۳۰ دقیقې
۲۷ جنوري ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
با شما از صدای زندگی می شنوید شنودگان عزیز برنامه با شما سلام خوشحال استم که بازم وقت نشت برنامه شما عزیزا فرار رسیده و از طریق برنامه آزر در خدمت شما شنودهای گرامی قرار داریم آرزو می بریم که همه شما دوست های گرامی با خانوادهایتان خوش و خوشحال پیش روڈیایتان شیشته باشین و برنامه این حوبت ما گوش بدین دوست های عزیز ما بره هر کدام شما عزیزان صحت و بهروزی آرزو می کنیم و آرزوی ما است که همه تان در زندگی روزمره تان همراه خداوند قدم بزنین و زندگی شما بر از او باشه خوب دوست های عزیز به امی امیدواری می پردازیم به نشر برنامه این حوبت خود خوب قسم که شما دوست های گرامی می فامین ما در این برنامه همیشه مهمان می داشته باشیم و اون مهمان جاو جان است که از طریق تیلیفون و ایمیل امرای دوست های شنودهای ما گپ می زنند امرایشون صحبت می کنند به سوالاتشان جواب می دهند و اونا سوال می کنند بران ما همیشه جاو جان دعوت می کنیم که به این امو صوبت های را که دوست های شنوده ما از طریق تیلیفون و ایمیل داشتند در این برنامه همرای ما در امیان بگذارند و ما باز هم امروز اونا را در استادیو همرای خود داریم خوب جاو جان بازم خوش آمدین به برنامه با شما تشکرم شاید جان زنده باشین خوب جاو جان میشه که برما بگوین که دوست های شنوده ما که از طریق تیلیفون و ایمیل همرای شما به تماس شدند اطمان سوال های داشتند که مطرق کردند بله شاید جان بله حدا را شکر به دوست های زیز ما که تیلیفون کردند و بازم از طریق این برنامه بازم از تمام ایده شنوده های زیز ما که برما تیلیفون می کنند ارتباط می گیرند میخوایم که تشکری کنم ازشان و شما دوست های زیز که آله برنامه ما را مشنوین ما از شما محایش میکنم که اگر میخواین که امرای ما ارتباط بگیرین سوال داشتا باشین پیشنهاد داشتا باشین اتا انتقاد داشتا باشین لطفا امرای ما ارتباط بگیرین ما در حدمت شما هستیم امو وقته که ما شماره شما را بگیریم و زودترین فرصت دوباره برتان تیلیفون می کنیم یا امو وقته اگر ما خودم باشم دفتران تیلیفون شماره جواب میگم خوب جاوب جان میشه برما بگیرین که دوست های شنونده ما سوال های که داشتن چی سوال داشتن و جواب شما برشان چی بوده شاهد جان پیش ازی که ما سوال شنونده ما را مطرح کنم بسیار یک قصه بسیار حرده که سرگزشت و خود ماست میخوایم بگویم بسیار خوب ما در منطقه ما که بودیم یک نفر بود نامشا نمیخوایم بگویم تمام مردم او را ماما میگفتند بله اینقدر قده بلند و چارشانه و قوی بود قصه بودند که تمام تفلا از او میترسیدند بله ار تفله که بود در منطقه از او میترسید و مادرها بسیاری وقتا میخواستند که اگر اولادشان گفتشانه گوش نمیکد بیگفتی میکدند یا مثلا که اولادها میگفت خواهد کنین خصوصا ما که یادم میآهد اگر خوار بیادر ما میگفت مادرم که خواهد کنین و خواهد نمیکدند میگفت که باش که ما ماما فلانی را صدا کنم و اشتکا دفتن چوب میشدند و ترس ماما در گوش و در چشم و در قلب کل امی منطقه ما بود بله ما خودم هم ازش میترسیدم تا ای که یک روز همیشه در گوشتان گفته شده بود که ماما قصاب چون قوی و بلند بوده حتما شما را یا میزهده یا کمچیز دیگه میفتند آه، واقعا شکناک برای ما تصویر داده شده بود که میترسیدیم کل ما و