۲۹ دقیقې
۹ مې ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی دوست های مهربان سلام. من پیام هستم که از راڈیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم. شنونده ازیز، من جاوید هستم و من هم به شما سلام و اطرام خود را تقدیم می کنم. از خدا من می خواهم که شما ازا همه جور و تیار باشید. این برنامه های غلبکدن بر حسادت است که به شما ازیزا تقدیم می کنیم. ما در صحبت کذشتر در باری تاثیرات حسادت به روح ما و بالای رابطی ما با خداوند گب زدیم. ما گفتیم وقتی که ما در مقابل استعدادها و امکانات دیگرها حسادت داشته باشیم، این احساس منفی حسادت روحی که گویا خدا با ما با عدالت عمل نمیکنه در مقابل ما به وجود میره. ما خدای قادر مطلق ملامط می کنیم که چرا او امکانات در اختیار ما نمانده در حاله که ما نسبت به همه مستحق او هستیم با وجود آمدن ای قسم روحی رابطی ما را امرای خدای مهربان زیف می سازه. با وجود آمدن ای قسم روحی در ما رحم و شفقت خدا را که به همه مخلوق خدا را فراموش می کنیم. وقتی که ای قسم روحی در ما زیاد رشت کنه امکان ای موجود داره که در مقابل خدا بغاوت کنیم. خداوند همه ای ما را از ای حالت دور نگاه کنه. دوست های مهربان ما در صحبت های گذشته حسادت را به شما معرفی کدیم. علتهای به وجود آمدن و ذره های او را به شما بیان کدیم. در صحبت امروز می خواهیم که روحی تداوی شدن و یا شفای آفتن از مرض حسادت کم بزنیم. وقتی که به ذره های حسادت که روابط ما را با دیگرها خراب می سازه و هم به صحت و سلامتی ما و هم به رابطه ما با خدا سدامه می رسانه دقیق میکنیم. ما ضرورت پیدا میکنیم که در مقابل این احساس منفی یعنی حسادت یک راه و روش مفید و معصر مبارزه را پیدا کنیم. ما در صحبت های گذشته گفتیم که حسادت مثل تیزاب است. که اولتر از همه زرفی که در او است او را خراب می سازه. تیزاب اینان زهر است که با داخل شدن در وجود دل و درون انسان را سختانده می شارانه. چون حسادت مثل زهر است وقتی که داخل وجود انسان شوه انسان را مسموم می سازه. مبارزه کدن در مقابل حسادت هم مثل تداوی کدن کسی است که با زهر مسموم شده باشه. دوست های عزیز پیش ازی که به صحبت این بار را شروع کنیم شما را به شنیدن یک اعلان دوت میکنیم. بعد شنیدن یک اعلان دوباره در خدمت شما قرار می گیریم. شنوندگان عزیز اگر شما در مورد برنامه های ما سوالات نظرات و پیشنهادات داشته باشید می توانید به این نمبر تلفون با ما درتماس شوید. 001-541-550-7131 شنوندگان عزیز ما گفتیم که در این صحبت می خواهیم روی شفایی آفتن از حسادت گب بزنیم. ما لازم از این نکته مهمه در ذهن خود داشته باشیم که ما نمیتونیم با یک پلگ زدن این ظرف یعنی حسادت در خود ریشکن کنیم. اگر ما این طور یک فکر داشته باشیم دقیقت ما خود را بازی میتیم. به غریزه مالکیت در خودتان توجه کنید. غریزه مالکیت و حسادت با هم رابطه تنگ ها تنگ دارن. همونطور که غریزه مالکیت تا وقتی که ما زنده هستیم، گاه شدید و گاهی هم ضعیف در اون ما فعال می باشد، حسادت هم در ما موجود می باشد و وقتاً فا وقتاً چهره خود را در ما تغییر می دهد. پس ما و شما ضرورت داریم که برای مبارزه کردن در مقابل این احساس منفی یعنی حسادت، اکسالاماله های دفاعی را مورد استعمال قرار بتیم. تا وقتی که حسادت بر ما حمله میکنه، ما را از وجود او بخبر بسازه تا ما بتانیم مانه ریشد