۵ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
اینجیل مطا مطا فصل چارم آنگاه روح خدا ایسا را به بیابان برد تا شیطان او را در مقابل وسوسه ها امتحان کند. ایسا چل شبان روز روزه گرفت و آخر گرست نشد. در آن وقت وسوسه کننده به او نزدیک شده گفت، اگر تو به سر خدا هستی، به گاه این سنگها نان شود. ایسا در جواب گفت، نوشته شده هست زندگی انسان فقط بسته به نان نیست بلکه به هر کلمهی که خدا می فرماید. آنگاه شیطان او را به بیت المقدس برده بر روی بام خانه خدا قرار داد و به او گفت، اگر تو به سر خدا هستی، خود را از اینجا به پایین بینده هست، زیرها نوشته شده هست، او به فرشتگان خود فرمان خواهد داد و آنان تو را به روی دست خواهند برد. عبودا پاید به سنگه بخورد. ایسا جواب داد، همچونین نوشته شده هست، خدا وان خدای خود را امتحان نکن. بار دیگر شیطان او را بر بالای کوه بسیار بلندی برد و تمامی ممالک جهان و شکوه و جلال آنها را به او نشان داد و گفت، اگر پیش من سجده کنی و من را بپرستی، همه اینها را به تو خواهند داد. ایسا به او فرمود، دور شو ای شیطان نوشته شده هست، باید خدا وان خدای خود را بپرستی و فقط او را خدمت نمایی. آنگاه شیطان ایسا را ترک نمود و فرشتگان آمده او را خدمت کردند. وقتی ایسا شنید که یهیا توقیف شده هست، به ولایت جلیل رفت، ولی در شهر ناصره نموند، بلکه به کپرناهوم که در کنار دریای جلیل و در ناهیه زبولون و نفتالی واقع است رفت و در آنجا پایید. و به این صورت سخنان اشیاء پیغمبر تمام شد که می فرماید. ایسا از آن روز به اعلام پیام خود پرداخت و گفت، توبه کنید، زیرا برقراری پاتشاهی آسمانی نزدیک هست. وقتی ایسا در لب دریای جلیل قدم می زد، دو برادر یعنی شمعون ملقب به پتروس و برادرش انسان دارند. وقتی ایسا در لب دریای جلیل قدم می زد، دو برادر یعنی شمعون ملقب به پتروس و برادرش انسان دارند. زیرا آنها ماهگیر بودند. ایسا به ایشان فرمود، دنبال من بیایید تا شما را یاد بدهم چطور مردم را سید کنید. آن دو نفر فوراً تورهای خود را گذاشته به دنبال او رفتند. ایسا از آنجا قدر پیشتر رفت و دو برادر دیگر، یعنی یعقوب پسر زبیدی و برادرش یوهنا را دید که با پدر خود زبیدی در کشتی نشسته مشغول آماده کردن تورهای خود بودند. ایسا آنها را پیش خود خواست و آنها فوراً کشتی و پدر خود را ترک کرده به دنبال او رفتند. ایسا در تمام جلیل می گرد، در کنیسه های آنها تعلیم می داد و مجده برقراری پاتشاهی خدا را اعلام می کرد و بیماری ها و ناخوشی های مردم را شفا می بخشید. او در تمام سوریه شهرت یافت و تمام کسان را که به انوای امراز و دردها مبتلا بودند و دیوانگان و میرگیداران و شلان را نزد او می آوردند و او آنان را شفا می بخشید. جمعیت زیاده نیز از جلیل و دکاپولس، از ارشلیم و یهودیه و از آن سوه اردن بدنبال او روانه شدند. امتحان کنید.