د میندو روغتون چې هره ورځ یوه نوې ستونزه لري

  ۲۹ دقیقې

  ۲۴ فبروري ۲۰۱۸

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد سلام هموطن دقدیم کننده صدای زندگی شرمده های عزیز و ارجومند برنامه سلام هموطن سلام هموطن آرزو می بریم با خوشی و شادی تمام پیش رادیوهایتان شیشته و تا پایان برنامه همسفر ما باشین امیدوار استیم که از مطالب و داشته های برنامه بهرمند شوید شرمده های گرامی جنگ، زورگوی و قانون شکنی باعث شده که نظم و آداب اجتماعی کمرنگ شده و در نتیجه اجتماعی به میان بیان که بسیاری ها در مقابل وظایف و مسئولیت های خود در قبال جامعه و مردم بهتفاوت شود آره، یاد عن روزگاران که همه صادق و در قبال وظایف خیش صاس مسئولیت می کند و انسان منحیث اشرف مخلوقات برشان متره بود یاد عن روزگاران که هنوز ضمیر ها آلوده نشده بودند دوست های عزیز، جنگ های دوامدار که همه اش بنافع بیگانگان است و تا به حال در سرزمین ما به شکل بیروحیه ادامه داره ما را به طرف از خود بیگانگی رهنمون شده و حرص و آز و افزون خواهی را در ما فربه ساخته است در اثر جنگ و فساد اداری، تمام مؤسسات و اعناتهای دولتی و خصوصی به مرض بیروکراسی مبتلا شدن حتی شفاخانه ها و کلینیک ها از جمعه می توان از شفاخانه زایشگاه حیرات نام برد ای زایشگاه مشکلات و پراموهای عدیده خود دارد یکی از مراجعین ای زایشگاه چشمدید خود چونین بیان می نماید ای زمستانی از هم جدا ساخته بود کوچکترین صدایی که از بخش ولادی بلند می شد، همم می شنیدن ما سرگردان به دنبال داکتری بودیم که حدقل بیای اوا رهنمایی لازم بکنه اما فقط نرس ها و قابله ها بودن که گاهی یک مریض اونا را به خاطر حل مشکلش می کشید و زمانی هم به سمت می دوید که مادر وضع حمل می کد داخل دهلیز بخصوص اتاق ولادی به طرز وحشتناک در وضع بد قرار دارد ما که انوز پشت داکتر می گشتم درست خودم بالای مریضانی یافتم که وضع حمل می کدند حدود ده یا پانزده زن آماده ولادت بودن و اونا هم ارکدام بدون پرده یا حجاب وضع حمل می کدند و عده از زنایی که هنوز آماده ولادت نشده بودند با دیدن مریضان دهال ولادت آلشان به هم خورده بود و با چیرای پر از ترس شاید وضع حمل مادران بودند در گوشی از اتاق ولادت میزه قرار داشت که دو داکتر و یا شایدم دو قابله نشسته و گاهه با هم قصه می کدند و زمانه که از قصه فارغ می شدند یکی دو مادر دیگره که از درد به خود می پیچیدند نگاه سرسری انداخته و بعد از بازدید اونا اگه سرووز نابسامان می داشتند بازشت ترین الفاظ چرای قدر می زاین؟ تن بزاین؟ ما را هم زامت نتین؟ اونا را خطاب می کدند و اگه دلشان می خواست اونا را مای نمی کدند و در غیر او هیچ در نزدیک میز درست در مقابل پای یکی از کارمنده سیهی زن آمله با لباس های لکدار به رنگ گلابی و چادر سفید نزدیک به فولادی بروی زمین خود انداخته بود و از درد به خود می پیچید او گاهه به یک دکتر آزور می کد و زمانه هم به دکتر دیگر تا ماینیش کنند زن که به خود می پیچید فکر می کد که میاد درداش تکمیل شده و آماده ولادت هست بوی و تعفن بیش از حد چیزی