منځنی

  ۲۹ دقیقې

  ۱۳ جنوري ۲۰۱۲

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ شنونده های عزیز برنامه با شما سلام خوشحال استم که باز هم از طریق برنامه آزر در خدمت شما شنونده های گرامی قرار داریم آرزو میبریم که همه شما شنونده های گرامی خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه این نوبت تان باشین دوست ها عزیز باز هم ما جاو جان در سیدیو امرای خود داریم جاو جان باز هم به برنامه با شما خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشین خوب جاو جان قسم که در این روز هم ببینم باز هم شما پای تلفون چشتین و امرای دوست های شنونده ما همیشه بتماس استین اونا زنگ میزنند و شما جواب برشان میدین میشه برما بگوین که دفته ای که سپری شد دوست های شنونده ما زنگ زدند چی سوال هایی داشتند و جواب شما بر از اونا چی بوده بله شاید جان خدا را شکر که امتحان که شما گفتین شما میبینین و مام خدا را شکر میکنم که میتانیم امرای دوست های عزیز ما امرای شنونده های عزیز ما از طریق تلفون اما روزه در ارتباط باشیم و خدا را شکر که دوست های ما نتانا از طریق تلفون از طریق ایمیل هم امرای ما و شما در ارتباط استند و نظرات حدا در باری برنامه میگن انتقادای حدا پیشنادای حدا همونطور میتانند که سوالهای حدا آزادانه امرای ما درمیان بگذارند شاید جان ده ای هفته من فکر میکنم یک سوال بسیار خوبه که یکی از شنونده های عزیز ما پرسید در باری مسئله جودوگری و به حساب کف دست خاندن و کف شناسی و ای گفت ها سوال کد بسیار خوب و واقعا شاید جان وقتی که در شارع کابل ما شما میگردیم که همیشه در طرف هاله همی لوه های کف شناسی و ای گفت ها هر طرف سیاد شده و خصوصا هاله ببینید که مردم در خانه های حدا بسیار محروف شدند بعضی ها که بنامه بی بی آجی و فلانی و فلانی کف دست میخانند و جودو میکنند و تاویز میتند و شویست میتند و بسیاری چیزایی رو میکنند که واقعا ای دوست محمد رو که سوال کرد من فکر میکنم باید ما شما سریع راژیو دهی باره گب بزنیم که کلام حدا دهی باره چی میگن بله کاملا درست میکنیم ولی جالبیه که کسایی که پیشی ای طیب افراد میرند بخاطر جودو یا شویست یا کف دستی گفت ها اینا پیش خود فکر نمیکنند که ای امو آدم رقم خودش بله کدام کمال دیگه نداره بله چرا پیش از او میره راست میگه شاید جان ما هم این فکر را میکنیم کاش که مردم این فکر را کنند من فقط قصه یک نفر را میخوایم برتان کنم شاید جان یک خانم بود که ما مشناحتیم و شمسایی ما بود و شوورش ای خانم را بسیار لطو کوب میکد بله بای ساب ما و شما میگه مردش بسیار بدخوی بود آه و ای خانم را همیشه لطو کوب میکد تایی که یک روز ای زن مجبور شد بای ساب جن گرفتگی بندازه دیگه همی بود که بای جن گرفتگی خود را انداخت تا شوورش بسیار ترسید شوورش بسیار آدم ترسو بود بله دیگه بای ساب شام که میشد از خانه نمبرامت از ترس که جن است که پریست در اوی اولی خود نمبرامت تا با تشناب میترسید که بره و زورش تمامش که بود سر اموزن بیچاره میکشید آه و ای خانم را خود را لطو کوب میکد و ای خانمش من فکر میکنم یا کسی گفتش یا خودشی فکر کرد که از امی مسئله زف شوور خود را بای ساب استفاده کنه و خود را در مسئله جن گرفتگی انداخت بله و شوورش بسیار ترسید شوورش ترسید و بعد از او دیگه ای را کمتر لط میکد و ای زن هم که میششت آه اینه من اروار را میبینم آه اینه ای پری را میبینم آه