۱۰ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی به نظر شما زندگی چی است؟ خوشی است؟ غم است؟ محبت است؟ نفرت است؟ احترام است؟ تحمل است؟ با دیدن سریال آشانه محر شما پاسخ این سوال دریافت خواهید کرد. توجه بکنید. موسیقی سید بیادر، کار دفتر زیاد شده میره. مگرم از طرفی کلام گپه نیست. وام خواهد شد. اول چرا یک پیاله چای نخوریم چطور؟ آهان، یک پیاله نیه چند پیاله میخوریم؟ خب، من برم و چای دم میکنم. با دیدن، چی در چطور دفتی؟ نه، هیچ گره نیست. زن بیادر وقت چای تیار کده مانده بود. سلام خوارجان. سلام راشد جان، شما چطور استین؟ تشکرم، زنده باشین. به خانمیت سلام مره برسن. به چشم. راشد، چی گره است؟ پریشان مالم میشی؟ چیز گره نیست. ببین، ما خب بسیار وقت از که رفیق هستیم. راست میگی، دهی شک نیست. یکی خب رنگ روید، دیگه اتو خب پیش هیچ وقت تا اقنا وقت از خانه بیرون نمی بودی. خانه خب خیلیت است؟ چی بگویم؟ واقعا خیلیت هم نیست. خیلی بگو دیگه، چی گره است؟ از کجا شروع کنم؟ از هر جایی که دلت میشه شروع کن، زیاد تال نته. زندگی ما به حوبی پیش میرفته که دفترند در بین ما و سنا یک گل بابونه پیدا شد. کدام دختر از دفتر خود نیست؟ نه، دختر نیست. چی گفتی؟ یعنی... آهان. تو چطور فهمیدی؟ هفته پیش رحصتی نداشتم مگرم بازم رحصتی گرفتم. وقت که خانه رسیدم... بسیار خوب، ضرور نیست که در باری من فکر کنی. گوش کن، جبه آینده هم. تمام چیزا باید آماده باشه. با نموشید. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی. گوش کن، جبه آینده هم. تمام چیزا باید آماده باشه. با نموشید. شما آمدید؟ نه، کجا اناسه؟ اشتباه آمدم؟ براتان چای بیو تیار کنم یا نان میخوارید؟ کی زنگ زده بود؟ او... او یکی از اشناهی من بود. آهان. اوروز زیاد به فکرش نشدم. لیکن دیروز شام... اوروز شام... مسیج از که بود؟ شاید از شرکت تلفون. شاید؟ راستش، از پیشم پاک شده. سنا؟ بله. هیچ. شو بود. ده گالم پریشانی دراز کشیده بودم. در چشمایم یک ذره خواهم نبود. چرد میزدم که چی میشه؟ من فکر کنم که سنا هستا هستا از جوی هست میخیزه. من چشمای ما پات کردم. دفتن او به کسی به موبایل مسیج روی کرد. قلب من تکه تکه شد. آیا سنا پات از من؟ دیگه من هیچ طوان فکر کنم نداشتم. آهان. بعد از او؟ دیگه هیچ. صبح چای نه خورده از خانه برامدم. آهان. سنا اناس خواهی بود. که برامدم بیدارم نشد. سنا بعد از او امرایت تماس نگرفت؟ من دفترم نرفتم. دفترم دفترم نگرفتم. دفترم دفترم نگرفتم. من دفترم نرفتم. موبایل خودم گل کردیم. تو باید امرای سنا گفت بزنی. چرا؟ تا که او بفهمه که او چقدر اشتباه کلانه میکنه. ایا ممکن داره که یک غلط فهمی تو باشه. آیا واقعا سید دوست راشد هست؟ اگر او دوست حقیقیش هست با او یک رای درست نشان خواهد داد و او را او را به مقصدش خواهد رساند. بیاین ببینیم که چی میشه. . نمبر را که شما دارین نمودید اصلا خارج می하고ستون؛ نمبر را که شما دارین نمودید اصلا خارج میباشد. نمبر را که شما دارین نمودید اصلا خارج میباشد. کجا بودین؟ از صبح زنگ زده زنگ زده منده شدم. موبایلتانم خاموش کردین. پیش از این خب، هیچ وقت قدر نوخت نمیامدین. اینجا برمه جایی کجا منده؟ منظور چیست؟ این چی گبه از که میزنی؟ چی شده شما را در این چند روز؟ این امی فکرمه خراب کده، بخاطر امی اینجا را ایلا کدم. بیهی دیوانه شدیم، این کی هست؟ کی؟ امی که به تو تلفون میکنه و تو مسیجای او را از تلفون پاک میکنه. شما چی میگین؟ ببین سنا، من کدام وقت را ازرده ساختم، کدام وقت امروید بقار گب زدیم. اتو وقت شده که کدام خواهشته پوره نکده باشم، من به عیرستو به طرف ایچ کسی تا چشم خودم دور ندادیم. و سنا چی گبه از؟ راشد، بسیار جای تأصف هست. من به تو چی بگویم؟ سنا، لطفاً یک چیز بگو، اگه نه من میمرم. کل فکر و عوشم طرف توست، سنا. چی را میخوایین بشنوین؟ حقیقت ها، حقیقت. حقیقت؟ اگه حقیقت بگویم، شما پیش ایمان خواد شدیم. اگه یک زران و فکرم هستی، لطفاً بگو. برای گفتن، من کم وقت گار دارم. چقدر وقت؟ تا صبا شام. یک شو لعنتی دیگه؟ و یک روز لعنتی دیگه؟ بله؟ راشد؟ میخواستی، یک چیزا برم بگویی؟ آلی ها، شام اتمن پنج بجه بیایی. تو را امرای کسی روبرو میکنم. روبرو میکنی؟ موسیقی موسیقی راشد، سالگری تبریک. تشکر. اینا کسی هستند که امرای اونا پودستو پروگرام سالگره هر تنظیم میکدم. و مسیج هایی هم که میامد از اینا بود، تلیفونا هم. بسیار تشکر. امروز پشت روی تمامتان از خانم عزیزم سنا مذرات میخواییم. من به جای سر خانم وفادار خوبم شک کردم و او را آزرده ساختم. من باید از مؤول امروز گپ میزدم که این علطفا می کلان ایچ پیدا نمی شد. من مذرات میخواییم. مقصد من آزرده ساختم شما نبود. من باید متوجه می بدم. دوست های عزیز، شما هم در مورد بهتر ساختن زندگی ازدواجی و خانوادگی تن فکر کنین. اگر در مناسبات زندگی ازدواجی ما چیز درست پیش نمی را، آیا ما در باره او امروز شوهر خود یا خانم خود گپ می زنم؟ آیا ما در مقابل شریک زندگی خود بدون یک حقیقت بفهمم شک می کنم؟ آیا ما به دوست های خود مشوری درست می توم یا در فکر اونا شک پیدا می کنم؟