خلاصا یک ذره که ما کلان شدم یک روز امرای پدرم رفتم دکان قصاب دکان ماما قصاب و ماما قصاب چی یک میربان آدمه من میترسیدم که نزدیک پدرم بیایم به خطره که ماما قصاب بود مگر، ماما قصاب من را گفت آه، جان ماما چطورسی، خوبسی یک دو سی سوال کرد من دیدم که اون ماما قصاب که برمایی گفت شده اون نیست و پسان ماما قصاب گرفت یک روپی هم برمایی داد که اینه بچه میره یک چیز بخر برد من که دیدم ماما قصاب من دیدم ماما قصاب اون هشتناکی که برمایی گفت شده بود نه بود ماما قصاب بهترین آدم بود آدم میربان بسیار آدم میربان و آرام آرام اقدر که من کلان شده رفتم واقعاً من دیدم که ماما قصاب واقعاً آدم بسیار میربان و خوب است بسیار کلان و چاق و چاشانه هست مگر آدم بسیار میربان و بسیار خوب است شاید جان در این هفته یکی از دوستهای ما یک جوانه که از سمت شمال وطن ما تیلفون کده بود گفت که جواد جان ما درمی خانه ما درمی وطن ما چیزای در باری مرگ میشنویم و خصوص اینی که رفته بود سر جنازه و این گپه ها مگه اونجا مشونیدم که گفتن امی که مرده را در قبر ماندن بعد از او که مردم 7 قدم از سر قبر دور شدن وقتی که مرده دفند شد و مردم 7 قدم از سر قبر دور شدن شروع میشه به علکشی قبر و بعد از او یک فرشته می آیا یک فرشته بسیار عیبتناک همراه یک گرس آتشی در دستش و امو جسد صدا میکنه که مرد ماندین کجا رفتین سر مردم که رفتن امو 7 قدم که دور شدن صدا میکنه که مرد ماندین کجا رفتین مرد ماندین کجا رفتین سه بار تار صدا میکنه و بعد از او این فرشته همراه این گرس آتشی در فرق این جسد میزنه و تکت کش میکنه بعد از او مرچه هم می آیا همو را جم می کنن آدمه همو جسد باید ساب پس آدم جورش میکنن همو تمام همو فرمش پس ترست میکنن و بعد از او باز این فرشته وحشتناک همراه این گرس در فرقش میزنه و باز تکت کش میکنه و این چندین بار دوام پیدا میکنه شبیه این چیزها را من هم شنیده ایم من خود بودم برمون میگفتن وقت که کسی مرد وقت که او را دفن کردن خود گفتی هف قدم یا نو قدم وقت کنا رفتن نفر که مرده واقعا میخوای که مردم پلز بره وقت که میخوزم میگه سرش در سنگ لات اون سنگ را که در سر قبر میمونه سرش در اون میخونه باز او میگه اون مردیم این چیزها را که من شنیده ایم به حساب خورترکی هر کس از دل خود هر چیزی گفتن باز او اگر آدم خوب بود باز دست راستش دروازه آب میشه اگر آدم بد بود دست چپش دروازه آب میشه وقبل از این گفت ها بغل کشی زمین شروع میشه و این قبرغه را میگه از این قبرغه تیر میکنه و این قبرغه را از اون قبرغه شانه و شانه میده پای ولی تجربهی که ما شما از خداوند داریم خداوند ما چقدر مهربان است شاید جان دقیقا چقدر دوست داشتنی است چقدر آرزو داره که ما شما امروز اون قدم بزنیم دقیقا شاید جان این چیزه نیست شاید جان که تنها ما شما در حردی شنیده ایم این چیزه است که آهم است یک کتاب است که نوشته شده کتاب منظری مرگ منظری مرگ اگر اون کتاب بخونی دوام زیاد چیزا نوشته شده است و من زیاد کسای را میشناسم شخصا که از مرگ میترسند خودم میترسیدم و نه تنهایی که از مرگ میترسیدم از خدا میترسیدم و این دوستم هم اون چیزه که گفت بسیار جوان خوب بود و گفت جوا جان من نه تنهایی که از زندگی هسته شدیم و از زندگی هم ترس داریم هر روز ترس راکت ترس این ترس آن از آره ترس هست مگر در