د انسان نه ډک

  ۲۹ دقیقې

  ۲۸ جون ۲۰۱۸

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موجه کوتای 31 متر بند پهش می گردد خدا یا مرا براه راستی هدایت فرما راڈیو صدای زندگی تقدیم می کند شنونده های عزیز سلام مسرویریم از این که بار دیگر وقت نشر برنامه راه راستی فرار رسیده و ما از دریخ برنامه فوق در خدمت شما قرار داریم درس این آبت خیش را طبق معمول بنام خداونده محرابان شروع می کنیم خدایی که می خواهد تمام انسان ها راه راستی را که خداوند برای نجاتانها در نظر گرفته و برگوزیده است بدانند تا با او زندگی همشگی داشته باشند دوست محرابان در دو درس قبلی ما یاد گرفتیم که چگونه خداوند دو انسان اولی را آفرید کلام مقدس می فرماید خداوند انسان را شبه خود آفرید و انسان را مرد و زن خلق کرد بله دوست عزیز خداوند در روح مرد و زن یعنی آدم و هوا اندشه و روان را قرار داد که توانایی شناخت خداوند را دارا باشد و نیز قلب داد تا آدم و هوا او را دوست بدارند خداوند همچنان بانها مسئولیت این را بخشید تا آنها با اراده آزاد اندخاب نمایند که از خدا اطاعت کنند یا نه ما همچنان دیدیم که خداوند آدم را در باغ فردوس قرار داد باغ زیبایی که خداوند در روح زمین تحییه کرده بود بنامه آدم خداوند برای اولین مرد یعنی آدم و اولین زن یعنی هوا تمامی چیزهای را که برای یک زندگی مرفع و آرام ضرورت داشتند داده بود خداوند از مردم میخواست تا او را شناخته محبت نموده و اطاعت نمایند نه برای مدت معین بلکه برای همیشه خداوند میخواست آدم برای همیشه از او اطاعت نموده و دوست بدارند ما دیدیم که خداوند تای پلان کامل خود برای انسان که آفریده بود فقط یک آزمایش بسیار ساده را در برابر انسان قرار داد در وسط باخ خداوند درخت شناخت نیک و بد را قرار داد و بعد به انسان فرمود از همه میوه های درختان باخ بخور بجوز میوه درخت شناخت نیک و بد زیرا اگر تو میوه آن بخوری مطمئن باش خواهی مرد چرا خداوند انسان را به این طریقه ازمایش کرد؟ خداوند میخواست وضع قلبی آدم را معلوم کند خداوند انسان را امتحان نکرد که او را مرتکب به گناه کند بلکه تا او را برکت داده و استحکام بخشد انسان را که خداوند آفریده بود ایچ اشتباهی را مرتکب نشده و گناه نکرده بود اما این بدان معنا نیست که انسان دارای محبت کامل و شخصیت عالی برای خداوند بود پس خداوند آزمایش را جا گذاشت تا محبت انسان را امتحان کند اگر انسان از خداوند اطاعت نموده و در آزمایش پایدار میماند او میتونست محبت خود را نزده به خداوند به اثبات برساند در زمن اگر انسان در امتحان موفق میشد و گناه را رت میکرد این باعث استقامت بیشتر و نیز میگردید چون کلام مقدس میفرماید دوستی عزیز ما در برنامه این آبت خیش فصل ثومت کتاب مقدس را برسی میکنیم این فصل بما نشان میدهد که چطور گناه وارد جهان گردیده است اگر ما با تعالیم این فصل آشنایی داشته باشیم خواهیم دانست که چرا قلب انسان خطاکار و نادرست است و چرا جهان مملوء از درد و رنج ما قبلا مشاهده کردیم که در شروع آدم و هوا در باغ فرداوس بودند و تمام چیزهای را که برای یک زندگی آرام و لذت بخش ضرور بود در اختیار داشتند و بهتر از همه این بود که خداون خود همروزه با ملقات انها میامد تا همراه با آدم و هوا مکالمه کند خداون با انها ملقات مینمود تا به این وسیله رابطه عالی و بامانه با انسان داشته باشد در این حال کلام مقدس میفرماید که کسی دگر نیز در باغ موجود بود آیا میدانید او کی بود؟ او شیطان بود دشمن خداوند یعنی ابلیس وقته که خداوند جهان و تمام چیزهای را که درانست آفرید شیطان نگاه میکرد وقته که خداوند به انسان فرمود تا از میوه درخت نیکوبد نخورد شیطان این را شنید و فقط به دیدن و شنیدن اکتفان نموده بلکه او در حال ترهنمودن نقشه بود تا کار شگفتنگیز خداوند را بر هم بزند شیطان پلان داشت تا انسان را که خداوند آفریده بود وسوسه نماید تا انسان از خداوند اطاعت نکند و گناه برزیده از خداوند جدا شده و تباها کرده خداوند از تمام نقشه های شیطان آگاهی داشت و میدانست که او چی میکند لیکن آدم و هوا از آن به اطلاع بودند یک روز وقت که آدم و هوا نزدیک درخت ممنوع استاد بودند شیطان به شکل مار پیشانها آمد و شروع به حرف زدن بانها کرد کلام مقدس می فرماید مار از همه حیواناتی که خداوند به وجود آورد زیرکتر بود روز مار نزده زن آمد به او گفت آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه تمام درختان منع کرده است؟ مار از همه حیواناتی که خداوند به وجود آورد زیرکتر بود خب دوستان گرامی بیاید در این جا مختصر انتوقف نماییم چرا شیطان مثل یک مار زهر شد؟ کلام مقدس جواب این را می دهد وقت که می گوید مار از همه حیواناتی که خداوند به وجود آورد زیرکتر بود تا از خداوند رو گردان شبید از خدای حیات تا برای همیشه تبا گردید بله شیطان به این گنا زهر نشد پس او بانها چی گنا زهر شد؟ او مثل یک مخلوق زیبا و حوشیار و دانا خود را زهر ساخت او انتخاب نمود تا به شکل یک مار بانها گب بزند بخاطر که قبل ازان که گناه وارد جهان گردد مار به تناسب دیگر حیوانات فریبکار و مکار بود شیطان انوز هم به همان شکل است او فریبکار است او به طور عادت همیشگی چیزی را که میخواهد ارزه کند آن را به شکل بسیار آلی و زیبا پیشکش می کند کلام مقدس می فرماید شیطان هم خود را به صورت فرشته نور در بیا وارد در نتیجه خداوند در کلام مقدس خود مارا متوجی ساختم می گوید از پیامبران دروغین احتیاط کنید که در لباس میش به نزدی گرگان می آیند ولی در باطن گرگان درندند شیطان یک فریبکار است به همین منظور بود که او خود را به آدم و حوا به شکل یک مار زیرک و دانا ظاهر نمود همچنان او ترجیه داد که خود را به حوا ظاهر نموید تا به آدم بخاطره که او آرزو داشت تا شاید فریب دادن حوا ساده تر از فریب دادن آدم باشد شیطان می دانست که خداون قبل ازان که حوا را بیافریند به آدم فرمان خود را در مورد درخت داده بود باان هم حوا در مورد فرمان خداون آگاهی داشت شیطان بسیار چالاک است و دقیقا می دانست که چی کار باید بکند شیطان فکر کرد که اگر بتواند حوا را به خوردن میوه درخت شناخت نیکوبد قناعت بدهد شاید آدم نیست از او پیروی نموده و از خداون نافرمانی کند کلام مقدس می فرمایید مار نزد زن آماد و گفت آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه تمام درختان باغ منکرده است؟ آیا شنیدید که شیطان بذه شند یعنی حوا چی گفت؟ شیطان گفت آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه تمام درختان باغ منکرده است؟ آیا می بینید که شیطان برای چی تلاش می کرد؟ او کوشش می کرد تا شک و تردید را در مورد کلام خداوند در ذهن هوا را بدهد. به همین منصوب بود که او گفت آیا خداوند این را گفت؟ یا واقعا خداوند این را گفت؟ شیطان انوز هم از این طریقه استفاده می کند. او برزد کلام حقیقی می جنگد بخاطره که او می داند کلام خداوند می تواند با قدرت خود شیطان را خلای سلان اموده و دروغ های او را نقش برها بسازد. شیطان می داند که حقیقت دروغ را از بین می برد و نابوت می سازد همانطور که روشنی تاریکی را از بین می برد. بیاید که بقیه مکالمه هوا را با ابلیس بشنویم. کلام مقدس می فرماید. زن در جواب گفت ما اجازه داریم از میوه همه درختان بخوریم بجز درختی که در وسط باغ است. خدا امر فرموده است که از میوه آن درخت نخوریم و حتی آن را لمس نکنیم وگر نمی میریم. مار گفت. مطمئن باش نخواهید مارد. بلکه خدا می داند زمانی که از میوه آن درخت بخورید چشمان شما باز می شود و مانند خدا می شود و می توانید خوب را از بد تشخیص بدهید. این نجیب است. آیا خداوند به انسان یعنی آدم هوا گفته بود که اگر از میوه درخت ممنوعه بخورند چه اتفاق خواهد افتاد؟ بله خداوند گفته بود که شما خواهید مرد. شیطان چی گفت؟ شیطان گفت شما نخواهید مرد. پس شیطان صرف به انثبه دادن شک و بدگومانی به کلام خداوند قنات نکرده بلکه او مستقیمن از کلام خداوند منکر شده انکار نبود. شما در این مورد چی فکر می کنید؟ کی حقیقت را می گفت؟ شیطان یا خدا؟ کلام مقدس می فرماید که خداوند حقیقت است و نمی تاوند که دروغ بگوید در حاله که شیطان از حقیقت دور است و حقیقت را نمی پسندد چون در او ایچ راستی نیست. وقت دروغ می گوید متابق سرشت خود رفتار می نماید زیرا دروغو پدر تمام دروغ هاست. ما باید این را هم به خاطر داشته باشیم که شیطان صرف یک دروغو نبوده بلکه او یک فریبکار نیست می باشد. شیطان مکار و متقلب می باشد. او چیز را که حقیقت ندارد همراه با حقیقت مخلوط می نماید. ما این چیز که شیطان به آدم و هوا گفت دیده می تاونیم. زمان که از میوه آن درخت بخورید چشمان شما باز می شود و منند خدا می شود و می تاونید خوب را از بد تشخیص بدهید. وقت که شیطان گفت منند خدا می شود این یک دروغ بود. چون کسی که گناه می کند منند خدا نیست بلکه منند شیطان است. اما زمان که شیطان گفت می تاونید خوب را از بد تشخیص دهید. او این را راست گفت. چون بعد از آن که آدم و هوا مرتکب گناه شدند فهمیدن که گناه و شرارت چیست. اما شیطان در مورد تلخیه که این دانش به زندگی آنها خواهد آورد چیزه نگفت. خداان گفت اگر از میوه آن بخوری مطمئن باش خواهی مرد. اما شیطان گفت اگر از میوه این درخت بخورید شما نخواهید مرد. شیطان یک دروغ است. به همین منظور است که وقت خداوان گفت خواهید مرد شیطان انکار کرده گفت شما نخواهید مرد. حالا برای آدم و هوا وقت آن رسیده بود که کلام خداوان ویا دروغ شیطان را انتخاب کنند. انتخاب در دست آنها بود که با کلام خداوان یا به گفت شیطان اعتماد کنند. آیا آنها کلام خداوان را قبول میکردن یا کلام شیطان را؟ آیا آنها حقیقت را قبول میکردن یا دروغ را؟ آیا آنها خداوان روشنی را قبول میکردن یا فرمان روایی تاریکی را؟ بیاید کلام مقدس را بخانیم تا بدانیم که انتخاب آنها چی بود. آن درخت در نظر زن زیبا آمد و با خود اندیشید. میوه این درخت دلپذیر میتواند خوشتهم باشد و به من دانایی ببخشد. پس از میوه آن درخت چشید و خورد و به شوهرش هم داد و اونیس خورد. عجیب است. خداوان انسان را شبیه خود آفرید تا او بتواند خداوان را بشناسد و محبت نموده برای همیشه از او اعتعاد کند. اما انسان چی کرد؟ آیا انسان آنقدر خداوان را محبت نمود که از او اعتعاد نماید؟ نه خیر. او نفرمانی از خدای محبت و پیروی از شیطان دشمن خدا و انسان را انتخاب کرد. چی روز غمانگیزی بود؟ اجداد ما آدم و هوا با خوردن میوه که او منع کرده بود از خدای خود رو گشتاندند. یک ذرممثل افریکاییست که میگوید مرض ساری در بدن بیبار باقی نمونده بلکه به دگرانی سرایت میکند. به همین ترتیب کلام مقدس میفرماید این که ما این را بپسندیم یا نه این چیزیست که حقیقت دارد. ذرممثل فارسیست که به شکل شعر بیان گردید است که میگوید آقابت گرگزاده گرگ شبد. اگرچه با آدمی بزرگ شبد. بله ما شما و تمام انسانها اولادهای آدم و هوا استیم و همه گناهکار میباشیم چون پدرکلان همه ما گناه کرده است و ما هم از آدم گناهکار پیدا شده ایم. اولین انسان که از فرمان خداوند سرپیچینم بود جد ما و شما آدم بود و ما مثل او میباشیم. چنانچه حافظ شیرازی در ایک از غزلهای خود سروده است پدرم روزه رزوان به گندوم بفروخت ناخلاف باشم اگر من به جبه نفروشم. در میان ما کی است که بگوید من هرگست از فرمان خداوند سرپیچی نکردم. یک نفر هم در میان ما پیدا نمی شود که این ادعارا بکند. پس ما این طبیعت نفرمانی از خدا را از کی میراز گرفته ایم؟ از آدم. مثل یک مرض خطرناک ساری. گناهی که در آدم بود به همه ما سرایت کرده است. واقعا مرض ساری در شخص بیمار باقی نمانده بلکه به همه سرایت می کند. اما روی هم رفته تمام امید از دست ما نرفته است بخوادره که کلام خداوند همچنان ایلان می کند. همانطوری که یک گناه ما وجب ملامت و حکم همه آدمیان شد عمل یک شخص عادل نیز باعث براعت و زندگی همه می باشد. ما در این نوبت این موضوع را تشریح کرده نمی تانیم. ولی در درس های آینده ما در مورد راه راستی نجات که خداوند برگوزیده است تا گناهکاران به او برگشت نمایند مطالع خواهیم کرد. موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی شنانده عزیز امیدوارم از صورت که شنیدین لذت روحانی بارده باشین. تور که میدانید شیطان دروگو و دشمن خدا است. او اجداد اولی ما را فریب داد. آله هم دیگه دنیا به دشمنی خود با خدا ادامه میده. او با دروگوی خود نمیگذاره که مردم خدای حقیقی را بشناسند. یکی از برادران ما که در تلاش یافتن حقیقت بود شیطان سالها او را در قلعه پولادین خود زندانی کرده بود. وقتی که او با ایسای مسیح ایتکا کرد از زندان شیطان آزاد شده صاحب زندگی نو شد و آل خداوند قلعه پولادین او میباشد. و آل از شما دوست