بود که دمیان ده ها مشکل دیگر دمیان این مشکلات ازیاد می رفت شناندهای گرامی، یکی از پایوازا که خود شازی هم عرفی می کند از یکی از ولسولی های دوردست هراد مریضه به زهشگاه آورده او میگه که چهار ساعت میشه که مریضه به شفخانه آورده و خونریزی شدیده داره اما کسی به او توجه نمی کند به گفتی ای پایواز اگر ای طور باشه هم دخترش و هم طفلش از بین خواد رفت شازیه که مادر ای مریضه هست میگه که پول نداره تا دخترش در شفخانه شخصی ببره میگه که حتی پول دواره هم نداره چی رست به ای که ولادتش در شفخانه شخصی که پول زیاد میگیرن بگذرانه شنونده ازیز تمام دکتر ها نرس ها و قابل ها باید همراه مریضان برخورد خوب و سمیمی داشته باشند زیرا مریض ها به مهربانی و شفقت نیاز دارند دکتر ها، نرس ها، قابل ها، لابراند ها و تمام کارکنان صحی اخلاق طبابت نه تنها منحیص مسئولیت وزیفوی خیش مراد کنند بلکه او را به حیث عرضش معنوی انکشاف بتند و در سیستم صحی کشور نهادی نبه سازند زمان که اخلاق امیده، صداقت و امانداری دکتر با لیاقت های عالی علمی و مثلکی و قوه افحام و تفهیم او یک جای شوه گوهر والا اعتماد در ذهن مریض بوجود میاره و هر قدر که ای اعتماد مریض به دکتر محالجش بیشتر و قوی تر شوه به امو انداز نتایج تدابی و مدابا مواثرتر و شفابخشتر خواهد بود شنانده مهربان، در امیال یکی از پرسونال های ایزائشگاه که نخواست نام از او برده شوه گفت همه بینزمی ها ارتباط داره به برخورد بعد مسئولان درجه یک ای شفاخنه با کارمنده ای که از شدت کار خسته میشن و ای مسئولان بخصوص رئیس با الفاظ رکیک کارمنده ها را دشنام میده حتی از فهش دادن دکتران نیزدریق نمیورزه بسیار بد است که کارمنده مسئولیت روانی در فضای کاری نداشته باشند به گفته او، اول سال مریض به ای شفاخنه مراجعه کرد ولی در مورد او کدام رسیدگی صورت نگرفت و شش روز متواتر طفل مردیش در شکمش حمل میکد. ای موضوع حتی رسانهی شد ولی انوز هم اصلاعات لازم بر نظم بخشیدن به ای شفاخنه باوجود نیامده شنونده گرامی، امی شخص که چشمتی دختر برما بیان کد اضافه کد که نیم ساعت از ورود ما به زایجگاه حیرات گذشت و سرانجام سر و کلی یکی دکتر که میگفتن دوره استاجش هست پیدا شد و بعد از نوشتن کاغذه ما را بردرمان به شفاخنه حکیم فاریابی فرستاد و ما ماندیم وده ها مسارف سنگینه شفاخنه شخصی. حکمتالا که باشنده شهر ایرات است در زمینه چونین میگه به گفتی او زمان که دکتر نسخه میتن در دواخانه شفاخنه نسبت به دواخانه بیرون شفاخنه برداردن بیرون دواخانه برداردن. شفاخنه شفاخنه نسبت به دواخانه بیرون شفاخنه دو برابر پول دواره سر مریضه چارج میکنند. مریضه هم به خاطر ای که مریضش تلف نشد و فرصته از دست نشد هر مقدار پول را که دواخانه بگوید میپردازند. او اضافه کرد. بیرون هر مریضه که در ای شفاخنه میایه سریع میتنند که کل ماینه هایشا کنند. مگرم به خاطر منف شخصی خود مریضه در لابراتوارا و ماینه خانه شخصی خود را ای میکنند. اتا یکان طریق از ای دکترها بعد از ولادت مریضه هم میخواهند در ماینه خانه خود. شنوندهای عزیز طبابت