پلوی تمامی ترس ها اتا از مرگ هم میترسم که زندگی هم نمیخوایم اطاع کنم و مرگ هم نمیخوایم که بمارم هم چرا که وحشتناک است مرگ و مرگ واقعا وحشتناک است و مردم خصوصا که بهشون این چیزا گفته شده از هدوان برشان شده در فرق تان میزنه من چیزا که میبینم وحشت از هدوان چیز است که شیطان اجاد کده مردم همه همها از هدوان ویدیویوی عربی نمیدوند در مدت صحبت میخورند بکشید اینجیل مقدس یک ترس در محبت میند انجیل خدا از محبت خدا گرسه اصلا در دلیل من خداepend باید میبینیم اصلا حق paws من در باید ماما قصاب شنیده بودم بسیار کلان بود بسیار پرایبت معلوم میشد مگر اصلایت ماما قصاب رو من نمیشنوحتم چی وقت شنوحتم؟ وقت شنوحتم که خودم او را از نزدیک دیدم و ارتباط امروش پیدا کدم و اینجا وقته که ما انجیل مقدس را میخانیم در انجیل مقدس را از که ما محبت خدا را میبینیم که خدا خدایی نیست که آدم حر باشه ظالم باشه وحشتناک باشه و منتظر از او روزه است که ما را تکه تکه کنه و از بین ببرن خداون خدای قدوس هست خداون خداون دی مقدس هست بنابراین چیزهایی که از قدوسیت میره چیزهایی که مربوط خداون میشه همه چیز مقدس هست از چیزهای مقدس آدم چیزهای نیکور آدم انتظار میداشته باشه ولی از چیزهای بد آدم اعمال بده نیت بد آدم توقع میداشته باشه از بد بد انتظار داری از خوب خوب انتظار میداشته باشه و خداون ما شما را برای زی خفت نکرده که ما شما را هر لحظه هر قسمه که به حساب دلش شد ما شما را زا بتا و شکنجه بتا بله قسمه که ما شما در پیدایش میبینیم وقتی که خداون آدما هوا را خلق کرد او دوزور خداون بودند بله و با او قدم میزدن بله بله بله بله بله بله بله بله دقیقا بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله بله ادیان دیگر می فامند که ایسای مسیم می آیا که دنیا را دا آخر داوریام کند ببینین محبت خدا را کار دوزی است که بیایی توطه کنه، معده کنه، از بین ببره، بکشه، بدره مگر کار خداوه نیست که نجات بده ایسای مسیم در آیه چاردوم فصل دوم انجیل یوانا میگه من چوبان نیکو هستم من گسفندان خود را می شناسم وانها ام مرا می شناسند دوست های عزیز، اگر تا با امروز شما ایسای مسیم را نمشناسین دعای من ایست که شما ای شبان نیکو را، ای چوبان نیکو را بشناسین زندگی تانا به دست کسی بدین که دلسوز شما است نه کسی که منتظر عزیز که شما را بگیرد تکتک کن امروی گرس آتشی در فرق تان بزنند ای دوست های عزیز من امید امید ایست گوزفند های من را مشناسند و من را مشناسم دوست های عزیز، اگر شما ای خداوند پر محبت در بزنند و زندگی تانا به دست کسی بدین که قابل اعتماده است شما زندگی ابدی دارین شما در ترس زندگی نمی کنین کسی که محبت خدا را نچشیده دوست های عزیز می ترسه من هم اونطور بودم شاید جان فکر می کنم حدت هم اونطور بودیم تا وقتی که انجیل مقدس را نهانده بودی از خدا می ترسیدیم کاملا اتا وحشت داشتم که وقت بانم با خداوند گره بزنم یا دعا کنم پیش از اون همیشه خدا را از خود می گفتم که ایک وقت دیگر ایک وقت دیگر برزیگ می ترسیدیم می ترسیدیم همه ما همه تو بودیم و امروز کسایی که اتا عملات انتحاری می کنند جان خدا میتند از ترس از که باشه اگر به این رقم خدا ما را قبول کند دوسته ازیز خداوند قلب شکسته از ما و شما می خواهید نمیخواهید که ما خودم تبا کنیم و دیگرارم تبا