و او را در جای قرار داده که با حوش و با حقل ساخته برش پلان داره که بتونه لیدر رهبر شده که او بتونه قوم بند اسرائیل که در آه و ناله هست اونا را رهبری کند با هدایت خدا بند و در اونجا وقت که با سفوره استواج میکنه بیابان برای موسا مکتب است که خدا برش در اینجا یاد میده تقریبا سنش چل ساله شده اما در این بیابان هم برای موسا مکتب است که باید از آموزش ببینه مکتب است که باید از خدا بشنوه ببینه اما وقت از این نرسیده که بتونه بره قوم نجات بده پیش از این که خدا کتش صحبت کنه موسا را اما باز هم بخاطر قومش بخاطر نجات قومش را خداوند دوست داره و را رحبری میکنه تا بتونه قوم خود را نجات بده در زلم بودن اونها تأثیر که نتونستن همگیش چیز که داشتن به حساب در بردگی خشت مال بودن و از خشت مال بیچاراش چی را یاد بگیره چی اصول میشه مدیانی ها هم از خشاوندان دور ایبرانی ها بودن که ما در پیدایش فصل 25 عهی دو میتونیم بخانیم در اونجا و سفوره دختر ی اترون با موسا روسی میکنه صاحب پسره میشه به نام جرشون یعنی بیگانه نامیده میشه و خدا سختی و مشکلات قوم خود را باز هم فراموش نکده چندین سال تیر شده در بیابان سینا یا در بیابان که در عربستان است بله آهنالشان همیشه نوه بله و آیات 23 میگه چند سال بعد میگه پادشای مصر میمره اما بن اسرائیل همچنان در اون غلامی به سر میبره به سر میبره بله و از دست مصری ها باز هم در اون زیر ظلم و آهنال هستند اما از خدا طلب کمک میتونند خداون هم آهنالشان همیشه نوه برشان جواب میده بله شنوزی از اینجا میبینیم که باز وقت ما هم آهناله داریم بله مثل که پیشتر گفتیم که میگم خداون صدای ما رو نمیشنوید خداون دعای ما رو مستجاب نمیکنه خداون بما نظر نمیکنه اما خداون همیشه وقت نظرش به سر ماست اما ما ارسانها کم طاقت هستیم طاقت نداریم میگیم زود برما جواب داده باشه بله اما خداون چی دیر چی زود برما جواب میده صد درصد صد درصد سوال ما امروز شنوینده از این ای است که آیا خدا صدای مردم خدا قوم بین اسرائیل که با آهنالشان شنید و پیمان که با ابراهیم و ازحاق و یحکم بسته بود صدای از ارا شنید و میخوای که پلان خود عملی کنه و این قوم نجات بده آیا خدا صدای ما و شما را نمیشنون صد درصد میشنون اگر ما به طرف خدا رو جو کنیم میفهم امروز در کشور ما افغانستان بسیار مردم هم این قسم در بردگی قرار دارن هم بسیار مردم در آهناله قرار دارن بسیار دوست ها و عزیز ها و خشاونده های ما هستن که آهناله میکشن اما نه دولت صدایشون را شنیده میتونه نه کسایی که دولتمرده هستن هیچ کس چی بهتر است که ما از این دولتمرده و دولت خود که به دولت پادشایی آسمانی نگاه کنیم و زانو بزنیم به حضور خدا خداوند این حالت را که سر ما آورده هماروزه میخوایم که از این حالت تمار رحایی بدی با آهناله ما گوش کن و از اینقدر ظلم و ظالمی ما رحایی بده پس اینجاست که خدا صدای ما را میشنوه ما را وادار میسازه که گناه و اشتباهات را که داریم از گناه های خود طوبه کرده به طرف خدا پس برگشت کنیم خدایی که دو هزار سال پیش بروی زمین آمد و او شما را دوست داره و او ایسای مسیح خدایی که نجاد هنده است خدایی که مهربان است خدایی که اینقدر محبت و شفقت داره شنویندی عزیز که شما در هر جای امروز صدای ما را میشنوید شما را از این طریق هم میخوای نجاد بده از نجاد کده هیچ چیز بالا فرق نیست شما بیدار شوید به طرف خدا برگشت کنید پس خدا شنویندی عزیز تنها احساس نکنید در هر جایی که هستید امروز از این درست آموختیم که ما از گناه فرار کرده نمیتونیم خدای بی همتا در بالا سر ما هست درست دوم دیگه که از این درست آموختیم که اگر در هر مقام و منصب هستیم که طبق پلان خدا موسا با کجا کشونده شد پس امروز هم بر کشور ما پلان داره که رهبرهایی را در رست قرار بده استفاده کنه که تا مردم ما را رهبر خوب باشن رهبرهایی باشن که ما را بطرف عدالت و پادشایی خوب ادایت کنن بازم شنانده عزیز فیض برکت خدا با شما باشه قوت ایسای مسیح در جسم روح شما همچنان باشه تا بتانین با دوستایتان با فامیلایتان با اولادایتان همچنان در میان بگذارین با نشت یک سروت تا افته بعد شما را به خداوند یک تام سپاریم خداحافظ شما خداحافظ دوستایز شنانده عزیز شنانده عزیز تشکر که از ویب سایت ما دیدن نمودید اگر شما مایل دارید که از طریق تیلیفون همراه ما بتماس شوید و سوالات و پیشنهاداتان را همراه ما در میان بگذارید لطفاً به شماره تیلیفون صفر صفر یک چارصد و پینجا سیصد و پنج سیزده پینجا و چار زنگ بزنید زیرا نظرات شما برای ما عرضش مند است از هر قوم و ملت هر زبان هر انگه استیم در این جهان تو شسته بر روی سالی با یک رنگ گناها نمان از هر قوم و ملت هر زبان هر انگه استیم در این جهان تو شسته بر روی سالی با یک رنگ گناها نمان ای سای آرام جان ای قدوس و ای مهرمان مرشادش قد بر روی سالی خونه تو شد دوایان ای سای آرام جان ای قدوس و ای مهرمان مرشادش قد بر روی سالی خونه تو شد دوایان از هر قوم و ملت هر زبان هر انگه استیم در این جهان تو شسته بر روی سالی با یک رنگ گناها نمان از هر قوم و ملت هر زبان از هر قوم و ملت هر زبان هر انگه استیم در این جهان تو شسته بر روی سالی با یک رنگ گناها نمان از هر قوم و ملت هر زبان از هر قوم و ملت هر زبان هر انگه استیم در این جهان تو شسته بر روی سالی با یک رنگ گناها نمان ای سای آرام جان ای قدرت و ای مهربان ما شادش کن بر روی سالی خونه تو شاد تو وای آن ای سای آرام جان ای قدرت و ای مهربان ما شادش کن بر روی سالی خونه تو شاد تو وای آن ای سای آرام جان ای قدرت و ای مهربان ما شادش کن بر روی سالی خونه تو شاد تو وای آن ای سای آرام جان ای قدرت و ای مهربان ما شادش کن بر روی سالی ای سای آرام جان ای قدرت و ای مهربان ما شادش کن بر روی سالی خونه تو شاد تو وای آن
۴ سيتمبر ۲۰۱۸
۲۱ اګست ۲۰۱۸
۱۴ اګست ۲۰۱۸
۷ اګست ۲۰۱۸
۳۱ جولاى ۲۰۱۸
۲۴ جولاى ۲۰۱۸
۱۷ جولاى ۲۰۱۸
۱۰ جولاى ۲۰۱۸