دواندن او در وجود خود چویم. مبارزه کردن در مقابل یک نقطه زعیف در ما که باعث به وجود آمدن حسادت در ما می شه، مثل مبارزه کردن با دیگر خصوصیت اخلاقی منفی است. ما مبارزه را در مقابل یک خصوصیت منفی اخلاقی از ریشه و یا فکری که این قسم خصوصیت در انسان به وجود میره شروع میکنیم. برای مبارزه کردن در مقابل حسادت هم هین این کار را باید بکنیم. باید این نقطه را هم از یاد نبریم که برای مبارزه کردن در مقابل حسادت نظبت به همه مرضی های ذینی زحمت و انرژی زیاتر ضرورت داره و هم بسیار دوائه کم می تونه او را تداوی کنه. اما با وجود ای هم روش های وجود دارن که برای تداوی کدن حسادت مفید ثابت می شوند. اما به شرط ای که خود شخص حسود واقعا از هم قدل تصمیم بگیره و تعهد کنه که به کمک خدا و قوت و اراده خود با وشیاری و پشتکار می تونه مبارزه کنه و مذهع کامیابی را بچشه. برای شروع کننی مبارزه در مقابل حسادت به وجود آوردن انگیزی مبارزه در مقابل او برای ما بسیار مهم است. با مجرد که نشانه های موجودیت حسادت در خود کشف می کنیم لازم است که انگیزی توانه ریشکن کدن ای زوف یعنی حسادت را در خود پیدا کنیم. اگر نمی تونم کاملا او را از بین ببریم کوشش کنیم که جهت های مخرب و خطرناک او را کاهش بتیم. یکی از راه های مهمه به وجود آوردن انگیزه مبارزه در مقابل حسادت یا دواری کدن به تکرار حسرات منفی حسادت به خود ماست. اولین استدلال که به خود تلقین می کنیم او ای حقیقت است که حسادت ایچ به درد من نمی خورد و ایچ به فایده من هم نیست. به نقل از امام محمد غزالی یک بادیانشین می گه دیگه هیچ شباهت حسود و مظلوم ندیدم بغیر ازی که هر دو در احساس غیر عادلانه بودن دارن چون هر دو نعمتهای تو را مثل مجازات بر خود فکر می کنن. بیاین یک مثال بتیم. احمد و محمود اتا از دوران مکتب با هم دوستی داشتن و هر دو از یک ولایت هم هستن. احمد در دوره گزشتیه پارلمان خود را کاندید کده بود و برنده شد. احمد چون فکر میکد که در دوران وکالتش خوب کار کده و مردم از او خوش هستن. باز خود را کاندید کد. اما دهی دوره محمود رفیقش هم خود را کاندید کد. احمد فکر میکد که دهی دوره انتخابات هم اتمن برنده می شد. اما برعکس محمود برنده شد. در روزی که محمود برنده ایلان شد بر احمد بسیار مشکل بود که به دوست قدیمی و سمیمی خود حتی تبریک بگویه. اما باز هم با دل نخواسته به او تبریک گفت. بعد از او شروع به بدگویی کدن او کد. او محمود را متعم ساخت که در انتخابات تقلب کده و هم گفت که مردم یک نمهنده خوب را انتخاب نکدن. اما محمود در مقابل احمد از خود ایچ اکسل عمل نشان نداد و کشیش میکد که دوستی خود را با احمد ادامه بده. بعد از چند وقت احمد متوجه شد که حسادت کدن در مقابل دوستش بر او هیچ فائده نداره. باید هرچی هست ایک قد واقعی شده را باید قبول کنه. باید باز هم تأکید کنم که ای مثال بود. در ایه قسم حالت باید به ای اتمنان داشته باشیم که با حسادت کدن به چیزهایی که دیگران نصیب شدن و یاد دارن تقریبا ناممکن است که ما او چیزهایی که حسادت او را میخوریم به دست بیاریم. پس لازم است به عوض تحریک کدن حسادت در خود ما با شناختن او جلو او را بگیریم تا دماغ زیادتر رشت نکنه. به ای امید آل شما را به شنیدن یک آهنگ دوت میکنیم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر میشیم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های