کنیم از ترس از که مردم هوادار می سازند که برو خود انفجار بدی که برو اگر در بهشت بودی دوسته ازیز همونطور که پیشتر خوندیم کار دوز از که می آید که باکشا و بدرا و نبود بسازه اگر شما را یک کس را میگه که شما باید انتهادی کنید اگر شما را یک کس را میگه که شما آدم باید بکشین اگر یه کس شما را میگه که با شما نفراط کنید دوسته ازیز شما برش می توانین بگیند که خداوند بعizioneی ما ره است نکرده که ما نفراط کنم خداوند برازی ما ره است نکرده که ما تبایی کنیم کار دوز تبایی کدان ای ان است کشتن است دوسته ازیز دوسته ازیز بازم اولی یه هنها فصل چارایه 18 میگه کسی که محبت داره نمیترسه و هرکی بترسه انوز به محبت کامل نرسیده زیرا محبت کامل ترس را دور می سازد ولی شخص میترسد که در انتظار مجازات است دوسته ازیز اگر شما امروز ترس دارین علت شیست که منتظر مجازات استین و انسان ها گناه کردن کلام حدا میگه همه گناه کردن و از جلال حدا قاسر می باشن مگر شکر که فیض و محبت حدا را دوسته ازیز ما در ایسای مسید داریم امید ما دهیست که حدا محبت است و او میتونه که ما را بوحشه او میتونه که زندگی های ما را تبدیل کنه و کار حداون محبت کردن و نجات بحشیدن است دوسته ازیز بله آمین تشکر جواد جان که به استادیو آمدین دوسته ازیز واقعا یکانه راه و یکانه دره که میتونه ما شما زندگی بدیر داشته باشیم و با خداون قدم زدن از تجربه بکنیم او ایسای مسید است بین که به کلام خداون لبک بگویم و متابع کلام از او باید زندگی بکنیم خوب دوسته ازیز ای بود برنامه این حوبت ما که تقدیم شما ازیز هاشد تا برنامه آینده تمام شما دوست ها را به خداونده بی نیاز می سپاریم من تجه چاہو من تجه چاهو من میره زیوان بر ای خدا چاهو من تجه چاهو من میره زیوان بر ای خدا نه کبی دکھا تجه نه کبی چونا تجه پھر بی تو هست میره قری نا جانو من گاؤ کسی نا جانو من گاؤ کسی اترا تو هست میره عزیز چاهو من تجه چاهو من میره زیوان بر ای خدا موسیقی به زبا هم میری بولی پر دیکھو من تیرا هی چهنا به زبا هم میری بولی پر گاؤ من تیرا هی نگما به نور هم میری آخه هم پر دیکھو من تیرا هی چهنا به زبا هم میری بولی پر گاؤ من تیرا هی نگما تو هی آخه میری تو هی بولی میری من پکارو تجه ای خدا چاهو من تجه چاهو من میره زیوان بر ای خدا موسیقی عربا هی یه میره دل میں که آئیگا میرا مسیحا وعدا کیا هو مجھ سے لے جائیگا مجھ کو مسیحا عربا هی یه میره دل میں که آئیگا میرا مسیحا وعدا کیا هو مجھ سے لے جائیگا مجھ کو مسیحا و آئیگا ضرور لے جائیگا ضرور منه سنیه پیاری آواز چاهو من تجه چاهو من میره زیوان بر ای خدا چاهو من تجه چاهو من میره زیوان بر ای خدا نه کبی دکھا تجه نه کبی چوا تجه فیر بی تو هی میره کلی نه جانو من گاو کسی نه جانو من گاو کسی اترا تو هی میره عزیز چاهو من تجه چاهو من میره زیوان بر ای خدا میره زیوان بر ای خدا میره زیوان بر ای خدا موسیقی شنوندگان عزیز اگر شما مایل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشناد های تان را همراه ما مطرح کنید لطفاً با شماره تلفون 001-541-550-7131 بتماس شوید ما به سوالات شما پاس خواهیم گفت
۱۸ فبروري ۲۰۱۱
۴ فبروري ۲۰۱۱
۳۰ ديسمبر ۲۰۱۱
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۷ جنوري ۲۰۱۱
۷ جنوري ۲۰۱۱
۲۶ اګست ۲۰۱۹
۲۶ اګست ۲۰۱۹