د مسیح زېږیدنه

  ۶ دقیقې ۵۶ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

تولد مسیح به انجیل گفته شده که مریم امراهی از مرد که نامش یوسف بود، نامزاد بود. یک روز جبراهیل فرشته پیش مریم آمد و برش گفت جبراهیل فرشته به مریم گفت که او حامله خواد شد و پسره به دنیا خواد آورد و نامش یسا خواد ماندن. یسا بزرگ خواد شد و خداون تخت پاتشایی داود به او خواد داد. چرا که از نسل داود است و پاتشایی شام عبدی است. مریم ترسید گفت ای چطور ممکن است؟ چرا که مریم باکره بود و با هیچ مرد رابطه نداشت. فرشته به مریم گفت که مسیح از قدرت رو القدوس یعنی روی خدا به دنیا میاید و برخدا هیچ چیز ناممکن نیست. یوسف که نامزاد مریم بود وقتی خبر شد که مریم حامله شد در فکر از ای افتاد که بیدون کدام سر و صدا از مریم جدا شد. در انجیل آمده که بعد از او یک فرشته در خواهش آمد و برش گفت. ای یوسف پسر داود از بردن مریم به خانه خود نترس. زیرا آن چی در رحم مریم است از روح القدوس است. فرشته به یوسف گفت که مریم را اعلان نکنه. و او ایران گفت که ایسا پسر مریم گناه و خجالتی کسای را که به او ایمان آردن و از او اطاعت میکنن از بین خواد برد. یوسف از کلام خدا اطاعت کرد. در او وقتا اسرائیل در تصرف رومیا بود. یک وقت رومیا امر کردن که یهودیا را سرشماری کنند. مثل دگه مردم یوسف و مریم هم از شهر ناصره به بیتله هم رفتن که در اونجا سبت نام کنند و اموالی خود را پرداخت کند. وقتا که یوسف و مریم به بیتله هم رسیدن اون اون وقتی بود که یسا باید پیدا میشه در دنیا. خب هر قدر که گشتن که یک جای برخود پیدا کنند مگرم در مسافر خانه برشان جای پیدا نشد. از این خاطر مریم مجبور شد که در یک تولیه هیوانات طفل خود را به دنیا بیاره. در انجیل میخانیم که بعد ازی که طفل مریم تولد شد او را در یک آخار خود داد. اموطور که تقریبا 700 سال پیش در این مورد نبوت شده بود که نبی خدا گفته بود که عیبت لحم از تو پیشوای زهور میکند که از ازل وجود داشته است و بر قوم اسرائیل سلطنت میکند. اولین کسایی که خبر خوش تولد ایسا را شنیدند چوبانا بودند که از طرف شاو گوزفندای خود را نگاه میکدند. همون شاو فرشته پیش این چوبانا نازل شد. این خبر خوش را آورد که در بیت لحم نجاد دهنده بشر به دنیا آمده. اون ها میتونند برند و اون را که داخور خواهست پیدا کند. چوبانا وقتی که این گره شنیدند به اجلا در راه روان شدند تایی که مسیر را پیدا کردند. بعد از اون رفتند و خبر تولد مسیر را در بین مردم پخش کردند. دمو وقت چند ستارشناس از مشرق زمین به دیدن ایسا آمدند. اونا به طرف ستاره روان شدند که خدا به وسیل از او اونا را به جای تولد مسیر را نمائی میکد. در انجیل آمده که وقتی ای ستارشناس ها در ارشالیم داخل شدند از مردم پرسان میکدند که پاتشای نوزاد یهودیان کجاست. این خبر مردم را به شور و شوق آورد. بغیر از هیرودیس پاتشا که میترسید که ای کی هست که به جای او پاتشا خواد شد. از امی خاطر هیرودیس پاتشا از رهبارا و معلمای دینی پرسان کرد که متابقه نوشتای کتاب توراد به نظر شما مسیر در کجا باید تولد شده باشه. اونا کتاب مقدس ها واسه کردند و با پاتشا گفتند که مسیر باید در بیت اللهم تولد شده. بعد از او هیرودیس پاتشا ستاره شناسا را با بیت اللهم روان کد. برشان گفت هر وقت که این طفل را یافتند با وام خبر بدند که وام برا و او را پرستش کند. وقت ستاره شناسا با بیت اللهم رسیدند در جایی که مسیر امرای مادرش بود اونا را دیدند و توفای قیمتی خدا که تلاو و کندر و عطر بود به او بخشش دادند. فرشته در خواه ستاره شناسا آشدار داد که پیش هیرودیس پاتشا دوباره برگشت نکنند. از امی خاطر اونا از یک رای دیگر رفتند به طرف وطن خود. فرشته در خواه یوسف هم ظاهر شد برش گفت که طفل و مادرشا گرفته به مسیر فرار کند چرا که هیرودیس پاتشا قصد کشتن طفل داره. از امی خاطر یوسف زن خدا و طفل گرفته و شوه شوه به طرف مسیر روان شدند. وقتی که هیرودیس پاتشا فاهمید که ستاره شناسا او را بازی دادند بسیار قار شد. او فرمان داد که تمام بچه های دو ساله و خرتره که در بیت اللهم و اطراف بیت اللهم زندگی میکدند قتل آم کنند. بعد از مرگ هیرودیس پاتشا باز فرشته خدا به یوسف ظاهر شد برش گفت که الا او میتونه که دوباره به وطن خود برگشت کند. از امی خاطر یوسف زن خدا مریمه امرای طفل گرفت و اونا دوباره به اسرائیل برگشت کند. مگرم به شهر خود نرفتند چرا که در اونجا خاندان هیرودیس پاتشا انزام سرقدرت بودند. اما بود که یوسف دولت جلیل در شهر ناصره ماند که این کار مطابق امو پیشگوی بیغنبره بود که گفته بودند که مسی ناصری خانده خواد شد. PYM JBZ