های عزیز دعوت میکنیم که به شادت ای برادر ما گوش فراده اید. خواهرا و برادرهای عزیز، از وقتی که به ایسای مسیح ایمان آوردم روح خداوند من را همیشه تشویق میکنه که دواری ایمان خود به خدای حقیقی شادت بدم. راه مسیح واقعا راه حق و راه الهی است. برای واضح ساختن ای که چرا پیرای مسیح شدم لازم است که یک کم دواری سرگزشت خود هم بگویم. من تا سن پانزه سالگی خوب مذهبی بودم و تمام رسومات دینی را به طور منظم رعایت میکدم. بر علاوه متعالی کتاب های دینی با یک جنبش متعصب بنیادگرایی هم ارتباط پیدا کده و به مرور زمان با روش و سیاست اونا آشنا و هم نوا شدم. به خاطر که فامیلم به کابل نقل مکان کد، من هم به کابل آمدم. وقتی که به کابل آمدم دیدم که روحی دیگی دیگه حکم روایی میکنه. در مکتبه که درست میخاندم، متوجه شدم که اکثری متعلیمین و استادها از ترز فکر دیگی با هم صحبت میکدن و جراهید کمیونیستی را با هم رد و بدل میکدن. ای وضع من را هم وادار ساخته به اونا دماس گرفته و دباره عقیدی سیاسی اونا معلومات حاصل کنم. خلاصه ای که اساسناما و برنامه یک هزب سیاسی کمیونیستی مورد قبول مواقعی شد و رای قبلی خود را ترک کده وضع فعال او شدم و به متعالی آثار مارکسیستی شروع کدم. بعد از متعالی آثار، اندوختهای مذهبی ما در مقابل او مقامت کده نتانسته به یک انسان بیدین و منکر خدا تبدیل شدم. به این یقیده پیش رفتم و به تمام مسائل و پدیده ها با دید ماتریلیستی برخورد میکدم. اما بعض چیزهایی که در زندگی ما رخ می داد، من را حیران می ساخت. اکثر خواسته هاییم با وجود برابر بودن تمام شرایط براورده نمی شدند و برخص کامیابی های نصیبم می شدند که نه شرایط او را داشتم و نه دباره او فکر کده بودم. نظر به عقیدی خود می گفتم که تمام این چیزها تصادفی رخ می دند. رفته رفته اتفاقات عجیب و غریب دامنگیری زندگی ما شد و شب و روز من را در فکر غرق کد. اکثر دوست هاییم به من می گفتند که ما نمی دانیم که تو در چی باره اینقدر چرد می زنی و فکر می کنی. همه ما برشون اصل مطلب را نمی گفتم. این اتفاقات و حوادث عجیب زندگی آینده را برم گنگ جلوه می داد و همیشه پریشان بودم که آیندهی ما چی خواد شد. مخصوصا در آخر سقوط سیستم سوسیالیستی که از یک طرف مفکوره ای که سوسیالیزم غیر قابل سقوط است، فکر مرا پر کده بود و از طرف دیگه عملا می دیدم که سوسیالیزم در حالت از هم فرو پاشی است. این موضوع تاثیر اهمیق تا افکارم کد به من را به یک شخصی که به هیچ کسی حتی به نزدیکترین دوست ها و فامیل و حتی خودم اعتماد کده نمی تانستم تبدیل کد. همیشه فکر می کنم که من با دا شخصی طرف مقابل به من خیانت کده باعثی مشکلاتم شود. به همه بدگمان شده بودم و به هیچ کسی و به هیچ چیز اعتماد کده نمی تانستم. یک روز که در خانه تنها و غرق ای فکرهای پریشان بودم که دفتن سحنهای زندگیم گویام مثل یک فلم پیش روی چشمایم ظاهر شدن. اینطور معلوم می شود که تمام ای سحنها برعلایه ما و انتقاد از ما را خوندادن و سحنهایی را که می دیدم بخشهای منفی زندگی ما را نشان می دادن. این وزه حدود نیم ساعت دوام داشت و ما خود را در مقابل یک محکمه احساس می کدم. وقتی که از این تجربه