رشدی خدمت به انسانیت هست. کسی که دکتر، قابله، نرس میشه، باید بیشتر نزود به دیگرها طرحم و احساس خدمت داشته باشند. دکتر بیدون خودبسندی و غرور باید به شکایت مریض گوش بدهد. و از برخورد آمرانه، توسیه ماینات و عدوی غیر ضروری، تجویز تدابیهای دوایی و جراهی غیر مستند اشتناب نمایند. دیار نازنین من دیار نازنین من خیال من، یکین من جناب کفر و دین من بهشت حق تو نین من دیار نازنین من دیار نازنین من که ها کمر غلام شان چی آفتاب و آتشه که ها کمر غلام شان چی آفتاب و آتشه قیامت قیام شان چی مردمان سرکشه شهادت و مراد را به گشت صنگ صنگ خواد چی صخمه را میزنن گلوه سرزمین من گلوه سرزمین من خیال من، یکین من جناب کفر و دین من بهشت حق تو نین من دیار نازنین من دیار نازنین من به خانه خانه رستمه به خانه خانه آرشه به خانه خانه رستمه شنونده گرامی مشکلات موجود در شفخانه حیرات ناشی ازی از که مسئولان شفخانه ارسر را بره مریضا و مریض داران تنگ می سازند تا اونا به شفخانه شخصی که خود یا اقاربشان مالک واستن مراجعه کنند به قول مراجعه کنندگان دلیل دوم بیتوجوهی پرسونل تیبی ای شفخانه با آوردن نفه شخصی و منفد بردن از مریض داران است سعیده سعید رئیس شفخانه زاهشگاه حیرات میگه که با موجودیت پرسونل تیبی و بیش از دو هزار ولادت و چار ست عملیات در یک ماه کار بیشتر دیگه از طوان پرسونل تیبی بالاست به گفته ای وای حیرات در مقایسه با شهر کابل شفخانه کمتر داره و مردم شهر کابل با موجودیت چندین شفخانه ولادی به شفخانه های شخصی مراجع میکنند ولی در حیرات مردم به شفخانه شخصی مراجع نمیکنند و فشه ها را به همین شفخانه زاهشگاه دولتی انداختند بان که اضافه از پینجا شفخانه شخصی در ولایت حیرات است ولی مردم بیشترین روجور را به شفخانه دولتی میکنند وی دباره ای که گوایه او با پرسونل ای شفخانه بدرفتاری میکنه و با اونا دشنام میته گفت که ایچ امکان نداره که با دکترها سلوک بد کنم و ای را مربوط به خصومتهای شخصی میدانم او میگه که ای ارفا به خاطر بدنام کدن وی تاوتعه است باید هرچیز بروی سند گفته شوه هیچ سند در این مورد وجود نداره دکتر سیده سید اضافه کد اصلا وزیعت نابسامان در این شفخانه وجود نداره و من ای ارفا کاملا رد میکنم باید گفت که در سطح یک حوزه یک شفخانه اصلا کافی نیست و در حیرات باید یک شفخانه ولایتی باشه پرگرام تخصص از پرگرام معالجه در کل باید جدا باشه او میگه در سال جاری تا کنون در هر ماه یک ازار و هفتصد ولادت نارمل در زاجگاه هیرات به سبت رسیده و سی ست و پنجه عملیات ولادی داشتیم در مورد مرگ و میر مادران باید گفت که مرگ و میر مادران در سال جاری از شروع سال تا کنون شش مورد مرگ مادران به سبت رسیده همین گونه عبدالحکیم تمنا رئیس صحت آمی ولایت هیرات میگه که در یک سد و هجده مورد تسهیل سیهی که شامل شفخانه ها کلینیک ها و دگه مراکز سیهی میشه در سطح ولایت هیرات فعالیت میکنن در امی تسهیلات سیهی تعداد ولادت هایی که داخل کلینیک ها سورت گرفته هست سیزده هزار و یکصد و نود و چار نوزات تولد شده و به تعداد یک هزار و