اینه ای جن را میبینم و هزار رقم گفتش شروع شد و هسته هسته نتنه ای که شوورش کم شد لط کردن لط کردنش یا نیزان خود را کمتر لط میکد امسایه هم بسیاری هایش ترسیدن و امی امسایه هم هسته هسته که آه فلانی جن داره و اینه پری داره خلاصه از این زن همی آوازی جن گرفتگی و پری گرفتگیش هسته هسته در بین امسایه زیاد شد شاید و مردم شروع کردن پشت از این آمدن که هم آله تو جن داری تو پری داری همی آینده ما را بگو که چی میشه و این زن هم شاید شروع کرد به گفته مردم حساب آینده گفتن و عرب گفتن و مردم دیگه شروع کردن فکر کردن که این زن دیگه از حدا هم کده بیتر آل آینده را میفهمند و اینطور پشتش می آمدن و آستاستا نه تنهایی که پشتش می آمدن شروع کردن بر از این زن آستاستا کم پیسه دادن هم به حساب شکرانگویا برش پیسه هم می دادن و این زن آستاستا از روشنگل شروع نامش که روشنگل بود روشنگل بیبیاجی شد و این بیبیاجی دیگه خلاص یک چادر سفید پوشید و کل دیگه این با اون بگو و این با اون بگو و مردم اینطور پشتش می آمدن و پیسه دادن می رفتن و این زن آمرچی که پشت می آمد برش می گفت خلاصا شوارش خلاص ریش ماند و آدم آجی صحب صاحب در حال که نمی فهمد که مانای ات چی است خلاصا این آجی صحب شد و اون بیبیاجی شد و اینطور پیسه پیدا می کنن که آل با حساب پیسه ما و شما ها نمی گیرن کلش مسئله دالر است دو اولی خریدن و در پالویش آل شوارش با حساب این قاچاق مردم ها می کنن که امی بچه های جوان و یکی گفت ها می آن پشتش می گند که نما می خواهم خارج بریم بیار این ها پنج هزار دالر برما بده و ده هزار دالر بده من اروپا رو ایتان می کنم این می کنم این کتم قاچاق برا دست داره شاید جان امی بچگک ها را از این دست با اون دست از اون دست با اون دست نیم این بچگک ها را اونه ما شما قسمه که در حبر ها شنیدیم نیمشان خرق می کنن و نیم دیگه شان بچه ها تفلای خارج هست بسیارشان مورد تجاواز درها قرار می گیرن ازهاد بدبختی سرشان میارن دیگه زنش که از فال می بینه که برو بچه تو خارج می دست و او زن هم که آمده که فال ها را ببینه حاشال می رسوی خوده می گه که بی بی آجی گفت اونه بچه را خارج می رسه پیسگک خوده برش می دهند می گه اینه برو که آجی سرگب بزن رائیش می کند حلاسه اینطوری سر مردم یک تبایی را شروع کردند پیسای مردم ها می گیرند جوانای مردم ها اونه نصفش ها خرق می کند نصفش ها هم تبایی می شند اگر یک دو تا اش برسه او شاید من خبر ندارم شاید جان دیگه اینه یکی از او جادوگره هایی است که من می شناسم اش دیگه یک کس دیگه ای را که شاید جان من می شناسم به چشمیم دیدیم یک کس بود که سابقا در اردو صحب منصب بود و بعد از او دیگه به حساب که مسئله اردو خلاش شد و این گپا یادم ایچ کار دیگه نیافد یک کلاغک سفید در سر حد من به نام تاویزنویس و اینان شروع کرد به مردم تاویزنویسی را شاید جان ای آمد در خیرخانه همینجا یک جای گرفت و اعتبار کن که ای قدر پیسه پیدا کرد و اگر قصایش بشنوی شاید جان نتنک خنددار از گیریه میگیر آدمه که چطور حانم جوان پشش آمد که حانش تفل نمیشد و این انسان کسیف چی تجاواز سر او زن کد و چطور او را گفت که این حانه تفل میشد و چطور و پسان امو فامیل برش گسفند آوردن و خاطر که حانی او زن تفل شد یعنی کسافات را بشنوی شاید جان و متاسفانه مردم ما انوز هم به این جودوگری و به این آن عقیده دارند بر این مردم و برشون پیسه هم میتند و این کارهای عمال