د لُوقا انجیل ۵

  ۷ دقیقې ۵ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ویډیو ډاونلوډ آډیو ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

انجیل لقا لقا فصل پنجم یک روز ایسا در کنار دریای جنی سارت استاده بود و مردم به طرف او وجوم آورده بودند تا کلام خدا را از زبان او بشنواند. ایسا ملاحظه کرد که دو کشتی در آنجا لنگر انداختند و مایگیران پیاده شده بودند تا تورهای خود را بشویند. ایسا به یکی از کشتی های که متعلق بشن اون بود سوار شد و از او تقاظا کرد که کم از ساحل دور شود و در حاله که در کشتی نشسته بود به تعلیم مردم پرداخت. در پایان صحبت به شنوان گفت به قسمت های امیق آب بران و تورهایتان را برای ساید به آب بیندازید. شنوان جواب داد های استاد ما تمام شب زحمت کشیدیم و اصلاً چیز نگرفتیم اما هالکه تو می فرمایی من تورها را می اندازم. آنها چنین کردن و آنقدر ماهی ساید کردن که نزدیک بود تورهایشان پاره شود. پس به همکاران خود که در کشتی دیگر بودن اشاره کردن که به کمک آنان بیاین. اشان آمدن و هر دو کشتی را از ماهی پر کردن بطوره که نزدیک بود غرق شود. وقتش همون پتروس متوجه شد که چی واقع شده است پیش ایسا زانو زد و عرض کرد. ای خداوند از پیش من برو چون من خطاکارم. یکو و همه همکارانش از ساید که شده بود متحیر بودن. همکاران و یکو و یوهنا پسران زیبیدی نیز همون حال را داشتن. ایسا بشن اون فرمود. نه ترس. از این پس مردم را ساید خواهی کرد. به محض اینکه کشتی ها را به خشکی آوردن همه چیز را رها کردن و به دنبال او رفتن. روز ایسا در شهر بود تصادفا مرد جزامی در آنجا حضور داشت. روز اینجزامی ایسا را دید به قای او افتاد و از او کمک خواسته گفت. اگر بخواهی میتوانی مرا پاک کنی. ایسا دست خود را دراز کرد. او را لمس نمود و فرمود. میخواهم پاک شو. فورا جزام او برطرف شد. ایسا به او عمر فرمود که این موضوع را به کسی نگوید و افزود. اما براو خود را به کاهن نشان بده. و بخاطر پاک شدنت قربانی را که موسا تا این نموده است تقدیم کن. تا برای همه مدرکه باشد. اما ایسا بیش از پیش در آن نایه شورت یافت. و عده زیاد گرد آمدند تا سخنان اون را بشنوند. و از نخوشی های خود شفای آبند. اما او به خارج از شهر میرفت تا در تنهایی دعا کند. روز ایسا مجغول تعلیم بود. و پیروان فرقه فریسی و معالمین شریعت که از تمام دهات جلیل و از یهودیه و ارشلیم آمده بودند. در دور او نشسته بودند و او با قدرت خداوند بیماران را شفا میداد. در این هنگام چند مرد دیده شدند که شل را روی تخت می آوردند. آنها کوشش می کردند او را به داخل بیاورند و در برابر ایسا به زمین بگذارند. اما به علت زیادی جمعیت نتوانستند رای پیدا کنند که او را به داخل آورند. بنابراین به بام رفتند و او را با توشک از رای چد پایین گذاشتند و در میان جمعیت در برابر ایسا قرار دادند. ایسا وقت ایمان آنها را دید فرمود. ای دوست گناهان تو بخشیده شد. ملایان یهود و پیروان فرقه فریسی با یک دیگر می گفتند. ای کی است که عرفای کفرامیز می زند. کی جز خدا می تواند گناهان را ببخشند. اما ایسا افکار آنها را درک کرد و در جواب فرمود. چرا چونین افکار در ذهن خود می پرورانید؟ آیا گفتن این که گناهان تو بخشیده شد آسان تر است یا گفتن این که بلند شو و راه برو؟ اما برای این که بدانید به سر انسان در روی زمین قدرت و اختیار آمرزیدن گناهان را دارد به آن مرد شل گفت. به تو می گویم بلند شو. توشک خود را بردار و به خانه برو. او فورا پیش چشم آنان روی پاهای خود برخواست. توشک را که روی آن خابیده بود برداشت و خدا را همدگویان به خانه رفت. همه غرق در حیرت شدن و خدا را همد کردن و با ترس می گفتند. امروز چیزهای عجیبه دیدم. بعد از آن که ایسا بیرون رفت متوجه جزیگیره به نام لاوی شد که در محل وصول مالیات نشسته بود. به او فرمود. به دنبال من بیا. او برخواست. همه چیز را واقع گذاشت و به دنبال او رفت. لاوی برای ایسا در خانه خود مهمانی کلان ترتیب داد. ادهه زیاده از جزیگیران و اشخاصی دیگر با ایسا و شاگردانش سر دسترخان نشسته بودند. فریسیان و ملایان آنها از شاگردان ایسا ایرات گرفتند و گفتند. چرا شما با جزیگیران و خطاکاران می خورد و می نوشد؟ ایسا به آنان جواب داد. تندرستان احتیاج به طبیب ندارند بلکه بیماران محتاجند. من نیامدهم تا پرهیسکاران را به توبه دعوت کنم. بلکه آمدم تا خطاکاران را دعوت نمایم. آنان با او گفتند. شاگردان یهیا بسیاری اوقات روزه می گیرند و نماز می گذارند. شاگردان فریسیان هم چونین می کند. اما شاگردان تو می خورند و می نوشند. ایسا به ایشان جواب داد. آیا شما می توانید رفقای داماد را در حال که داماد با ایشان است بر روزه گرفتن مجبور کنید؟ اما ایام خواهد آمد که داماد از ایشان گرفته خواهد شد. در آن روزها ایشان نیست روزه خواهند گرفت. همچنین برای آنان این مثل را نقل فرمود. هیچ کس از یک لباس نو تکای پاره نمی کند تا با آن لباس کهانه را پینه کند. اگر چونین کند هم آن لباس نو پاره می شود و هم پینه نو مناسب لباس کهانه نیست. همچنین هیچ کس شراب تازه را در مشکهای کهانه نمی ریزد. اگر بریزد شراب تازه مشکها را می ترکند. شراب بهدر می رود و مشکها نیست از بین خواهند رفت. آره، باید شراب تازه را در مشکهای نو ریخت. هیچ کس پس از نوشیدن شراب کهانه شراب تازه نمی خواهد. چون می گوید که شراب کهانه بہتر است.