پنجه و پنجه و شش تعداد سزارین سورت گرفته هست او میگه آمار مرگ و میر نسبت به سالهای قبل پایین هست در سه ماه نود و پنج تفل فوت شده این نوزادان بدلیل نارسی مریضی و نوزادان اند که به علت بطخیر آمدن به شفخانه طلاف شدن ویگفت بیشترین میزان مرگ و میر مادران در شفخانه روخ میده با وجود بو هم مادرانی که به شفخانه بطخیر مراجع کردن و دایه ها مداخله کردن تعداد مرگ و میر مادران در سه ماه گذشته فقط نو واقع به سبت رسیده رئیس صحت آم ایراد مشکلات در شفخانه زایشگاه ای ولایت پذیرفته میگه جدن مشکل وجود داره مردم هم حق دارن که شکایت کنن ما شدیدن بخاطر رفعی مشکلات تلاش میکنیم و همه مادرانی که در شهر زندگی میکنن توقعیشانی از که دایی شفخانه ولادت کنن ولی ما دا شفخانه که صد بستر داره هر شبان روز بین صد تا 50 مورد تنها ولادت روخ میده در کنار او ممکن 10 تا 15 مورد سزارین باشه که ای ساختمان ای فضا و ای امکانات هرگز جوابگوی ای جمعیت نیست دکتر تمنا افزود بخاطر رفعی مشکل ما با بنیاد خیدی رزایی توافق کدیم که یک الهاقیه صد بستر جدید در جوار ای شفاخانه در نظر بگیرن که ایمار شوه در زمن ما از اول سال شروع کدیم که مراقض اطراف شهر از طرف شب مریضای ولادی را بپذیرن تا مشکل مردم از این ناهیه رفع شوه وی دباره برخورد بده برخی از مسئولان شفاخانه زایشگاه گفت زمان که متابق به نیاز امکانات وجود نداشته باشه طبعا سر و صدا به وجود می آیه برما نیز از سلوک برخی از داکتران شکایت رسیده ولی شکایت مشخص از فرد مشخص با داشتن اصناد و شواهد وجود نداشته است شکایت های شفایی از فرد خاص نه بلکه از عموم برما می رسه ما بخاطر سلوک داکتران برنامه های آموزیشی هم داریم و حشدار و عرف هم داریم و خواست ما هم از پرسونل صیهی امی از که در هر آلت با بیماران رفتار مثلکی داشته باشن شنانده های گرامی تور که می دانین کارکناغ بخشی صیهی چه داکتر چه نرس و چه کارمند اداری همشان پیام آوران سل هستن باید حوثلمندی و از خودگزری زیور زبان و برخوردشان باشه داکترهای مخترم باید بدون غرور و خودبسندی در خدمت مریض و مریضداران باشن و با شفقت با اونا گوش بتن که ای عمل سبب می شه مریضا با داکترها اعتماد کنن و به هدایت داکترها گوش بتن داکترها داکترها نرسا و قابلا با روحی محبت و پیشانی باز همراه مریضا برخورد کنن کوشش کنن که همیشه بر مریضا وقت داشته باشن اما طور که ایسای مسی بر مریضا و متاجا وقت داشت وقت که ما به زندگی ایسای مسی نگاه می کنیم در می آبیم که او بهترین داکتر به هیچ مریضه برخورد خراب نکد با اونا به دقت گوش می داد و مرضای شانه شفا می داد اگر ما به انجیل مقدس که کلام واقعی خداست نگاه کنیم داستان های زیاده هست که شفقت و مهربانی ایسای مسی را در ارتباط به مریضا برما بیان می کنه او حوثلمند و نرمدل بود بین شنانده های گرامی به ای داستان ایسای مسی گوش بدیم که یک شله شفا می ده ای داستان ها از انجیلی و هننا از فصل پنجام برتان انتخاب کدیم توجه کنین بعد از اون ایسا برای یکی از ایدهای یهود به ارشلم رفت در ارشلم نزدیک دروازه معروف