را که ناانجام میده کل از این کارهای شیطانی هست از سادگی مردم ما استفاده میکنند بله بله از سادگیشان استفاده میکنند خلاص و بسیاری مردم ها شاید جان که میارن پیسه میتند زنایی که خودشان به سن سال رسیده بچه هاکشان عروسی کده میارن پیسه میتند به این جودوگرها که در بین آروس ما بچه ایم جنجال جرکو که بچه ایم از ما جدا نشه به گفت زن خود نکنه بله یا مثلا آروس میاید پیسه میتند که بین خوشو ایم و شوارم جدایی پر تو که شوارم به حساب طرف ما زیاد شوه که جدا شوه جدا شوه چیزایی را من شنیدم شاید جان مردم های که میبینی یا می آیند مثلا میگه جودو کو امباق ما که مثلا شویم امرای ما زیاد خوب باشه تا امرای امباقم بسیار چیز هست شاید جان بسیار چیز هست که در وطن ما شما متاسفانه هست و تمامش مزحرفت هست و این مردم ها بسیاری هایش واقعا کارایی را که میکنند جودوگری و ما شما میفهمیم احزار اروا و این گپا که هست تمامش گناه هست تا اندازه شاید بزیاریش باشه که مثلا یک تاویز نوشتن میکنند مگر مسئله ایست که این کارا تمامش گناه هست خداوند این کارا را دوست ندارند چطور شما میرین پشه یک جودوگر که نفاق پرته نفاق میپرتند یا مثلا کارای دیگه را که میکنند شاید جان ما شما این چیزها را زیاد داریم من میخوایم که ما شما چند آیه را از کلام خدا بخانیم بسیار و خدا را شکر که دوست دیزین ما شما تورات شریف زبور شریف و انجیل شریف را داریم که واضحا بر ما شما میگه که چقدر خداوند از این چیزها نفرت داره من میخوایم که دوست دیزین اگر شما کلام خدا را دارید کتاب لاویان فصل 19 آیه 31 اگر واضح کنین اینجا نوشته شده که از احزار کنندگان ارواه از احزار کنندگان ارواه مردگان و جودوگران کمک طلب نکنید زیرا انها شما را آلوده و نجست میسازند دوست دیزین میبینین که چقدر خداوند واضحا در کلام خدا بر ما شما نشان میده میگه که کسایی که ارواه مردها را احزار میکنند جودوگری میکنند از واضح شما کمک طلب نکنین چرا؟ بخاطر که شما را نجست و آلوده میسازند اما تا مثلا ما شما میبینیم در لاویان فصل 2 آیه 6 میگه اگر شخص از ارواه مردگان و جودوگران کمک طلب کند گناهکار است و من برزد و بر میحیزم و از بین قوم تهردش میکنم ببینین دوست دیزین که کلام خدا چطور واضح میگه شاید جان کلام خدا واضح میگه میگه که اگر شما جودوگران و کسایی که امراه ارواه مردها میگن که ما گپ میزنیم و جن و پری و این آن داریم میگه از وا ارگست کمک طلب نکنین بخاطر چی؟ کسی که از اون مردان کمک طلب میکنه گناهکار است و خداون واضح میگه که من برزد از اون بر میحیزم دوست دیزین اگر شما میرین پشه جودوگر و از اون کمک طلب میکنین شما میبینین که کلام خدا میگه که خداون برزد شما میحیزه شما برزد خدا گناه میکنین و خداون ارگه زیره نمیخواهی که ما شما بریم و این پشه جودوگران و کسی که سوی استفاده میکنند از وا کمک طلب کنیم اگر ما شما ببینیم در دگه جایی چای جان بسیار زیاد است مثلا دوم پاچان فصل 23 آیه 4 میگه یوشیا همچنین فالبین ها جودوگران و بوتهای خانگی و همه انوا و وسائل بادپرستان را از سرزمین یهودا و عرشلیم از بین برد تا اوامر کتاب توراد کلقیای کاهن آن را در عبادتگاه یافت بجاورده شود اگر ما شما میخواییم که اراده خدا را در زندگی ما عملی بسازیم شای جان باید از این چیزا دوری کنیم کاملا حتی از بین ببریمش کار سمل است که خلاف اراده خداوند است بله اگر ما واقعا به خداوند اعتقاد