عزیز شما میدانید که قابل حابیل کشت اما خودش هم هیچ وقت حابیل نشد و جای او را که به خاطر به دست آوردنش حسادت میکد به دست آورده نتانست. پس ما گفته میتونیم که حسادت حتی در حالت بسیار خوبی او هم برای ما بفایده و در بدترین حالتش برای ما بسیار مزر است. حسادت نه تنها مذیع مفقت خودمارا برای ما ترخ میسازد بلکه خوشی های مارا که باید از اونا لذت ببریم در نطفه خفه میکند. چون وقتی که ما گرفتار حسادت میباشیم ما یکان وقت از ای خاطر رنگ میبریم که چرا او چیزی که دیگران دارن ما نداریم و باسه وقت هم به خاطر او چیزی که ما داریم میگیم چرا دیگران هم دارن ما غمگین شده رنگ میبریم و عصبانی میشیم. اتا اگر ما به ای یقین هم پیدا کنیم که شخصی که با او حسادت میکنیم او نمیتونه در زندگی خود معفق باشه. شاید از ای خاطر یک کمی خاطر ما جمع شوه اما باسه هم خوشی که از ای چیز آسیل میشه او هم با غم و اندو مخلوط میباشه. دومین چیزی که برای علاج حسادت ویا شفایی آفتن از حسادت باید بکنیم او تلقین کدن ای استدلال به خود ما است که حسادت پیشرفت مادی و معنوی ما را متوقف میسازه. ما وقتی که تحت تسلید حسادت قرار داشته باشیم قسمت زیاد انرژی و قوت ما با فعالیتهای مخرب و بیفایده ما مصرف میرسه. فکرهای تخریبی و کینوتوزانت در ذهنها ما بخاطر آزار رساندن به عریف ما و غیره بغیر از زایی کدن انرژی قوت و وقت ما دیگه ایچ فایده نداره. دوستهای عزیز حال شما را به شنیدن یک ایلان دعوت میکنیم. بعد شنیدن یلان دوباره در خدمت شما قرار میکردیم. شنونده ی عزیز اگر با انترنت دست رسیدارین میتونین به این آدرست بما ایمیل نوشته کنین. روشن ات افغان دیدیو نقطه او آرژی اسپیل روشن آر او اس اچ ای این است. شنونده ی عزیز یکی از دوستها قصه کده گفت. ما مدت است که با یکی از امکارانم کمسون سالم است و از لحاظ تحصیل هم با هم برابر استیم در رقابت استیم. در این مدتی که با او در رقابت استم همیشه فکرهای منفی دباره او در ذهنم میگرده. اکثر چیزهایی که او میگه و یا میکنه او را منفی تعبیر میکنم. ما به ایوز ای که با کار و مسئولیتهای خود برسم همیشه مفیقتهای او را زیر زرابین میبینم. مثلا با وجود کارهای زیاد برای انجام دادن سر میزم است اونا را انجام نمیتم. بلکه تمام وقت خود را به این مصرف میکنم که او چی کار میکنه و کارهای خود را چطور انجام میته. بدون ایکی از او بدگویی کده باشم رابطه بین ما بسیار سرد شده اتا یکی از دیگر گروهزان استم. اتا بین خود بسیار کم گفت میزنیم یکان وقت که به صورت تصادف در پالوی هم میشینیم از یکی دیگه ما خوش ما نمی آیاو و از بودن در پالوی یک دیگر رنگ میبریم. اتا کارم به جایی کشیده که دهی آواخر رابطه خود را هم با او قطع کدیم. دوست های عزیز، باید ارز کنم که اثرات مزرح حسادت بستگی به نوی او دارد. وقتی که از لحاظ مادی به کسی حسادت می کنیم، عواقب منفی او گیرنبانگیر زندگی مادی ما می شود. یعنی با زرر ویا مشکلات مادی ما واجی می شیم. مثلا دوست های خود را از دست می تیم، شوق و محبت به زندگی کدن را از دست می تیم یا امکان داره که کار و بار خود را و یا امتیازات مادی خود را از دست بتیم و به اونا صدمه برسن. اما اگر از لحاظ معنوی به کسی حسادت می کنیم، طبعا عواقب منفی او بر زندگی معنوی ما وارد می شد. یکی از منفی ترین اثرات این قسم حسادت کنشدن پیشرفت معنوی