۵ دقیقې ۲۹ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
مرقص فصل سوام ایسا بار دیگر به کنیسه رفت. درانجا مرد حضور داشت که دستش خشک شده بود. پیروان فرکه فریسی مراقب بودن بیبینن آیا ایسا او را در روز ثبت شفا میدهد تا تهمت برزده رو پیدا کنند. ایسا به آن مرد دست خشک فرمود بیا در میان بیست بعد به آنها گفت آیا در روز ثبت خوبی کردن روست یا بدی کردن؟ نجات دادن یا کشتن؟ آنها خاموش ماندن ایسا با خشم به آنها نگاه کرد زیرا از ثنگدلی آنها جگرخون بود و سپس به آن مرد فرمود دستت را دراز کن او دست خود را دراز کرد و مانند اول سالم شد فریسیان فورا از آنجا خارج شدند تا با طرفداران هیرودیز برای از بین بردن ایسا نقشه بکشند ایسا با شاگردان خود به کنار دریا رفت ادعی زیادی به دنبال اومه رفتند این اشخاص از جلیل و یهودیه و ارشلیم و ادومیو از آن طرف دریای اردن و از قسمتهای سور و سیدون آمده بودند این جمعیت انبو شرح کارهای او را شنیده و به نزدش آمدند پس او به شاگردان خود گفت که کشتیه برایش حاضر کنند تا از ازدهام مردم دور باشد چون آنقدر بیماران را شفا داده بود که همه به طرف او اجوم میآوردن تا او را لمس کنند همین طور عروای ناپاک وقت او را میدیدند در پیش او به خاک میافتادند و با صدای بلند فریاد میکردند ایسا با تحکید به آنها عمر میکرد که این را به کسی نگویند بعد از آن ایسا با بالای کوه رفت و اشخاصی را که میخواست پیش خود خواست و آنها پیش او رفتند او دوازده نفر را تعین کرد تا پیش او باشند و تا آنها را برای اعلام پیام خود بفرستد و قدرت بیرون کردن عروای ناپاک را داشته باشند دوازده نفر که انتخاب کرد عبارت انده از شمعون که ایسا به او لقب پتروس داد یعقوب فرزند زبدی و برادرش یوهنا که به آنها لقب بوانیرگس یعنی رد آسا داد و اندریاس و فیلپوس و برطولما و متا و توما و یعقوب پسر هلفا و تدی و شمعون فدائی و یهودای اسخریوتی که بعدها ایسا را تسلیم کرد ایسا به منزل رفت باز هم جمعیت زیاده درانجا جمع شد به طور که او و شاگردانش فرصت غذا خوردن نداشتند وقت فامیل او این را شنیدند آمدند تا او را با خود ببرند چون بعض میگفتند که او دیوانه شده هست ملایان یهود هم که از عروشلیم آمده بودند میگفتند او تحت فرمان شیطان هست و عروای ناپاک را بیاری رئیس عروای ناپاک بیرون میکند پس ایسا از مردم خواست که پیش بیایند و برای آنها مسئلههای آورد و گفت شیطان چطور میتواند شیطان را بیرون کند اگر در مملکت تفرقه باشد آن مملکت نمیتواند دوام بیاورد و اگر در خانواده تفرقه بیافتد آن خانواده نمیتواند پایدار بماند اگر شیطان نیز مقابل شیطان قیام کند و در او تفرقه پیدا شود دیگر نمیتواند دوام بیاورد و سلطنتش بپایان خواهد رسید همچونین هیچ کس نمیتواند به خانه مرد زوراوری وارد شود و اموال او را غارت کند مگر این که اول آن زورمند را ببندد و پس از آن خانه اش را غارت نماید بدانید هر نوع گناه و کفری که انسان مرتکب شده باشد قابل آمرزش است اما هر که بر روح القداس کفر بگوید تا ابت آمرزیدن نخواهد شد نه در این دنیا و نه در دنیا آیمده ایسا این مثل را آورد چون ادعی میگفتند مادر و برادران ایسا آمدند و بیرون استاده پیغام فرستادند که ایسا پیش آنها برود جمعیت زیاد دور او نشسته بودند و به او خبر دادند که ایسا جواب داد برادران من کی هستند و به کسانی که دور او نشسته بودند نگاه کرده گفت اینها مادر و برادران من هستند چون هر کس اراده خدا را انجام دهد برادر و خوهر و مادر من است