داریم ایمان داریم و به قدرت از اون ایمان داریم ما باید به خداوند را جوب بکنیم سطفی سطفی مخاطر که خالق است و همه چیزم میفهمه بله و خداوند هم ما شما از تاریخ کلامش که انجیل شریف توراد شریف و زبور شریف است از او تاریخ به شکل بسار بهترش میتونیم بشناسیم صدایش کنیم پرستش بکنیم و چیز دیگه شای جان که امروز ما دیروز ما و امتحانا باید صبای ما آهنده ما باید در دست خداوند باشه بله ما شما میریم که به یک حساب اراده خدا چیزی که در زندگی ماست ما میخواییم او را تنقیر بتیم و یک نفر دگره یک جودگره پشتش بشینیم که زندگی مرا تو تنقیر بتی و ای برخلاف اراده خداست کاملا و گفتم امتحانا که پیشتر گفتم او مردم نه تنها که دروح میگن نه تنها که مثلا اونا شما را بازی میتن دوست های عزیز و شما نباید اجازه بتین و قدر ساده باشین که یک فالبین یا کف دستبین یا مثلا یک جودگر یا مثلا کسی که میگه من جنه پری دارم شما را بازی بته متاسفانه بعض وقتا شاهدان بسیاری کسا هست که میرن میگه من میرم پشت فالبین و اونجا کتش گفت میزنم که به حساب تاویز بتی که من پیسدار شوم و امی را فکر نمیکنند اگر شما میرین پشت او فالبین که شما پیسدار شوید او فالبین چرا خودش برا خود یک تاویز نمیته که خودش پیسدار شود بله او نه شما را بازی میته دیگه امو مطلب ما شما است که میگه تا که احمق در جهان است مفلس در نمیماند احمق در جهان است مفلس در نمیماند امو مسئله میشه شاهدان کاملا درست بله بله ما به حساب احمق میشیم که پولو خودم میتیم در این وقت ما میگیم که مثلا ما میخوایم پولدار شویم یک لقمه نان پشت روی اولاد ما بانیم و در این وقت ما میریم او پیسه را که باید بیاریم سرده سرخان نان بانیم برای اولادای ما میریم او را برای یک جودگری یا تاویز نویس میتیم دیگه دوست های عزیز من شما خواهش میکنم که هر وقت متوجه این مسئله باشین که جودگری ایزار اروا و همه تا این تاویز نویسی و فالبینی و این چیزا تمامش گناه است در وطن ما هیچ کس در بارش گب نمیزنه و متاسفانه این جودگرها و یا دکانهای بسیار لکس هالا جور کردن بحتر از این که همون به حساب هالا ما شما میگیم بزنسشان بسیار گرم است مگر دوست های عزیز این تمامش گناه است و تمام لعنت هایی که سرما و شما می آیه تمام لعنت هایی که ما و شما در شارما میبینیم یکی از لعنت هاییش امی است که ما به جاییزی که به حدا توقل کنیم به این جودگرها توقل می کنیم و آره به جای خدا ما قرار می کنیم پس دوست های عزیز شما از این مردم ها دوری کنین لطفا و اگر میتونین امروشان گب بزنین لطفا گب بزنین و برشان بگوین که این کارشان گناه است تا اونام متوجه شود ما یک جای دگر شای جان از کلام و خداوند وقتی که میخوندم کتاب اشعای نبی فصل 8 آیه 17 به بعد اینجا بسیار یک چیز جالبه میگه میگه که اگرچه خداون خود را از قوم یعقوب پنهان کرده است اما من به خداون توقل می کنم و به اون امید دارم اگر اشعای نبی امروش شاگرده های خود گپ میزنه میبینه که مشکلات است در بین قوم و برکات کم است و اره آلات هایی که است اینجا باید که میگه خداون خود را پنهان کرده یعنی ما وزور خداوند را نمیبینم مشکلات و همه چیز زیاد است مگر اشعای نبی میگه اما من به خداون توقل می کنم و به اون امید دارم من و فرزندان که خداون به من داده است از طرف خداوند قادر مطلق که جایگاهش در کوه سیهونه است برای قوم علامت و نشانه میباشن ببینیم دوست عزیز که اشعای نبی چی میگه میگه بایی که مشکلات و سختی ها است من وزور خداوند در بین مردم فیلن نمیبینم مگر امید و توقل ما به خداست و ما و اولاداییم یک نشانه ما خداوند میباشیم ما علامت خوب میباشیم یعنی ما خداوند پیروی میکنیم اتا اگر ما برکاتش نمیبینیم اتا اگر مشکلات داریم اتا اگر سختی داریم بازم ما در بین قوم خود یک علامه میباشیم که مردم ما رو بیبینند و به خدا توقل کنند پس دوست عزیز دعای من ایست که ما شما در بین شهر ما یک نمونه عالی از کسایی باشیم که خداوند دوست داریم به خداوند توقل میکنیم نه به جودوگران و در ایدامه میگه که مردم به شما میگویند که با فالبینان و جودوگران که ویرد میخوانند مشوره کنید و میپرسند آیا مردم از خدایان خود مشوره نخوند؟ مردم باید از اروا بخاطر زنده ها مشورت و رهنموی بتلبند و ای کلام است که مردم میگن کلام هایی که مرده پرست اروا پرست جودوگر پرست هستند ای گپا را شاید بگویند بر اتان مگر کلام خدا بر ما میگه که میگه به کلام و حکام خدا توجه کنید اگر موافق این کلام عرف نزنند پس برایشان روشنائی نیست مردم آواره و سرگردان میشوند و در ناومیدی گرسنگی و تشنگی به سر میبرند و از وقتی که گرس نشوند از روی خشم پاتشا و خدای خود را نفرین میکنند و آب آسمان مینگرند به زمین نگاه میکنند اما فقط سختی و تاریکی و پریشانی را میبینند و به سوی تاریکی مطلق راندم میشوند دوست های عزیز اگر توجه ما و شما قلب ما و شما زندگی ما و شما به طرف خداون نباشد امید ما به طرف خدا نباشد و امروز اما تا روی که من در اول گفتم شهر کابل را میبینیم در ترفت لوای فالبینا و جودگره و ای چیزا هست دوست های عزیز ای جودگری و ای چیزا ما را شما را تمام ما شما را از خدا میخواهید که دور بسازه پس بیاین که ما شما استاد باشیم به خدا توکل کنیم اتا در سختی و مشکلات ما خداون قادر مطلق هست بیاین به او توکل کنیم او ما را میتونه که از تمام مشکلات ما بیرون کنه و برکت بته بله شما کاملا درست میگین در وقت مشکلات و پرامیلم که برما پیدا میشه اول باید به خداون رو جوب کنیم خداوند است که ما را خلق کرده خداوند است که از آینده ما از گزشتی ما با خبر است و میفهمه که چی برما خوب است بهش خداوند بریم به پیشگاه زود دعا بکنیم ای بیتر است که برکت بگیریم یا ای که بریم پیش یک آدم که خودش پرابلم داره خودش زندگیش پر از جنجاله است و بخاطر ازی که کدوم رای دیگه پیدا نکرده بطرف شیطان پرستی پیش رفته ما بریم پیش یک آدم که خودش غرق است در گناه ما پیش از او بریم باید فکر بکنیم در سرش بسیاری خانواده متاسفانه که اکثرشان ميل و رغبت باید دارن در پولیزی که زندگی می کنن یک زندگی دیگهی را باید داشته باشن به اون بارت ازی است که برن پیش ملاو و پیش کسای که تاویز می تن و جادو می کنن پیش از او برن بسیاری فامویل ها را می شناستم که این امی با عدتشان تبدیل شده میرن در خانه شیطان دقیقه میرم برم فلانین جه برم درست میگه شاید درست میگه زیاد هستن و متاسفانه بسیار زیاد شده یک رواد شده و مردم به این کسای اعتبار می کنن و ضرور است کسایی که ما پیش شان میره لآقال یکدفع به گذشتی از اونو ما باید فکر بکنیم که اونا چی کارا بودن چطور باید تا یک مقام رسیدن چطورت یک آنر را پیدا کردن و برشان تاویز می کنن یکمکار دیگه می کنن و پیسه است پیش شان می گردن لآقال سرزی باید فکر بکنیم بله من یک خانواده دگرم می شنستم بسیار جالب است شاید جان که در بین خانه پیسه گم شد پیسه بسیار زیاد نبود مگر در خانه پیسه گم شد بجویزی که بیشینن در بین فامیل گرم بزنن این مقدار پیسه را منده بودیم و گم شده تمامشان یکجای شلح شدن بیاین بریم پیش فلانی فالبین که برما بگویا که کی دوزی کده و کلشان یکجای شدن و دعوا و یک جنجال و چی که میریم پیش فالبین و امو یک نفر در بین شان بسیار جالب گفت که چی می کنین که پیش از آن بیشینین که اینجا گرم بزنیم دیگه باره خدا ما در بین حاده استیم حتما یا بیادر حاده ام گرفته پیسه را یا مثلا ای گرفته یا او گرفته یا یک جایی مانده نیاده تان رفته آلی چی مجبوریت دارین که شما پیش فالبین برین که بگو یکی پیسه را گرفته شاید همین جا مانده نیاده تان رفته در کدام جای همون پیسه که گم شد شاید دوچند از اون فالبین بگیره دقیقا دقیقا شاید جان این دقیقا مادر خانواده تا شلب بود و حلاصه امی بچه خدا گفت گفت بیا که کل ما بریم گفت این فالبین کار که می کنه یک تشت آوه می مانه و در او تشت آوه چیره کسی را که گرفتن نشان میتن و این بچهش بسیار شوق بچه بود گفت ما در اونجا که بریم چی هم استاد میشیم کل ما در گرد او تشت استاد میشیم که نشان بتا بچه هم همسایه یکی دیگر را میبینیم دعو من فکر می کنم که تو گرفتی تو فکر می کنی که او گرفته خلاص این همیشه سر یکی دیگر باز در کلی یکی دیگر زده میره بهتری است که بیشنیم گرب بزنیم مگر شاید جان متحصفانه بازم میگم که مادر خانواده شلب بود که نه باید ما پشت فالبین بریم چیزاییست که ما میتنیم اگر مسئله جنگ و دواست در بین زن و شوار یا مسئله بین حشو و عروس من فکر می کنم بهترین کاری است که ما شما بیشنیم در باری مشکل گرب بزنیم ریشه مشکل در خانواده ما پیدا کنیم و بیبینیم که چطور ما میتنیم مسئله را عل کنیم هم مشکلات خانه ما را میبریم با فالبین یک روز عروس میره یک روز مثلا حشو میره یک روز بچه میره یک دفعه خسار میره یک دفعه دختر فامیل میره و این بیترین کمک است که میتانن فالبین بکنن در خانه اشته برش پیسا آمدن میره حالا وان باست چی است وان کل مشکلات از زاویه مختلف میبینه و بعد از او که خودت میری گپای عروس گفته او را برشیاد میکنه اگر حشو میره مثلا گپای بچهش را برشیاد میکنه این یک رقم که تمامشان بازی میکنه و تمامشان بازی میته از گپای خودشان گپ میگیره و پس امو گپای خودشان بشان میگه و فامیل هم حشه است که این مردکه عالم است میفهمه تمام چیزا در حاله که این چیزا تمامش یک هماقت است دوست هست تشکر جاو جان که به ستیدیو آمدین واقعا شنانده های گرامی ما باید به خداوند رو جوب کنیم چون ما مخلوق خداوند هستیم و نباید کسی دیگه رو در جایز اون قرار بتیم بین که در این مورد فکر بکنیم کای امی عمل کاملا درست است مطابق اراده پلان خداوند است که طبیعیست نیست خب دوستهای گرامی این بود برنامه این نوبت ما که خدمت شما عزیزها تقریم شد تا برنامه آینده که بازم در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوستوارا به خداوند به نیاز میز پاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنودگان ازیز اگر شماbinary دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشناده vine های چند را همراهی ما مطرح کنایید لطفا به شمارت طلفون سفرسفر یک پینسد و چهلو یک پینسد و پینجا هفتاد و یک سی و یک بتماس شوید ما به سوالات شما پاس خواهیم گافت موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی