زموږ د ویرې په اړه.

  ۲۹ دقیقې

  ۵ اکتوبر ۲۰۱۲

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ سلام شنونده های عزیز برنامه با شما چی حال دارین؟ خدا را شکر که باز هم از طریق برنامه آزر در خدمت شما شنونده های گرامی قرار می گریم آرزو می بریم که همه تان خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه این نوبت ما باشین و خدا را شکر که ما باز هم جاو جان در استوديو امرای خود داریم جاو جان خوش آمدین برنامه با شما تشکر شاید جان زنده باشین خوب جاو جان قسم که دوست های شنونده ما آگاهی دارن و شما همیشه از طریق تلفون امرای دوست های شنونده ما صحبت می کنین و به سآلات آنها جواب می تن می شوند برما بگوین که دیفته که استپری شد به چی تیداد از دوست های شنونده ما از طریق تلفون و از طریق ایمیل امرای شما به تماس شدن؟ شاید جان تعداد شنونده هایی که برما تلفون می کنند ، اگر دارد دلو راز دل می داشته باشند امرای ما می گند ، و بسیاری از دوست های ما تلفون می کند و می پند که ما برشن دعا کنیم و شکر شاید جان که می تنیم امرای شان درتبات باشیم بسیار خوب خوب اعتماد سوالخوام ترهک کده هستند امرای شما و شاید شما برشن جان که این تلفونو کند آره اور درست شکر می کنند آره بارکو دیدن خوب اعتماد سوال های هم ترهک کده هستند امرای شما و شاید شما برشن جواب داده باشید بله شاید جان بامیشه که از جمله تمام سوال های که زیادتر برشن مایه برکت بوده و خواستین که واقعا از قلب امرای دوست های شنوده ما دمیان بگذارین کدام سوال بوده و شما چی برشن پاسخ دادید شاید جان در اماطره که ما و شما می بینیم متاسفانه دیگه وقتا در وطن ما و شما یک است نامیدی پیدا شده و در بین مردم ما کمه ترس پیدا شده ترس ها بسیار هست و خصوص اینی که باده زی که نیروای نوتو از افغانستان برند چی خواد شد و آیا باز مشکلات باوجود نبیده جنگا باز باوجود نبیده ترس ها زیاد هست شاید جان و امروز اماطره که امروز یکی از دوستهای ما گب زده ما میخوایم که جواب سوال ما را از کلام خدا بگیریم چرا که ترس نه تنها فیلن دی آلت و زمان بلکه همیشه ترس هایی هست در زندگی ما مگر ما میخواییم شاید جان اول با یک آیا شروع کنیم و دوست های ازیز اگر شما امروز صدای ما را مشنوین ما میتونم برتون بگویم که خداوند امروز شما را آورده تا که شما پیام خوش را بشنوین خبر خوش را از طرف خداوند قادر مطلق که انجیل مقدس برم آورده نه تنها خدای قادر مطلق بلکه پدر میربان معرفی میکنه دوست های ازیز کلام خدا در رومیان فصل 8 آیه پانزده میگه میگه زیرا آن روح که خدا به شما داده هست شما را برده نمیسازد و موجب ترس نمیشود بلکه آن روح شما را فرزندان خدا میگرداند و ما به کمک این روح در پیشگاه خدا فریاد میزنیم آبا ای پدر شای جان وقته که این آیه را من همیشه میخانم واقعا قلبم قوت میگیره ما نمیخواییم که امروز از این قسمت کلام خدا گره بزنیم میخواییم در باری ترسا گره بزنیم و اموطوره که شما میفامین و شنونده های ما تمامشان میفامند ما وقته که تفل میباشیم از تاریکی میترسیم از خوابای ترسناک میترسیم میترسیم که خواه واحشتناک ببینیم بسیاری تفلا هستن که ببینی شای جان بیدار میشند چیک میزنند از خواه خواه واحشتناک میبینند میترسیم که تنا بانیم از دکتر دندان میترسیم شای جان از برمه میترسیم وقتی که جوان میشیم شای جان ازی که مردم در باری ما چی فکر میکنند میترسیم در باری ازی که قدم ما بلند هست یا کوتا هست میترسیم که مردم سر ما ریشخن بزنند در مکتب وقتی امروی دیگه تفلا یک جایی میباشیم میترسیم که بچه هایی که کلانتر از ما سماره بزنند سر ما ریشخن بزنند در کوچه میترسیم وقتی که یک ذره کلانتر میشیم شای جان و جوان میشیم و فکر میکنیم که آل دیگه قدرت داریم ترسایی دیگه در زندگی ما میاید ترس ازی که چطور بتانم مکتب ما حلاس کنم و خصوصا اگر نمره ما مثلا بعض وقتا پایین میباشه میترسیم که چطور خانه بریم پدر ما چی هست گفت مادر ما چی هست گفت میترسیم که نامزاد شویم میخواییم وقتی که جوان میشیم نامزاد شویم عروسی کنیم مگر یک ترس دیگه در وجود ما میایی که آیا ای کار که کنم خوب است یا نیست عروسی کنیم یا نکنیم کار پیدا کنیم یا نکنیم زندگی را چطور پیش ببریم تمامش ای ترساییست که میایی در زندگی و شای جان یک ذره که سن ما از جوانی تیر میشه در میان سالی میرسیم ترس دیگه پیدا میشه و او ترسی از که میترسیم که پیر شویم از ای که پیر میشیم زیف میشیم میترسیم همو قدر که سن ما زیاد میشه شای جان ترسای ما زیاد میشه ترس مرگ ترسی که اگر روز بمریم و روبروی خدا برای بازپرست استاد شویم و امروز شای جان میخواییم میخواییم بعض جوابای کلام خداونده در باری ترسا ببینیم بره میخواییم که زبور چلشاشا بخونیم شای جان بستار خوب زبور چلشاشا میگه میگه خدا پناگاه و قوت ماست و در وقت سختی ها مددگار قابل اعتماد بنابراین ترس نداریم اگرچه دنیا ویران شود و کوها در قهر اوکیانوس ها فرو ریزند یا آبهای بحر عرش کند و به جو شایند و کوها از سرکشیان لرزان گردند نهر است که شانخه هایش شهر خدا را شادمان میسازد و مسکن مقدس خداوند متعال را خدا در وسط اوست پسان شهر از ویرانی در امان است خدا در طلوع ساب او را کمک می کند امتها او رش می کند و مملکتها به جا می گردند او آواز خود را می داد پس زمین زوب می گردد خداوند قادر مطلق با ما است و خدا یعقوب پناگاه ما بیایید کارهای خداوند را مشاهده کنید و عجایب او را در روی زمین او جنگها را در سراسر جهان خاتمه می دهد کمان را می شکند نیزه را قطع می کند و عرابه ها را به آتش می سوزند آرام باشید و بدانید که من خدا هستم در میان امتها متعال و در جهان متعال می باشم خداوند قادر مطلق با ما است و خدا یعقوب پناگاه ما آمین شای جان وقتی که این زبور را می خونیم چی را می بینیم می بینیم که ترس حقیقت داره ترس حقیقی است و تمام مردم ترس دارن و تمام ترسا و تبایی از گناه به وجود آمده شای جان اگر ما شما ببینیم وقتی که خداوند آدم و عوار درست کد وقتی که آدم عوار ساخت اونجا ترس نبود اونا امراه خداوند قدم می زدن و صدای خداوند می شنیدن مگر وقتی که ناعتایتی کدن از کلام خدا وقتی که از خدا ناعتایتی کدن زیر لعنت قرار گرفتن و او وقت است که ترس به وجود آمد شای جان نه تنها ترس و لعنت سر عزرت آدم و بی بی آوامد تمام زمین تمام طبیعت زیر لعنت قرار گرفت و همه تره که ما شما در زبور خاندیم اینجا می بینیم که کلام خداوازی میگه اگرچی دنیا ویران شود و کوها در قر و قیان و سافر و ریزن یا آبهای برخورش کنند و به جوشایان کوها از سرکشیان لرزان گردند شای جان ما شما می بینیم زلزلره ما شما می بینیم توفانه ما شما می بینیم که چی عوادس در دورو پی شما نیست اگر یادتان باشد شای جان چند وقت پیش در ولایت سرپل در این آخر مای سور سیل آمد و تقریبا سی نفر در این سیلابا جانهاد از دست دادند و یک خبرنگاری بی بی سی که ولایت سرپل رفته بود او میگه که بخشای اصلی شهر از جمله راها ساختمان های مکاتب، مساجد و مراکز سی در اصر جاری شدن سیلاب ویران شده است و در تخار شای جان در دو قریه خصوصا در دو قریه شیره و مندره ولی تخار میگه که تقریبا پینجا نفر در سیلابا جانهاد دست دادند ما شما در تیلویزیون می بینیم شای جان نه تنها در وطن ما در تمام جان در شکر که چینل های تیلویزیون زیاد است و ما شما آخمبار رو می بینیم و وقتی که می بینیم چقدر توفان ها، چقدر تبایی ها، چقدر زلزل ها در دنیا هست و وقتی که من شای جان دمی باره فکر می کنم یک قسمت از کلام خدا به یادم آمد انجیل متا فصل عشت آیه 23 تا 27 من می خواهم که این قسمت از کلام شای جان بخانیم اینجا نوشته شده که ایسا سوار کشتی شد و شاگردانش هم با او عرقت کردند ناغان توفان دربهی را برخواست به طور که امواج کشتی را پر می ساخت ولی ایسا در خواب بود پس شاگردانش آمده او را بیدار کردند و با فریاد گفتند ای خداون ما را نجات بده ما علاق می شویم ایسا گفت ای کمی منان چرا اینقدر می ترسید و سپس برخواسته با توندی با باد و بهیره فرمان داد و بهیره کاملن آرام شد شای جان وقتی که این قسمت از کلام خداونده می خوانیم چی را می بینیم این توفانی که امروز است در اون روز هم بود و در زندگی های ما چقدر توفان های زیاد می آید همین ترسه ها تمام توفان هایی که در زندگی هم می آید مشکلات و سختی و جنگ توفان هایی که در زندگی هم می آید مگر یک قسمت کلام خداونده Kazuto را که می بینیم شاگرد هاییسای مسیآ چی کردند شاگرد هاییسای مسیآ سر یسای مسیآ صدا کردند و ایسای مسیآ استاد شد و توفان آرام کرد دوست قبل ازک ترسه ها مشکلات سختی ها زیاد هست ولی یک نفر هست که میتونه توفان ها را آرام کنه و او ایسای مسیآ است ما و شما در دنیا میخواییم که کنترول داشته باشیم خصوصا وقتی که مریضی می آید خصوصا وقتی که پیر میشیم خصوصا وقتی که درمانده می باشیم وقت مرگ نزدیک میشه ما میترسیم ایران میمونیم که به کدام صور روی بیاریم جنگ ها تبایی ها که می آید به کدام صور روی بیاریم؟ به کی روی بیاریم؟ و خدا را شکر می کنم که کلام خدا برما نشان میتایی که ایسای مسیآ قادر است که توفان ها را آرام کنه زبور چله ششم میگه فقط تمام جواب بر ترسای ما خدا است شای جان خدایی که قادر مطلق است خدایی که قدرت داره که توفان ها را آرام کنه خدایی که قدرت داره که مرده ها را زنده کنه خدایی که قدرت داره که کرا را و کرا را شفا بده شای جان و زبور چله ششم میگه فقط جواب تمام ترسای ما خدا است وخاطره که ما نمیتونیم ای چیز امتحان کنیم یا فرار کنیم ما نمیتونیم از مرک فرار کنیم ما نمیتونیم که از مریضی ها فرار کنیم ما همیشه میخواییم کسی باشه که ما را نجات بده و میفهمیم که کسی دیگه بجوز ایسای مسیح نمیتونه ما را نجات بده و کلام خدا میگه فقط خدا پناغا و قوت ماست و در وقت سحتی ها مددگار قابل اعتماد شای جان ما و شما جنگ زیاد دیدیم در وطن ما یادم است که در جنگ های کابل وقت که در کابل جنگ زیاد شد مردم چی کردن؟ رفتن طرف جلالباد و املال ما تای کمپا را جور کرد شد با یادتان باشه شای جان بسیار مردم رفتن و اونجا پناه بردن و بسیاری دیگه مردم رفتن طرف پاکستان و اونجا املال ما تای خیمه را جور کرد و کمپا را جور کرد برای مردم و اونجا پناه بردن و پستان بسیاری از امو ماجرا در کشور حارجی رفتن حارج رفتن مگر شای جان اگر از تمام این مردم هایی که به حساب ماجرات کردن بپرسی و اتا از کسایی که در حارج رفتن اگر بپرسی شان که تمام مشکلات تا نل شد در حارج صد فیصد میگن که نی بخاطر ازی که واقعا مشکلاتشان ال نشد فقط مشکلات فرق میکنه اگر بگویشان که تمام ترسایتان حلا شد میگه نی امروز از یک چیز دیگه ایست در زندگیشان که ترس دارن بنارن ار جایی که بریم شاید از یک ترس حلاسی بیافیم ترس دیگه دامنگیر ما میشه ترس دیگه دامنگیر ما میشه و از امی حاطر از شاید جان وقتی که ما میبینیم طرف ملال متعد و طرف کشوران خارجی و طرف قدرت های خارجی یک چیز ما میخوایم دوست های زیز بهتان بگویم که نه قدرت های خارجی نه ملال متعد نه ایچ اینا خدا نیستن نمیتونن او آرامش را که شما به دنبال شستین او را بر شما صد فیصد بتا نمیتونن او آرامش را که خدا میتونه بر شما بتا اینا نمیتونن بتند پس شکر که نه ملال متعد نه ای قدرت های خارجی ایچ کسش خدا نیست شکر که خداوند قادر مطلق خداوند که زمین و آسمان اوافرید او از که میتونه ما شما را آرامش بتا او میتونه که پناگای ما باشه امترک زبور 46 میگه و آیه 4 و 5 میگه نه ریز که شاخه های شهر خدا را شادمان میسازد و مسکن مقدس خداوند متعال را خدا در وسط اوست پسان شهر از ویرانی در امان است و خدا در طلوع صبح او را کمک میکند کسی که در خداوند است شاه جان کسی که واقعا خداوند در زندگی خود دارد تمام زندگی خود را به خداوند مصفره خداوند قادر مطلق است که او را در امان داشته باشه خداوند قادر مطلق است که او را کمک کند و شاه جان زبور 5 آیه 11 و 12 میگه لیکن همه ای کسانی که به تو پناها بردند شاد و مسرور بوده تو را تا ابت ستایش میکنند زیرا تو پناها گای آنها استی و آنهایی که اسم تو را دوست دارند در تو خوشی نمایند کسی که به خداوند پناها میبرد شاه جان شاد و مسرور میتونه باشه زبور 31 آیه 1 تا 5 میگه میگه ای خداوند به تو توکل دارم پس نگذار سرفگنده شدم تا ابت در عدالت خش مرا نجات بده به دعای من گوش فراده و ارچی زودتر مرا رهایی ده پناها گای مطمئن و قلع استوار برای من باش و مرا برهان زیرا صحرا و قلع من تو استی و به خاطر نام خود رهنمای من باش و ادایتم فرما مرا از دامی که در خفا برایم گستردن برهان زیرا تو پناها گای من استی روح خود را به دست تو میسپارم ای خداوند خدای حق تو خونبه های مرا محیانموده ای شاه جان چقدر خوب است که ما زندگی خود را به دست خداوند میسپاریم چقدر خوب است که همیشه به اون توقع کنیم کلام خداوازی میگه تو پناها گای من استی و من روح خود را به دست تو میسپارم زبور ها زیاد است که میتونیم بخونیم ای قدر زبور های مقبول اینجا مثلا زبور پنجاوه هفته های یک میگه خدا بر من رحم فرما بر من رحم کن زیرا جانم به تو پناها ورده و در سایه بالهای تو پناها بردم تا این بلاها بگذرد و وقتی که در وطن ما میبینیم بلاها زیاد است شاه جان خصوصا امتطوری که پیشتر گفتم ترسی ای که نیروای نوتو برند چی خواد شد آیا باز جنگ و تبایی میشه آیا اولادای ما چی خواد شد شاه جان باز هم میخوایم که بر شنونده ازیز ما ایرا بگویم که در کشور ما و شما زیاد املا شده چنگیز خان املا کرده اگر تاریخ بخونیم زیاد مردم دگان بوده انگلیس ها آمدند بعد از او املا کردند سر افغانستان روسی ها آمدند پس رفتند و آله پینجودو کشور دنیا آمدند افغانستان ابر قدرت ها آمدند امریکا آمدند و آله ما و شما باز میبینیم یک چیزی را که من از تمامی تجربه ها یاد میگیرم هر کس می آیا بر ما و شما وعده خوشی و آرامش ها میده مگر ما و شما و مردم تا بالا آرامش نداریم باید که پینجودو کشور دنیا آمد پیلیونه دالر آمد کجا سرامش ما و شما باز هم در وجود ما ترس هست پس چقدر خوب است که ما به انسان ها توقل نکنیم به قدرت ها توقل نکنیم به اسلحه و قدرت پول دارائی توقل نکنیم چقدر خوب است همونطور که زبور میگه مثل زبور شست دو آیه آشت میگه ای قوم همیشه به او یعنی به خداون توقل کنید و دلهای خود را به وزور وی خالی نمایید زیرا خدا پناگای ماست دوستای عزیز اگر ما خود را به خداون نسپاریم و واقعا خداون پناگای ما نباشه ما و شما غلق هستیم ما و شما نامید هستیم ما و شما در ترس زندگی میکنیم ما انسان ها تمام ما زیف هستیم و خداون میخواهی که ما به او توقل کنیم چی از نظر روحانی و چی از نظر فیزیکی شاه جان و اموطور بازم زبور پینجاونو میگه آیه شانزده اما من قوت ترا میستایم قوت کیره قوت خداون ده و ار صبح رحمت ترا با خوشی تمجید میکنم زیرا تو قلعه بلند منستی و در انگام سختی ها پناغای من میبشی چقدر خوب است که ما تمام ترسای ما را به دست خداون بسواریم چقدر خوب است که به او توقل کنیم شاه جان و شاه جان ما نمیتونیم به رهبرهای خود توقل کنیم چی رهبرهای به حساب دسته کشور هستند چی رهبرهای به حساب دسته ولسوالی و قریه ما و شما هست توقل ما و شما باید به خدا باشد و برای کسایی که در قدرت است دعا کنیم که خداون ورا عکمت بتند پس تمام ترسای ما را به دست خداون بسواریم تشکر جاو جان که به سیدیو آمدید واقعا ما و شما باید که همیشه به خداون توقل بکنیم و امود رو که در کتاب مقدس میگه شروع حکمت خدا ترسی است اگر ما واقعا ترس خدا را و محبت خدا را در دل خود داشته باشیم ایجگاه ما باید نترسیم بخاطر از که خداون قادر مطلق است و اون ما را خلق کرده و این قوتایی که اون نروه هایی که هستند امروز هستند فردا نیستند اما قدرت خداون ابدی و جاویدانی است دعای من ایست شاید جان که ما مردم واقعا زندگی خود را به خداون بسپاریم و دوست های عزیز من میخوایم که شما نظرهایتان را بر ما روان کنین و اگر سوال داشتین یا نظر داشتین در این باره لطفا بر ما بگوین بسیار خوب خب دوست های گرامی این بود برنامه این حوبت ما که تقریم شما عزیزها شد تا برنامه آینده که بازم در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوست های گرامی را به خداونده به نیاز می سپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شناندگان گرامی شما نشارات رادیو صدا زندگی را هر روز ساعت هفت ساب به وقت افغانستان روی موج کوتاه سی و یک متر بند و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه روی موج کوتاه بیست و پن متر بند می شنوید خواهش مندیم تا نظرات و پیشنادهایتان را به آدرس زعیل ارسال کنید رادیو صدا زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهر پاکستان امچنان شما می توانید از طریق ایمیل نیز همراهی ما بتماس شوید توجه کنید با ایمیل آدرس ما و اگر می خواهید که از طریق تلفون همراهی ما بتماس شوید و سوالاتان را مستقیمن همراهی ما متره کنید لطفاً با شماره تلفونه 001-541-550-7231 بتماس شوید