ماست. این او تاثیر است که در مثال آبیل و قابیل بسیار خوب به تصویر کشیده شده. قابیل به برادر خود حسادت کد بخاطر که خدای قادر مطلق نظر او را قبول نکد. قابیل فکر میکد که با از باید بردن آبیل به ادف خود می تانه برسه. در حاله که او با سیر کدن حسادت خود با کشتن آبیل او ادف خود را که به دستاوردن رضایت خدا بود آسل کدن نتانست. کسی که در موقعیت قابیل قرار می گیره داشتن ارتباط مستقیم با خدا برش بسیار سخت می شه. او با وجود داشتن تجربه ابادت کدن خدای عظیم و برکاتی که از او آسل کده با وجود او هم تمایلش بر داشتن رابطه با خدا کم می شه. در درش ای احساس منفی با وجود می آیه که خدا با او با عدالت پرخورد نکده به ای خاطر دیگه ضرورت نیست که بعد از ای در هر کار خود او را اول بدانه. همه کسی که متوجهی رفتار خود باشه میتونه تشخیص بده که ای قسم دلسردی از کجا شروع شده. او میتونه بفهمه که او با ای نظر ناسالم رسیده که خدا با شخص دیگه نظبت با او زیادتر توجود داشته و نعمتهای معنوی زیادتر با او نصیب کده. برای مبارزه کدن با ای قسم حالت خصوصیات و توانایی های معنوی هر شخص فرق میکنه با ای خاطر هر کس نظر به خصوصیات معنوی خود میتونه با ای قسم حالت مبارزه کنه. لازم است به این نقطه هم توجود کنیم که حسادت نکدن برای ما چی فائده هایی داره؟ معکوس حسادت کدن یعنی حسادت نکدن به دیگرها انگیزت ما باوجود میارد که توسط او میتونیم بر حسادت غلب پیدا کنیم و فکر در خود ایجاد کنیم که معافقیت دیگرها نترها باعث نراحتی و رنج ما میشه بلکه ما هم از کامیابی اونا منفعت حاصل کنیم. وقتی که ما از کامیابی های دیگرها احساس خوشی کنیم در حقیقت یک قسمت از کامیابی های اونا با ما هم میرسد اگر سر دیگرها بارید سر ما هم حد اقل خواد چکید. ما شما حق ای ارزور در خود پرورش بدیم که اگر سر دیگرها مفقتها بارید سر ما اگر نباره خواد چکید. پس ما خود در کامیابی های دیگرها شریک میدانیم و به عوض حسادت کنن از کامیابی های اونا احساس خوشی میکنیم. دوست های مهربان مبارزه کدن با یک زعف ما که از او نفرد داریم بسیار آسان تر از مبارزه کدن در مقابل خصوصیتیست که با او عادت کدیم و در مقابل او نفرد نداریم. اگرچه بوجود آوردن نفرد در مقابل یک نقطه زیف کار آسان نیست اما برای بوجود آوردن انگیزه برای مبارزه در مقابل حسادت تا حد زیاد کمک میکنه. برای باوجود آوردن نفرد در مقابل حسادت در درون خود ما لازم است که او زرعه رایی که ما به دیگرها بخاطر حسادت میرسانیم بیاد خود بیاوریم. خوب است که چیره زشت حسادت و احساسات خرابی را که حسادت در ما باوجود میره او را روبرو بیبینیم. بوی بد فکرهای بدخانه که در مقابل دیگرها داریم خوب بوی کنیم و با پست بودن ای قسم افکار خود خوب دقت کنیم. اما ای کاملا واضح است که پیش از رسیدن به این مرحله با دیدن خود ما در آینه دیگرها بخود ما کمک کنیم. ای بسیار آسان است که ما نقطه زیفه در دیگرها ببینیم و از او خبر شویم. اما دیدن نقطه زوف در خود ما برای ما مشکل است. پس برای دیدن خرابی حسادت میتونیم با دیدن اونا در دیگرها شروع کنیم. ای کافی نیست که ما صرف حسادت و تاثیر او را در دیگرها مشاهده کنیم بلکه با اونا با دید انتقادی دید و از اونا انتقاد کنیم. از این طریق ما میتونیم برای رسیدن به انسان که حسادت در او کم است از آینه دیگرها عبور کنیم. تا سو که زمون دیگه پروانو