تلق گذشتم وزم بسیار خراب شد و حیران ماندم که چی کنم. بعد از گذشتاندن فشار های عجیب و غریب و مشکلات گناگون خداوند به من رحم کرد و احساس کردم که خود را به من ظاهر می سازد. مثلا متوجه شدم که چطور تمام کائنات و عالم اصطیه تحت کنترول و اراده خداوند است. خداوند به من نشان داد که در قلب ما روح کفر حکم فرما بود. خلاصه ای که قدرت خداوند را درک کدم و فهمیدم که او حاکم مطلق است. بادر که این موضوع تصمیم گرفتم که مثل گذشت ها عبادت کنم و به شیوه مذهبی نیاکان خود برگشته مصروف امور مذهبی شدم. هر قدر در این راه کوشش کردم که این اعمال خوبتر و بهتر انجام بدم اما متاسفانه زیادتر غرق در این تشویش ها و مشکلات می شدم. خلاصه از این تلاش خود هیچ نتیجه مصبت حاصل کده نتانستم. اما روح خداوند من را به این تشویق کرد که حقیقت بیرون از چوکات دین گذشتهی خود جسدجو کنم و انجیل مقدس در دسترس ما قرار داد. انجیل مقدس همیقن متعرق کدم و بعد زود فلم زندگی ایسای مسیر دیدم و بالاخره با هموطنهای خود که پیروهای حقیقی ایسای مسیر بودن آشنایی حاصل کدم. حتی اولین برخورد مسیر مورد علاقه ما قرار گرفت. اونا با محبت و سمیمیت غیر قابل توصیف از ما استقبال کدن و به زخمهای درونی ما مرحم موندن. ما به این ترتیب به ایسای مسیر آشنایی پیدا کدم. بالاخره طبیب حقیقی ما یعنی ایسای مسیر من را یافت و از تمام فشارها و نامیدیها و بیبوریها نجاتم داد. به تمام وجود خود درک کدم که ایسای مسیر خداوند حقیقی است و به حضور او به زانوهای خود خم شده به او ایمان آوردم. ایسای مسیر یک انقلاب و دیگرگونی امویقی را در زندگی مشروع کد. او تمام ترس و تشویش من را رفع کد و قلب من پر از خوشی و آرامش ساخت. آله به آینده اعتماد دارم چون اتقای مطمئن دارم. خلاصه ای که شناختن ایسای مسیر و ایمان آوردن به او من را به یک انسان نو تبدیل کد. به این ترتیب من از یک شخص بیدینی مطلق به پیروی خداوند تبدیل شدم. دوستای عزیز بغیر از راه ایمان به مسیر دیگر راه وجود نداره که انسان به خدا برسه. جلال به ایسای مسیر خداوند شما را برکت پده. برادرتان رووف دو سانه نهایت عزیز برنامه راه راستی این برنامه ها برای شما تحیه شده است. در درس آینده باز هم در مورد این بخش مهم صحبت خود را ادامه داده خواهم دید که بعد ازان که آدمه هوا از راه راستی کنار رفته فاصله گرفتن و راه نادرست را تقیب کردن چی اتفاق روی داد. گناه به وسیله یک انسان به جهان وارد شد و این گناه مرک را بهمرا آورد، در نتیجه چون همه گناه کردن مرک همه را دربار گرفت. ولی حمان توریک یک گناه موجب ملانی خود و سیاسی نفرات گرانه در سیاست خوابت کردید. شما با این خداوند سپرده از خداوند مهربان برای شما برکت را درموشم دارد. شما با این خداوند مهربان برای شما برکت دارد. ولی حمان توریک یک گناه موجب ملانی خود و سیاسی نفرات گرانه در سیاست خوابت کرد. شما با این خداوند مهربان برای شما برکت دارد. نظریات خود همراهی ما در میان بگذارین. شما میتونین به شماره تیلفون 001-450-305-1354 زنگ بزنین و نظریات خود همراهی ما در میان بگذارین. نظریات شما دوست های عزیز برما بسیار عرضش مند است.