به دروازه گوزفند حوزه با پنج رواق وجود دارد که به زبان ابرانی آن را بیت صده می گویند در آنجا ایده زیاد از بیماران نابینایان لنگان و شلان دراز کشیده و منتظر حرکت آب بودند زیرا هر چند وقت یک بار فرشته خداوند به حوز داخل می شد و آب را به حرکت درمی آورد و اولین بیماره که بعد از حرکت آب به حوز داخل می گردید از هر مرضه که داشت شفا می افت درمیان آنها مرده دیده می شد که سی و هشت سال به مرض مبتلا بود وقت ایسا او را در آنجا خوابیده دید و دانست که مدت زیاده است که بیمار می باشد از او پرسید آیا می خواهی خوب و سالم شوی؟ آن مریض جواب داد ای آقا وقت آب به حرکت می آید کسی نیست که به من کمک کند و من را در حوز بیندازد تا من از جایم حرکت می کنم شخص دیگر پیش از من داخل می شود ایسا به او گفت برخیز بسترت را بردارو برو آن مرد فورا شفای افت و بستر خود را برداشت آن روز روز سبت بود به همین علت یهودیان به مرد که شفای افت بود گفتند امروز روز سبت است توی جازه نداری بستر خود را بوری او در جواب ایشان گفت آن کسی که مرا شفای داد به من گفت بسترت را بردارو برو از او پرسیدند چی شخصی به تو گفت بسترت را بردارو برو ولی آن مرد که شفای افت بود او را نمیشناخت زیرا آن محل پر از جمعیت بود و ایسا از آنجا رفته بود بعد از این جریان ایسا او را در عبادتگاه افته به او گفت اکنون که شفای افتهی دیگر گناه نکن مباده با عوض بدتره دوچار شوی آن مرد رفت و به یهودیان گفت این مرد را شفا داد ایسا است مرد نمیفمید که ایسا قادر به شفا دادن است داکتران محترم شما هم امود رو که ایسای مسی در فکر مریضا بود شما هم با الهام از ایسای مسی کوشش بکنین که همیشه در فکر و توجه مریضا باشین نرس های مهربان شما هم زمان شخص مریض میباشه و پیش شما مراجعه میکنن کوشش بکنین که مثل ایسای مسی با لطفت همراه شما برخورد بکنین تا اونا بالای شما اعتماد بکنن خوب شناؤنده های ارجومنت ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم شما عزیزا شد تا برنامه آینده تمام شما عزیزا را به خداوند یکتا می سپاریم جانم را تو خریدی بکونت مرا شستی قلبم را قازه کردی در من رو عدم میدی زاهر من نیک بود لیکن قلبم سیاه بود فکرم را روشن کردی از نست روشن کردی از نور خودم میدی فکرم را روشن کردی از نور خودم میدی جانم را تو خریدی بکونت مرا شستی قلبم را قازه کردی در من رو عدم میدی پاک نمودی عشق من شفا دادی درد من پاک نمودی عشق من شفا دادی درد من در سلیب جل جدا از مرد جاتم دادی در سلیب جل جدا از مرد جاتم دادی جانم را تو خریدی بکونت مرا شستی قلبم را قازه کردی در من رو عدم میدی جانم را تو خریدی بکونت مرا شستی قلبم را قازه کردی در من رو عدم میدی شنونده محترم شنونده محترم تشکر که از ویب سایت ما دیدن کردین اگر می خواین که سوالات و پیشنادای خود امروی ما درمیان بگذارین شما میتانین به شماره تیلفون صفر صفر یک چارصد و پینجا سیصد و پنج سیزده پینجا و چار زنگ بزنین و نظریات خود امروی ما در میان بگذارین نظریات شما دوست های عزیز برامو بسیار عرضش منده است