به حق لا پختنه نظریه او یا اولاندیزونه لرهی کوالای شد. پدید تیلفون نمبر لمون سر اردی که ونیسه. سفر سفر یو پنجه چلور یو پنجه پنجه سفر اوو یو دری یو خواهش های نفسانی شما نیست. خواهش هایی که در تمام اعضای بدن شما در جنگ و ستیز هستند. شما با چیزهایی که ندارید چشم میدوزید و برای هان قاضیر دیگران را بکشید. حسد میورزید ولی نمیتوانید آنچه که میخوایید به دست هاورید. پس با یک دیگر به جنگ و نظام میپردازید. شما آنچه را که میخوایید ندارید چون آن را از خدا نخواسته اید. اگر از خدا هم بخوایید دیگر آجت شما براورده نمیشود چون بانیت بد و بمنظور ارزای عواضهای خود آن را میتلبید. ای مردمان خطاکار و بیوفاق آیا نمیدانید که دلبستگی به این دنیا دشمنی با خداست؟ هرکی بخواهد دنیا را دوست داشته باشد خود را دشمن خدا میگرداند. آیا گمان میکنید که کلام خدا بیمنیست وقتی میفرماید؟ خدا با آن روحی که خود در دل انسان قرار داده به شدت علاقه داره و نمیتواند تمایل انسان را به چیز جز خود تعمل نمید. اما فیض که خدا میبخشد از ای هم بیشتر است چون کلام او میفرماید با متکبران مخالفت میکند اما بفروتانان فیض میبخشد. خود را به خدا نزدیک سازید که او نیز به شما نزدیک خواهد شد. ای گناهکاران دستای خود را بشوید. ای ریاکاران دلهای خود را پاک سازید. ماتن بگیرید و گریه و ناله کنید. خنده شما به گریه و خوشی شما به غم مبدل شود. در پیشگاه خدا خود را فروتان سازید و او شما را سرفراز خواهد ساخت. کلام خدا چیری اصلی وزی که ما در او قرار داریم با ترحکدن سوالا به ما نشان داده. ای سوالا ما را تشویق و تحریک میکنه که به طرف خود ببینیم و در وزی که قرار داریم او را درک کنیم. آیا در بین ما و شما جنگ و دعوا وجود نداره؟ آیا علت اصلی دعوا و جنجال ها حسادت و خودخواهی نیست؟ آیا حسادت و خودخواهی ما بخاطر به استلاح جیفی دنیا نیست؟ آیا جنجال ما با این خاطر نیست که دگرها خوردن و ما ماندیم؟ دیگر پر اونا بس هست. حال نوبت ماست که چور کنیم. کی میتونه که به ای سوالان نی بگوید که نی ما ای تر نیستیم؟ یعقوب رسول هیبی دگیره برما بسیار خوب واضح میسذا و به رخ ما میکشد و میگه شما اول چیزی از خدا نمیخوایید و اگر بخوایید هم هورا با نیت بد میخوایید. آیا حقیقتا همه تر نیست؟ ما دیدیم که یگان دوست ها دعا کده میگن ای خدا من را پیش سیال و شریک نشرموند. میفهمین که مقصد ای قسم دعا چیست؟ دل ای شخص پر از خودخواهی و غرور هست. او نمیخواهد که حتی یک میلیمتر هم از سیال و شریکش پایین تر باشه بلکه از او بالاتر باشه. سیال و شریک او کی هست؟ سیال و شریک او هم کسی دیگه نیست. برادر او خواهر ویا بچی کاکا او ماما ویا همسایی او هست. آیا ای قسم درخواست از خدا به نیت پاک هست؟ پس خدا باید به دعای ما جواب نته. کلام خدا ما را تشویه کرده میگه دستای خدا از انجام دادن کارهای بد بشوین و دلهای خدا هم از حسادت و خودخواهی و غیره پاک کنین. داخل میگه خدا فروتن بسازین که خدا شما را سرفراز بسازه. حسادت انسانی سیر شدنی نیست پس تلاش بر سیر کدن او هم بفایده است. پس بیاین که فروتنی را پیشی خود بسازیم تا خدای قادر مطلق ما را سرفراز بسازه. به این آرز و صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی به پایان میرسانیم. تا ملاقات دیگه پناهتان به خدا. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی